ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۲۳, دوشنبه

انفرادی




پُشت دیوار سلول انفرادی
چه خوابی دیده
شبِ دیکتاتورِ
زالو صفت


گوشه یِ اتاق
طناب دار
هم صحبت من

زانوبغل کرده
تاریکی از فردای روشن من

تا سرحد جنون
صدای مادر
و
نفس کشیدن و بی خوابی من


می خواهم برگردم
به
دریای پرتلاطم
به
روزهایی که نزیسته ام
به
آغوش مادر

مادر
دوستت دارم چون غوغای درونم
تاکه
وادار به کشتن نشده ام
چنددقیقه ای گوش بسپار
به صدای سرود انقلاب سرخم
تاکه
آرامم کند

ازهم صحبتی با طنابِ دار

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر