ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۱۴, یکشنبه

بیانیه فراگیر دانشجویان کشور به مناسبت روز دانشجو

امروز گرد آمده‌ایم. شانزده آذر، روزی نامیده از برای ما، تا صدای اعتراض ما در این روز به تمامی طنین‌انداز شود. بیرون از این جا که ما ایستاده‌ایم، پشت حصارهای به ظاهر امن دانشگاه، حوادث و بحران‌ها روز به روز از پی هم می‌آیند و برهم می‌افزایند. ثمرۀ زندگی مادران و پدران ما، در نتیجۀ برآیند چند دهه عمل مشترک قانونگذاران و مجریان، در تکاپوی تأمین هزینه‌های سنگین حداقلی برای معاش، به یغما رفته است. بیکاری، استثمار و عدم امنیت شغلی بیداد می‌کند. بهداشت، درمان و مسکن بدل به کالاهایی گران‌بها شده‌اند که وسع خریدشان از عهدۀ بسیاری از مردم بیرون است. باری بر نقوش فاجعه بیافزاییم این را که حق فریاد و اعتراض را نیز سلب کرده‌اند و هرجا زمزمه‌ای نیز هست، گوشی شنوای دردهای فراوان رنجبران جامعه نیست. چنین است که عدالت و آزادی، حالا دیگر، توأمانِ هم به محاق رفته‌اند.
اما در این روز که با نام ماست، سر آن داریم که نه‌تنها با صدایی بلندتر از حقوق خویش به مثابۀ دانشجو دفاع کنیم، بلکه از زندگی پایمال‌شدۀ خود در جامعه نیز سخن بگوییم.
امروز تبعیض‌های بنیادین جامعه اعم از تبعیض طبقاتی و جنسیتی به دانشگاه پا نهاده‌اند. بومی‌گزینی، گزینش جنسیتی، هدایت تحصیلی و پولی‌سازی آموزش عمومی، که طبق قانون اساسی باید برای تمام آحاد ملت به رایگان در دسترس باشد، در کنار پدیده‌هایی نظیر گسترش مدارس غیرانتفاعی، مؤسسات آموزشی، کلاس‌های خصوصی و ده‌ها کالای آموزشی دیگر که به شکل‌های نابرابر رقابت تحصیلی دامن می‌زنند، پایه‌های تبعیض را در دانشگاه استوارتر کرده‌اند. تبعات روند کالایی‌سازی آموزش سبب شده است که نه‌تنها فرزندان طبقات فرودست حین تحصیل در دانشگاه تحت فشار هزینه‌های سنگین آموزشی کمر تا کنند، بلکه به تدریج از ورود به دانشگاه محروم شوند یا از سرانجام‌بخشیدن به تحصیلات دانشگاهی خود بازمانند. در این میان، آن که از قطار دوره‌های روزانۀ دانشگاه‌های دولتی جا بماند مجبور می‌شود تا هزینه‌های سرسام‌آوری را برای دوره‌های شبانه و دانشگاه‌های آزاد یا غیرانتفاعی بپردازد، تا علی‌رغم آموزشی کم کیفیت، به امید یافتن شغلی برای تأمین هزینه‌های زندگی مدرکی به دست آورده باشد. و دریغا که این تلاش، به سودای کسب منزلتی نمادین، خود چون فرزندی ناقص‌الخلقه زاییدۀ منطق حاکم است.
طنین اعتراض و مطالبۀ هزاران دانشجو برای ابتدایی‌ترین حقوقشان در سالیان اخیر از هر کناری شنیده می‌شود. سنوات تحصیلی، هزینه‌های روزافزون خوابگاه و تغذیه، شهریه‌های گزاف، واگذاری فضاها و امکانات دانشگاهی به نهادها و سازمان‌هایی بیرون از دانشگاه، واداشتن دانشجویان به کار اجباری و سوءاستفاده‌های علمی از آنان، و در این وانفسا، فشارهای امنیتی و حراستی، جملگی دست‌ها را به هم داده‌اند تا کاردها به استخوان‌ها رسند. اکنون وقت آن رسیده است تا همگان بدانند ما از چه دردی به فریاد آمده‌ایم، ریشۀ این دردها تا کجا می‌رسد و امروز چه می‌خواهیم؟ وقت آن است تا همگان بدانند ما که نه وابستۀ جناح های سیاسی هستیم و نه عضو تشکل‌های قدرت‌ساخته، ما که تنها نام دانشجو را یدک می‌کشیم، کجا ایستاده‌ایم و درگیر کدام وضعیتیم؟
قانون سنوات دست دانشگاه‌ها را برای اخذ هزینه‌های گزاف برای ترم‌های تحصیلی سنواتی و واحدهای افتاده باز گذاشته است. در حالی که بنا به تجربه، برای بهبود کیفیت طرح‌های پژوهشی و آموزشی، 5 سال تحصیلی برای دانشجویان کارشناسی، 3 سال تحصیلی برای دانشجویان کارشناسی ارشد و 5 سال تحصیلی برای دانشجویان دکتری ضروری است. این در حالی‌ست که قانونگذاران و مجریان حاکم بر دانشگاه، با تصویب قوانینی از قبیل قانون سنوات، از قضا فشار را دقیقاً به همان خانواده‌هایی وارد می‌آورند که همزمان تحت فشار قوانین حداقل دستمزد قرار دارند. این چرخه حاصلی جز تشدید محرومیت و فقر برای تولیدکنندگان واقعی ثروت جامعه ندارد.
دانشجویان بسیاری رشته‌ها، قبل از آنکه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شوند، به بهانۀ دوره‌های کارآموزی و کارورزی در کارخانه‌ها، کارگاه‌ها، مؤسسات صنعتی خصوصی، بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و مراکز به اصطلاح مطالعاتی و پژوهشی با حقوقی ناچیز یا حتی بدون دستمزد، استثمار می‌شوند و سودهای کلان ناشی از کار اضافی اجباری آنان، به جیب‌های کلان‌سرمایه‌داران می‌رود. در کنار آن هزاران فرصت شغلی برای کسانی که باید با حقوق و مزایای کامل، حق بیمه و حق بازنشستگی در همین مراکز مشغول به کار شوند، از دست می‌رود و متقابلاً شمار دهشتناک بیکاران افزون می‌گردد.
دانشگاه، جایی که عموماً می‌پندارند مرکز علم‌آموزی، حقیقت‌جویی و نیز ضامن رفاه و آزادی آیندۀ فرزندان جامعه است، دیگر سال‌هاست که بدل به بازاری برای دلالان و جاعلان علمی شده است. رنج‌نامه‌ای از دزدی‌های علمی، جعل مقالات، سوءاستفاده از طرح‌های پژوهشی دانشجویان برای ترقی و بالا جستن اساتید در مراتب علمی، جذب و گزینش غیرعلمی اعضای هیئت علمی و اخراج اساتیدی که صدای مخالفی با منویات اربابان بالادستی و منافع نظام حاکم دارند و طوماری از این دست، پیکر دانشگاه را مسخ در موجودی نحیف کرده است که دیگر حتی توان دفاع از موجودیتی مستقل از برای خود ندارد، چه رسد به آن که پاسداری از برای حقیقت باشد.
رشد و گسترش پردیس‌های بین‌الملل، افزایش شمار دانشجویان پولی، اعمال سهمیه‌های مختلف، از جمله سهمیه‌هایی برای فرزندان اعضای هیئت علمی، نهادهای امنیتی و موارد خاص، در کنار کاستن سال به سال از تعداد دانشجویان روزانه و کاهش خدمات رایگان آموزشی برای کلیۀ دانشجویان، علاوه بر شکل‌های مختلف تبعیض آموزشی به سود طبقات بالادست و لاجرم به زیان فرودستان، چنان که مختصراً ذکر شد، چنان ضربه‌ای به کیفیت آموزش و پژوهش علمی زده است که تولید انبوهی از صاحبانِ عاری از تخصصِ مدارک دانشگاهی، تنها بخش کوچکی از نتایج فلاکت‌بار آن است.
همچنین صندوق رفاه دانشجویان بر خلاف عنوانش، کارکردی جز بدهکارکردن دانشجویان به نظام بانکی کشور نداشته است. تفاهم‌نامۀ صندوق رفاه دانشجویان و صندوق کارآفرینی امید موجب آن شده است که دانشجو بابت استفاده از امکاناتی که بنا به عرف و مطابق با معیشت متعارف حق اوست، در نظام بانکی کشور بدهکار تلقی شود و حق استفاده از سایر اعتبارات بانکی را از دست بدهد. بودجه‌ای که باید صرف رفاه و معیشت کلیۀ دانشجویان شود، به وام‌های اشتغال و کارآفرینی استحاله شده و فقط در اختیار اقلیّتی از دانشجویان قرار می‌گیرد. نگاه سیاست‌گذاران صندوق کارآفرینی امید، نگاهی مبتنی بر حصول حداکثر سود است. این نگاه با ماهیت صندوق رفاه که در واقع بخشی از صندوق‌های تأمین اجتماعی به شمار می‌اید، سازگار نیست. چنین است که استیلای صندوق کارآفرینی امید بر صندوق رفاه دانشجویان موجب از بین رفتن امنیت اقتصادی دانشجویان شده است.
تبعیض جنسیتی، در قالب سهمیه‌بندی جنسیتی رشته‌های دانشگاهی، کنترل و فشار مضاعف در حوزۀ آزادی‌های فردی و پوشش دختران دانشجو، حجاب اجباری در خوابگاه‌ها، محدودیت‌های بیشتر در رفت و آمد و ساعت‌های ورود و خروج به خوابگاه‌های دختران، برخوردهای سلیقه‌ای حراست با دختران دانشجو از طریق تماس‌های تهدیدآمیز و ایجاد فضای ارعاب نزد ایشان، نگاه قیم‌مآبانۀ مسئولان و سوءاستفاده از روابط عاطفی خانواده‌ها برای محدودسازی بیشتر دختران، تحت فشار قرارگرفتن دانشجویان دختر از جانب برخی اساتید، معاونان آموزشی و کارکنان دیگر دانشگاه برای روابط خارج از عرف - که خود جلوۀ دیگری از نگاه ابزاری به زنان در جامعه است - و ده‌ها مورد ریز و درشت دیگر نمود یافته است، و طرفه آنکه این همه همواره به بهانه‌هایی همچون تامین امنیت و مصلحت دختران دانشجو اتفاق می‌افتد. اما ناگفته پیداست که این‌ها هیچ یک معنایی جز نفی بداهت این واقعیت ساده ندارند که زن، به مثابۀ نوع انسان، خود توان درک موقعیت و تصمیم‌گیری در مورد امور مربوط به خویش را دارد. دخالت بی‌دلیل خوابگاه و دانشگاه در زندگی شخصی دختران نمی‌تواند جز زیر سوال بردن استقلال فردی، آزادی عمل و عزت نفس دانشجویان دختر، هدفی با خود داشته باشد.
صدای اعتراض دانشجویان که چیزی جز حقوق بنیادین خود نمی‌خواهند، گویا بر اربابان، مدیران، سیاست‌گذاران و مجریان قوانین تبعیض‌آمیز بسیار گران آمده است. کمیته‌های انضباطی و حراست دانشگاه‌ها و دوشادوش آنان نهادهای امنیتی بیرون از دانشگاه، برای خاموش‌کردن صدای مستقل دانشجویان تمام‌قد ایستاده‌اند و به واسطۀ تهدیدهای مکرر دانشجویان معترض و خانواده‌هاشان، احضارهای گاه به گاه، پرونده‌سازی، صدور احکام انضباطی و ده‌ها حربۀ امنیتی دیگر، چکمه بر گلوی دانشجویان فشرده‌اند. بی‌خبر از آن که صدای حق‌طلبی، عدالت‌خواهی و آزادی‌خواهی دانشجویان با هیچ سرکوبی خاموش‌کردنی نیست.
شوراهای صنفی، این تنها تشکل برآمده از رای مستقیم دانشجویان که البته وامدار هیچ جریان سیاسی‌ای پشت درهای دانشگاه نیست، در شرایط کنونی پرچمدار اعتراضات دانشجویی و پژواکده صدای مستقل دانشجویان است. داشتن چنین جایگاه و کارکردی موجب شده است که مسئولان وزارت علوم بر سر راه اتحاد و عمل مشترک شوراهای صنفی سراسر کشور به نحوی مداوم سنگ‌اندازی کنند.
بله؛ می‌دانیم و می دانند تنها با تشکل‌یابی فراگیر شوراهای صنفی می‌توان در برابر برنامه‌ها و قوانین دانشجوستیز ایستاد، و البته که باید چنین کرد.
در کنار نهاد شورای صنفی، تلاش برای استقلال دانشگاه از قدرت و سرمایه و نیز تقویت نگاه انتقادی مستقل از قدرت و زدوده از ایدئولوژی حاکم، تنها دریچۀ امید برای بیرون‌شدن از وضعیت اسفناک فعلی است. در عین حال اعتراضات صنفی دانشجویی بایستی به مبارزات برحق کارگران، معلمان، زنان و تمام محذوفان و مطرودان اجتماع بپیوندد و کلیت ساختار و برنامه‌های کلان اقتصادی سیاسی را که تجاری‌سازی آموزش نیز بخشی از تبعات آن است به نقد بکشد. بدون این همراهی و پیوند، مقاومت در برابر این سیل بنیان‌برانداز که هستی دانشجو، کارگر، معلم، زن و تمام فرودستان را تهدید می‌کند، غیرممکن می‌نماید.
جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های ایران
شانزدهم آذر ماه 1395

تعداد امضاءکنندگان: +6000 دانشجو
تعداد دانشگاه‌ها: +300 دانشگاه

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۱۲, جمعه

نشریه شماره 9 تدارک حزب انقلابی (جمع قدم اول)

فراخوان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برای تجمع

زمان: ساعت ده صبح روز یکشنبه چهاردهم آذر
مکان: شهرداری تهران
همکاران زحمتکش
 طی دو سال گذشته مراجعات دسته جمعی رانندگان و کارگران که تسهیلات بلاعوض مسکن به آنها پرداخت نشده است به شهرداری تهران هر چند منجر به مصوبه شورای مسکن مبنی بر برخوداری این کارگران از تسهیلات بلاعوض مسکن شده است. اما به هنگام اجرا مصوبه مذکور، تحت تاثیر افشای واگذاری املاک نجومی به برخی از مدیران شهرداری و نمایندگان شورای شهر تهران، اجرا مصوبه مذکور نیز متوقف شد.
 رانندگان و کارگران عضو پروژه سپیدار دو و سه که با اجبار مدیریت شرکت واحد برای بهره مندی از تسهیلات بلاعوض مسکن عضو تعاونی مسکن اداره مرکزی شرکت واحد شده اند؛ با وجود اینکه سه سال از موعد تحویل واحد مسکونی شان گذشته است و پیشرفت ساخت پروژه کمتر از پنجاه درصد می باشد. و حدود یک ماه است که دعوی حقوقی سه ساله تعاونی مسکن با پیمانکار پروژه با رای دادگاه به سود تعاونی مسکن خاتمه یافته است. مدیریت و تعاونی مسکن به وعده هایی که به اعضا داده بودند که با اتمام دعوی حقوقی با پیمانکار ادامه ساخت پروژه را به سرعت آغاز خواهند کرد؛ عمل نمی کنند.
 رانندگان و کارگران عضو پروژه سهیل که با اجبار مدیریت شرکت واحد برای بهره مندی از تسهیلات بلاعوض مسکن عضو تعاونی مسکن اداره مرکزی شرکت واحد شده اند. واحد های مسکونی خود را با تاخیر چند ساله و در حالی که شرایط حداقلی زندگی در این واحدها فراهم نبود تحویل گرفتند. و علاوه بر اینها تعاونی مسکن مبالغی اضافه بر قرارداد بابت پارکینگ از آنها دریافت کرده است همچنین با تبدیل وام های 20 میلیون تومانی آنان به 30 میلیون تومان قصد دارد مبالغی اضافه برقرارداد اولیه در قالب اقساط بانکی از این زحمتکشان دریافت کند. و در ضمن از مصالح نامرغوب نیز برای ساخت پروژه استفاده شده است.
 در حق رانندگان و کارگرانی که در غالب مسکن مهر سازمان داده شده اند همچنین کارگران و رانندگانی که عضو تعاونی مناطق و سامانه های شرکت واحد هستند بی عدالتی شده است و فقط 3 میلیون تومان بعنوان تسهیلات بلاعوض مسکن پرداخت شده است.
 مشکلات رانندگان و کارگران عضو پروژ شقایق تعاونی مسکن شرکت واحد هنوز مرتفع نشده است و نارضایتی هایی وجود دارد.
 خصوصی سازی های بی رویه و غیر قانونی خطوط شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بیش از پیش گسترش یافته و امنیت شغلی رانندگان و کارگران، بازنشستگی مشاغل سخت و زیان آور رانندگان و کارگران، مزایای جانبی همانند پاداش های نقدی و غیر نقدی و سایر دستاوردها که رانندگان و کارگران شریف و زحمتکش شرکت واحد در طی سالیان با اعتراضات و عدالت خواهی ها که بواسطه اخراج چندین ساله جمعی از کارگران و زندان برخی دیگر همکاران حق طلب سندیکایی بدست آمده با مخاطرات جدی مواجه است.
 بنا بر توضیحات ارایه شده رانندگان و کارگران شرکت واحد برای رفع بی عدالتی های مدیریت در مورد مسکن کارگران، ساعت ده صبح روز یکشنبه چهاردهم آذر با لباس فرم و چنانچه تمایل داشته باشند همراه با خانواده های شان همه با هم و دسته جمعی به شهرداری تهران مراجعه خواهند کرد.

 وعده دیدار ده صبح روز یکشنبه چهاردهم آذر با لباس فرم و در صورت تمایل همراه با خانواده مقابل ساختمان شهرداری تهران

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۱۹, چهارشنبه

به هیچکس ربطی ندارد !!

امشب اسماعیل عبدی در بازداشت نیروهای امنیتی است.نیروهای قوه ی قضائیه و مسئولین کشور دیگر نگران امنیت کشور نیستند،یکی ازانسانهایی که به دنیال  حقوق ملت ،دانش آموزان و معلمان بود،امروزصبح توسط سربازان گمنام امام زمان طی یک عملیات متهورانه با یورش به خانواده ی این فرد معترض او را دستگیر کردند،و با این عملیات این فرد معترض صدایش خاموش شد،اسماعیل عبدی دیگر نمی تواند،فریاد بزندکه چرا کلاسهای درس 40 نفره است،که سرمایه ی کشورکجا خرج می شود،چراهرروز  آمار دانش آموزان ترک تحصیلی بالا می رود،اسماعیل عبدی دیگر نمی تواند،به آمار بالای اعتیاد در مدارس ودر کشوراعتراض کند،اسماعیل عبدی دیگر نمی تواند،فریاد کند،چرا باید دانش آموزان برای نپرداختن پول هزینه ی آب و برق،وگاز،و پول برگه ی امتحانی شرمسار شوند،دیگر اسماعیل نمی تواند،فریاد بزند،که باوجود تاکید قانون اساسی مبنی بر دولتی بودن مدارس،مسئولین کشور مدارس آزاد را درسراسر کشور گسترش داده اند،دیگر نمی تواند ،به خصوصی سازی مدارس اعتراض کند،نیروهای امنیتی هم امشب بابت بازداشت اسماعیل با دست پر به خانه می روند،و فرزندانشان را با مهر و محبت در آغوش می کشند.
اما این سوی سکه ،خانه ی اسماعیل امشب دور از پدر سوت وکور است،فرزندانش امشب آغوش گرم پدر را احساس نمی کنند،شاید تا 5 سال دیگر هم احساس نکنند،ورفته رفته یادشان برود که محبت پدر چه حسی دارد،امشب ماندانا،امیرحسین و مبینا نمی دانند،پدرشان در چه وضعیتی به سر میبرد،امافرزندان اسماعیل می دانند،که دیوار زندان مهربان نیست، سربازان گمانم همه از فریاد عدالت خواهی اسماعیل عصبانی اند،خون جلوی چشمشان را گرفته است.آنان پول اضافه کاری می خواهند،آنان می خواهند،که برای خشنود کردن کارفرمای خود باید در سرکوب اسماعیل،زن و فرزندان اسماعیل،،مادر،پدر،برادر خواهرو دوستان و آشنایان و همکاران اسماعیل سنگ تمام بگذارند.
امشب اطراف اسماعیل به جای لبخندهای شیرین زن وفرزندانش دیوار است ودیوار،پاسبان است وخشم و خشونت.
به زودی بهشتی را هم شاید ببرند،تا بیشتر احساس امنیت کنند،هرکس صدایش در بیاید را هم خواهند برد تا بیشتر و بیشتر امنیت برقرار شود.باغانی هم که در تبعید است،بداقی هم که دیگر چشمش پس از هفت سال زندان ترسیده است!!
برای خواستار،باستان ،و دیگر کسانی که فریادی در گلو دارندفکری خواهند کرد.
این است امنیت یک کشوراسلامی ،که همه اش باید نظامی باشد!!! 

به کسی ربطی ندارد،که دزدان و دروغگویان و فریبکاران ،کشور را بلعیده اند،به هیچکس ربطی ندارد،که عدالت نیست،به هیچ کس ربطی ندارد،که فساد و اعتیاد،و تورم و بیکاری مردم را نابود کرده است،به هیچکس ربطی ندارد،که اخلاق و فرهنگ وتمدن و شرافت و اعتماد به انحطاط کشیده شده است ،وخلاصه به هیچکس ربطی ندارد،که آرامش وانسانیت نابود شده است. چون نام حکومت اسلامی است.

  رسول بداقی


اسماعیل عبدی
معلم ریاضیات مدارس اسلامشهر دستگیر شد.
۶تن ازماموران امنیتی بدون
ارائه ی مجوز وبدون ارائه کارت
 شناسایی پس ازیورش به منزل
 اسماعیل عبدی با خشونت ایشان را درپیش چشم ماندانا ی ۴ساله دختر اسماعیل ومنیر همسر وی درحالیکه هنوز ازخواب بیدار نشده بودند ، دستگیر وبه زندان اوین فرستادند.

منیره عبدی باچشمان گریان برای گرفتن خبری از اسماعیل همراه محمد عبدی برادراسماعیل راهی اوین شد.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۱۸, سه‌شنبه

در حمایت از فراخوان سندیکای شرکت واحد علیه لایحه «اصلاحیه قانون کار»

دولت سرمایه داری ایران در ادامه سلسله حملات خود به ابتدایی‌ترین حقوق و استانداردهای زندگی، در گام بعدی صحبت از «اصلاحیه قانون کار» کرده است که به درستی با حساسیت به موقع و واکنش فعالین و تشکل‌های کارگری مستقل رو به رو شد. در واقع این «اصلاحیه» چیزی جز یک تلاش برای دست و پا کردن پوشش قانونی برای روالی که عملاً طی سال‌های گذشته وجود داشته است، نیست. وگرنه کیست که نداند در سال‌های قبل هر حرکت اعتراضی، حتی با خواستِ فوقِ ابتدایی دریافت «حقوق معوقه»‌ای که گاه از مرز چندین ماه یا حتی سال گذشته است، با بازداشت و حتی احکام کیفری قرون وسطایی مثل «شلاق» بابت اختلال و بی‌نظمی رو به رو می شود. سمت و سوی این قبیل فشارها و سرکوب‌ها را رزمایش اخیری نشان می دهد که در تاکستان علیه «فتنه گران فرضی» به شکل کارگران معترض برگزار شد. اما این قبیل ارعاب‌ها قادر به تغییر واقعیت، یعنی فروپاشی زندگی میلیون‌ها انسان و واکنش‌های تدافعی و تهاجمی جنبش کارگران نیست و از همین رو «رعب» واقعی را باید درجای دیگری جستجو کرد که تا سر حد مانور نظامی برای سرکوب کارگران جلو می آید.

لزومی به توصیف وضعیت اسف­بار معیشت کارگران ایران به گواه تازه‌ترین آمار و ارقام رسمی نهادهای دولت نیست. همان طور که پیش­تر سندیکای شرکت واحد شهریورماه در بیانیه خود در محکومیت این لایحه ضد کارگری به درستی نوشت بود، «این­که فقط شرایط  نابسامان  وبی قانونی‌ها را مطرح کنیم کافی نیست». بلکه به چیزی فراتر از فراخوان، یعنی سازماندهی اعتراض به اشکال مختلف نیاز است.

سندیکای نقاشان استان البرز ضمن حمایت از بیانیه اخیر سندیکای کارگران شرکت واحد (۵ آبان ۱۹۳۵) در اعتراض به تغییرات قانون کار و درخواست امضای طومار اعتراض به لایحه، جمع آوری طومار را تنها گام اولیه برای اطلاع رسانی و افشاگری نسبت به طرح هایی هم­چون «اصلاحیه» قانون کار می داند و از آن پشتیبانی می کند. از این پس وظیفه ما فعالین و تشکل‌های مستقل کارگری این است که این طومار اعتراضی را با سازماندهی کارگران حول آن به یک نیروی مادی و اهرم فشاری تبدیل کنیم تا چنین حملاتی پس زده شوند.

سندیکای نقاشان استان البرز در حمایت از فراخوان سندیکای شرکت واحد اعلام می کند که از هر چه در توان دارد دریغ نمی کند تا بتواند سهم کوچکی در تحقق این هدف و منافع جنبش کارگری وسیع ایران بردارد.
سندیکای نقاشان استان البرز

۱۸ آبان ۱۳۹۵

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۸, شنبه

دادستانی تهران رضا شهابی را با وجود اتمام محکومیت به زندان فرا خواند

رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه علی رغم اتمام محکومیت شش سال زندان چهارشنبه 5 آبانماه تلفنی از سوی دادستانی به زندان فراخوانده شد. شایان ذکر است به دلیل عمل جراحی مهره های گردن و کمر ناشی از ضرب و شتم دوره های بازداشت موقت با تایید پزشک قانونی مرخصی استعلاجی ایشان در دو سال اخر محکومیت مورد موافقت دادستانی قرار گرفته بود، و بیش از یکسال است که محکومیت ایشان پایان یافته است و دولت طی گزارشی به سازمان جهانی کار اعلام کرده است:«رضا شهابی از زندان آزاد شده و به سرکار باز گشته است» و در گزارش شماره 357 ماه ژوئن 2015 که در سایت سازمان جهانی کار منتشر شده قابل مشاهد می باشد. با این وجود، در مراجعه همسر آقای شهابی به دادستانی معاون دادستان به ایشان اعلام کرده است که شهابی دو سال غیبت داشته است و در صورت عدم مراجعه وثیقه ایشان ضبط و حکم جلب برای ایشان صادر خواهد شد.
قابل ذکر است که این اقدام دادستانی یک روز پس از تلاش سندیکا به جمع آوری امضا در مخالفت با تغییر و حذف بسیاری از موارد قانون کار که از سوی دولت تحت عنوان باصطلاح لایحه اصلاح قانو کار به مجلس فرستاده شده صورت گرفته است.
آزار و اذیت و حبس کارگرانی که در پی حقوق حقه خود هستند در حالی افزایش می یابد که مرتبا اخبار اختلاس های چند هزار میلیاردی از رسانه ها منتشر می شود و نه تنها هیچ اقدام  موثری برای جلو گیری از غارت و چپاول اموال عمومی در کشور صورت نمی گیرد بلکه انتشار دهندگان این دزدی ها و اختلاس ها را به زندان می برند. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ضمن محکوم نمودن اقدامات دادستانی در رابطه با آقای رضا شهابی، همچنین صدور حکم زندان برای آقایان ابراهیم مددی و داود رضوی و اخراج سایر اعضای سندیکا و تداوم اذیت و آزار و تعقیب قانونی دیگر کارگران و فعالین کارگری رامحکوم می کند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
7 آبان ماه ۱۳۹۶


    http://vahedsyndica.com/archive/2375             

بیانیه شماره 78- احضار رضا شهابی با وجود اتمام حکم زندان!

بر اساس گزارش رسیده، روز چهارشنبه 5 آبان دادستانی تهران طی تماسی تلفنی، رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه را به زندان فراخواند.
رضا شهابی در خردادماه 1389 دستگیر و طی یک محاکمه غیر عادلانه به 6 سال حبس محکوم گردید. در هنگام دستگیری و انتقال به بازداشتگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفت و ستون فقرات او به شدت آسیب دید به طوری که در طول مدت تحمل محکومیت و زندان دو بار تحت عمل جراحی گردن و کمر قرار گرفت. براساس نظر پزشکان معالج و سازمان پزشکی قانونی به دلیل نداشتن تحمل شرایط زندان و نبود امکانات بهداشتی و درمانی درون زندان، پس از درخواست های مکرر خانواده، رضا به خارج از زندان منتقل شد و تحت مراقبت شدید پزشکی در بیمارستان و خانه قرار گرفت.
در حالی که در بهار 95 محکومیت 6 ساله رضا به سر می آمد طی یک محاکمه غیر حضوری و ناعادلانه ی دیگر در اسفند 94 و به بهانه ی  رخ داد وقایع فروردین 1393 درون بند 350 زندان اوین، دوباره به تحمل یک سال زندان محکوم شد؛ وقایعی که رضا به دلیل شرایط نامساعد و حاد جسمانی امکان حضور در آن را نداشت. و این درست در شرایطی بود که وزارت کار به طور رسمی به سازمان بین المللی کار اعلام کرده بود رضا شهابی از زندان آزاد و به سرکار خود بازگشته است.
کمیته دفاع از رضا شهابی اعلام می کند احضار و اعمال فشار بر رضا شهابی علیرغم پایان دوره محکومیت او غیر قانونی است و خواهان اعلام رسمی آزادی و مختوم شدن پرونده این کارگر می باشد.

کمیته دفاع از رضا شهابی
8 مهرماه 1395

k.d.shahabi@gmail.com

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۴, سه‌شنبه

ما از فراخوان سندیکای کارگران شرکت واحد حمایت می کنیم .


سندیکای کارگران شرکت واحد برای مقابله با حمله کارفرمایان به قانون کار فراخوان امضا طومار داده است که می تواند اولین گام برای اعتراضات آتی باشد.
ضمن اینکه سلام و درود گرم و صمیمانه خود را تقدیم کارگران سندیکای شرکت واحد می کنیم ، از تمامی تشکل های کارگری ، کارگران فعال ، معلمان و پرستاران و زنان و دانشجویان ، دانش آموزان و همچنین از اعضا و هواداران سازمانها و احزاب انقلابی می خواهیم ، با برگزاری نشست ها و سمینارها ، با تشکیل جلسات کوچک و بزرگ و با برگزاری تجمعات و حتی برگزاری گلگشت هاو ...  اقدام به حمایت و دفاع از این خواسته( در سطح حداقل امضاء طومار و رشد این خواسته به اعتراضات عملی متحدانه و گسترده)  را در سطح کل کشور پیش ببرند، بدون شک همه ما می دانیم یکی از مطالبات محوری طبقه کارگر در ایران کوتاه کردن دست کارفرمایان و دولت سرمایه داری در اعمال تغییرات در قانون کار است، بنا براین در جهت گسترش و تبدیل کردن مطالبه فوق بعنوان یکی از نقاط شروع همبستگی سازمانی طبقه کارگر بر قراری ارتباط گسترده بخش های جنبش را مد نظر داشته برای پیش برد و گسترش مبارزه با تغییر قانون کار گام اول هدف خود بدانیم و اقدامات لازم را با برنامه ریزی های دقیق پیش ببریم ، از رفقای خارج کشور نیز می خواهیم ، در جهت گسترش و بروز نگهداشتن موضوع به برگزاری اعتراضات ، سمینار ها ، مصاحبه و گفتگو های مختلف ، بر گزاری جلسات و ... اقدام نمایند تا بیشتر بتوانیم موضوع را شکافته و از جهت خبری نیز ملموس تر و بروز تر پیش بریم. در این جهت سازمانها و تشکیلات ها و محافل موجود که دارای رادیو و تلویزیون و نشریات مختلف هستند موظفند و می توانند در تلویزیون ها و رادیو ها و سایت و نشریات  خود به بحث و گفتگوی گسترده اقدام نمایند، هر چند ممکن است برای بسیاری از ما، امضا طومار حرکتی کوچک و برای دوره گذشته باشد اما برای شروع حرکت های بزرگ بخصو ص در داخل نیاز به گام های اولیه است که شکافتن و بروز کردن دخالت و مقابله با تغییر قانون کار که خود تنها یک حرکت تدافعی می باشد ضرورت مبارزه امروز و اماده شدن برای حمله در مبارزات فردا است، فراموش نکنیم که برای حرکت های بزرگ و اعتراضات قوی تر نیاز به تشکل های بیشتر و تشکل سراسری داریم ، که اعتراضات کوچک امروزی می توانند ضمن مقابله با حمله کارفرمایان و دولت سرمایه داری به دست اورد های طبقه کارگر زمینه ساخته شدن تشکل های بیشتر و فدراسیون سراسری کارگری را هموار نمایند.
پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
4/8/1395


پیش بسوی اعتراض و جلوگیری از تغییرات ضد کارگری در قانون کار


 سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از تمام مزد بگیران، اعم از کارگران زحمتکش بخش های صنعتی، خدماتی، کشاورزی، معلمان، دانشجویان،پرستاران و مردم، که تغییرات ضد کارگری قانون کار آینده فرزندانشان را هدف قرار داده درخواست دارد با امضای طومار اعتراض به لایحه باصطلاح «اصلاح قانونکار» مخالفت خود را با این تغییرات ضد کارگری در قانون کار اعلام دارند.
لطفا اسامی خود را به ایمیل آدرس vsyndica@gmail.cim  و یا به آدرس تلگرام @pvsyndica ارسال نمایید.
ما کارگران ایران خواهان لغو فوری لایحه ضد کارگری “اصلاح قانون کار” هستیم!
لایحه تقدیمی دولت تدبیر و امید به مجلس شورای اسلامی مواد حمایتی قانون کار از جمله مواد ۴۱،۲۷،۲۳،۲۱،۱۳،۱۰،۷ حذف کرده و یا تغییر داده است. گر چه قانون کار کنونی نیز مانع از بی حقوقی ما کارگران نشده و اجازه تشکل مستقل غیر دولتی را از ما کارگران سلب کرده است، اما روشن است که در صورت تصویب چنین لایحه ای نیروی کار در ایران از این نیز ارزان تر گردید و مزایای ناچیز کنونی کاهش پیدا کرده است.
با وجود ضرورت تغییرات اساسی در فصل ششم قانونکار و تطبیق آن با مقاوله های بین المللی برای برسمیت شناختن سندیکاهای کارگری و دیگر تشکلات کارگری مستقل از دولت و کارفرمایان، و برسمیت شناختن حق گردهمایی، تحصن و اعتصاب برای کارگران، در این باصطلاح«لایحه اصلاح قانون‌کار» اقدامی صورت نداده اند.
گویا مهمترین “تدبیر” این دولت، همچون دولتهای پیشین، دست بردن  به منافع کارگران است. دولت بجای دست بردن به حقوق کاری، که حاصل سال ها زحمت و تلاش کارگران بوده است؛ باید به مسئله فساد و بیکاری و تورم افسار گسیخته که کمر کارگران و فرودستان را خم کرده است بپردازد. چرا به جای دست درازی به مواد حمایتی قانون کار که بخشی از حقوق حداقلی کارگران را تامین می کند؛ به فسادهای گسترده ای که کل جامعه را در برگرفته و هر روز رانت‌خواری و اختلاس های میلیاردی وناکارآمدی مدیران دولتی وحکومتی که صدایش گوش مردم را کر کرده است نمی پردازید؟
هم اکنون بخش عظیمی از صنایع تعطیل شده است وهر روز شمار بیشتری برمیلیون ها بیکار افزوده می شود. دولت به جای حمایت از بیکاران و متقاضیان کار حمله به تنها مواد حمایتی قانون کار را یکی از الویت های اصلی خود قرار داده است. تغییر مواد حمایتی مربوط به شرایط استخدام در رابطه با کارهای دائمی وموقت، مفاد ماده ۷ و همچنین بی ثمر کردن ماده ۴۱ قانون کار وتبصره هایش در رابطه با تعیین حداقل دستمزد، دادن اختیار کامل به کارفرما در رابطه با اخراج کارگران که یادآور ماده ۳۳ قانون کار پیش ازانقلاب است؛ همه و همه گامی به سوی  بردگی کامل کارگران ومزد بگیران ایران است. در شرایطی که مزد کارگران ایران به پایین ترین سطح دریافتی کارگران در سراسر جهان رسیده است و دستمزد کنونی بمیزان یک چهارم نرخ ریالی خط فقر تعیین شده را شامل نمی شود،  ارایه این لایحه به مجلس و تصویب آن  به این معنا است که به دنبال توافقات برجام دولت قصد دارد بهشت را برای سرمایه‌داران ایران و شرکتهای بین المللی هر چه آماده تر کند.
ما کارگران بخشهای مختلف صنعتی، خدمات عمومی، کشاورزی و آموزشی ایران اعلام می داریم که حمله به حقوق ابتدایی کارگران تحت عنوان “اصلاح قانون کار” تنها جهت تامین منافع کارفرمایان و سرمایه داران داخلی و بین المللی تدوین شده است و خواهان لغو فوری این لایحه ضد کارگری که زندگی و مرگ ما را هدف قرار داده است، هستیم.
ما اعلام می‌داریم در صورت اصرار دولت برای تصویب لایحه ی ضد کارگری اعتراض، تجمع و اعتصاب را حق مسلم خود می دانیم.
https://telegram.me/vahedsyndica

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۲۹, پنجشنبه

نقد گزارش گونه آقای احمد تقوی از مجمع عمومی معلمان در تهران همراه با مقدمه ای از محمد اشرفی

بعنوان مقدمه :
معلمان و کارگران از این شکست و خود زنی باید درس بگیریم.
ایجاد مانع در مقابل سراسری شدن و عقب گرد از سراسری بودن، خود زنی است.

مطلبی که در پی می خوانید نوشته معلم عزیزمان احمد تقوی ، یکی از فعالین پیش کسوت معلمان است که اکنون بازنشسته می باشد و نقد گزارش گونه از مجمع عمومی اخیر معلمان که در تهران برگزار گردید، ارایه کرده است ، و از مجموع این گزارش درک  می شود که متاسفانه مسئولین دولت توانستند معلمان ، این قشر فرهیخته جامع ایران را به سادگی  برخی را فریب بدهند و برخی را در مقابل عمل انجام شده قرار داده نظرات ارتجاعی و تفرقه اندازانه نظام اسلامی را به معلمان تحمیل کنند،و آنها را مجبور به خود زنی کنند. همه می دانیم طی ده الی پانزده سال گذشته اعتراضات یک پارچه و سراسری معلمان که با سازماندهی سراسری انجام می شد،( و در مقطعی از تاریخ نشریه قلم معلم نقش مهمی در اعتراضات داشت) توانسته بودند حکومت ضد انسانی و ضد مردمی جمهوری اسلامی را در برخی جاها وادار به عقب نشینی نمایند و در برخی جاها نیز توانسته بودند از حملات برنامه ریزی شده جمهوری اسلامی جلو گیری نمایند ، اما اکنون با سیاست چماق و هویج جمهوری اسلامی توانست در یک نقطه معلمان را فریب داده با دست خودشان، خواسته ارتجاعی جمهوری اسلامی که جلو گیری از همبستگی سراسری است  را انجام بدهند ، هدف جمهوری اسلامی از تکه تکه کردن تشکل های معلمان که ظاهرا" به دست خود معلمان انجام می دهد در واقع فلج کردن و جلو گیری از گسترش و سراسری شدن بیشتر اعتراضات معلمان است پیش ببرند، درست همین نقشه را به صورت دیگر با هدایت کردن غیر مستقیم فعالین کارگری در جهت تفرقه بیشتر تا از ایجاد همبستگی کارگری جلو گیری نماید ، پیش می برد ، و متاسفانه هیچ کدام از فعالین کارگری هم فکر نمی کنند عدم جوابگویی انها نسبت به ضرورت تاریخی همبستگی طبقاتی دقیقا" در جهت اهداف جمهوری اسلامی قرار دارد ، به نظرم این شکست و تصمیم اتحاد شکنانه اخیر معلمان باید درس عبرتی برای معلمان و کارگران باشد، تا برخی از فعالین شاید از خواب غفلت بیدار شوند. که جمهوری اسلامی به عنوان یک دشمن دائما" در صدد تفرقه اندازی و جلوگیری از اتحاد و همبستگی کارگران و تمامی زحمتکشان است. در حالی که وظیفه هر فعال آگاه و انقلابی و مستقل حرکت به سمت اتحاد طبقاتی یعنی " وحدت و تشکیلات" است.
من خاطرات زیادی از نشریه قلم معلم دارم ، به دلیل اینکه با تعدادی از معلمان ارتباط نزدیکی داشتم از جمله ع .ا . پرورش هر شماره جدید را برایم می اورد و می دانم در یک دوره این نشریه کارهای مهمی را پیش برد از این جهت از آقای خاکساری و بقیه فعالین قلم معلم صمیمانه قدر دانی و تشکر کرده اعلام می کنم معلمان عزیز زحمات شما هرگز فراموش نخواهد شد . پایدار باشید .
محمد اشرفی
29/7/1395   در زیر به مطلب آقای احمد تقوی توجه کنید .




بسم الحق المبین .
تحلیل مختصر و آیینه وار نتایج مجمع 27 مهر کانون صنفی معلمان ایران(سابق)           استان تهران(فعلی(

*** قطعه قطعه شدن تاسف بار پیکره واحد و رشید (کانون صنفی معلمان ایران) وتبدیل آن به لقمه ای راحت الحلقوم و سهل الهضم دربرابربحرانها درقالب (کانون صنفی معلمان تهران) باتحمیل وزارت کشور ولی ظاهرا درلفافه تصویب مجمع صنفی معلمان تهران
اینجانب  احمد تقوی  دبیربازنشسته وفعال صنفی از شهر ابهر بعنوان مهمان داوطلب ناظروبدون حق رای با هماهنگی قبلی با جناب محمود بهشتی لنگرودی در جلسه بودم وانچه مینگارم مشاهدات مستقیم و بلاواسطه شخص خودم میباشد ؛ نه باتکیه برروش معیوب                             "آقای فلانی میگویند"
محسنات :
1- تشکیل مجمع که حاصل رنج و تلاش پیگیر و بیمزد و منت هیات مدیره قبلی و برخی فعالان و نیز حاصل مطالبات جدی و مداوم همه تجمع کنندگان سالهای اخیرسراسرکشور بود هرچند دیر هنگام ولی بسیارمبارک و نویدبخش بود.سپاس از همه عوامل ذکرشده
2- نظم و متانت و آرامش جلسه بجزدراندک لحظاتی متناسب با شان جلسه بود.
3- معرفی کاندید ها که توسط خودشان صورت گرفت منظم و بلحاظ کنترل تایم توسط رئیس محترم جلسه خوب بود. بجز در مورد دو پیشکسوت مخلص جنابان(باغانی و خاکساری) که جناب باغانی بدلیل تبعیدبه زابل پس از اتمام حبس بخاطر فعالیت صنفی و جناب خاکساری بنا به اعلام خودشان جهت مداوا(بنظر اینحانب قطعا رنجها واسترسهای فعالیت صنفی در ایجاد بیماری نقش اول را داشته) در جلسه حضور نداشتند.
4 - دادن اوراق رای به حاضرین بادقت و امانتداری بالایی صورت گرفت ، مثلا به بنده و یک همکار مریوانی که از تهران نبودیم برگ رای و حق رای داده نشد.
5 - پذیرایی چای و نسکافه و شیرینی ، سخاوتمندانه و محترمانه و بوفور بود .
6- قدردانی از جنابان بهشتی و بداقی و عبدی وباقری و . . .(هزینه داده های جنبش صنفی) درتشویقهای ممتد حضار مشهود بود.
7- تواضع و فروتنی در همه فعالین صنفی درخور شان معلم  مشهود بود .
کاستیها :
1- حضور نسبتا اندک همکاران استان تهران علیرغم اطلاع رسانی نسبتا خوب در فضای مجازی و دهن بدهن که جای گلایه جدی و فراوان از همکاران استان تهران دارد.
کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما
هرچند عدم اطلاع رسانی از نشریات و صدا سبمای استان و نیزفضای امنیتی تاثیر گذار اصلی بودند و لی صدق و فداکاری پیشقراولان پاکبازی امثال باغانی هاو بداقیها و بهشتیهاو باقریها و عبدیها و کمانگرها و خواستارها و نودینیانها و خاکساری(تلاش  در نشرهفته نامه تاثیر گذار قلم معلم توسط جناب خاکساری فراموش شدنی نیست)ها و نیک نژادها و بهلولیها و . . . ورنج و آلام تمامی فعالین صنفی سراسر کشور که زمینه ساز تمکین وزارت کشور به این ابتدایی ترین حق قانونی(تشکیل مجمع) بود ارزشی بسا فراترو بالاتر از آن دارد که این فضاهای امنیتی بتواند خللی در حقخواهی معلمان ایجاد کند و این نقد و گلایه از همکاران استانی غایب باقوت تمام باقیست.
2- بسیار لازم بود که از دو پیشکسوت صادق و پاکبازجنابان باغانی و خاکساری(مدیرمسول نشریه اثرگذار   قلم معلم  ) حداقل توسط یکی ازهمرزمانشان یاد میشد و معرفیشان بارویکردی مثبت و امانتدارانه انجام میشد ولی این مهم انجام نشد .
3- اما اصلیترین و مهمترین کاستی و شکست استراتژیکی و اشتباه فاحش و جبران ناپذیر و نا بخشودنی مجمع بنظر بنده(اگر اشتباه بوددوستان حق نقد و شفاف سازی و رد کردن دارتد و اماده دفاع مستدل و مودبانه و منطقی از نظرم هستم) ؛ تغییر اساسنامه از (کانون صنفی معلمان ایران) ؛ به (کانون صنفی معلمان تهران) بود که بنا به اظهار صریح گردانندگان مجمع توسط وزارت کشور تحمیل شده و این تغییر عنوان ، حتی شرط لازم قبولی نتایج مجمع ارسوی وزارت کشور اعلام شده بود هرچند چند نفر از هزینه داده های فعالین صنفی درمخالفت و موافقت بااین تغییر صحبت کردند (بنده نیز باکسب اجازه از رئیس جلسه فقط توانستم یکی از دلایل مخالفتم با این ضربه وحشتناک به پیکر کانون صنفی معلمان ایران را باجدیت اعلام کنم که اتفاقا با تشویق و کف زدن ممتد حاضرین مشخص شد که حرف دل بسیاری از حاضرین است) ولی در رای گیری غیر دقیق و تقریبا عجولانه (شمردن بدقت صورت نگرفت که اگر شمارش باحوصله و بدقت صورت میکرفت بازهم باحتمال قوی نتیحه معکوس بود) تصویب شده تلقی کردتد
و سریع رد شدند.
. . . دلایل خودم را که فقط توانستم بااجازه رئیس جلسه یکموردش را علیرغم نداشتن حق رای برای حضار بگویم و البته برخی راهم دیگر مخالفین گفتند در این تحلیل آیینه وار(زلال وشفاف و واقعگرایانه) و وجدانا بقصد شفاف سازی و **عبرت گیری تشکلهای دیگرمثل صنف کارگران و پرستاران و پزشکان و دانشجویان و . . . واگاهیشان ازاین شگرد غیرقاتونی و غیرصادقانه و زیرکانه ؟!  وزارت کشور** ونه بقصد تخریب و فضاسازی و   . . . اعلام میکنم ؛
    ** تا چه قبول افتد و چه در نظر آید **
الف - احتمالا بنابه اساسنامه و قوانین مدنی برای تغییر اساسنامه تشکل جلسه فوق العاده با اطلاعرسانی قبلی ورای گیری دقیق و . . . لازم است و تغییر اساستامه در این مجمع انهم بدون اعلام قبلی و آمادگی و تحقیق اعضا (موضوع تغییر اساسنامه در این مجمع اطلاع رسانی نشده بود) و باعجله و غیر دقیق و انهم با تفاوت بسیار جزعی اختلاف رای مخالفین و موافقین باروش نادرست ونادقیق دست بلتدکردن و شمارش نکردن و همبنطور بانگاه سرسری اعلام موافقت کردن و ... صورت گرفت و بنظرم این روش استحکام لازم را نداشته و مخدوش و مردود است و قابل پیگیری و برگشت است.
ب - چون در اساسنامه قبلی ، کانون صنفی معلمان ایران متعلق به همه معلمان ایران بود ، پس فقط معلمان استان تهران(حاضرین فقط از استان تهران بودند) نمیتوانند در این مورد تغییر بدهند(حتی به دوتفرغیرتهراتی ناظردرجلسه احتمالا بدستور نماینده وزارت کشور حاضر و ناظر در جلسه حق رای داده نشد)
و اگر معلمان استان تهران بخواهند کانون مستقل تشکیل دهند باید بدون دخالت در اساسنامه قبلی کاتون ص م ایران ، برای ایجاد تشکل جدید(کانون صنفی معلمان تهران) راسا اقدام کنند و کانون قبلی دست نخورده بعنوان تکیه گاه ملی باقی بماند حال مخالفت وزارت کشور مانع فعالیتش میشود یانه بحث جداگانه وقابل پیگیریست و همچنین وجود شورای هناهنگی هم که مطلع نیستم خود بنیان محکم قانونی دارد یا نه ؛ توجیه گر لازم نبودن     کاتون صنفی معلمان ایران     نیست .
ج - این عنوان   کاتون صنفی معلمان ایران ؛     قطعا در هنگام تاسیس با ممانعت وزارت کشور روبرو بوده ولی ایستادگی و استدلال و پایمردی ورنج و آلام پیشگامان موسس ، وزارت کشور را وادار به قبول کرده حال بی انصافی و باپوزش نشانگر ضعف و عقب نشینی مفرط این نسل است که چنین خسارت حبران نشدنی را بپذیرد .حتی اگر ایجاد این تغییر بناچار لازم باشد باید ضمن رعایت بند  1   و   2  این نوشته و توسط و یاحداقل با حضور موسسین عملی شود.
د -  اگربخاطر عدم قبول مجمع توسط وزارت کشور تن به این معضل داده شده اولا تحمیل وزارت کشور خلاف قانون اساسییست ومطابق قاتون اساسی تشکیل مجمع حق مسلم ماست و نباید برای گرفتن حق مماشات کرد ؛ ثانبا گرفتن امتیازکوچک تشکیل مجمع و انتخابات دربرابر دادن امتیاز بزرگ و غیرقابل جبران(سلاخی و قطعه قطعه کردن پیکررشید و متحد و اثرگذار کانون صنفی معلمان ایران) انهم بدست خود ودر لفافه انتخاب و تصویب معلمان بشدت غیرمعقول و تاسف آور است.
س - تجربه ثابت کرده وزارت کشور کوچکترین امتیاز در اختیار خودش را در قدرت مطلقه خودش ضرب کرده و دهها برابر قویتر در محدود کردن صنفها از آن استفاده میکند ولی قویترین امتیازات قانونی صنفها را پشت گوش اتداخته و بلا استفاده میگذارد( نمونه اش حق شفاف و غیرقابل تفسیر و انکارناپذیر حق تشکل در قانون اساسی و دهها نمونه دیگر) ؛ پس تغییرعنوان کانون صنفی معلمان ایران     به کانون صنفی معلمان تهران   پس از این برای ایجاد تفرقه بین معلمان ایران با این دستاویز ؛ قویترین استفاده را برای وزارت کشور و اطلاعات خواهد داشت و هرگاه که اراده کنند نتایج مجمع و دیگر کنشهای صنفی را نادیده و مغفل میگذارند همچنانکه درگذشته ها کرده اند ولی این تفرقه را بتمامی اجرا میکنند.
. . . و موارد دیگر که باآوردن همه مطلب طولانی میشود .
بااین واقعه آیا پیکر رشید و رعنا و بالنده و متحد و منسجم و شدیداموردنیاززمان و اثرگذار (کانون صنفی معلمان ایران) ؛ گرچه با تحمیل وزارت کشور ، اما با غفلت و تحت تاثیر شادی سطحی و زودگذر حق برگزاری مجمع و انتخابات ؟! ، بدست جمع اندکی (تعداد حاضرین نسبت به جمعیت ملیونی معلمان شاغل و بازنشسته کل کشور) از خود مان سلاخی و قطعه قطعه نشده ؟ ؟ ؟ . . . 
ایا موافقان تصویب این تغییر ، ارزشمندترین امتیاز(عامل اتحاد و انسجام معلمان ایران) را با امتیازی ناچیز (حق موقت برگزاری مجمع -- درحالیکه بسیارقویترش در قانون اساسی که ظاهرا میثاق ملی و خونبهای شهیدان هم مینامندش هست ولی در عمل ازسوی حاکمیت اجرا نمیشود- ) معاوضه نکرده اند و آیا این ابیات مولانا بنوعی در باره این کارشان صدق نمیکند که ؛
قدرخودنشناخت ... آدمی(کانون ص م ایران)/
از فزونی آمد و شد در کمی .
خویشتن راآدمی(کانون ص م ایران)ارزانفروخت/
بوداطلس،خویش بردلقی بدوخت .
اینک با تاسف عمیق اما امیدوار به فضل خدا و همت معلمان حقخواه ایران درسوگ این قتل خونین پیکرهء رشید و رعنا و بالتده و اثر گذار(کانون صنفی معلمان ایران) آنهم باتحمیل (وزارت کشور) ؛ ولی بدست جمعی از خودمعلمان ؛ با خودم این بیت را مویه میکنم که ؛
  ** پهلوان افتاده خاک باحکم جبر اقتدار/**
     لیک خود خنجرزده برپیکر رعنای خویش.
بنظرم(بعنوان یک فعال صنفی معلمان ایران ، که از این تغییر حق اتحادم با معلمان ایران تضییع شده ، درحالیکه باید بکوشیم اتحادمان جهانی شود ولی باتاسف اتحاد کشوریمان را هم حفظ نمیکنیم !) باتوجه به بند یک این نوشته(لزوم جلسه فوق العاده برای تغییر اساسنامه) این تغییر باشیوه مخدوش عملی شده و برای    کان لم یکن      تلقی شدن قابل تعقیب قانونیست و شامل مرور زمان هم نمیشود.
درپایان با این تذکر که فعالیت قانونمند در کانون صنفی معلمان را بدلیل اثر گذازی عمیقش در رشد سالم اجتماع و کمال و سعادت انسان بعنوان عبادت خدا تلقی مینمایم ؛  شادی ، سرفرازی ، موفقیت و اتحاد و صمیمیت همه فعالین صنفی معلمان و فعالین صنفی همه اقشار ملت ایران را از حضرت حق جل جلاله متواضعانه خواستارم.  آمین یا الله
سپاس ازاینکه وقت گذاشتید وخواندید
و پوزش از صراحت کلام و اطاله مطلب.
شاد باشید.

    احمد تقوی  ابهر  95/7/28