ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۲۹, یکشنبه

خاطرات رفیق علی پیچگاه از مبارزات کمیته اعتصاب و شورای کارگری پالایشگاه نفت

خاطرات رفیق علی پیچگاه از مبارزات کمیته اعتصاب و شورای کارگری پالایشگاه نفت 


فایل صوتی جلسه جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر) مورخ 29 اسفند 1395 سخنران رفیق علی پیچگاه  موضوع سخنرانی بیان خاطرات ایشان از مبارزاتی که در کمیته اعتصاب و شورای کارگری پالایشگاه نفت تهران در دوره انقلاب داشتند ، این فایل از سری جلسات هفتگی جمع قدم اول است که توسط جمع  قدم اول تهیه و توزیع گشته است

پیام به رفقای کارگر شرکت ملی نفت

پیام به رفقای کارگر ِ شرکت ملی نفت

اخبار اعتراضات کارگران در بخش های مختلف مراکز کارگری گویای اوضاع متلاطم  ِ جامعۀ کارگری است. بخش های بزرگی از کارگران شاغل در مراکز کارگری به دلیل عدم پرداخت مزد و همچنین پایین بودن سطح مزدهایشان در رنج و گزفتاری بسر می برند. در روزهای اخیر کارگران بیش از 23 فاز از پروژهای پارس جنوبی در عسلویه، نخل تقی، طاهری و کنگان در اعتراض و اعتصاب برای دریافت مزد عقب افتاده اشان به سر می برند . این کارگران یا بومی هستند و یا از شهرهای دور و نزدیک برای یافتن کار به منطقۀ اقتصادی پارس جنوبی آمده اند، بسیاری از آنها ماه ها دور از خانه و خانواده خود ، برای تأمین مخارج روزانه و نان بخور و نمیر، شرایط سخت غربت و قانون تبعیض آمیز 12 ساعت کار روزانه، فضای آلوده محیط کار و خواب گاه های تنگ و تحقیر آمیز ِ کارگری را تحمل می کنند. این کارگران بویژه در روزهای پایانی  سال به امید گرفتن مزد ِ کارشان، همۀ این سختی ها را به جان خریده اند که آرزوهای کوچک زن و فرزندانشان که خوراک و پوشاک و شیرینی شب عید است را برآورده کنند. اما دریغ، کارگرانی که چندین ماه است هیچ حقوقی دریافت نکرده اند، آرزوهایشان را نیز برباد رفته می دانند. با این اوضاع مشقت بار «حول حالنا الی احسن الحال» چیزی جز طنز تلخی بیش نخواهد بود. تحول در حال و احوال کارگران و زحمتکشان نه از طریق دست به دعا بر داشتن بلکه از مسیر مبارزه میسر خواهد شد. شرایط تعویق مزدها و مبارزه برای گرفتن حقوق  ِ خود تقریبا بر همه کارخانه ها، کارگاه ها و شرکت های بزرگ و کوچک حاکم است. کارفرمایان، سرمایه داران و دولت هیچ پاسخی به پرداخت مزدهای عقب افتاده کارگران نمی دهند و اصولا هیچ مسئولیتی برای پاسخ گویی به خواست کارگران احساس نمی کنند. پرداخت نشدن مزد تنها بخشی از دشواری های زندگی کارگران است. بخش دیگر تعطیلی  ِ کارخانه ها و شرکت ها و بیکار شدن کارگران می باشد که هر روز بر آمار آنها افزوده می گردد. علیرغم هر وعده ای که از سوی مسئولان حکومتی مبنی بر سامان دهی  ِ وضع آشفته و نابسامان اقتصادی و اجتماعی داده می شود تصمیم و اراده ای برای بهبود شرایط زندگی کارگران و زحمتکشان از طرف حکومت دیده نمی شود .
دوستان کارگر
آیا از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی، حتی یک بار دیده اید یا شنیده اید که چیزی به نفع طبقه کارگر تغییر پیدا کزده باشد؟ آیا یک بار دیده اید که سال جدید بیاید و فقر کمتر شود ؟ آیا شنیده اید که بیکاری کاهش یابد و نیروهای بیکار برای یافتن کار مناسب برای مخارج زندگی شان دچار مشکل نباشند؟ آیا شنیده اید که کارگران و یا کارکنان کارخانه ها و شرکت ها پس از ماه ها کار بتوانند بدون دردسر به حقوق ماهیانه شان برسند؟ آیا شنیده اید کارگر، معلم، دانشجو، پرستار و یا انسان های دیگری که با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند، آزاد باشند خواست ها و مطالبات خود را بیان کنند و سرکوب نگردند؟ روند عمومی وقایع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در جامعه حکایت از این دارد که فقر، بیکاری و بی حقوقی مردم همواره سیر صعودی داشته است. بر هیچ کس پوشیده نیست که آزادی های سیاسی و دمکراتیک نیز همواره به خشن ترین شکلی سرکوب شده است. هیچ نشانه ای از بهبود اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور قابل تصور نیست. نه فقر و گرانی و بیکاری کاهش می یابد و نه نیروهای مزدبگیر جامعه امیدی به حفظ کار و شغل خویش دارند. در واقع هیچ کارگر و زحمت کشی از گزند بحران سیاسی و اقتصادی نظام سرمایه داری در امان نیست. فقر و بیکاری و بی حقوقی در شرایط حاکمیت سرمایه داران و زمین داران «شتری است که در خانۀ همۀ کارگران خوابیده است». کارگران شرکت نفت و شرکت گاز و پتروشیمی ها بهترین مصداق این روند نزولی شرایط نامناسب اقتصادی و سیاسی هستند. همه شاهدند که چگونه وزارت نفت جمهوری اسلامی با سیاست تعدیل نیرو و کسر مزایای شغلی کارگران تحت پوشش این وزارت خانه، دست آورد سال ها مبارزه کارگران را از آنها ربوده است. کارگران شرکت نفت در مناسبات میان کارگر و کارفرما از جایگاه ویژه ای برخوردارند. کارگران شرکت نفت به دلیل اهمیت و نقش تعیین کننده شان در اقتصاد کشور و همچنین به دلیل تجربه مبارزاتی شان از وزنه ای قابل اتکا برای سایر کارگران در بخش های مختلف اقتصادی برخوردارند. با این ویژگی است که کارکران شرکت نفت، گاز، پتروشیمی، صنایع فولاد، خودروسازی ها و غیره  در جنبش کارگری از رسالت و نقش تعیین کننده برخوردارند. این بخش از کارگران به دلیل نقش پیشروی که در جنبش طبقه کارگر دارند بدون شک می توانند نقش رهبری کننده و یا حداقل تآثیر گذار بر سایر بخش های طبقه کارگر داشته باشند. این بخش از طبقه کارگر باید از اهمیت و جایگاه خود در جنبش کارگری واقف باشد و آگاهاانه سایر بخش های طبقه کارگر را مورد حمایت قرار دهد. حمایت کارگران شرکت نفت از سایر بخش های طبقه کارگر، تجلی همبستگی طبقه کارگر در مبارزۀ طبقاتی است. علاوه بر این ضرورت تحزب و انسجام طبقه کارگر حکم می کند که این بخش پیشرو طبقه کارگر وظیفه سترگ اتحاد و ایجاد تشکل های طبقاتی و سازمان یابی  ِ حزبی را خود بیاموزد و به سایر بخش های طبقه کارگر نیز آن را آموزش دهد. طبقه کارگر در مبارزه به ضد نظام سرمایه داری و مبارزه برای مطالبات خود باید از تشکل های طبقاتی برای  مبارزه اقتصادی و سیاسی برخوردار باشد و به عبارت دیگر به سندیکاها و حزب سیاسی خود نیاز دارد.  


کارگران پروژه های پارس جنوبی
جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام
فعالان کارگری جنوب
فعالان کارگری شوش و اندیمشک
جمعی از کارگران محور تهران  -  کرج
اسفند 1395
kargaran.parsjonobi@gmail.com

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۲۱, شنبه

فایل جلسه سوم جمع قدم اول "شروط لازم برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر چیست؟"


فایل جلسه سوم جمع قدم اول "شروط لازم برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر چیست؟"



سومین جلسه پالتالکی جمع قدم اول در تاریخ 19 /12/1395 برگزار شد . موضوع بحث عبارت بود از "شروط لازم برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر چیست؟" بحث را رفیق جمشید طرح کرد .جلسه بعدی( چهارم) در روز یکشنبه 9 آپریل برگزار خواهد شد ، موضوع جلسه چهارم عبارت است از " نقش کلیدی طبقه کارگر در انقلاب"

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۱۲, پنجشنبه

بررسی مطلبی در رابطه با کمونیست شرقی و اورو کمونیست


بررسی مطلبی در رابطه با کمونیست شرقی و اورو کمونیست


https://www.youtube.com/watch?v=r3OPKufaSbU&spfreload=5

بحث این جلسه نقد و بررسی مطلبی است که تعدادی از رفقا در داخل موضوع دستمزد مورد درخواست تشکل های مستقل کارگری برای سال 1395 و تاثیرات منفی گرایشات انحرافی مدعی کمونیسم را در همبستگی کارگران نوسته بودند که عنوان آن عبارت است از "تقدیم به شاگردان انقلابی شاهرخ زمانی " این مطلب را می توانید در ادرس زیر ببینید http://nashriye.com/wp-content/upload...

    ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۸, یکشنبه

    بیانیه سندیکای نقاشان استان البرز



    ما کارگران خواهان 4150000 تومان دستمزد ماهانه هستیم!!!

    روز سوم اسفند، نخستین جلسه شورای عالی کار جمهوری اسلامی با موضوع بررسی مزد ٩٦ برگزار شد. تعیین مزد را به آخرین روزهای سال موکول کردند که کارگران را تا تعطیلات در انتظار بگذارند و پروسه تعطیلات نوروزی را سپری، در مقابل اعتراضات قرار دهند. این تصمیم شورای عالی کار نشان می دهد که مانند سال های قبل می خواهند مبلغ ناچیزی را به 812 هزارتومان بیافزایند، اما چون امسال زمینه اعتراضات کارگری و همچنین اعتراضات عملی کارگران ، معلمان ، پرستاران و بازنشستگان بیشتر از سالهای گذشته شده است و همچنین به دلیل شرایط اعتراضی عموم مردم، مانند مردم خوزستان و سیل زدگان و ... و شرایط جهانی برای کارفرمایان و دولتشان حساس تر از همیشه است، کارفرمایان و دولت مردان جمهوری اسلامی به شورای عالی کار دستور دادند، اعلام دستمزد ها را به پایان سال موکول کند و شورای عالی کار با موکول کردن اعلام مبلغ مشخص شده به پایان سال مجبور شده است نقاب از چهره بر دارد و واضح و شفاف نشان بدهد که نماینده دولت و کارفرمایان و دشمن کارگران است. با توجه به عملکرد گذشته این شورا و ترفند موکول کردن اعلام دستمزد های 96 به پایان سال، امید وار بودن به این شورا و کشاندن کارگران به دنبال آن خواسته یا نا خواسته به بیراهه کشاندن و فریب کارگران است. ما کارگران نباید فریب بخوریم و امید به این عوامل وابسته به کارفرمایان داشته باشیم ، ما کارگران هر چه بیشتر متحدانه دست به اعتراض بزنیم، بیشتر می توانیم  به مطالبات خود مانند افزایش دستمزد ها، دست بیابیم.
    آمار سازی دروغین در رابطه با نرخ تورم توسط نهاد های کارفرمایی دولت و تعیین دستمزد های بسیار پایین تر از تورم واقعی توسط شورای عالی کار ، و همچنین تحمیل قوانین و طرح های سه جانبه گرایی که در واقع صد در صد یک جانبه گرایی است( یک جانب آن نماینده کارفرما هست ، جانب دیگر نماینده دولت که خود دولت نماینده کارفرماها است و جانب سوم نماینده دست نشانده از طرف دولت به عنوان نماینده کارگران که هر سه نماینده کارفرمایان محسوب می گردند.) و تغییر مداوم قانون کار به زیان کارگران ،همگی اعمال سیاسی ( مانند موکول کردن اعلام دستمزد 96 به پایان سال) و در جهت افزایش سود کارفرمایان و کاهش هر چه بیشتر ارزش دستمزد کارگران و زحمتکشان است، برای مقابله با چنین ترفند و فریب های سیاسی اولا" نباید دنباله رو شورای عالی کار باشیم ، دوما" باید سه جانبه گرایی را رد کنیم، سو ما" به شکل متحدانه اعتراضات را برنامه ریزی کرده و هر روز افزایش بدهیم، چهارما" به فکر تحمیل قانون کار مورد نظر کارگران که توسط نمایندگان واقعی کارگران و تشکل های مستقل کارگری نوشته شده باشد، به کار فرمایان باشیم،  تنها در این صورت می توانیم کارفرمایان را مجبور کنیم تن به افزایش دستمزد ها به میزان مورد نیاز ما بدهند. کارگران ، معلمان و زحمتکشان و فعالین و تشکل های کارگری باید هشیار باشیم، تشکل های دست ساز کارفرمایان که سالهاست در نقش شوراهای اسلامی کار ، خانه کارگر و عواملی از این دست مشغول سرکوب کارگران به اشکال مختلف بودند، امروزها به دلیل فشار های زیاد داخلی و خارجی به کارفرمایان و دولتشان تلاش می کنند برای کنترل اعتراضات خود را بیشتر کارگری و حتی تغییر یافته در صف مخالف کارفرمایان نشان بدهند.ما خواهان افزایش دستمزد ها طبق قوانین جمهوری اسلامی به مبلغ 4150000 تومان برای سال 1396 هستیم ، با توجه به اینکه قانون گرایی در جامعه ای که تحت سلطه کارفرمایان است، تن دادن به ظلم و ستم می باشد، اما اکنون با توجه به عدم توازون قوا ما اعلام می داریم، دولت جمهوری اسلامی حداقل باید به قانون خودش احترام بگذارد، ما اعلام می داریم، طبق قوانین جمهوری اسلامی که حداقل دستمزد باید بر مبنای نرخ تورم محاسبه شود، بنا براین، قوانین، سال گذشته تشکل های مستقل کارگری بر پایه داده های واقعی مبلغ سه و نیم میلیون تومان را برای سال 1395 اعلام کردند، اکنون بر پایه سه و نیم میلیون و با توجه به میانگین نرخ تورم در حال حاضر بر مبنای طول عمر جمهوری اسلامی که می شود 18/6 % (http://eghtesadgardan.ir/fa/news/1264/%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-38-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%88-80-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-1316-%D8%AA%D8%A7-1395-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D9%8A%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%87-95-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-92-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF)
    (این مانگین برمبنای جدول شاخص تورم سالهای مختلف که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نوشته شده تهیه گردیده است ، جدول مذکور را در آدرس بالا می توانید ببنید)در نتیجه حداقل دستمزد بر این پایه 4150000 تومان برای سال 1396 خواهد بود. ما کارگران ضمن اینکه می دانیم حق واقعی ما بیشتر از این مبلغ است و همچنین می دانیم در شرایط و توازون موجود امکان کسب این مبلغ را نداریم، اما این حق ما حداقل بر مبنای قانون خود جمهوری اسلامی است، که اگر تن به قانون خودش بدهد باید این مبلغ برای کارگران ماه به ماه پرداخت شود، همچنین اعلام می کنیم، گر چه اکنون نمی توانیم حق قانونی خود را کسب کنیم، اما ضمن اعلام آن از همه کارگران و زحمتکشان می خواهیم: بیائید برای کسب هر مقداری که از مبلغ فوق می توانیم بدست بیاوریم، متحدانه مبارزه کنیم، چرا که راهی جز مبارزه متشکل و متحدانه برای ما باقی نمانده است.
    رسانه های مختلف، حتی دولتی، دارند از فاصله نجومی حقوقها با هزینه ها مینویسند و بنا بر نوشته  بانک مرکزی نرخ تورم را در بهمن ماه 6/8 درصد اعلام کرده است و میزان افزایش حقوق کارمندان از سوی دولت برای سال آینده  ١٠ درصد در نظر گرفته شده است. حال اگر حداقل دستمزدها برای سال ٩٦ ده درصد هم افزایش یابد، باز هم به یک میلیون تومان در ماه نخواهد رسید. در حالی که آخرین اعلام بانک مرکز در 6 اسفند به ترتیب زیر است (بانک مرکزی متوسط قیمت اقلام مواد خوراکی را برای سال منتهی به ششم اسفندماه منتشر و اعلام کرد که قیمت لبنیات نسبت به هفته مشابه سال گذشته ۷,۵ درصد، تخم مرغ ۳.۵ درصد، برنج ۳۱.۵ درصد، حبوب ۱۹.۹ درصد، میوه های تازه ۲۶.۸ درصد، سبزی های تازه ۲۷.۴ درصد، گوشت قرمز ۷.۸ درصد، گوشت مرغ ۲۵.۱ درصد، قند و شکر ۲۳.۳ درصد، چای ۱۳.۲ درصد و روغن نباتی ۸.۴ درصد افزایش یافته اند. حال اگر خوشبین باشیم که راست گفته باشند، میانگین این افزایش ها 17/67 % می باشد نه 10 یا 6/8 %
     ).این بحث ها که گوشه هایی از مباحث پشت درهای بسته شورای عالی کار را انعکاس میدهند، بطور واقعی از تلاش دولت کارفرمایان برای اجرایی کردن همان سیاست ارزان سازی (رایگان سازی ) نیروی کار پرده بر میدارد. اما برای ما کارگران ادامه این وضعیت دیگر ممکن نیست. خط فقر در حال حاضر، حتی بر اساس آمارهای دولتی و بانک مرکزی بالاتر از 4150000 تومان است و بنا بر قانون کار مصوب خودشان دستمزد ما نیز باید در اولین قدم بالا تر از این مبلغ باشد. اگر چه این مبلغ نیز کفاف زندگی ما را نمیکند، وقتی که بخش عظیمی از آن صرف مسکن میشود و بسیاری از ما از داشتن مسکن مناسب محرومیم. وقتی که خبری از درمان رایگان نیست. وقتی تحصیل رایگان وجود ندارد و بسیاری از بچه های ما با این دستمزدهای زیر خط فقر که آنهم همواره با تعویق پرداخت میشود، محروم از تحصیل شده اند.ما کارگران سندیکای نقاشان استان البرز اعلام میکنیم : ادامه این روند را بردگی مطلق میدانیم. ما حق داریم که خودمان در مورد میزان حداقل دستمزدمان تصمیم بگیریم و شورایعالی کار ما کارگران را نمایندگی نمیکند. حرف ما اینست که دستمزدمان باید حداقل برابر همان رقم سبد هزینه اعلام شده یعنی 4150000 تومان باشد. در عین حال بیمه درمانی و تحصیل رایگان حق همه ما مردم است. ما داشتن یک زندگی انسانی را حق مسلم خود میدانیم. چرا باید عوامل و مدیران عالیرتبه دولتی از حقوقی ها و پاداش های نجومی برخوردار باشند و ما چنین در بی تامینی مطلق بسر بریم. ما کارگران این را نمی پذیریم.
    کارگران و زحمتکشان فراموش نکنیم : تمامی معظلات اجتماعی مانند ، اعتیاد، کارتون خوابی ، گور خوابی ، حاشیه نشینی ، کودک خیابانی ، کودک کار ، فحشا ، فروش اعضای بدن، فروش کودکان ، خشکاندن رودخانه ها ، جاری شدن سیل ، هوای آلوده و سمی ، کولبری و یخ زدن کولبران زیر برف، بیکاری میلیونی ، به تعطیلی کشاندن مراکز تولیدی ( طبق آمارهای دولتی طی سه سال اخیر 12 هزار موسسه تولید تعطیل شده است) ، افزایش بزه کاری ،افزایش خودکشی و خودسوزی، که عموم مردم، بخصوص زحمتکشان در چنگال انها گرفتار شده اند همگی حاصل فقر و فلاکتی است که کارفرمایان و دولتشان( جمهوری اسلامی) در کشمکش مبارزه طبقاتی علیه زحمتکشان از طریق تحمیل دستمزد های چهار برابر زیر خط فقر، دزدی ، اختلاس و رشوه خواری ،دستمزدها و پاداشهای نجومی مدیران ، رئیس ها، بر ملت ایران تحمیل کرده اند، و اولین گام نجات از فقر و فلاکت و معضلات بیان شده، افزایش دستمزدها به بالای خط فقر است ، تنها کارگران و زحمتکشان هستند که می توانند با سازماندهی تشکل های مستقل و مبارزات منظم و متحدانه و هدایت همه جنبش های اجتماعی، خود و کلیه مردم را از این فقر و فلاکت و معضلات، نجات دهند.
    سندیکای نقاشان استان البرز، همگام با تشکلهای مستقل کارگری، همگام با همه کارگران و زحمتکشان در سراسر ایران برای خواستهای اعلام شده فوق، مبارزه میکند و پیگیری این مطالبات را که زندگی و معیشت میلیونها کارگر و خانواده هایشان را رقم میزند، حق مسلم خود میدانیم.

    برای دست یابی به دستمزد متناسب متحدانه مبارزه کنیم!!!

    سندیکای نقاشان استان البرز

    8/12/1395

    اعتصاب خودروهای زباله بر تبریز و یک مساله ی زیست محیطی:

    اعتراض در بخش های مختلف شهرداری ها، در روزهای اخیر به ماشین های زباله بر تبریز نیز رسید. زباله های سطح شهر به صورت عمده در یک مکان مشخص جمع آوری و توسط این خودروهای سنگین به محل دفن منتقل میشوند. اما این خودروها فعلا حاضر به ادامه ی همکاری با شهرداری نیستند. معوقات هفت ماهه ی آن ها طبق رویه ی معمول برای کارگران پیمانی، در دور باطل شهرداری- کارفرما افتاده است. شهرداری مدعی است آنها باید پولشان را از شرکت طرف قراردادشان ( شرکت واسطه و دلالی) بگیرند و شرکت هم ادعا میکند چکی که از شهرداری دریافت کرده است، بی محل بوده است. از روز بیست و هشتم بهمن ماه خودروهای زباله بر دست از کار کشیده اند و مدعی هستند حتی برای خرید سوخت خودروهایشان پولی ندارند. ظاهرا یکی از نمایندگان شورای شهر به محل اعترضات سرکی کشیده است. اما جز این، اعتراضات هیچ پاسخی نگرفته اند.
    شهرداری و شورای شهر تبریز پس از رسوایی های مالی اخیر( رشوه خواری ها و اختلاس های سریالی و عمومی جمهوری اسلامی که در تبریز نیز نمود های خود را نشان داده است.) و دستگیری حدود پنجاه نفر از کارکنان، معاونان و شهرداران مناطق و اعضای شورای شهر، در رفع و حل مسائل مالی اش به مشکل برخورده است و طبق معمول، مشکل به ضعیف ترین قشر همکار شهرداری، یعنی رفته گران زحمتکش منتقل میشود و آنها هم از عدم دریافت حقوق معوق دو الی سه ماهه شان، در روزهای پرهزینه ی منتهی به عید صحبت میکنند.
    اما در مورد خودروهای زباله بر و عدم انتقال زباله ها، مساله ی معوقات مزدی تنها بخشی از ماجراست. محل جمع آوری زباله های جمع شده از سطح شهر، طبق ادعاهای شهرداری ده کیلومتر با تبریز فاصله دارد. اما آن ها مشخص نمیکنند که ده کیلومتر با کدام تبریز؟ تعریف آن ها از تبریز، اگر خانه های لوکسشان در مناطق بالاشهر تبریز باشد که حرفی نیست و ادعایشان معقول و مقبول است. اما درست در نزدیکی محل جمع شدن زباله ها، روستای آنا خاتون قرار دارد که به جبر زباله ها دیگر روستا نیست. کشاورزی در منطقه ی آناخاتون در مدت کمی، با توجه با آسیب شیرابه ی زباله های جمع شده به خاک، عملا نابود شد. انواع بیماری های پوستی و ریوی در منطقه ی آناخاتون با سه هزار نفر جمعیت بیداد میکند. منطقه ای سه هزار نفره با ساختمان هایی که تعداد زیادی از آن ها از دید شهرداری، چون پول عوارض نداده اند غیر قانونی هستند و مرتب تهدید به تخریب میشوند. آلودگی زیست محیطی آناخاتون به آلودگی هوا و خاک و آب ناشی از زباله محدود نمیشود. آنا خاتون در نزدکی پایگاه نیروی هوایی ارتش قرار دارد و صدای شاخ و شانه کشیدن های نظامی هوایی، آلودگی صوتی را هم به لیست آلودگی های منطقه اضافه میکند.
    البته بی توجهی دولت به مساله ی آلودگی اتفاق جدید و منحصر به فردی نیست. تمام شمالغرب در حال تنفس نمک دریاچه ارومیه است. اعتراضات اخیر مردم خوزستان نسبت به وضعیت پیش آمده برای آب و هوا و و برق و گاز خوزستان که با گلوله و باتوم پاسخ گرفت، خشک شدن زاینده رود و هامون، هوای سمی اراک و تبریز و تهران و لشکرکشی لودرها برای نابودی جنگل های زاگرس و شمال ایران برای ساخت ویلا جهت سردمداران روحانی – نظامی جمهوری اسلامی که باعث گردیده همه مناطق دچار سیل زدگی شوند نشان میدهد که حمله ی همه جانبه به محیط زیست ، سلامتی مردم ، سفره های زحمتکشان و آینده جوانان در دستور کار جمهوری اسلامی و سران اختلاس گر آن مانند لاریجانی 63 حسابه ، خامنه ای با کلکسیون عصا و اسب میلیاردی ،خانواده طبسی سلطان آستان قدس رضوی ،آیت اله مکار شیرازی مافیای شکر، شرکت های پولشویی زیر نظر سپاهی ها برادران قاچاقچی ، و کلید بدستی که اختلاس ها را وام تلقی می کند ، نمایندگانی رشوه خوار و بورسیه ساز مجلس اسلامی و ... حاصل وجود این سران و مدیران دزد و اختلاس گر اکنون با عدم جمع آوری و انتقال زباله ها در شهرها همچون شهر تبریز ، و همچنین باعث ایجاد میلیونها انسان حاشیه نشین، کودکان کار و خیابان ، زنان خیابانی ، ورشکستگی هزاران مراکز تولید از جمله طبق امار دولتی طی سه سال اخیر 12 هزار واحد تولید بسته شده است ، افزایش روزانه بر تعداد کارگران بیکار، منجمد شدن دستمزد ها چهار برابر زیر خط فقر ، 7 میلیون معتاد ، دو و سه شغله شدن کارگران و زحمت کشان ، افزایش روزانه امار خودکشی و خود سوزی زنان و مردان، کارتون خوابی و گورخوابی و دهها معضل دیگر با وجود جمهوری اسلامی هر روز رو بگسترش هستند چرا که جمهوری اسلامی سرچشمه همه رذالت ها و معضلات کنونی هست،که سرتاسر ایران را گرفتار فلاکت کرده و مردم را به پرتگاه می کشاند. اکنون سوال اساسی این است که آیا اگر جمهوری اسلامی باقی بماند می توان از دست معضلاتی که در بالا بر شمردیم نجات یافت؟
    ما می گوییم تا زمانی که جمهوری اسلامی پا بر جا باشد نه تنها امکان نجات وجود ندارد ،بلکه کارگران و زحمتکشان حقوق های معوقه خود را هم نمی توانند بگیرند ( اگر با اعتراضات و مبارزات گسترده و مقابله با انواع سرکوب بتوانند امروز چند ماه معوقه را بگیرند سال اینده بیشتر از امروز مشمول معوقه خواهند شد، چرا که ریشه جمهوری اسلامی و تمامی عوامل و سران و ماموران آن با ساختاردزدی ، چپاول ، اختلاس ، رشوه خواری و ... آموزش دیده و پرورش یافته اند و در ایران نیز فعلا" قانونی وجود ندارد که انها را مهار کند. ) زندگی مردم با موجودیت جمهوری اسلامی با چنان تضادی در مقابل هم قرار دارند که اگر مردم جمهوری اسلامی را نابود نکنند خودشان نابود خواهند شد که هم اکنون نشانه های آن بوضوح دیده می شوند. ، بنا به گفته شاهرخ زمانی شرایط تقابل و دشمنی جمهوری اسلامی با زندگی مردم به جای رسیده است که تنها یک راه باقی مانده است بکش تا زنده بمانی. کارگران ، زحمتکشان ، معلمان ، رنان و جوانان باید امروز هر چه بیشتر دست به دست بدهیم . و به سمت مبارزه متحدانه و متشکل حرکت کنیم .

    جمع قدم اول (تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

    5/12/1395

    ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۵, پنجشنبه

    شهروند جهانی و جهانی سازی اقتصاد (انسان - اقتصاد) و جهانی شدن

                                         
    انسان در عصر حاضر بار دیگر درنقطه عطفی قرار دارد. سطح و سرعت اطلاعات و آگاهیها و همچنین نیازهای گسترده افراد و جوامع بشری وسعتی بیشتر از گستردگی جغرافیای و اندیشه های مرزبندی شده یافته است . بنابراین جهانی شدن (نه جهانی سازی) ضرورت اجتناب ناپذیر است  و برای عبور از موانع و محدودیتها تلاش و تشکل جهانی لازم است اقلیت کوچک اما متشکل و حاکم (مناطق تریادژاپن - اروپا وامریکا) به جهت حفظ منافع طبقاتی (شمال در مقابل جنوب) تلاش گسترده جهت کنترل و جلوگیری از جهانی شدن دارند. درمقابل تلاش دارند جهانی سازی کنند . تا به طریق جهانی سازی موانع سرراه سیستم اقتصادی موردنظر خود را برطرف نمایند  و در مقابل اکثریت بزرگی علی رغم عملکرد فعلی خود علاقه وافری به جهانی شدن دارند. واین اکثریت بزرگ تلاش می کند کلیه موانع سرراه جهانی شدن را(که یکی از موانع همان جهانی سازی است ) برطرف نمایند اما این اکثریت بزرگ مغلوب وغیر متشکل است.
    برخوردها - تنش ها و چالش های پنهان و آشکار اخیر میان دو گروه یاد شده حکایت از نزدیکتر شدن نقطه عطف که به دنبال آن تغییرات درسیستم اقتصادی - سیاسی و اجتماعی جهان رخ خواهد داد دارد. اگر اعتقادات فرانک یکی از نظریه پردازان زنجیر مرکزی (این نظریه سعی در توجیه اجتناب ناپذیر بودن توزیع ناعادلانه اقتصادی را دارد. اعلام میکند در جهان جدید و زنجیره مرکزی و پیرامونی از کشورهای سرمایه داری آغاز و به جوامع فقیر و عقب مانده منتهی می شود. در این زنجیره مرکزی هر عضو نزدیک به مرکز خود پیرامونی دارد. که خود محور زنجیر فرعی است) را بپذیرم. چاره ای نداریم مگر جهانی سازی مناطق تریادی(ژاپن - اروپا - امریکا) را نیز بپذیرم. اما این نوع روابط اقتصادی بستگی کاملی به وجود - مرزهای جغرافیایی (که خود پدیده اکتسابی غیر ضروری است ) دارد. بنابراین با عدم وجودمرزهای جغرافیایی سیستم زنجیره مرکزی فروخواهد ریخت و با فروریزی آن تریادها ابزارهای قدرت تعیین سرنوشت دیگران را از دست خواهند داد طرفداران جهانی سازی می دانند برمبنای قدرت اقتصادی که دارند. جهانی سازی نمی تواند مشکلی برای آنها ایجاد کند بلکه باعث می گردد فشارهای ایجاد از رکود و مشکلات اجتماعی خودرا از داخل به مناطق دیگر سوق بدهند (بدون اینکه مشکلات بیرونی توان نفوذ به درون کشور آنها را داشته باشد . درنتیجه از سیستم درهای باز استقبال کرده و با تمام قدرت اقتصادی- سیاسی و نظامی سعی در جهانی سازی دارند تفکر جهانی سازی که به فعالیتهای اقتصادی محدود می شود هر روش و وسیله ای که باعث آسان تر - سریعتر و پرسودتر شدن گردش اقتصاد(سرمایه) باشد را مورد استقبال قرار می دهد. دراین تفکر اقتصاد کاملا" آزاد بوده و به هر طریقی که ضرورتا" خصلت ذاتی سرمایه حکم کند عمل خواهد کرد. و ابزار های مورد استفاده جهانی سازی عبارتند از 1- کلیه موسسات پولی و مالی جهانی 2- اکثریت سازمانها و گروههای تحت پوشش سازمان ملل 3- شرکتها و موسسات فراملی 4- حکومتهای طرفدار اقتصاد آزاد .
    تئوریسینهای درهای باز اعتقاد دارند وقتی تمام جهان به روی گردش سرمایه آزاد باشد سرمایه می تواند از تواناییهای بالقوه جهان جهت تولید و مصرف استفاده نموده رونق وشکوفای بیشتری ایجاد نماید . که این شکوفای در نهایت باعث آسایش بیشتر انسانها خواهد شد. اما موانع موجود سرراه گردش سرمایه وجود قوانین مختلف در کشورهای مختلف است.بیشتر مواقع این قوانین تضادهای با هم دارند که از گردش طبیعی سرمایه جلوگیری می کنند در نتیجه این موانع باعث می شوند تواناییهای کشورها بلا استفاده بمانند. تواناییهای فوق عبارتند از (نیروی کار ارزان - مواد معدنی فراوان و ارزان - وجود شرایط مناسب تولید- عدم نیاز به حمل و نقل پر هزینه و بازار مصرف فراوان) در اینجا برای روشنتر شدن اینکه تولید و خدمات هیچ وقت از دایره اقتصاد خارج نخواهد شد توضیح کوتاهی لازم است. برای زندگی بشر مواد مصرفی ازقبیل خوراک، پوشاک و مسکن و کالاهای خدماتی لازم است بدست آوردن چنین کالاهای نیاز به تولید دارد بنابراین اقتصاد نوین(دلالی و بورس بازی) هیچ گاه نمی تواند بدون کارخانه - بنگاه ها و موسسات تولیدی معنا ومفهوم مستقلی داشته باشد. هر چند که اقتصاد اینترنتی مشاوره اینترنتی یا در کل اقتصاد نوین که کاری به تولید ندارد (از طریق اینترنت اطلاعات را گرفته ایده سازی می کند و ایده های ساخته شده را در بازار سهام عرضه می کند. و سرمایه گذاریها وبورس بازیها از این ایده ها شکل می گیرند. اما چنین اقتصادی فقط در زمینه ای رشد می کند که دنیای تولید و خدمات آن را احاطه کرده باشد. نتیجه اجرا شدن این ایده ها افزایش تولید نیست، بلکه افزایش دفعات گردش سرمایه در مسیرهای کاذب بوده ، و آنچه ارزش افزوده از نتیجه گردش کاذب ایجاد می گردد در واقع ارزش افزوده کاذب است، که ایجاد تورم و رکودهای شدید می کند ونتیجه مخرب خود را درحوزه های تولید و خدمات تزریق کرده، و ایجاد فقر بیشتر می کند.(ضمنا" برای رشد اقتصاد نوین باید بستری بزرگتر از خودش وجود داشته باشد تا بتواند در درون آن انگل وار قرار گرفته، تغذیه کرده و رشد کند. و البته نمی تواند رشدش بیشتر از محیط احاطه کننده اش باشد) در بازار رقابت سیستم سرمایه داری که فقط سود بیشتر مدنظر است . تلاش می شود هر مقوله ای و هر ارزشی که مانع سود دهی باشدَ، از میان برداشته شده یا تبدیل به ارزشهای مصرفی گردد. بنابراین برای رونق اقتصاد آزاد و جهانی سازی لازم است شرایط زیر مهیا شود. 1- کلیه قوانین محدود کننده (تعرفه های گمرکی- قوانین محدود به مناطق خاص- قوانین حمایتی و سوبسیدها....) درجهان حذف شوند 2- تعمیم یکپارچگی فرهنگ مصرفی.
    این گروه (جهانی سازان) اعتقاد دارند مواردی است که نه تنها نباید جهانی شوند بلکه تلاش می کنند تا مستحکمتر باقی بمانند. (چون برای حفظ منافع آنها ضرورت دارد فقر در نقاط خاص باقی مانده و گسترش نیابد و همینطور محلهای امن سرمایه همچنان پابرجا بمانند.) موارد فوق که قسمتی از ابزارهای جهانی و ابزارهایی بازدارنده از جهانی شدن ( بندو بستهای تضاد آفرین) محسوب می شوند عبارتند از: مرزهای جغرافیایی - دولتها- ارتشها- سیستمهای کنترل مهاجرت- تضادهای فرهنگی - تضادهای مذهبی و مسلکی ...) (مصداق بارز این موضوع ایجاد کشورهای بیشتر و دامن زدن به احساسات ملی گرای و نژادپرستانه درجهان است ) موارد ذکر شده در بالا وجودشان در بین انسانها تحت عنوان ملیتهای مختلف باعث جدایی شده و از جهانی شدن ملیت (که ضرورت اجتناب ناپذیر جهت ایجاد آسایش و آرامش افراد بشراست) و درنهایت سیتسم اقتصادی را دچار تکامل و تحول خواهد کرد جلوگیری می کنند. بنابراین جهانی سازان اقتصاد تلاش می کنند فقط موانع سرراه گردش سرمایه برداشته شود.
    زمانی که اقتصاد آزاد جهانی شود شکاف و اختلاف طبقاتی و منطقه ای عمیقتر خواهد شد. بدلیل محدود بودن ثروت جهان در یک منطقه انباشت سرمایه و درمنطقه مقابل انباشت فقر صورت می گیرد.( اختلاف سطح کفه های ترازو و توزیع ثروت همچنان بیشتر و بیشتر می شود.) تنها راه رهایی از چنین شکاف و اختلاف ، جهانی شدن ملیت است.از طرفی مبارزات طبقاتی مقبولیت منطقه ای و جهانیخواهد یافت. بعد از جهانی سازی اقتصاد بازهم سرمایه دچار رکود (نهایی) خواهد شد اما این بار نتیجه متفاوت خواهد بود. چون جهان را تصرف کرده است دیگر بازار جدیدی برای گسترش فعالیت - فروش تولیدات انباشته شده اش- صدور سرمایه و تکنولوژی و ایده های اقتصاد نوین نمی تواند پیدا کند. بنابراین جهت نجات از متورم شدن حجم خود و از طرف دیگر محدود بودن ثروت و سطح کره زمین تکامل- تغییرات کیفی و تحول لازم دارد. جهانی سازی اقتصادی که لزوما" نیازی برای بقا مطرح شده باشد پس از بروز رکود اقتصادی بر اثر انباشت کالاهای تولید شده بوده است . کشورهای گرفتار رکود جهت رهایی از وضعیت ناهنجار اقدام به یافتن بازارهای مصرف فراوان و مواد اولیه ارزان نمودند درنتیجه سیستم مستمره سازی (تقسیم مجدد و مجدد جهان به خصوص با ابزارهای نظامی ) براه افتاد. این حرکت هر روز کسترده تر و پیچیده تر شد تا اینکه به صدور سرمایه - تکنولوژی - و فروش اطلاعات رسید. (البته جهانی سازی  نیز نوع دیگری از تقسیم جهان است.)
    سرمایه داری مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته و در هر مرحله که حجیمتر شده است. درمقابل افزایش حجمی به گشایش جغرافیایی پرداخته است و در زمان حال آخرین تورم حجمی را دنبال می کند. و جهانی سازی آخرین گشایش جغرافیایی خواهد بود و مرحله بعدی گشایش ماورای جغرافیایی یا همان تحول بنیانی (جهانی شدن ملیت) است. تحول فوق در حوزه های مختلف جامعه بشری تاثیرات بنیادی خواهد گذاشت (کلماتی ارزشی چون (خود کفایی - ملی گرایی تولید وطنی و ...) بار معنای قابل درک خود را از دست خواهند داد و بدنبال آن مقوله هایی چون ملی گرایی - هم وطنی - فرهنگهای محدود ....) (جای خود را به ملیت جهانی - فرهنگ جهانی - تمدن جهانی ... خواهند سپرد) در این مرحله است که زمینه های جهانی شدن واقعی قابل لمس خواهد بود. معنا و مفاهیم که از انسان - هنر - زیبایی- زندگی - دین- ایدولوژی - فرهنگ - تمدن- و ملیت ... ارایه خواهد شد با کلیه مفاهیم قابل درک فعلی که درمحدوده مرزهای جغرافیایی یا تمدن خاص - ملیت و فرهنگ خاص قابل ادراک است. متفاوت خواهد بود. بنابراین لازم است قبل از رسیدن به چنان وضعیتی ابزارهای لازم و مسیرهای احتمالی که طی خواهند شد را بشناسیم. ابزارهای کاربردی برای جهانی شدن عبارتند از احزاب و گروههای جهانی- موسسات فرهنگی جهانی - موسسات اقتصادی جهانی و- سازمانهای اجتماعی جهانی ... که همگی بدون مرز خواهند بود.
    نیازهای انسان از تعداد انگشت شمار شروع شده و هر روز درحین افزایش کمی و گستردگی دچارافزایش کیفی نیز شده است. اما در تمام ادوار تاریخی عمر بشر دو نقطه مشترک وجود دارد.
    1- نیازهای درجه دوم که لزوما" در جهت برطرف کردن نیاز اولیه (نیاز به بقا) ایجاد شده اند. 2- توجیه ابزارها و روشهای کاربردی به جهت برطرف کردن نیازها.
    همیشه این توجیه ها پس از تغییر (البته درحین تکامل تغییر اقتصادی تئوری توجیه گر اقتصاد جدید  نیز متناسب با میزان تکامل  اقتصاد مربوطه متکامل شده است) سیستم اقتصادی بوجود آمده و تبدیل به ارزشها و مقوله های فکری و فرهنگی جامعه گردیده است . بنابراین وقتی سیستم اقتصادی  فعلی تغییر کرده و جهانی شود. باید تفکرات- ارزشها و مفاهیم و... نیز تغییر کرده، جهانی شوند.
    موجودی مادی(ثروت ) جهان محدود است وبه دو شکل مشاهده می شود:
    1- ثروتی که بالقوه است (تمام انرژی ومواد خام که برای مصرف  کردنش نیازبه تبدیل شدن دارد و تبدیلش نیاز به استفاده ازانرژی دارد
    2- ثروتی که بالفعل است (تمام مواد و انرژی که با مصرف کردن انرژی  از مواد خام (ثروت بالقوه) بدست آمده است ، انسان نیز در مجموع جزیی ازثروت بالفعل است که پتانسیل آماده برای تولید ارزش یعنی تبدیل مواد خام به مواد مصرفی یا ایجاد انرژی می باشد. و این ارزش می تواند تبدیل ثروت مادی بالقوه به ثروت بالفعل باشد و یا تولید ارزش غیر مادی (اندیشه که خود نوعی سرمایه انباشته است و منشا مادی دارد) بنماید.
    تفکری که اعلام میکند تمام انسانها حق استفاده مساوی از موجودی جهان را دارند همه انسانها را در سرنوشت خود و جامعه جهانی سهیم می کند.
    انسان برای تجزیه و تحلیل و درک آنچه موجود است (وضعیت موجود) ومقایسه نتیجه بدست آمده با آنچه که باید باشد(وضعیتی که بر مبنای تواناییهای کره خاکی می تواند باشد) به تفاوتها و تضادهای پی می برد و نتایج بدست آمده نشان ازتوزیع ناعادلانه موجودی محدود جهان دارد.(جهانی شدن ملیت باعث کمترشدن ناعدالتی در توزیع ثروت جهانی خواهد شد.)
    در جهان امروز عامل اصلی توزیع ناعادلانه ثروت خصلت سرمایه باضافه زمینه مساعد برای گردش نابرابراست هر چه تضادهای اجتماعی و اختلافات طبقاتی عمیقتر باشند. سود بدست آمده از گردش نابرابر سرمایه بیشتر خواهد شد. عاملی که زمینه مساعد برای گردش نابرابر ایجاد میکند همان بندو بستهای تضاد آفرین است.( که بدست خود انسان ایجاد شده اند.) بند و بستهای فوق برای بقا به سرمایه تکیه می کنند. و بالعکس نتیجه این هماهنگی توزیع ناعادلانه میشود و تضاد طبقاتی و شکاف بین غنا و فقر بیشتر تشدید می گردد این حرکت گردشی سرمایه در درون زمینه مساعد دچار دور تسلسل است و این دور تسلسل ارتقا یابنده از سطحی به سطح بالاتر بوده و ارتقا آن از یک سطح به سطح بعدی باعث بیشتر شدن عمق شکاف طبقاتی و تشدید نتیجه ای آن می گردد. برای تغییر نتیجه عملکرد گردش سرمایه باید  زمینه نابرابر را که تفکر منطقه ای است . به تفکر جهانی تبدیل کرد زمانی این تفکر جهانی می شود که اقتصاد جهانی شود. یعنی اهداف زیر را دنبال کند:
    1- کالاهای تولید شود که نیاز مبرم انسانها است.
    2- سرمایه گذاری درهر نقطه ای که نیاز باشدانجام شود.
    3- سود به دست آمده از هرنقطه ای در همان محل هزینه شود.
    4- استفاده بهینه و کنترل شده ای از ثروت موجود جهان به جهت برطرف کردن نیازهای مبرم جامعه جهانی
    برای پیاده شدن چنین اندیشه ای باید سیستم گردش سرمایه بطور کلی تغییر کند از طرفی سرمایه به جهت خصلت ذاتیش به موارد زیر نیاز دارد.
    1- گردش همراه با کسب سود و تبدیل سود به سرمایه
    2- محل امن به جهت حفظ ارزش و قدرت
    درحال حاضر نوع گردش سرمایه در جهان شکل رفت وبرگشتی دارد. گردش از محل امن شروع میشود و درمحلی  که میتواند بیشترین سود نسبی را کسب کند. عملیات خود را انجام داده و سود بدست امده را به محل امن انتقال داده تبدیل به سرمایه می کند. در این گردش نتیجه انتقال ارزش تولید شده از محل ایجاد فقر درمحل عملیات و ایجاد آسایش وتوسعه درمحل امن است بنابراین مانع اصلی تحقق عدالت اجتماعی در جهان وجود بند و بستهای تضاد آفرین است که چنین گردشی را ایجاد و حفظ می کند گردش یکسویه (از محل امن شروع و به محل امن ختم می شود) ایجاد فقر یک سویه (فقر ساکن) میکند.
    (سرمایه در گردش یک سویه با پشتیبانی بند وبستها مساوی است با فقر ساکن یکسویه تحت کنترل بندو بستها حذف یکسویه بودن از طرفین تساوی بالا میتواند گام نخست در راه توزیع عادلانه ثروت جهان باشد ولی حذف فوق رانمی توان از سمت سرمایه انجام داد( چون خصلت سرمایه با وجود بندو بستهای تضاد آفرین و محلهای امن ایجاد شکاف و عدم تعادل است ) اگر بتوانیم به جای تساوی بالا تساوی زیر را برقرار کنیم و توزیع ثروت و سود حاصله تا حدودی عادلانه خواهد شد.
    سرمایه سیال در گردش درتمام جهات برابر است با فقر سیال درتمام جهات نتیجه توزیع عادلانه سرمایه و سود حاصله در جهان به صورت خود کنترلی .
    این تساوی زمانی امکان دارد که بند و بستهای تضاد آفرین و به دنبال آن محل امنی وجود نداشته باشد. تا سرمایه برای حفظ خود مجبور گردد در تمام نقاط جهان بر مبنای نیاز مناطق فعالیت کرده و سود بدست آمده را درتمام نقاط جهان هزینه کند دراین صورت توزیع ثروت به عدالت نزدیکتر خواهد بود. در نتیجه فقر ساکن در یک محل به فقر سیال در تمام جهان تبدیل می شود و (وقتی فقر درتمام جهان تقسیم شود ناچیز خواهد بود) شکاف و تضاد بین فقر و غنا کمتر خواهد شد. بنابراین ملیت نیز همزمان با اقتصاد باید جهانی شود. در این صورت انسانها میتوانند هر جای از جهان بدون هیچ گونه مانعی مشغول کار شوند( شهروند جهانی) وسرمایه می تواند بدون هیچ گونه مانعی در هر نقطه ای از جهان که لازم بود گردش کند(اقتصاد جهانی) و انسانها می توانند در هرمحلی از جهان با هر گرایشی- تفکری - فرهنگی - و تمدنی که مایل باشند زندگی کنند(ملیت جهانی) . درحین برقراری چنین سیستمی کلیه موسساتی که برای حفظ قدرت یک حاکمیت دریک منطقه خاص جغرافیایی به نام دولت فعالیت دارند خود به خود ارزش کاربردی را از دست داده و منحل خواهند شد. و با انحلال آنها دو نوع سود به جهانیان عرضه خواهد شد. اما هیچ کدام از اینها بدون سازماندهی انقلابی ممکن نخواهند شد.  

        19/12/1377  محمد اشرفي


    این مطلب اولین بار در سال 77 در نشریه دانشجویی منتشر شد بنا براین به شکل محدود نوشته شده بود بعد از ان نیز دیگر تغییراتی در ان داده نشده است.