۱۳۹۶ دی ۳۰, شنبه

دلالان دانشگاهی و قلم‌فروشان امنیتی

بازگویی برخی نکات درباره‌ی اقتصادسیاسی روزنامه‌ی فرهیختگان و دانشگاه آزاد
نویسنده: نیما قادری
آنچه مرا به نوشتن این یادداشت برانگیخت، مقالات کثیرالانتشاری است که طی هفته‌ی گذشته علیه شوراها و فعالان صنفی دانشجویی منتشر شد. روزنامه‌ی فرهیختگان (وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی) در این بین آتش‌بیار معرکه بود و با بی‌شرمی مثال‌زدنی، در سرمقاله‌های صفحه‌ی نخست خویش، انواع و اقسام تهمت‌ها و اتهامات را نثار فعالان صنفی دانشجویی کرد.
واکنش روزنامه‌ی فرهیختگان به اعتراضات اقتصادی مردم، تنها و تنها نمایان‌گر بی‌مسئولیتی‌ها و شعبده‌بازی‌هایی است که این روزها در حرفه‌ی روزنامه‌نگاری به عرف عمومی تبدیل شده است. هیچ کس فراموش نکرده است که روزنامه‌ی مزبور تا همین چند ماه پیش سعی داشت با انعکاس اخبار اعتراضات صنفی دانشجویان، بر شمار مخاطبان دانشگاهی خویش بیافزاید. زیرا «مخاطب قرار دادن طیف وسیعی از دانشجویان» به مالکان روزنامه امکان می‌داد سود هنگفتی از تبلیغات به جیب بزنند: این روزنامه هر یک سانتیمتر آگهی تبلیغاتی را به قیمت 16.5 هزار تومان می‌فروخت. (1) با این حساب کافی بود این روزنامه در هر روز 1 متر مربع تبلیغات «بچاپد» تا با توجه به «طیف وسیع دانشجویان مخاطب» به درآمدی معادل 165 میلیون تومان در روز (تقریبا 4 میلیارد تومان در ماه) برسد. کافی است در نظر داشته باشید روزنامه‌ی مزبور کاغذ مورد نیازش را به قیمت کیلویی نیم یورو (هر کیلو تقریبا دو متر مربع) می‌خرد و به جای استخدام روزنامه‌نگار، از نیروی کار رایگان دانشجویان علاقه‌مند به حرفه‌ی ژورنالیسم بهره می‌برد؛ آنگاه معنای واقعی سود بادآورده‌ی مزبور را درخواهید یافت. حال این پرسش پیش می‌آید که چرا «فرهیختگان» چشم بر این سود سرشار می‌بندد و با ایراد اتهامات علیه فعالان صنفی دانشجویی، از خیر «طیف وسیع مخاطبان دانشجو» و بنابراین 47.5 میلیارد تومان پول بادآورده‌ی «چاپیدن» آگهی‌های تبلیغاتی طی یک سال کاری می‌گذرد؟
قلم‌فروشان «فرهیختگان» به روشنی پاسخ این پرسش را داده‌اند. در صفحه‌ی اول شماره‌ی 3140 به تاریخ 12 دی ماه سال جاری، همان سفارش‌دهندگان آگهی‌های تبلیغاتی، از این موضوع نالیده‌اند که با شروع اعتراضات، فروش‌شان کاهش یافته است: اتحادیه‌ی طلا و جواهرفروشان علاوه بر اعتراض دوباره به پرداخت مالیات‌هایشان، از کاهش 80 درصدی فروش در هفته‌ی جاری سخن گفته‌اند؛ اتحادیه پوشاک‌فروشان گفته‌اند اعتراضات باعث می‌شود فروش‌شان بیش از 70 درصد کاهش یابد؛ اتحادیه‌ی اتومبیل‌فروشان از کاهش 20 درصدی مبادلات بازار نالیده‌اند؛ اتحادیه‌ی بساز-بفروش‌ها هم نسبت به رکود در بخش املاک و مستغلات به خاطر ناآرامی‌های اخیر هشدار داده‌اند. (2) بی‌شک بنا به همین دغدغه‌هاست که قلم‌فروشان روزنامه‌ی فرهیختگان با تمام قوا علیه فعالان صنفی به میدان می‌آیند و انبوهی از اتهامات بی‌اساس را علیه آنان اقامه می‌کنند. زیرا هر طور حساب کنید، پول روزنامه از طریق همین دلالان تامین می‌شود و در بازار آزاد هم همواره حق با مشتری (با صاحب کیف پول) است.
«فرهیختگان» به فعالان صنفی دانشجویی اتهام می‌زند که سعی در سازماندهی آشوب داشته‌اند. البته این قلم‌فروشان برای اثبات اتهامات واهی، دست به سندسازی و جعل تاریخ نیز می‌زنند تا در نهایت این را به اثبات برسانند که فعالان صنفی، عده‌ی معدودی «آشوب‌طلب»، «انحصارطلب» و «ضدآزادی‌خواه» هستند. (3) گویا قلم‌فروشان ما فراموش کرده‌اند تا همین چند ماه پیش، با انعکاس اعتراضات فعالان صنفی، چه تعداد مخاطب جذب کردند. (4) ناگفته نماند که در میان فعالان صنفی، عده‌ای بودند که با توجه به آشنایی با قوانین عینی حاکم بر مناسبات اجتماعی، پیشاپیش به سایر فعالان در مورد همکاری با این قبیل نشریات سرمایه‌دار هشدار می‌دادند و رفیقانه آنان را از دل بستن به چنین رسانه‌هایی منع می‌کردند. موضع‌گیری ناجوانمردانه‌ی روزنامه‌ی فرهیختگان در هفته‌ی اخیر نشان داد این هشدارها و ممانعت‌های رفیقانه، در حقیقت «واقع‌گرایانه» بوده‌اند نه آنگونه که قلم‌فروشان می‌گویند «انحصارطلبانه». به شخصه امیدوارم که فعالان صنفی، تجربه‌ی تلخ این قبیل همکاری‌های رسانه‌ای با سرمایه‌داران را فراموش نکنند.
طبق اتهامات روزنامه‌ی فرهیختگان (ارگان مطبوعاتی دانشگاه آزاد اسلامی) مسئولیت تمامی شلوغی‌های اخیر تهران بر گردن فعالان صنفی دانشجویی است. بگذارید ببینیم اساتید جامعه‌شناسی درباره‌ی رابطه‌ی دانشگاه آزاد با شلوغی‌های اخیر چه می‌گویند؟ جالب است که اساتید جامعه‌شناسی رویکرد کاملا متفاوتی دارند و رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد را به عنوان مسئول شلوغی‌های اخیر قلمداد می‌کنند. طبق گفته‌ی دکتر ابراهیم فیاض «پول و قدرت در دست یک عده‌ی معدود جمع شده و این ریشه‌ی ناآرامی‌های اخیر است ... برای مثال دکتر ولایتی 37 تا مسئولیت دارد. 37 مسئولیت ولایتی یعنی 37 جوان بیکار کنار گذاشته شده‌اند. آقای حداد عادل 25 تا مسئولیت دارد. من خبر موثق دارم همین آقایانی که گفتم، حتی فرصت نمی‌کنند امضاء دهند تا حقوق افراد در موسسات زیر مجموعه آن‌ها پرداخت شود.» (5) فارغ از اختلاف نظرهای عقیدتی، رویکرد دکتر فیاض بسیار واقع‌گرایانه‌تر از قلم‌فروشان روزنامه‌ی فرهیختگان است. بد نبود این روزنامه‌نگاران جوان، به جای دردسر تراشیدن برای این و آن، نگاهی به سازمان متبوع و روسای خویش می‌انداختند تا دریابند ناآرامی‌های اخیر از کجا سرچشمه می‌گیرد.
در خبرها می‌خوانیم افزایش بی‌سابقه‌ی شهریه‌های دانشگاه آزاد در رشته‌های پزشکی، موجی از اعتراضات را در میان دانشجویان به وجود آورد. (6) افزایش سه برابری شهریه از 4 میلیون تومان به 12 میلیون تومان در هر ترم، امنیت اقتصادی هزاران خانواده را از بین برد و آنان را تا مرز حراج خانه و زندگی‌شان سوق داد. وقتی جان و مال و ناموس خانواده‌ها اینچنین طعمه‌ی سودپرستی دانشگاه آزاد می‌شد، قلم‌فروشان «فرهیخته» کجا بودند تا از «مقدسات» دفاع کنند؟ پاسخ روشن است و نیازی به بازگویی ندارد. در اینجا فقط اشاره می‌کنم که «مقدس» در لغت به معنای «پاک و پاکیزه» است. از طرفی همه می‌گویند «پول چیز کثیفی است». حال با توجه به این دو قید، بگذارید بررسی کنیم «فرهیختگان» به عنوان ارگان مطبوعاتی دانشگاه آزاد اسلامی، تا چه حد می‌تواند سنگ «پاکی و پاکیزگی» را به سینه بکوبد و خود را حامی «امر مقدس» جا بزند.
وظیفه‌ی دانشگاه آزاد اسلامی روشن است: کسب پول از طریق تجارت دانش. به همین خاطر است که در کل دانشگا‌ه‌های آزاد، حتی یک سلف‌سرویس غذای ارزان دانشجویی وجود ندارد؛ ولی اعضای بانفوذ و صاحب‌منصبان هیات‌های علمی، بخش بزرگی از فضای دانشگاه را به شرکت‌ها و تجارت‌خانه‌های دانش‌بنیان خود اختصاص داده‌اند و در آنجا به دلالی مشغول‌اند. کار به جایی رسیده که آقایان روی به معامله‌ی املاک و مستغلات آورده‌اند ( یادش بخیر در بیمارستان شرکت نفت به این جور آدمها می گفتند دکتر مهندس سر عمل بیمار تلفنی معامله بساز بفروشی می کردند) و جهت افزایش درآمد، بساز-بفروش دانش‌بنیان راه انداخته‌اند. (۷) آدم وسوسه می‌شود بپرسد: آقایان! تفاوت دانشگاه با بنگاه معاملات ملکی در چیست؟ البته اگر این سوال به عنوان «آشوب‌طلبی» و «ضدآزادی‌خواهی» با هجمه‌ی قلم‌فروشان «فرهیخته» مواجه نشود.
طبق اظهارات معاونت اقتصادی دانشگاه آزاد، میزان درآمد تجارت‌خانه‌ی مزبور از محل شهریه‌ی دانشجویان در سال تحصیلی 94-95 بالغ بر 6 هزار میلیارد تومان بوده است. (۸) با توجه به جمعیت 1.7 میلیونی دانشجویان دانشگاه آزاد، هر دانشجو به طور میانگین بیش از 3.5 میلیون تومان هزینه پرداخت کرده است. طبق داده‌های صندوق رفاه، بیش از 85 درصد این دانشجویان، جهت پرداخت شهریه‌ها متکی به وام‌های دانشجویی‌اند. اما جالب اینجاست که مسئولان دانشگاه آزاد با کارشکنی و زیرپا گذاشتن قوانین وزارت علوم، از پرداخت وام‌های کم‌بهره‌ی مصوب وزارت‌خانه شانه خالی می‌کنند تا بتوانند در قدم بعد، وام‌های صندوق غیردولتی دانشگاه آزاد را تحت شرایط خاص به جان دانشجویان بیاندازند. (۹) طبق قانون صندوق رفاه وزارت علوم، بازپرداخت وام‌های بلندمدت با بهره‌ی 4 درصد، 9 ماه پس از فارغ‌التحصیلی آغاز می‌شود. اما دانشگاه آزاد با پرداخت وام‌های کوتاه مدت (مهلت بازپرداخت تا پایان ترم) دانشجویان را تحت‌فشار می‌گذارد. (۱۰) در صورت عدم پرداخت به موقع اقساط، دانشگاه می‌تواند به عنوان جریمه، نرخ بهره را تا ۱۲ درصد بالا ببرد. (۱۱) این نوعی رباخواری است که دست «تاجر ونیزی» شکسپیر را از پشت می‌بندد و شیطان را درس می‌دهد. روزنامه‌ی فرهیختگان چگونه به خود اجازه می‌دهد با وجود تمامی وابستگی‌هایش به این دم‌ودستگاه نزول‌خوار، دم از «مقدسات» بزند و فعالان صنفی دانشجویی را با اتهام «هتک حرمت» بنوازد؟ آهای آقایان! پول روزنامه و دانشگاه شما از محل حرام‌خواری و ربا جمع شده است. لطفا کلماتی همچون «پاک و پاکیزه» یا همان «مقدس» را با صفحات و کلمات پلیدتان ملوث نکنید!
دست آخر اجازه می‌خواهم در مورد اتهامات «فرهیختگان» مبنی بر «ضدآزادی‌خواهی‌» فعالان صنفی توضیح کوتاهی بدهم. هر چند «فرهیختگان» حامی خصوصی‌سازی است و هر چند می‌خواهد «دست دانشگاه در جیب دولت نباشد و بتواند پول خودش را درآورد» اما راستش را بخواهید قبای «آزادی‌خواهی» بر تن دانشگاه آزاد و روزنامه‌ی فرهیختگان زار می‌زند. قلم‌فروشان قبل از آنکه دیگران را «انحصارطلب» بخوانند، بهتر است نگاهی به روسای خویش بیاندازند. به راستی اگر ریگی به کفش نداشتید، چرا علیه این سخن «انحصارطلبانه» رئیس دانشگاه آزاد (مالک روزنامه فرهیختگان) هیچ چیزی ننوشتید؟ ریاست دانشگاه آزاد در شصت و یکمین جلسه‌ی هیات امنای باشگاه پژوهشگران و نخبگان گفت: «سیاست‌های نادرست دولت در اعطای مجوز به سایر موسسات آموزش عالی باعث شد تا جمعیت دانشجویی در این دانشگاه به شدت کاهش یابد و بسیاری از ظرفیت‌های موجود در مقاطع کارشناسی و کاردانی خالی بماند.» (۱۲) هیچ چیز بدتر از این نیست که دانشجویان عادی را به انحصارطلبی متهم می‌کنید، ولی در مورد روسایتان، در مورد انحصارگران واقعی چیزی نمی‌گویید.
ارجاعات:
1-
2
3
4 برای مثال بنگرید به:
5
6
همچنین:
و همچنین:
۷
با توجه به متن فوق، در مورد میزان علم و سواد مسئولان دانشگاه آزاد، همین بس که تفاوت «احسن» و «احسنت» را هنوز نیاموخته‌اند.
علاوه بر این، حتی صالح اسکندری، سرپرست سازمان چاپ، انتشارات و امور رسانه‌ای دانشگاه آزاد نیز اعتراف کرده است: «در برخی جلسات که حضور پیدا می‌کنم، گویا در جلسات معاملات ملکی هستم.»
۸
۹
۱۰
۱۱
و همچنین:
۱۲


۱۳۹۶ دی ۲۸, پنجشنبه

مبارزات کارگران نیشکرهفت تپه بیاموزیم و از آنان پشتیبانی کنیم


از چند روز پیش کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه مجدداَ دست به اعتصاب زدند و دور جدیدی از مبارزه را علیه مدیران، مسئولان و کارفرما آغاز کردند.
اتحاد و عزم ِ راسخ ِ کارگران نیشکر هفت تپه برای دست یابی به خواست هایشان، آنها را آبدیده کرده است. مبارزات مستمر این کارگران برای مطالباتشان چند دستاورد داشته است:
١- طبقۀ کارگر باید برای به کف آوردن مطالباتش همواره متحد باشد و مبارزه کند.
٢- طبقۀ کارگر برای پیروزی در مبارزه نیازمند تشکل طبقاتی  ِ خود است.
٣- طبقۀ کارگرباید هم مبارزه اقتصادی کند و هم مبارزه سیاسی.
٤- طبقۀ کارگر باید در مبارزات خود فقط به نیروی ِ طبقاتی ِ خود اتکا داشته باشد وهرگزنباید به طبقه سرمایه دار، کارفرما، مدیریت، مسئولان و دولت سرمایه داری اعتماد کند.
گرچه در جمهوری ِ اسلامی«اعتصاب محاربه با خدا» شناخته می شود، ولی کارگرانی که در همین جمهوری اسلامی با نقض حقوق ابتدائی خود از سوی ِکارفرما و دولت سرمایه داری ِحاکم روبرو می شوند و با گوشت و پوست ِ خود این بی حقوقی را لمس و درک کرده اند، اعتصاب را مدرسه ای برای آموزش ِ مبارزۀ طبقاتی تلقی می کنند و می گویند: در اتحاد و تشکل و اعتصاب است که کارگر قدرت ِ طبقۀ خود را به نمایش می گذارد. کارگران ِ نیشکر ِهفت تپه در مبارزات ِمستمر ِخود به این درک رسیده اند که باید همچنانکه برای تأمین مزدهای عقب افتاده، طرح طبقه بندی ِ مشاغل، رسمیت بخشیدن به قرارداد های کار خود و همچنین مبارزه برای حق تشکل و حفظ سندیکای طبقاتی ِ خود، باید مبارزه را تا عزل ِ مدیریت و پس گرفتن ِ کارخانه از بخش خصوصی ادامه دهند. اسماعیل بخشی یکی از نمایندگان کارگران در میان همکاران ِاعتصابی ِخود هشدار داد که در صورت ِعدم پاسخگویی ِ مسئولان، کارگران قادرند مدیریت ِ مستقیم خود را بر کارخانه و مجتمع ِ طرح نیشکر اعمال کنند و اگر دوباره با بی اعتنایی ِ روبرو شوند، کارگران تردیدی ندارند که باید مدیریت را به زیر بکشند و با همت و قدرتِ خود، مدیریت ِ تولید را به دست گیرند. اسماعیل بخشی می گویدچرخ تولید ِ کارخانه نیشکر ِ هفت تپه با شیرۀ جان پدران ِ ما طی چند نسل به گردش درآمده و هویت کنونی خود را یافته است.او می گوید :خود کارگران توانایی ِ ادارۀ این کارخانه را بهتر از مدیران و مسئولان ِ سرمایه دار دارند! این کارگران ِ مبارزدر اعتصاب ِ خود نمایندگان ِ سیاسی ِ دولت را به چالش کشیدند. آنها فرماندار، وزارت ِ کار و قانون ِ کار را حامی ِ کار فرما و مدیریت معرفی کردند و گفتند هیچ توهمی نسبت به آنها ندارند. این نمایندۀ کارگران در سخنرانی ِ خود تآکید کرد که قانونِ کارِ فعلی هرگز به نفع ِ کارگران نوشته نشده است و باید قانون ِ جدیدی توسط نمایندگان ِ واقعی ِ کارگران نوشته شود.
هجوم و حملۀ اوباشان و جیره خوران ِ نقاب دار ِ نظام حاکم به اسماعیل ِ بخشی ناشی از کینۀ کارفرما به کارگرانی است که در مبارزۀ خود، مسئولان سیاسی رژیم و قانون سیاسی حاکمیت را به چالش گرفته اند. همۀ کارگران در تمام مراکز کارگری باید از این تجارب ِ ارزندۀ کارگران ِ مجتمع  ِ نیشکر ِ هفت تپه بیاموزند و در مبارزۀ خود بکار ببندند. یگانه راه پیشرفت سیاسی و اجتماعی طبقه کارگرو یگانه راهی که می تواند به رهایی سیاسی و اقتصادی این طبقه منجر شود، ایجاد تشکل مستقل طبقه کارگردر رشته ها و صنایع مختلف و اتحاد این تشکل ها در اتحادیه های سراسری و کنفدراسیون ها و سیاست مستقل طبقاتی خود و برخورداری از ستاد رهبری کننده و حزب سیاسی قدرتمند طبقه کارگر است. تنها مبارزۀ طبقاتی با خط و مشی سیاسی انقلابی کارگری می تواند تغییر بنیادی ِ جامعه سرمایه داری را تحقق بخشد. مبارزات اقتصادی، سیاسی، نظری و فرهنگی ِ طبقه کارگر هنگامی می تواند به ثمر رسد و نتایج پایدار داشته باشد که در راستای تأمین منافع و اعمال قدرت متحد و شورایی کارگران باشد. طبقۀ کارگر نیازمند اعتماد به خود و تکیه بر نیروی خود و متحدان خود است.
کارگران پروژه های پارس جنوبی
کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام
سندیکای نقاشان استان البرز
فعالان کارگری جنوب
فعالان کارگری شوش و اندیمشک
جمعی از کارگران محور تهران - کرج

دی ماه ١٣٩٦

از دست های خسته ی یک مشت کارگر

از دست های خسته ی یک مشت کارگر

تا گریه های یخ زده ی دختر و پسر
از التماس کردن مادر و جا نماز
تا خود کشی من وسط بوی خون و گاز
از چشم های دوخته به قلب آسمان
تا ساختار هیدروژن و کربن و متان
از اعتصاب کار گر خط نی شکر
تا انحدام شخصیت مادر و پدر
از ریزعلی شدن وسط ریل هر قطار
تا مرگ یک خدای بزرگ و بزرگوار
...
مادر نگاه کن که خدایت چگونه مرد؟
انگار دوست داشته مارا که می فشرد
در دست های منجمد یک هوای سرد
یخ بسته خواهرم وسط سینه ات و درد
چسبیده دست های تو را ،سقط می شود
آن دختری که در رحمت ناله ای نکرد
....
آری پدر حقوق تو از کار اشک بود
آری خدا فقط و فقط بوی کشک بود
مادر دعا نکن که خدا مرد،مرد،مرد
مادر خدات رشوه گرفت و مرا سپرد
به دست های هرزه ی سرمایه دار ها
حالا منم نشسته کنار شکار ها
تا گرگ حمله ور شود و زندگی تمام
من ایستاده ام و خدا می دهد سلام
به برده ای که از رحمت جا گذاشتی
من خود خدا شدم، تو قبولم نداشتی
که آن خدا کسی ست که از حال رفته است
و این منم که خورده ام از دست او شکست
....
این کفر نیست،حالتی از زنده بودن است
این کفر نیست مرثیه از غم سرودن است
حالا پدر برای حقوق اعتصاب کن
یا که کفن بپوش و یا انقلاب کن


محمد جلیلی

۱۳۹۶ دی ۲۵, دوشنبه

معرفی عوامل سرکوبگر جمهوری اسلامی مجموع دفترهای شماره یک ، دو و سه

چرا تنبیه ماموران سرکوب ضرورت حیاتی و تاریخی دارد؟

اکنون میان توده های بپا خاسته با جمهوری اسلامی جنایت کار مبارزه در اشکال مستقیم و غیر مستقیم و ترساندن حریف از طرف جمهوری اسلامی به شکل پیام های شفاف و غیر مستقیم به شدت در جریان است . یکی از اسنادی که این گفته را ثابت می کند بیانیه اخیر وزارت اطلاعات است که در طی بیانیه فوق اعلام می کند بسیاری از عوامل اغتشاشات اخیر دستگیر شده اند و به زودی آنها را اعلام و مجازات  خواهیم کرد و به دنبال چنین بیانیه ای درنده خویی دهها نفر از دستگیر شد گان در زندانها و کلانتری ها کشته می شوند بدن بی جان آریا روز بهی  بابا دی 15 ساله در رودخانه کارون  پیدا می شود ، سیف الله اکبری در زندان کشته می شود، سارو قهرمانی در زندان کشته می شود، نعيم  شايگانى  روز پنجشنبه 21دي ماه توسط پلیس ایرانشهر   کشته شد، سینا قنبری ، علی پولادی ، وحید حیدری هر کدام در زندانهای جداگانه به دست ماموران جنایت کار کشته می شوند، دهها موردی که هنوز گزارش شان تکمیل نشده است کشته شدند این ها حاصل طرح جدید سرکوب برنامه ریزی شده توسط وزارت اطلاعات است،  که آخرین عملیات این جنایت کاران حمله به اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفت تپه بوده که موفق نمی شوند .
مبارزه میان مردم به پا خاسته با جمهوری اسلامی سرمایه داری به جای رسیده که هر کدام بهتر خود را سازماندهی کنند و هر کدام بهتر بتواند نیروهای حاشیه  ای را در درون خود جذب و هضم کند و هر کدام بهتر بتواند نیروهای طرف مقابل را به ترساند  و طرف مقابل در نتیجه چنین عملکرد های حتی اگر یک قدم عقب نشینی کند شکست خواهد خورد.
جمهوری اسلامی برای اینکه بتواند توده ها را ترسانده به سکوت وادار کند و شکست را از خودش دور کند به عمد و به مرور نوجوانان و جوانان دستگیر شده را  به شکل گروگان گیران که طرف مقابل را تهدید کرده است و برای مجبور کردن طرف مقابل به پذیرش خواسته گروگان گیر،  گروگان های خود را یک به یک می کشد تا جدی بودن پیام خود را به طرف مقابل بفهمانند ، جمهوری اسلامی این پیام را غیر مستقیم اما کاملا" روشن و به عمد می رساند که اعمالش( کشتن جوانان زیر شکنجه ) کاملا" آگاهانه و با برنامه از پیش طراحی شده  برای زهر چشم گرفتن از معترضین است ، تا توده های معترض مستأصل شده، عقب نشینی کرده ، شکست را به پذیرند  به خانه های شان برگشته، سکوت اختیار نمایند.
در مقابل چنین ترفند جنایتکارانه ای جمهوری اسلامی سرمایه داری اکنون یک راه وجود دارد ( البته این راه توسط خود مردم شروع شده است ولی باید با دقت سازماندهی شود) طرح مقابله این است که عوامل جمهوری اسلامی که در عرصه های مختلف به اشکال گوناگون سرکوب را پیش می برند تنبیه شوند ، در این رابطه لازم است جوانان و نوجوانان انقلابی  با تنبیه عوامل سرکوب از یک طرف جواب در خوری به کشتن دستگیر شد گان توسط ماموران در بازداشت گاه ها داده شود تا جوابی به پیام های تهدید آمیز جمهوری اسلامی گروگان گیر باشد ، از طرف دیگر با تنبیه عوامل سرکوب چنان ترسی در جنایت کاران جمهوری اسلامی مانند بسیج، سپاه ، نیروی انتظامی و ماموران وزارت اطلاعات ایجاد گردد که دیگر توان سرکوب، ضرب و شتم ، دستگیری و زندانی کردن و کشتن  نوجوانان و جوانان را نداشته باشند. بدون شک اگر بتوانیم ماموران را تنبیه کنیم دیگر در آینده نمیتوانند با شکنجه و کشتن مبارزان پیام های تهدید آمیز بدهند در همین حال تنبیه عوامل سرکوب باعث می گردد اول  نهاد های سرکوب از درون و از زاویه اعتقادی و اعتماد به نفس فرو بریزند و در مرحله بعدی از جهت سازمانی در هم ریزند و پس از ان وقتی کلیت دولت سرمایه داری در شکل جمهوری اسلامی ابزار سرکوب ش را در شرایط اوج هرج و مرج  و درهم ریخته ببیند کلیت نظام اسلامی رو به فرو پاشی خواهد رفت در نتیجه شکست دادن جمهوری اسلام سهل تر می شود به یاد داشته باشیم که همه این موارد و ماموران  بخشی از موانع  مبارزه طبقاتی و مبارزه با جمهوری اسلامی به عنوان ابزار سرمایه داری در نبرد طبقاتی مقابل طبقه کارگر ایستاده اند .
با توجه به اینکه  اکنون مبارزات در اشکال مختلف مانند اعتصابات کارگری ، تجمع های معلمان و باز نشسته گان ، اعتراضات مال باخته گان ، دانشجویان ، تجمع های اعتراضی در مقابل زندانها و اعتراضات جنبش های مختلف اجتماعی همه در جریان هستند و ماموران سرکوب آنها را دچار مشکلات عدیده می کنند، اما اگر بتوانیم  تنبیه ماموران شناخته شده  سرکوب ها را پیش ببریم نتیجه تنبیهات با سرعت باعث گستردگی و رشد بی سابقه همه اعتراضات خواهد شد بنا براین تنبیه عوامل سرکوب نقطه کلیدی شکست دادن جمهوری اسلامی در حال حاضر است این فرصت را نباید از دست داد.
مورد دیگری که تنبیه عوامل سرکوب را عاجل و ضرورت حیاتی کرده است شروع نوع جدید سرکوب فعالین توسط جمهوری اسلامی است که هر چند ماهیتا" جدید نیست اما شکل اجرایی و نوع انتخاب سوژه سرکوب با قبلی ها تفاوت فاحش دارد نوع مورد نظر این است که ماموران در پوشش نقاب صورت به فعالین کارگری ، دانشجویی ، جوانان و نوجوانان حمله می کنند  تا آنها را به اشکال مختلف مانند ترساندن و یا حتی حذف فیزیکی از مبارزه حذف کنند این روش شکل جدیدی از قتل های زنجیره ای است  منتها در قتل های زنجیره فعالین سیاسی و روشنفکران هدف حذف بودند اما در شکل جدید فعالین اجتماعی ، فعالین کارگری ، معلمی و دانشجویی و جوانان و نوجوان هدف قرار داده شده اند ، در این شکل که حدود یک سال قبل شروع شده است تعدادی از فعالین کارگری و دانشجویی در کوچه و خیابان حتی در حالت های عادی  مورد حمله ماموران قرار می گرفتند مقداری ضرب و شتم صورت می گرفت تا اخطاری باشد تا آنها فعالیت نکنند یا کمتر فعالیت کنند ، و آخرین مورد استفاده ماموران از این روش حمله نقاب داران در تاریخ 25 دی ماه  به اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفت تپه بود ، این مورد نیز به ما نهیب می زند که اگر طرح تنبیه عوامل سرکوب انجام نگردد تمامی فعالین در خطر هستند و خطر روی فعالین باعث خاموش شدن آتش اعتراضات خواهد شد که نتیجه اش تداوم حکومت جنایت کار اسلامی است.
برای گسترش  عرصه های مبارزه و تداوم آنها باید جوانان و نوجوانان  با اجرایی کردن تنبیه عوامل سرکوب فضای بیشتر و فضای نفس کشیدن به  اشکال مبارزات را به ارمغان بیاورند چنین کاری با تشکیل کمیته های عملیاتی در محل کار و زندگی  توسط چند نفر از اهالی محل یا همکاران  ممکن می شود که کمیته هر محلی اقدام به تنبیه عوامل شناخته شده در محل خود می کنند و از این طریق تنبیه عوامل سرکوب به یک جنبش سراسری تبدیل می گردد البته کمیته های فوق باید مخفی باشند و از طرفی چون هیچ کدام از کمیته های فوق نیازی به بر قراری ارتباط با دیگر کمیته ها ندارند بنا براین حفظ امنیت هر کدام تنها و تنها به خودش بستگی دارد در همین حال سوژه های مورد تنبیه هر کمیته نیز به شکل بسیار آسان در دست رس خواهند بود و حتی اگر برای یک کمیته مشکلی پیش بیاید خطری برای کمیته های دیگر نخواهد داشت .
همچنین باید بیان کرد که کمیته های دیگر نیز در محل کار و زندگی لازم هستند که وظایف متفاوتی خواهند داشت مانند کمیته های محلی برای سازماندهی اعتراضات ، کمیته ها و هسته های آموزشی و مطالعاتی و کمیته ها یا هسته های تبلیغاتی ، کمیته ها و هسته های کارخانه و  ... ضمن اینکه این کمیته ها نباید هیچ ارتباطی با کمیته های عملیاتی داشته باشند و در همین حال این کمیته ها اشکال مختلف و در ادارات ، محلات و کارخانجات مختلف می توانند ساخته شوند و تلاش کنند با هم دارای ارتباطات اصولی بر قرار نمایند. انواع مختلف این کمیته ها و هسته در حال حاضر به دلیل نبود فدراسیون سراسری کارگران و به دلیل نبود حزب انقلابی طبقه کارگر ضرورت تاریخی دارند، در همین حال باید تشکل های موجود کارگران و معلمان برای ایجاد فدراسیون سراسری حداقل در حد ایجاد هیات موسس اقدام به همکاری کنند.

دیگر اینکه نباید فراموش کرد که مبارزات تمام نشده، بلکه آرامتر شده و بعضا" شکل و ریل عوض کرده و هر لحظه ممکن است مجددا" با گسترد گی بیشتر از قبل فوران کنند بنا براین رفقا و جوانان و نوجوانان باید خود را برای دور بعدی هر لحظه آماده تر نمایند. تا زمانی که مبارزه توده ها به اهداف خود نرسد پایانی برای مبارزه متصور نیست ، این مبارزه با انقلاب مشروطیت شروع شده در سالهای 25 تا 32 اوج گرفت و در سال 57 گام بلند انقلابی و بزرگی بر داشت هر چند انقلاب شکست  خورد  اما تاثیرات ریشه ای و عمیقی گذاشت که از ان زمان لحظه ای اتش اعتراضات خاموش نشده و در هر فرصتی ولو کوچک از هر روزنه ممکن فوران کرده است از اعتراضات 64 ، 74 ، 88 و اعتراضات اخیر می توان مثال زد در اعتراضات اخیر لایه های انقلابی تر و با مطالبات کاملا" مشخص و طبقاتی وارد میدان شدند و همین باعث شده که به اعتراضات لقب قیام گرسنه گان بدهند  که حتی از نظر سنی نیز بسیار جدید است از جهات مختلف رشد کرده است تنها کمبود که ادامه کمبود قبلی ها است نبود تشکل ها و تشکیلات های انقلابی به عنوان ابزار مبارزات و سازماندهی طبقاتی کارگران و زحمتکشان است که هنوز برای هدایت و جهت دهی و رهبری سازمانی و انقلابی به اعتراضات ممکن نشده اند و این کمبود تا زمانی که بر طرف نشود با مشکل رو برو هستیم،  باید در این رابطه تشکل های موجود فعالین انقلابی اقدام به مرتفع کردن مشکل کنند. اگر اکنون  حزب انقلابی طبقه کارگر وجود داشت اعتراضات اخیر را صد در صد می توانست  به یک قیام پیروزمند و آماده برای سرنگونی انقلابی سرمایه داری و بر قراری حکومت شورای کارگران و زحمتکشان تبدیل کند. به هر صورت بر اثر شکل و ماهیت اعتراضات اخیر جمهوری اسلامی و تمامی جناح های آن و همچنین جناح های مختلف اصلاح طلبان داخلی و بیرونی ، سبز های مختلف و لیبرال های از اپوزیسیون های راست و نیمه چپ چنان به وحشت افتاده اند که برای سرکوب گرسنه گان به شکل های مختلف مستقیم یا غیر مستقیم از زاویه طرح های رفراندومی گرفته تا رژیم چنج های بی خطر برای سرمایه و با خشونت خواندن انقلاب و ... با جمهوری اسلامی هم داستان  و هم نوا  و حتی بعضا" هم دست شده اند و جمهوری اسلامی نیز از هر شکل ممکن سر کوب استفاده می کند. در مقابل لایه ها و گروههای  مختلف معترض   نیز عرصه های مبارزاتی را جایگزین یکدیگر  می کند که اکنون در مقابل زندانها بیشتر شده است و باز به کار خانه ها و مراکز تولیدی اوج داده است و باز مال باخته گان و باز نشسته گان گسترده تر از قبل به میدان می آیند و همچنان ممکن است در آینده نه چندان دور دو باره  شکل کف خیابانی اعتراضات او جی تازه بگیرد ، این تجربیات به ما نهیب می زنند که آماده شوید به زودی قویتر از قبل خیزش انقلابی شروع خواهد شد ، فعالین ، تشکل ها و انقلابیون وظیفه دارند مسیر ها و عرصه های جدید مبارزه را بگشایند به سمت اعلام اعتصابات عمومی با مطالبات کاملا" مشخص و ملموس به شکل متّحدانه حرکت کنند ، و فعالین اجتماعی ، نوجوانان و جوانان و دانشجویان و روشنفکران و وکلاء انقلابی به فکر اعتراضات جهت محاکمه عوامل سرکوب و عواملی که بازداشت شده گان را شکنجه می کنند یا می کشند باشند که این نیز عرصه جدیدی برای مبارزه و تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی  خواهد شد.
همه می دانیم ضمن اینکه نهاد های مانند سپاه ، وزارت اطلاعات ، نیروی انتظامی ، بسیج و دیگر ارگانهای نظامی و امنیتی در امر سرکوب فعال هستند در همین حال جمهوری اسلامی نیروهای دیگر در شکل و شمایل غیر نظامی در قالب انجمن های اسلامی ، افراد حاضر در مساجد ، شورا های اسلامی ، ماموران حراستی در نهاد های غیر نظامی و کارخانجات و شرکت ها و ادارات و همچنین نیروهای که در کسوت کارمند و کارگر یا غیر در لباس شخصی به عنوان همکار در محل کار حضور دارند که مامور بوده و به جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات به شکل سازمانی و سیستماتیک  کمک می کنند یکی دیگر از وظایف عاجل نیروهای انقلابی  شناسایی و معرفی همین  ماموران به مردم و همکاران خودشان در ادارات و محل کاری مختلف است ،

مرگ بر جمهوری اسلامی
نابود باد سرمایه داری
بر قرار باد حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان

کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی

26 دی ماه 1396