۱۳۹۷ اسفند ۲, پنجشنبه

سرمایه‌داری در بن بست

مطلب زیر توسط رفیق الیف چاغلی از رفقای انقلابی ترکیه به زیان های انگلیسی و ترکی نوشته شده است و ما در جمع قدم اول برای گسترش روابط طبقه کارگر و انقلابیون دو کشور اقدام به ترجمه نوشته هایی از رفقای ترکیه کردیم ( که این مقاله یکی از انها است ) تا از این طریق امکان دریافت افکار و اندیشه طرفین بیشتر شده ، به بر قراری همکاری های مبارزاتی و تشکیلاتی کمک شود.


سرمایه داری در وضعیت بحرانی است. بحران عمیق تر و فراتر از بحران عادی اقتصادی سرمایه داری است. همه شواهد نشان گر آن است که این بحران عمیق است و حائز اهمیت تاریخی است. الیف چاغلی در این مقاله به بن بست تاریخی سرمایه داری می پردازد.بعد از نوشتن مقاله" بحران سرمایه‌داری و وضعیت انقلابی"،وی توضیح ماهیت سرمایه داری با تأکید ویژه بر نقش مکانیزم کریدیت ( اعتبار برای خرید و مصرف)می پردازد.در این زمینه او همچنین به این نکته اشاره دارد که ما رکس اهمیت ویژه‌ای به نقش کردیت در اقتصاد سرمایه‌داری قرار داده است. با وجود اینکه مکانیزم کردیت به این سیستم کمک می‌کند که بر مشکلات خاصی غلبه کند، اما خود کردیت باعث می‌شود همان مشکلات در مقیاس بزرگ‌تر باز تولید شوند. چاغلی به این نکته می پردازد که مکانیزم کریدیت و سایر ابزارهای سرمایه داری اکنون کهنه شده و کارایی خود را از دست دادند و دیگر قادر نیستند از پس مشکلات برآیند. همچنین سرمایه داری و ظرفیت خود را برای تحول در مقیاس بزرگ و اصلاحات  برای زنده نگه داشتن خود را از دست داده است.



سرمایه‌داری در بن بست
الیف چاغلی
2012
 بخش ۱
 بحران کنونی سیستم کاپیتالیزم به طور مداوم عمیق‌تر و وسیع‌تر می‌شود چنانکه فراتر از بحران عمیق اقتصادی سال های  ۱۹۲۹ می رود.این بحران همچنین تصویر فریبنده آینده‌ای که ایدئولوژی‌های بورژوازی از مدت‌ها پیش طراحی کرده بودند را در هم می‌شکند. در حال حاضر کاپیتالیزم با جنگ هایی که علی الخصوص در مناطق ویژه ای از جهان به وجود می‌آورد دوباره جهان را تقسیم‌بندی می‌کنند و لیبرال‌های را که  مدعی هستند "که دوره جنگ تمام شده است و اکنون در مرحله ورود به دوره صلح هستیم"را در  روی صحنه افشا می کند. فرض بر این ادعا که  سرمایه داری اتحادیه اروپا به تدریج تبدیل به  ایالات متحده اروپا می‌شود و مرزهای ملی را منسوخ می‌کند  اعتبار خود را از دست داده ، اتحادیه اروپا به عنوان یک اتحاد اقتصادی با مشکلات حاد برای بقای خود رو به رو است. اکنون این امر یک واقعیت انکارناپذیر است که جهانی‌سازی مرزهای ملی را از بین نبرده است بلکه برعکس رقابت شدید کاپیتالیستی در سطح جهانی تضاد ها و اصطکاک های ملی را تشدید کرده است
 اگر بخواهیم آنچه در گذشته اتفاق افتاده را به یاد بیاوریم دوران  بحران های اقتصادی که منجر به جنگ های تقسیم‌بندی ( تقسیم مجدد جهان بین بلوک های امپریالیستی از مترجم) کاپیتالیزم شد،درسهای بزرگی به ما دادند.مهم  ترین درس ها این بود که کاپیتالیسم می‌تواند بر بحران غلبه کند فقط به قیمت به وجود آوردن بحران های ویرانگر دیگر. نتیجه ای که از این دوره به دست می آید کاملاً واضح و روشن است و این همان بن بست و وضعیت بغرنجی است که سیستم کاپیتالیستی را در گوشه ای فشرده می کند.
 تمام علائم و نشانه ها نشانگر این است که کاپیتالیسم در بن بست قرار گرفته  است و از دردهای جانگداز قبل ازمرگ رنج می‌برد و این وضعیتی اجتناب‌ناپذیر است. همآن سرنوشتی که نظم اجتماعی پیشین را به زباله دان تاریخ هدایت کرد در کمین کاپیتالیزم نیز نشسته است. سیستم کاپیتالیزم پتانسیل پیشرفت های خود را به کلی مصرف کرده است و اکنون ناقوس عزا  برایش به صدا درآمده است. این واقعیتی است نشات گرفته از پروسه ای  مملو از تضادهای عظیم است و بن بست نظم دنیای کاپیتالیستی که به سوی کاپیتالیزم رانده شده است اکنون تلاش می کند دوباره بر بحران سیستم خود غلبه کند و همچون گذشته با جنگ آفرینی به آتش کشیدن دنیا و با ویران کردن آن مناطقی که مستعد تجزیه دوباره هستند و با نابودی زندگی میلیون‌ها انسان ،. با این شیوه ما پا به دوره جنگ جهانی سوم می‌گذاریم که به شکل جنگ های منطقه ای تجزیه ای است و زنجیروار به هم پیوسته اند و با تجهیزات و تکنیک های جدید جنگی به اجرا در می آیند. اما حقیقتی دیگر وجود دارد و این است که با وجود تمام پیشرفت های حاکمان امپریالیستی در نابودی دنیا و ظلم و فریب دادن توده‌های مردم با حیله و ترفند مکانیزم کاپیتالیزم برای مقابله و غلبه بر بحران های بزرگ ناموفق و کهنه است. با این وصف فهم تناقض موجود در عمق شیوه تولید کاپیتالیستی برای کسانی که فکر میکنند پیش رفت(تحول) کاپیتالیستی شامل اختراعات جدید تکنولوژی است، غیر ممکن است. هر چند که کاپیتالیزم هنوز مشغول طراحی تصویر زیبای زندگی از طریق تکنولوژی می باشد و اذهان مردم را با آن تیره کرده است اما این سیستم در عمل در بن‌بستی بزرگ است به خاطر پات (  در بن بست قرار گرفتن) شدن اقتصادی که نتیجه‌ی عملکرد قانون درونی همان اقتصاد است و به خاطر تضادهای عمیق اجتماعی که منجر به جنگ های طبقاتی در سراسر دنیا می شوند.
یکی از شواهد بسیار برجسته این بن بست. از کار افتادن مکانیزم کردیت است که دیگر نمی تواند شفا بخش باشد آن طور که در گذشته بارها و بارها به کاپیتالیسم جان دوباره بخشیده. برای سال‌های زیادی کاپیتالیسم توانست با تزریق مکانیزم کردیت دنیای مصرف کننده را با استثمار طبقه کارگر سرپا نگه دارد. اما مکانیزم کردیت که منجی این سیستم شده بود، اکنون تبدیل به هیولا شده است ، که خود عامل بحران های جدیدی می شود. اکنون نه کاپیتالیسم قادر به رها کردن  کردیت ونه مکانیزم کریدیت این توان ا دارد که به سرمایه داری توانی بخشد.
 اقتصاد کاپیتالیستی  به طور مداوم نابرابری اجتماعی تولید می کند و به دلیل گرایش ان به تمرکز ثروت در یک طرف و گسترش فقر در طرف دیگر این مسئله را وخیم تر می کند. کاپیتالیسم از یک طرف زمینه های فراوانی را با ابعاد وسیع دستگاه تولید{می چاپد مترجم}،  از طرف دیگر آنچه که توده مردم به دست می آورند فقر فزاینده است .  در واقع نتیجه ماهیت روابط تولیدی کاپیتالیستی است. این تناقض عظیم اعلام این حقیقت است که شرایط زندگی میلیون‌ها انسان در سطح جهان در معرض خطر بزرگ کاپیتالیسم میباشد.
 مهمتر و علاوه بر اینها تکنولوژی و سطح نیروهای تولید با روابط تولیدی کاپیتالیزم ناسازگار است. کاپیتالیزم استثمار انسان‌ها و نابرابری اجتماعی را تسریع می بخشد و همچنین نابودی طبیعت و تباهی اجتماعی در ابعاد مختلف را به ارمغان می آورد و کره خاکی را به پرتگاه سوق می دهد.
شیوه تولید کاپیتالیستی پتانسیل فزاینده ای را که زمانی دارا بود از دست داده است. این سیستم گندیده و به انحطاط کشیده شده و مانند طاعونی به جان جامعه انسانی افتاده است. این شرایط برای کسانی  که می‌خواهند ببینند کاملا واضح است. با این وجود فراتر از این واقعیت یک زمینه عینی برای آینده بهتر یعنی سوسیالیزم وجود دارد که استثمار انسان، سرکوب و خفقان اجتماعی و نابرابری را از بین میبرد. بنابراین وقتی طبقه کارگر جهان  خود را با آگاهی انقلابی مجهز می‌کند و سازماندهی می‌شود می‌تواند منجر به تحول   اجتماعی بزرگی در جهت منافع بشریت شود.
 اگرچه در حال حاضر طبقه کارگر از لحاظ سطح  آمادگی برای این اقدام تاریخی ضعیف است، واضح است که ناامید نباید بود.  موج جدیدی از شورش ها در سراسر جهان رخ داده و با مشارکت انبوه کارگران و نسل‌های جوان توسعه یافته است و همین‌ها خمیرمایه فراهم شدن انقلاب تاریخی طبقه کارگر خواهند شد. آیا همین واقعیت ها نیست که ایده لوگ های بورژوازی را در رابطه با آینده سرمایه داری عمیقاً نگران کرده است.
 راهی برای فرار از واقعیت وجود ندارد.
 وسعت و عمق بحران کنونی حتی  در اخبار رسانه‌های بورژوایی منعکس شده است. بنابراین نیازی به آوردن آمار و ارقام در اینجا نیست وضعیت خود آشکار است حتی ایالات متحده به عنوان قدرت هژمونیک نظام  سرمایه داری در حال مبارزه ( در حال دست و پا زدن) با انحطاط اقتصادی است.همچنین رکود دوگانه اقتصادی دامان بریتانیا یکی دیگر از کشورهای برجسته امپریالیستی را گرفته است. نگرانی در مورد دوره سرمایه داری در کنار نظم بورژوایی در ترکیه نیز قابل ذکر است.  علی بابا جان یکی از معاون های نخست وزیر ترکیه می گوید: " در دوره پیش  رو همه باید هوشیار باشند... هیچ چیز برایتان تعجب آور نباشد. هیچکس نباید بگوید ما تا این حد انتظار نداشتیم... ما یک دوره بسیار پیچیده.را می‌گذرانیم که با هیچ دوره‌ای دیگر در گذشته قابل مقایسه نخواهد بود." چنین اظهاراتی ثابت می‌کند که مسیرهای فرار یکی پس از دیگری تحت فشار تغییرات و تحولات عظیم و آشوب اقتصادی و اجتماعی بسته می شوند.
در گذشته اقتصاددانان بورژوایی نظریه های متعددی را برای مخفی کردن بحران و مشکلات ساختاری سرمایه‌داری اختراع کردند. آنها از پذیرش بحران تولید بیش از حد به عنوان بیماری سیستماتیک سرمایه‌داری خودداری کردند و استدلال میکردند که بحران ها ناشی از مشکلات مالی یا سوء مدیریت اقتصادی است. با این حال ابعاد هولناک بحران کنونی سرمایه‌داری با الفاظ قدیمی و امثال آن قابل پوشاندن و پنهان کردن نیست بنابراین امروزه جهان بورژوایی به ساختن استدلال‌هایی می‌پردازد که می‌توانند توهمات جدیدی درباره آینده سرمایه داری ایجاد کنند.
به عنوان مثال می‌توان به دروغ هایی مانند اینکه سرمایه داری سیستم وحشیانه‌ای نیست و امکان وجود عدالت اجتماعی در سرمایه داری با وجدان وجود دارد اشاره کرد. گروهی از مردم هستند که دنبال راه انحرافی هستند که تقصیر را نه از ماهیت سرمایه‌داری می‌دانند بلکه بر گردن (بی وجدانانه) اجرا کردن این سیستم می گذارند. بیانیه ایندرا نویی(  Indra Nooyi) مدیرعامل پپسی کولا نمونه بارز از این گونه است.او می گوید : "سرمایه داری در واقع چیز خوبی است چون توانایی ها و قابلیت های مردم را به دست می‌آورد به عمل در می آورد .در واقع سرمایه داری باید وجدان داشته باشد. سرمایه‌داری فاجعه به بار میآورد آنچه که امروز در وال استریت  مورد اعتراض قرار گرفت سرمایه داری نیست بلکه نوعی سرمایه داری است که وجدان خود را از دست داده است."
 از نظر تاریخی سرمایه داری در حال حاضر قادر به دادن نشانه های امید نیست، مانند تمام تشکل‌های( سازمانهای ) اجتماعی که به انحطاط کشیده شدند. سرمایه داری همچنین ظرفیت اصلاحات خود را نیز برای آرام کردن توده هایی که با خشم و شورش به خیابان ها می ریزند را از دست داده و این امر جهان بورژوایی را بیشتر به سوی ویرانی و وحشی گری و حیله گری می راند. در واقع این مرحله نه قدرت طبقه حاکمه بلکه بن بست تاریخی و ناتوانی آنها را نشان می دهد. ایندرا نویی مدیرعامل پپسی کولا مانند شخصی که در تاریکی برای غلبه کردن بر ترس خود سوت می زند خود را با لالایی بچگانه تسکین می‌دهد و می‌گوید شورش توده ها علیه سرمایه داری نیست بلکه علیه "سرمایه داری  بی وجدان" است. با این حال این یک واقعیت علمی و روشن است که سرمایه داری همین است و هیچ سرمایه داری متفاوتی نیست که  ماهیت اش چیزی غیر از استثمار و سرکوب جهانی کارگران و زحمتکشان نباشد و محصول اش درد و بدبختی  نباشد.   
یکی دیگر از نکته‌های حائز اهمیت راجع به  بحران عمیق سرمایه‌داری ناامیدی است که ناشی از تشنج های تاریخی سیستم در برخی از ایدئولوگ های بورژوا ی است.  همانطور که ذکر شد خروج از این بحران آسان نیست و بسیاری از سخنگویان و نظریه پردازان بورژوایی که قبلا هرگز بحرانی را به سیستم سرمایه‌داری نسبت نمی‌دادند( به وجود بحران ها ا عتراف نمی کردند) در حال حاضر با گرایشی ناامیدانه این بحران را مسئله طولانی‌مدت می‌دانند. به عنوان مثال اقتصاددان معروف جوزف لیتگلیز برنده جایزه نوبل در یکی از مقالات طنین‌انداز اش اظهار می دارد که، در کشورهای اتحادیه اروپا و امریکا همه چیز رو به بدتر شدن است. او می‌گوید در این وضعیت تیره سیستم سرمایه داری جهانی  خوشبینانه ترین وضعیت دوره طولانی رکود اقتصادی می باشد. همچنین   سوروس یکی از معروفترین سهامداران جهان هشدار می دهد که عدم قطعیت۳پضپپض۲۲ضش و دوره ی بعد اقتصاد و جهانی امکان شورش ها و درگیری های اجتماعی بر اساس بحران های موجود در اروپا را افزایش میدهد.
 خیلی از اقتصاددان های متخصص، بر جهانی بودن بحران موجود توافق دارند. در واقع بحران موجود سیستم سرمایه داری در حال وسعت پیدا کردن است و دامن اقتصاد پیشرفته اروپا و امریکا را گرفته است و مشکلات چندجانبه ای به عنوان مثال و به طور مشخخص نرخ فزاینده ی  آمار بیکاری، محصول  شرایط پایین آمدن سطح درآمد به طور بی سابقه است. علاوه بر این در تمام کشورهای سرمایه داری کسری بودجه به طور کلی در حال تزاید  است و مصارف اجتماعی بیشتر و بیشتر کاهش می یابد و منافع عمومی به نفع بانک ها و شرکت های انحصاری اختصاص یافته است. بزرگترین کشورهای امپریالیست در دام رکود اقتصادی افتاده و به سوی تورم می روند که باعث هراس بورژوازی است.  بنابراین آن اقتصاد دانانی که مشتاقانه اقتصاد  بازار  را می ستودند دو باره  با ظهور بحران جاری به خاطر ورشکستگی شرکت‌ها و بانک‌های بزرگ موجود در کشورهای امپریالیستی به ظاهر قوی اکنون به طور وضوح از لزوم دخالت دولت در اقتصاد حرف می‌زنند.
برخی از روزنامه های اقتصادی این وضعیت را گذار به نسخه مدرن سرمایه‌داری ایستا می نامند. برخی دیگر می گویند تنها عنصری که می‌تواند مردم را در این شرایط بحرانی به سوی ببرد قانونگذاران هستند و” فراخوان سوسیالیسم”. هم چنین اساتید اقتصادی هستند که این بحران اقتصادی هولناک را پایانی برای اقتصاد امریکا که موتور سیستم سرمایه داری است میدانند. و می گویند سیستم سرمایه داری امریکا رو به سقوط است. چنین نمونه‌ای با اظهاراتی همراه است که ما در دوره گذار هستیم و گذار از اقتصاد مالی به دارایی که در حال اجتماعی( سوسیال) شدن است. این یک طنز تاریخی است که امروزه اغلب از اید ئولوگ های بورژوایی ( نظریه پردازان بورژوایی ) و اقتصاددانان کلمه سوسیالیسم شنیده می شود.
امروزه برخی از نویسنده‌های بورژوای  مارکس را تصدیق می کنند{ به صحت افکار مارکس اعتراف می کنند}که تأکید بر خودکشی طبقاتی در یک گام جلوتر از این اعتراف است. همانطور که در نمونه های تاریخی قابل مشاهده است خودکشی طبقاتی به مفهوم یک حالت ناامیدی در بخشی از عناصر فکری یک سیستم اجتماعی - اقتصادی فاسد است . اعتماد به نفس لازم برای آینده طبقه خود را از دست داده است. علاوه بر این می شود اضافه کرد که علیرغم تمام تضاد ها, این عناصر به دلایل اجتماعی ستم طبقاتی اذعان کردند, چنین علایمی نشان دهنده بحران ایدئولوژیک عمیق سیستم در حال رشد است.

 شیوهی بعضی از این نویسنده ها و متفکران که سال‌های سال سیستم سرمایه داری را حمایت کردند نشان می‌دهد که باورشان را به سرمایه داری از دست داده اند. چنین شرایط نادری در زمان انقلاب های بزرگ که جهان را تکان دادند از جمله انقلاب کبیر اکتبر به وجود آمده اند وقتی که به دقت نشانه های فعلی را تفسیر می کنیم همانگونه که در دوره های تاریخی مشابه به وجود آمده بودند یک وضعیت انقلابی در مقیاس جهانی در حال توسعه است و زنگ خطری را برای سرمایه داری به صدا درآورده.
حقانیت مارکس ثابت شده است.
 با ظهور بیماری های ساختاری شدید سرمایه داری کمتر روزی را میگذرانیم که نام مارکس شنیده نشود. در مطبوعات بورژوایی اغلب شاهد عنوان های خبری از قبیل "سایه روح مارکس بر دنیا" یا "به واقعیت پیوستن پیش بینی های مارکس در مورد سرمایه داری".صرف نظر از مقاصد روایی این وضعیت در واقع اعترافی است که مارکس یک انقلابی بزرگ است که کار سرمایه داری را به طور علمی تحلیل کرده است .با تحلیل های عمیق خود ،مارکش نشان داد  که سرمایه داری محکوم به مرگ است اگر چه در دوره های رونق اقتصادی نویسنده‌های و نظریه پردازان بورژوایی آن را نادیده گرفتند اما تاریخ هرگز نمی بخشد بلکه انتقامش اینگونه است...
این باید دیالکتیک های انقلابی زندگی اجتماعی باشد که پر از شگفتی است. بیست سال پیش وقتی که اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرد و دنیای بورژوایی جهان سخنرانی های شادمانه   در مورد جاودانگی سرمایه‌داری را مطرح می‌کردند  موش کور تاریخ از مسیری کاملا متفاوت کار نقب زدن و زیرزمینی خود را شروع کرده بود. با نشانه هایی که به حقیقت مارکسیسم و ضرورت سوسیالیست دلالت دارد جهان امروز به جان کندن و رنج دم مرگ سرمایه داری باز می‌گردد . برتری مارکسیسم که بارها و بارها ثابت شده است و با وجود حملات خشونت آمیز نسبت به آن قابل توجه است. زیرا مارکسیسم تنها دیدگاه علمی و جهان بینی انقلابی است  که قادر است از ماجراجویی تاریخی بشر در این سیاره به نام زمین تحلیل علمی به ما بدهد و شرایط تاریخی آزادی انسان اصیل را توضیح بدهد.
 نوع تولید سرمایه‌داری دارای جنبه های بسیار متضاد است و مبنای خود را بر اصول متناقض بین افزایش تولید و کاهش قدرت خرید استوار کرده است. بسته به سرعت توسعه اجتماعی بهره وری کار، بخش کل سرمایه ی ، اختصاص داده شده در دستمزدها نسبتاً کوچک تر از رشد سرمایه ثابت می شود. در  شیوه تولید سرمایه‌داری، طبقه ی کارگر ، رشد اقتصادی را به شدت ایجاد و وسیعا افزایش می‌دهد در حالی که سهمی که از توزیع سرمایه می‌گیرد را کاهش می یابد و تازه، بخشی از طبقه کارگر قادر به یافتن شغل است. سرمایه داران سعی می کنند که کاهش تولید ارزش اضافی ناشی از کاهش تعداد کارگران را از طریق تشدید بهره کشی از کارگرانی که استخدام می کنند جبران کنند. با این حال حتی در این زمینه قوانین محدودکننده اقتصاد سرمایه داری به بازی می افتد و نرخ سود متوسط ، رو به سقوط پیدا می‌کند. بنابراین با چنین تضادهای درونی، اسرمایه‌داری امکان سقوط و بن‌بست خود را درست میکند.
هما نطور که مارکس گفته، تولید سرمایه‌داری دائماً موانعی را به وجود می‌آورد که زائده خود اوست و دائما" تلاش می کند بر این موانع غلبه کند و این کار را  تنها با بازسازی و ایجاد موانع مشابه در مقیاس بزرگتر می تواند انجام بدهد، بنابراین  ما نع واقعی تولید سرمایه‌داری خود سرمایه داری است. عوامل درونی بسیاری در روند انباشت سرمایه نهفته است و در تعامل دیالکتیکی قرار دارد. به عنوان مثال  مصرف پایین که مارکس مورد  تاکید قرار داد و انگلس هم به عنوان پیش شرط ب
...

مترجم :  رفیق هدیکا
انتشار ترجمه فارسی :  جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)
آدرس این مقاله به زبان  ترکی :
ادرس این مقاله به زبان انگلیسی :

۱۳۹۷ بهمن ۱۶, سه‌شنبه

گفتگو بین محمد اشرفی و ناصر احمدی



گفتگو بین محمد اشرفی و ناصر احمدی که این سری ویدئو ها در سه قسمت تهیه شده است که در رابطه با شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی می باشند که
اسماعیل بخشی بار دیگر آن را به مسئله روز تبدیل کرد.



۱۳۹۷ دی ۳۰, یکشنبه

آفیش هفدهمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول

آفیش هفدهمین جلسه پالتالکی جمع قدم اول  



موضوع : نیاز های جنبش کارگری
  
قسمت اول : شناسایی شرایط فعلی طرفین نبرد طبقاتی


۱۳۹۷ دی ۲۴, دوشنبه

از اسماعیل بخشی همه جانبه حمایت کنیم!!!




دفاع از اسماعیل بخشی و مطالبات اعلام شده ی او در جهت افشای شکنجه های اعمال شده توسط سربازان گمنام امام زمان و دیگر ماموران جمهوری اسلامی وظیفه هر انسان متعهد، شریف و انقلابی است.

شکنجه گران اعلام کردند که " هیچ گونه شکنجه ای صورت نگرفته "

اولین سوال این است :

آیا کسی طی 40 سال عمر ننگین جمهوری اسلامی یک حرف و فقط یک حرف مستند از سران و عوامل این نظام شنیده است؟

تمامی سران این نظام اسلامی و افراد وابسته  به ان، دزد ، اختلاس گر ، رشوه خوار ، دروغ گو ، جنایت کار و شکنجه گرو یا مدافع شکنجه (عطوفت اسلامی) هستند.
اولین نتیجه اعتراض اسماعیل بخشی به بار نشست و سران نظام جنایت کار جمهوری اسلامی مجبور شدند به صحنه امده و دروغ واضح دیگری را به اسم حکومت اسلامی به ثبت برسانند.  در قامت شناخته شده شکنجه گران اعلام کنند " هیچ شکنجه ای صورت نگرفته است" .نیروهای پیشرو و انقلابی  طبقه کارگر و زحمتکشان  متوهم نیستند و خوب می دانند که در نظام جمهوری اسلامی  از وزیران اختلاس گر گرفته تا نمایندگان رشوه خوار و از برادران قاچاقچی گرفته تا شکنجه گران و از سربازان گمنام امام زمان که سرمایه گذاران در کشور های منطقه  هستند گرفته تا آیت الله های زمین خوار و مافیای شکر و از آیت الله مافیای خودرو گرفته تا آقازاده های و ژن های مرغوب دکل دزد و از سپاهی های که در کاسبی قاچاق زنان و دختران به شارجه و کراچی و دوبی غرق هستند، تا آیت الله های سلطان طبس و خراسان واز بیت رهبری تا بنیاد های فریب کاری اسلامی که بودجه عمرانی کشور را از طریق موسسات تحت امر خود می بلعند و  ... همگی غارتگران و قاتلین حاضر در جای جای نظام مقدس اسلامی هستند بنا براین هیچ ارگان و  هیچ فرد سالمی وجود ندارد که به اعتراض و شکایت کسی رسیدگی کند ، و دقیقا" برای حفظ چنین حاکمیتی از انواع شکنجه ، زندان و کشتار استفاده کرده و می کنند. بنا براین اعتراض و اعلام شکایت و یا اعلام جرم  نه برای داد خواهی  که برای افشای ماهیت حکومت جمهوری اسلامی و نشان دادن  جسارت انقلابی طبقه کارگر میباشد. از این جهت لازم است  متحدانه  و با انسجام و گسترده از طرح اعلام جرم اسماعیل بخشی علیه حکومت اسلامی حمایت کنیم . و به یاد داشته باشیم جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوط  قرار گرفته است و توانایی سالهای گذشته  بخصوص دهه 60 را ندارد که به زنان و دختران تجاوز می کردند و اگر کسی اعتراض می کرد شاکی را زندانی کرده یا می کشتند. امروز تشت رسوایی آن ها از بام افتاده . از هر فرصت مناسب از جمله در خواست مناظره اسماعیل با وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی،  باید با بیشتر ین حمایت از اسماییل بخشی جمهوری اسلامی را  مجبور به اعتراف کنیم .
به یاد داشته باشیم که اسماعیل بخشی در خواست تشکیل جلسه امنیت ملی نکرده بود، او فقط اعلام امادگی برای مناظره کرده است . مناظره به معنای اعلام نظر در مورد موضوع خاص در بیشگاه مردم نه در پشت در های بسته .  وزیر اطلاعات و بقیه جنایت کاران جمهوری اسلامی با پناه بردن به جلسه پشت در های بسته  تلاش می کنند از  مناظره و پاسخگویی  فرار کنند ، این نیز یک پیروزی دیگری برای طبقه کارگر ایران است.
جمهوری اسلامی ۴۰ سال است انواع شکنجه های سفید و فیزیکی،  جسمی - روحی - جنسی - روانی  از جمله استفاده ازضربات  کابل ، آویزان کردن زندانیان به اشکال مختلف ،بی خوابی های ممتد، نگهداری زندانی در جعبه های فلزی به شکل تابوت ( اصطلاحن  جهنم )و در فضا های بسیار تاریک و وهم آلود که با پخش صوت قرآنی به مدت های طولانی ، نگهداری زندانیان در سلول های انفرادی به مدت ۴ تا ۶ سال و ضرب و شتم زندانیان چه در زمان بازجویی و حتا بعد از ان جهت تنبیه های موردی،  نمایش صحنه های اعدام برای ترساندن زندانیان و همچنین صحنه سازی اعدام نمایشی با درگیر کردن خود ، استفاده از داروهای روانگردان  جهت اعتراف گیری ، کشتن زندانیها زیر ضربات مشت و لگد، تجاوز جنسی به زندانیان و یا تهدید زندانیان به تجاوز اعضای خانواده آنها و استفاده از داروهای تزریقی برای ایجاد بیماری و اعتراف‌گیری، وادار کردن زندانی به شرکت در جلسات تواب سازی، کشتن زندانیان سیاسی به دست زندانیان عادی در دعوا های ساختگی و کشتن زندانیان با داروهای مختلف و انواع شکنجه های دیگر علیه کارگران ، معلمان و فعالین جنبش های اجتماعی و انقلابی استفاده کرده و می کند.
در مورد اسماعیل بخشی نیز برخی از روش های گفته شده در بالا استفاده شده است، که رئیس کمیسون امنیت ملی شکنجه را در گیری فیزیکی بیان می کند.این خود اعتراف آشکاری بوجود شکنجه است. و اکنون اسماعیل بخشی با قامت استوار ایستاده  و با فریاد رسواکننده خود وزیر شکنجه گران را به مناظره و مصاف طلبیده است .  ضرورت حیاتی دارد  که کلیه انسان هایی که دل در گرو آزادی انسان ها دارند از هر عقیده و مرام در حمایت ازحرمت انسانیت به پا خاسته واسماعیل را یاری دهند که امروز دفاع از اسماعیل دفاع از حقوق پایمال شده انسان ها است.
پیشنهاد می شود، برای گسترش این مبارزه، آنهایی که  خود و یا کسانی از خانواده‌شان مورد شکنجه واقع  شده‌اند، ضمن حمایت از  اسماعیل بخشی مورد خودشان را با رعایت شرایط کامل امنیتی در سطح جامعه مطرح مصرح کنند.
رئیس قوه قضایی تلویحن به شکنجه اعتراف کرده است ، او گفته است : "برخی تصور می کنند محیط زندان هتل است" . هم چنین مصباح یزدی قبلا در مورد کهریزک فتوا داده که “تجاوز برای اعتراف گیری از زندانی جایز است “،سکوت مسیولان جمهوری اسلامی در مقابل چنین فتوایی  تایید و مجوز شکنجه نیست؟ آیا شلاق زدن کارگران معدن که به علت عدم دریافت هفت ماه  دستمزد اجتماع کرده بودند مصداق بارزشکنجه نیست؟  اعدام انسانها با جرثقیل یا دیگر وسایل  در خیابان ها و میادین ورزشی به معنای آزار و ترساندن عموم و ایجاد وحشت همه گانی  به  نوعی شکنجه عموم مردم نیست. اگر نیست پس شکنجه را باید از نوتعریف کرد.
ما ضمن اعلام حمایت و دفاع از اسماعیل بخشی و درخواست مناظره با شخص وزیر اطلاعات از تمام فعالین کارگری، انقلابیون، دانش آموزان ،دانشجویان، زنان و مردان و معلمان می خواهیم در جهت دفاع از اسماعیل بخشی هرچه بیشتر همبستگی نموده  تا نیروهای سرکوب هر چه بیشتر افشا  شوند.

پیش به سوی مبارزه متحدانه علیه شکنجه
پیش به سوی برقراری زندگی شورایی
سرنگون باد حکومت جمهوری اسلامی سرمایه داری
پیش بسوی ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر


جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

21 دی 1397

۱۳۹۷ دی ۲, یکشنبه

مشکلات اعتصاب در هفت تپه و بهانه های اعتصاب شکن ها



بعد از شکسته شدن اعتصاب هفت تپه به توسط همکاری های مستقیم و غیر مستقیم اپوزیسیون انحرافی با جمهوری اسلامی در شکستن اعتصاب روند مبارزه اندکی فروکش کرد اما در بسیاری از نقالط ریل دیگری را شروع کرد و اکنون دوباره در حال اوج گیری است که ما نیاز دیدیم بهتر است برخی موارد را بیان کنیم تا از زوایای مختلف نقاط قوت طرح شوند و همچنین از زوایای مختلف مشکلات و روند های دشمنی روشن گردد از این طریق شاید بخشی از تجربیات به بخش های دیگر منتقل شوند که انتقال تجربیات مبارزه در حال حاضر بسیار مهم و ضرورت دارد. به این 
دلیل ما این گفتگو را در چهار قسمت کوتاه ترتیب دادیم




مشکلات اعتصاب در هفت تپه و بهانه های اعتصاب شکن ها قسمت اول


چند شعر از: رفیق زهره مهرجو

«پس از باران»
چند شعر از: زهره مهرجو
۲۳ دسامبر ۲۰۱۸






شورش

بیا تا برای نان خویش بایستیم
در صف کارگران،
که نبرد بقا حماسه ها آفریده، تا کنون
در تاریخ انسان!

بیا تا پرچم کار را بر افرازیم
در صف بیکاران...
که آنچه برای رفاه و حل مشکلات بود،
ز افزونخواهی ستمگران
گشته چون یوغ بر گُرده مان
تا آخرین نفس.

بیا تا پرچم آزادی را بر افرازیم
بر فراز کوهها...
این زیباترین واژه
و دلیل زندگی
که امروز، تنها در کبوتران اسیر
تجسم تواند یافت.

پس بیا تا پرچم اتحاد را بر افرازیم
بر قله کوههای رفیع...
و بالهای شکوهمند بینش و عشق را
به اهتزاز آوریم،
تا فتح خورشید
و آغاز سپیده دمان.


Insurrection

Come, let us stand up
for our Bread, in the Workers’ line…
That the fight for survival
thus far, in human’s history
has made legends!

Let us raise our banners for Work
in the line of the jobless,
that which was meant for the ease
and contentment of life,
by the cupidity of the tyrants
has grown like a yoke on our back
till our last breath.

Let us raise our banners for Freedom
across the mountain heights…
This most beautiful phrase
and the reason for life
that today, could only be manifested
in the captured birds.

So, let us raise
our banners for Unity
on the towering mountaintops,
and flap the glorious wings
of insight and love…
till the Sun’s triumph
and the break of dawn!


*  *  *

همسفر رود

در شبی تیره
و دلتنگ...

پرندگان کوچک
بر شاخه های انبوه درختان تنومند...
جنب و جوش و
نغمه سرایی می کنند.

نور کمرنگ ماه
بر سطح رود بی قرار می گسترد ...
و در جستجوی دریا
همسفرش می گردد.

رقص زیبای امواج
با سمفونی باد در هم می پیچند
و پی در پی تا دوردست ها... ادامه می یابند.

رو به سوی افق
پنجره ای آرام گشوده می شود...

شباهنگ
رو به پنجره
آوازی آشنا سر می دهد!


River’s Companion

In a dark, depressing night

little birds
move and chirp
on the dense branches
of robust trees…

The pale moonlight
spreads over the surface of the restless River…
and becomes its companion
in search of the Sea.

The beautiful dance of the waves
intertwine with the wind’s symphony
and move ceaselessly to the distance.

Towards the horizon
a window opens…

Nightingale
facing the window
sings a familiar song!


*   *   *

پس از باران

پس از باران
که هوا، با دیدگان روشن نگاهت می کند
و نسیم
عطر خاک مرطوب را
در فضا می پراکند؛
موجی از احساسات دلپذیر
وجودت را
فرا می گیرد...

آنگاه می دانی که روزی نو
از راه رسیده،
همچون ورقی تازه در کتاب زندگی
بی کلامی
حک شده بر آن

در انتظار دست های تو...

تا روز
از شگفتی ها
لبریز شود!


After the rain

After the rain
That the air, looks at you with clear eyes…
and the breeze
scatters the moist soil’s aroma in the atmosphere;
A wave of pleasant feelings
Fills you…

Then, you’ll know
that a new day has arrived…
like a fresh page in the book of life
without a word carved on it

Waiting for your hands…

So, the day
Will abound with surprizes!


*   *   *