ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۵, پنجشنبه

شهروند جهانی و جهانی سازی اقتصاد (انسان - اقتصاد) و جهانی شدن

                                     
انسان در عصر حاضر بار دیگر درنقطه عطفی قرار دارد. سطح و سرعت اطلاعات و آگاهیها و همچنین نیازهای گسترده افراد و جوامع بشری وسعتی بیشتر از گستردگی جغرافیای و اندیشه های مرزبندی شده یافته است . بنابراین جهانی شدن (نه جهانی سازی) ضرورت اجتناب ناپذیر است  و برای عبور از موانع و محدودیتها تلاش و تشکل جهانی لازم است اقلیت کوچک اما متشکل و حاکم (مناطق تریادژاپن - اروپا وامریکا) به جهت حفظ منافع طبقاتی (شمال در مقابل جنوب) تلاش گسترده جهت کنترل و جلوگیری از جهانی شدن دارند. درمقابل تلاش دارند جهانی سازی کنند . تا به طریق جهانی سازی موانع سرراه سیستم اقتصادی موردنظر خود را برطرف نمایند  و در مقابل اکثریت بزرگی علی رغم عملکرد فعلی خود علاقه وافری به جهانی شدن دارند. واین اکثریت بزرگ تلاش می کند کلیه موانع سرراه جهانی شدن را(که یکی از موانع همان جهانی سازی است ) برطرف نمایند اما این اکثریت بزرگ مغلوب وغیر متشکل است.
برخوردها - تنش ها و چالش های پنهان و آشکار اخیر میان دو گروه یاد شده حکایت از نزدیکتر شدن نقطه عطف که به دنبال آن تغییرات درسیستم اقتصادی - سیاسی و اجتماعی جهان رخ خواهد داد دارد. اگر اعتقادات فرانک یکی از نظریه پردازان زنجیر مرکزی (این نظریه سعی در توجیه اجتناب ناپذیر بودن توزیع ناعادلانه اقتصادی را دارد. اعلام میکند در جهان جدید و زنجیره مرکزی و پیرامونی از کشورهای سرمایه داری آغاز و به جوامع فقیر و عقب مانده منتهی می شود. در این زنجیره مرکزی هر عضو نزدیک به مرکز خود پیرامونی دارد. که خود محور زنجیر فرعی است) را بپذیرم. چاره ای نداریم مگر جهانی سازی مناطق تریادی(ژاپن - اروپا - امریکا) را نیز بپذیرم. اما این نوع روابط اقتصادی بستگی کاملی به وجود - مرزهای جغرافیایی (که خود پدیده اکتسابی غیر ضروری است ) دارد. بنابراین با عدم وجودمرزهای جغرافیایی سیستم زنجیره مرکزی فروخواهد ریخت و با فروریزی آن تریادها ابزارهای قدرت تعیین سرنوشت دیگران را از دست خواهند داد طرفداران جهانی سازی می دانند برمبنای قدرت اقتصادی که دارند. جهانی سازی نمی تواند مشکلی برای آنها ایجاد کند بلکه باعث می گردد فشارهای ایجاد از رکود و مشکلات اجتماعی خودرا از داخل به مناطق دیگر سوق بدهند (بدون اینکه مشکلات بیرونی توان نفوذ به درون کشور آنها را داشته باشد . درنتیجه از سیستم درهای باز استقبال کرده و با تمام قدرت اقتصادی- سیاسی و نظامی سعی در جهانی سازی دارند تفکر جهانی سازی که به فعالیتهای اقتصادی محدود می شود هر روش و وسیله ای که باعث آسان تر - سریعتر و پرسودتر شدن گردش اقتصاد(سرمایه) باشد را مورد استقبال قرار می دهد. دراین تفکر اقتصاد کاملا" آزاد بوده و به هر طریقی که ضرورتا" خصلت ذاتی سرمایه حکم کند عمل خواهد کرد. و ابزار های مورد استفاده جهانی سازی عبارتند از 1- کلیه موسسات پولی و مالی جهانی 2- اکثریت سازمانها و گروههای تحت پوشش سازمان ملل 3- شرکتها و موسسات فراملی 4- حکومتهای طرفدار اقتصاد آزاد .
تئوریسینهای درهای باز اعتقاد دارند وقتی تمام جهان به روی گردش سرمایه آزاد باشد سرمایه می تواند از تواناییهای بالقوه جهان جهت تولید و مصرف استفاده نموده رونق وشکوفای بیشتری ایجاد نماید . که این شکوفای در نهایت باعث آسایش بیشتر انسانها خواهد شد. اما موانع موجود سرراه گردش سرمایه وجود قوانین مختلف در کشورهای مختلف است.بیشتر مواقع این قوانین تضادهای با هم دارند که از گردش طبیعی سرمایه جلوگیری می کنند در نتیجه این موانع باعث می شوند تواناییهای کشورها بلا استفاده بمانند. تواناییهای فوق عبارتند از (نیروی کار ارزان - مواد معدنی فراوان و ارزان - وجود شرایط مناسب تولید- عدم نیاز به حمل و نقل پر هزینه و بازار مصرف فراوان) در اینجا برای روشنتر شدن اینکه تولید و خدمات هیچ وقت از دایره اقتصاد خارج نخواهد شد توضیح کوتاهی لازم است. برای زندگی بشر مواد مصرفی ازقبیل خوراک، پوشاک و مسکن و کالاهای خدماتی لازم است بدست آوردن چنین کالاهای نیاز به تولید دارد بنابراین اقتصاد نوین(دلالی و بورس بازی) هیچ گاه نمی تواند بدون کارخانه - بنگاه ها و موسسات تولیدی معنا ومفهوم مستقلی داشته باشد. هر چند که اقتصاد اینترنتی مشاوره اینترنتی یا در کل اقتصاد نوین که کاری به تولید ندارد (از طریق اینترنت اطلاعات را گرفته ایده سازی می کند و ایده های ساخته شده را در بازار سهام عرضه می کند. و سرمایه گذاریها وبورس بازیها از این ایده ها شکل می گیرند. اما چنین اقتصادی فقط در زمینه ای رشد می کند که دنیای تولید و خدمات آن را احاطه کرده باشد. نتیجه اجرا شدن این ایده ها افزایش تولید نیست، بلکه افزایش دفعات گردش سرمایه در مسیرهای کاذب بوده ، و آنچه ارزش افزوده از نتیجه گردش کاذب ایجاد می گردد در واقع ارزش افزوده کاذب است، که ایجاد تورم و رکودهای شدید می کند ونتیجه مخرب خود را درحوزه های تولید و خدمات تزریق کرده، و ایجاد فقر بیشتر می کند.(ضمنا" برای رشد اقتصاد نوین باید بستری بزرگتر از خودش وجود داشته باشد تا بتواند در درون آن انگل وار قرار گرفته، تغذیه کرده و رشد کند. و البته نمی تواند رشدش بیشتر از محیط احاطه کننده اش باشد) در بازار رقابت سیستم سرمایه داری که فقط سود بیشتر مدنظر است . تلاش می شود هر مقوله ای و هر ارزشی که مانع سود دهی باشدَ، از میان برداشته شده یا تبدیل به ارزشهای مصرفی گردد. بنابراین برای رونق اقتصاد آزاد و جهانی سازی لازم است شرایط زیر مهیا شود. 1- کلیه قوانین محدود کننده (تعرفه های گمرکی- قوانین محدود به مناطق خاص- قوانین حمایتی و سوبسیدها....) درجهان حذف شوند 2- تعمیم یکپارچگی فرهنگ مصرفی.
این گروه (جهانی سازان) اعتقاد دارند مواردی است که نه تنها نباید جهانی شوند بلکه تلاش می کنند تا مستحکمتر باقی بمانند. (چون برای حفظ منافع آنها ضرورت دارد فقر در نقاط خاص باقی مانده و گسترش نیابد و همینطور محلهای امن سرمایه همچنان پابرجا بمانند.) موارد فوق که قسمتی از ابزارهای جهانی و ابزارهایی بازدارنده از جهانی شدن ( بندو بستهای تضاد آفرین) محسوب می شوند عبارتند از: مرزهای جغرافیایی - دولتها- ارتشها- سیستمهای کنترل مهاجرت- تضادهای فرهنگی - تضادهای مذهبی و مسلکی ...) (مصداق بارز این موضوع ایجاد کشورهای بیشتر و دامن زدن به احساسات ملی گرای و نژادپرستانه درجهان است ) موارد ذکر شده در بالا وجودشان در بین انسانها تحت عنوان ملیتهای مختلف باعث جدایی شده و از جهانی شدن ملیت (که ضرورت اجتناب ناپذیر جهت ایجاد آسایش و آرامش افراد بشراست) و درنهایت سیتسم اقتصادی را دچار تکامل و تحول خواهد کرد جلوگیری می کنند. بنابراین جهانی سازان اقتصاد تلاش می کنند فقط موانع سرراه گردش سرمایه برداشته شود.
زمانی که اقتصاد آزاد جهانی شود شکاف و اختلاف طبقاتی و منطقه ای عمیقتر خواهد شد. بدلیل محدود بودن ثروت جهان در یک منطقه انباشت سرمایه و درمنطقه مقابل انباشت فقر صورت می گیرد.( اختلاف سطح کفه های ترازو و توزیع ثروت همچنان بیشتر و بیشتر می شود.) تنها راه رهایی از چنین شکاف و اختلاف ، جهانی شدن ملیت است.از طرفی مبارزات طبقاتی مقبولیت منطقه ای و جهانیخواهد یافت. بعد از جهانی سازی اقتصاد بازهم سرمایه دچار رکود (نهایی) خواهد شد اما این بار نتیجه متفاوت خواهد بود. چون جهان را تصرف کرده است دیگر بازار جدیدی برای گسترش فعالیت - فروش تولیدات انباشته شده اش- صدور سرمایه و تکنولوژی و ایده های اقتصاد نوین نمی تواند پیدا کند. بنابراین جهت نجات از متورم شدن حجم خود و از طرف دیگر محدود بودن ثروت و سطح کره زمین تکامل- تغییرات کیفی و تحول لازم دارد. جهانی سازی اقتصادی که لزوما" نیازی برای بقا مطرح شده باشد پس از بروز رکود اقتصادی بر اثر انباشت کالاهای تولید شده بوده است . کشورهای گرفتار رکود جهت رهایی از وضعیت ناهنجار اقدام به یافتن بازارهای مصرف فراوان و مواد اولیه ارزان نمودند درنتیجه سیستم مستمره سازی (تقسیم مجدد و مجدد جهان به خصوص با ابزارهای نظامی ) براه افتاد. این حرکت هر روز کسترده تر و پیچیده تر شد تا اینکه به صدور سرمایه - تکنولوژی - و فروش اطلاعات رسید. (البته جهانی سازی  نیز نوع دیگری از تقسیم جهان است.)
سرمایه داری مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته و در هر مرحله که حجیمتر شده است. درمقابل افزایش حجمی به گشایش جغرافیایی پرداخته است و در زمان حال آخرین تورم حجمی را دنبال می کند. و جهانی سازی آخرین گشایش جغرافیایی خواهد بود و مرحله بعدی گشایش ماورای جغرافیایی یا همان تحول بنیانی (جهانی شدن ملیت) است. تحول فوق در حوزه های مختلف جامعه بشری تاثیرات بنیادی خواهد گذاشت (کلماتی ارزشی چون (خود کفایی - ملی گرایی تولید وطنی و ...) بار معنای قابل درک خود را از دست خواهند داد و بدنبال آن مقوله هایی چون ملی گرایی - هم وطنی - فرهنگهای محدود ....) (جای خود را به ملیت جهانی - فرهنگ جهانی - تمدن جهانی ... خواهند سپرد) در این مرحله است که زمینه های جهانی شدن واقعی قابل لمس خواهد بود. معنا و مفاهیم که از انسان - هنر - زیبایی- زندگی - دین- ایدولوژی - فرهنگ - تمدن- و ملیت ... ارایه خواهد شد با کلیه مفاهیم قابل درک فعلی که درمحدوده مرزهای جغرافیایی یا تمدن خاص - ملیت و فرهنگ خاص قابل ادراک است. متفاوت خواهد بود. بنابراین لازم است قبل از رسیدن به چنان وضعیتی ابزارهای لازم و مسیرهای احتمالی که طی خواهند شد را بشناسیم. ابزارهای کاربردی برای جهانی شدن عبارتند از احزاب و گروههای جهانی- موسسات فرهنگی جهانی - موسسات اقتصادی جهانی و- سازمانهای اجتماعی جهانی ... که همگی بدون مرز خواهند بود.
نیازهای انسان از تعداد انگشت شمار شروع شده و هر روز درحین افزایش کمی و گستردگی دچارافزایش کیفی نیز شده است. اما در تمام ادوار تاریخی عمر بشر دو نقطه مشترک وجود دارد.
1- نیازهای درجه دوم که لزوما" در جهت برطرف کردن نیاز اولیه (نیاز به بقا) ایجاد شده اند. 2- توجیه ابزارها و روشهای کاربردی به جهت برطرف کردن نیازها.
همیشه این توجیه ها پس از تغییر (البته درحین تکامل تغییر اقتصادی تئوری توجیه گر اقتصاد جدید  نیز متناسب با میزان تکامل  اقتصاد مربوطه متکامل شده است) سیستم اقتصادی بوجود آمده و تبدیل به ارزشها و مقوله های فکری و فرهنگی جامعه گردیده است . بنابراین وقتی سیستم اقتصادی  فعلی تغییر کرده و جهانی شود. باید تفکرات- ارزشها و مفاهیم و... نیز تغییر کرده، جهانی شوند.
موجودی مادی(ثروت ) جهان محدود است وبه دو شکل مشاهده می شود:
1- ثروتی که بالقوه است (تمام انرژی ومواد خام که برای مصرف  کردنش نیازبه تبدیل شدن دارد و تبدیلش نیاز به استفاده ازانرژی دارد
2- ثروتی که بالفعل است (تمام مواد و انرژی که با مصرف کردن انرژی  از مواد خام (ثروت بالقوه) بدست آمده است ، انسان نیز در مجموع جزیی ازثروت بالفعل است که پتانسیل آماده برای تولید ارزش یعنی تبدیل مواد خام به مواد مصرفی یا ایجاد انرژی می باشد. و این ارزش می تواند تبدیل ثروت مادی بالقوه به ثروت بالفعل باشد و یا تولید ارزش غیر مادی (اندیشه که خود نوعی سرمایه انباشته است و منشا مادی دارد) بنماید.
تفکری که اعلام میکند تمام انسانها حق استفاده مساوی از موجودی جهان را دارند همه انسانها را در سرنوشت خود و جامعه جهانی سهیم می کند.
انسان برای تجزیه و تحلیل و درک آنچه موجود است (وضعیت موجود) ومقایسه نتیجه بدست آمده با آنچه که باید باشد(وضعیتی که بر مبنای تواناییهای کره خاکی می تواند باشد) به تفاوتها و تضادهای پی می برد و نتایج بدست آمده نشان ازتوزیع ناعادلانه موجودی محدود جهان دارد.(جهانی شدن ملیت باعث کمترشدن ناعدالتی در توزیع ثروت جهانی خواهد شد.)
در جهان امروز عامل اصلی توزیع ناعادلانه ثروت خصلت سرمایه باضافه زمینه مساعد برای گردش نابرابراست هر چه تضادهای اجتماعی و اختلافات طبقاتی عمیقتر باشند. سود بدست آمده از گردش نابرابر سرمایه بیشتر خواهد شد. عاملی که زمینه مساعد برای گردش نابرابر ایجاد میکند همان بندو بستهای تضاد آفرین است.( که بدست خود انسان ایجاد شده اند.) بند و بستهای فوق برای بقا به سرمایه تکیه می کنند. و بالعکس نتیجه این هماهنگی توزیع ناعادلانه میشود و تضاد طبقاتی و شکاف بین غنا و فقر بیشتر تشدید می گردد این حرکت گردشی سرمایه در درون زمینه مساعد دچار دور تسلسل است و این دور تسلسل ارتقا یابنده از سطحی به سطح بالاتر بوده و ارتقا آن از یک سطح به سطح بعدی باعث بیشتر شدن عمق شکاف طبقاتی و تشدید نتیجه ای آن می گردد. برای تغییر نتیجه عملکرد گردش سرمایه باید  زمینه نابرابر را که تفکر منطقه ای است . به تفکر جهانی تبدیل کرد زمانی این تفکر جهانی می شود که اقتصاد جهانی شود. یعنی اهداف زیر را دنبال کند:
1- کالاهای تولید شود که نیاز مبرم انسانها است.
2- سرمایه گذاری درهر نقطه ای که نیاز باشدانجام شود.
3- سود به دست آمده از هرنقطه ای در همان محل هزینه شود.
4- استفاده بهینه و کنترل شده ای از ثروت موجود جهان به جهت برطرف کردن نیازهای مبرم جامعه جهانی
برای پیاده شدن چنین اندیشه ای باید سیستم گردش سرمایه بطور کلی تغییر کند از طرفی سرمایه به جهت خصلت ذاتیش به موارد زیر نیاز دارد.
1- گردش همراه با کسب سود و تبدیل سود به سرمایه
2- محل امن به جهت حفظ ارزش و قدرت
درحال حاضر نوع گردش سرمایه در جهان شکل رفت وبرگشتی دارد. گردش از محل امن شروع میشود و درمحلی  که میتواند بیشترین سود نسبی را کسب کند. عملیات خود را انجام داده و سود بدست امده را به محل امن انتقال داده تبدیل به سرمایه می کند. در این گردش نتیجه انتقال ارزش تولید شده از محل ایجاد فقر درمحل عملیات و ایجاد آسایش وتوسعه درمحل امن است بنابراین مانع اصلی تحقق عدالت اجتماعی در جهان وجود بند و بستهای تضاد آفرین است که چنین گردشی را ایجاد و حفظ می کند گردش یکسویه (از محل امن شروع و به محل امن ختم می شود) ایجاد فقر یک سویه (فقر ساکن) میکند.
(سرمایه در گردش یک سویه با پشتیبانی بند وبستها مساوی است با فقر ساکن یکسویه تحت کنترل بندو بستها حذف یکسویه بودن از طرفین تساوی بالا میتواند گام نخست در راه توزیع عادلانه ثروت جهان باشد ولی حذف فوق رانمی توان از سمت سرمایه انجام داد( چون خصلت سرمایه با وجود بندو بستهای تضاد آفرین و محلهای امن ایجاد شکاف و عدم تعادل است ) اگر بتوانیم به جای تساوی بالا تساوی زیر را برقرار کنیم و توزیع ثروت و سود حاصله تا حدودی عادلانه خواهد شد.
سرمایه سیال در گردش درتمام جهات برابر است با فقر سیال درتمام جهات نتیجه توزیع عادلانه سرمایه و سود حاصله در جهان به صورت خود کنترلی .
این تساوی زمانی امکان دارد که بند و بستهای تضاد آفرین و به دنبال آن محل امنی وجود نداشته باشد. تا سرمایه برای حفظ خود مجبور گردد در تمام نقاط جهان بر مبنای نیاز مناطق فعالیت کرده و سود بدست آمده را درتمام نقاط جهان هزینه کند دراین صورت توزیع ثروت به عدالت نزدیکتر خواهد بود. در نتیجه فقر ساکن در یک محل به فقر سیال در تمام جهان تبدیل می شود و (وقتی فقر درتمام جهان تقسیم شود ناچیز خواهد بود) شکاف و تضاد بین فقر و غنا کمتر خواهد شد. بنابراین ملیت نیز همزمان با اقتصاد باید جهانی شود. در این صورت انسانها میتوانند هر جای از جهان بدون هیچ گونه مانعی مشغول کار شوند( شهروند جهانی) وسرمایه می تواند بدون هیچ گونه مانعی در هر نقطه ای از جهان که لازم بود گردش کند(اقتصاد جهانی) و انسانها می توانند در هرمحلی از جهان با هر گرایشی- تفکری - فرهنگی - و تمدنی که مایل باشند زندگی کنند(ملیت جهانی) . درحین برقراری چنین سیستمی کلیه موسساتی که برای حفظ قدرت یک حاکمیت دریک منطقه خاص جغرافیایی به نام دولت فعالیت دارند خود به خود ارزش کاربردی را از دست داده و منحل خواهند شد. و با انحلال آنها دو نوع سود به جهانیان عرضه خواهد شد. اما هیچ کدام از اینها بدون سازماندهی انقلابی ممکن نخواهند شد.  

    19/12/1377  محمد اشرفي


این مطلب اولین بار در سال 77 در نشریه دانشجویی منتشر شد بنا براین به شکل محدود نوشته شده بود بعد از ان نیز دیگر تغییراتی در ان داده نشده است.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۳, سه‌شنبه

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی همراه مردم اهواز است.

کمیته حمایت  از شاهرخ زمانی با توجه به شرایط زندگی غیرانسانی و مشکلات مردم اهواز از جمله ریزگردهای پراکنده در هوا ،قطع برق ، در نتیجه نیامدن آب از لوله به علت فشار کم ، نبود آب آشامیدنی ،قطعی تلفن و انتقال آب رودخانه ها که باعث خشکی تالاب ها و رودخانه ها شده که نتیجه آن پیدایش ریزگردها شده است.
 صد البته عامل تمامی مشکلات مردم خوزستان و دیگر مناطق کشور عبارتند از:
 وجود جمهوری اسلامی و دزدی ها و اختلاس ها و رشوه خواری های هزاران میلیاردی دولت مردان اسلامی ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، قوه قضائیه اسلامی دزد پرور، برادران بسیجی و سپاهی دزد و قاچاقچی، بنیادهای مختلف مربوط به حکومت مانند بنیاد شهید ، بنیاد 15 خرداد خمینی ، بنیاد مستضعفان، آستان قدس رضوی و ... و شهرداران و شورا های شهری که همگی بلا استثنا در اختلاس ها و دزدی ها شریک هستند. چنین عواملی مردم اهواز را با مشکل روبرو کرده اند و مردم اهوازبرای کسب حق خود  دست به اعتراضات گسترده زده اند.  ما در کمیته حمایت از شاهرخ زمانی ضمن حمایت از این حرکت مردمی خوزستان و اعلام اینکه تمامی مشکلات مردم اهواز و دیگر مناطق مانند سیل زده ها ، مدارسی که خراب شدند ، کولبرانی که زیر برف یخ زدند ، انسانی های بی خانمانی که در گور ها می خوابند ، کودکانی که در خیابانها اواره اند یا به جای مدرسه مجبورند کار کنند و میلیونها کارگری که بیکار شدند و یا هر روز بیکار می شوند ، دانشجویان و جوانانی که آینده ای ندارند یا باز نشستگانی که در فقر به چه کنم چه کنم گرفتار شدند ،شاغلینی که مجبورند با دستمزد چهار برابر زیر خط فقرکار کنند،  زنانی خیابانی که هر روز به تعدادشان افزوده می شود و ... مسبب اصلی همه این مشکلات را جمهوری اسلامی سرمایه داری می دانیم،  و در همین جهت از تمامی مردم شهرهای دیگر می خواهیم که با پیوستن به این اعتراضات اخیر در شهرهای خود در حمایت از مردم اهوازدست به تجمع و اعتراض بزنند، چرا که اگر ساکت بمانیم فردا نوبت ما خواهد بود  پس بیاییم متحدانه و یکپارچه از حقوق مردم اهواز و خودمان دفاع کنیم.
هم چنین از مردم اهواز بخصوص کارگران می خواهیم اجازه ندهند بین انها به بهانه ملیت های مختلف یا داشتن زبان های متفاوت اختلاف ایجاد کنند ما از همه جوانان و کارگران و مردم شهر های خوزستان بخصوص شهر مبارز اهواز می خواهیم، بدون توجه به تفاوتهای ملیتی و زبانی متحدانه دست در دست و بازو به بازو در اعتراضات شرکت نمایند، آگاه باشیم که اگر امروز ملیت های مختلف ساکن ایران به همدیگر کمک نکنند، هیچ کدام به تنهای نمی توانند جمهوری اسلامی جنایت کار را سر نگون کنند، برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برای کسب مطالبات خود همه ملیت ها به کمک و همکاری با یکدیگر نیاز دارند.امروز این وظیفه ایجاد اتحاد و مقابله با تفرقه انداز های شوونیست ها میان خلق ها برای مبارزه با جمهوری اسلامی به عهده کارگران ، دانشجویان و دانش اموزان و جوانان انقلابی است .

پیش بسو اعتراضات متحدانه

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

3/12/1395

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۱, یکشنبه

سومین جلسه پالتالکی جمع قدم اول با موضوع :

"شروط لازم برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر چیست؟"


” سازماندهی برای برگزاری متحدانه دراعتراضات اول ماه می” ارسال کنید

فراخوان :

نقد ها و پیشنهادات و تجربیات خود را در رابطه با

سازماندهی برای برگزاری متحدانه در اعتراضات اول ماه می ارسال کنید
با توجه به برگزاری اول ماه می در سال های گذشته در داخل ایران و در کشورهای مختلف توسط رفقای ایرانی تجربیات تلخ و شیرین، بسیاری داریم، اکنون که بیش از دو ماه به اول ماه می باقی است بهتر است هر کدام از ما از جمعه تشکل ها و تشکیلات ها، محافل تجربیات گذشته را آئینه مقابل خود قرار داده برای برنامه ریزی بهتر و مشترک ضمن درس گرفتن از تجربیات خوب و بد جهت برنامه ریزی و سازماندهی برای برگزاری قویتر، مراسم های اعتراضی اول ماه می، اقدام نماییم ، برای به اشتراک گذاشتن تجربیات از تمامی نیروهای انقلابی و کارگری داخل و بیرون می خواهیم اقدام به نوشتن و انتشار تجربیات ، نظرات و پیشنهادات خود در رابطه با بهتر و قویتر برگزار کردن مراسم های فوق نمایند و در این رابطه لازم است به عرض کلیه رفقا داخل و بیرون برسانیم که ما بخش مسائل جاری نشریه شماره 11 جمع قدم اول را به موضوع اول ماه می اختصاص دادیم، بنا براین امادگی انتشار کلیه مقالات مربوط به اول ماه می از هر نوع ان مانند نقد ، پیشنهاد ، بررسی ، مقالات ترویجی و تبلیغی و همچنین انتقال تجربیات هستیم، با توجه به چنین در خواستی همان گونه که بیان شد بخشی از شماره 11 نشریه تدارک حزب انقلابی را به طرح موضوع فوق ” سازماندهی برای برگزاری متحدانه در اعتراضات اول ماه می” اختصاص خواهیم داد. و با توجه به اینکه شماره یازده نشریه تدارک حزب انقلابی در تاریخ 15 فروردین 1396 منتشر خواهد شد، بدین وسیله از تمامی فعالین کارگری و انقلابی ، سازمانها و احزاب و محافل داخلی و بیرونی در خواست دخالت گسترده در موضوع را داریم و تقاضا می کنیم، در راستای موضوع اول ماه می   نظرات ، پیشنهادات و نقد های خود را تا تاریخ 5 فروردین1396  جهت درج در شماره یازده نشریه فوق به آدرس های  pishnahad1393@gmail.com  و pishnahad2014@gmail.com ارسال نمایند .
لازم به توضیح است که ما در جمع قدم اول طبق آیین نامه اجرایی این جمع، متعهد به چاپ و نشر کلیه نظرات ، پیشنهادات و نقد های رسیده بی کم و کاست هستیم،و طبق مصوبات در رابطه با موضوع محوری نشریه شماره یازده اگر حجم مطالب دریافتی بیش از ظرفیت شماره یازده باشد، آنها را در قالب ضمیمه شماره یازده همزمان منتشر خواهیم کرد.
ما دخالت سریع و هر چه بیشتر در جهت ممکن شدن تصمیم فوق، را به دلیل محدودیت زمانی لازم دانسته و آن را در جهت گسترش طرح موضوع برگزاری مراسم های اعتراضی اول ماه می و ارتقاء آن به سطح همبستگی طبقاتی کارگران لازم می دانیم. بنابراین از تمامی رفقا کارگر و انقلابی  می خواهیم هر چه بیشتر دخالت کرده موافقت و نقد سازنده خود را جهت یافتن راه کارهای بهتر برای برنامه ریزی و سازماندهی مبارزات کارگران و انقلابیون در جهت اعتراضات و برگزاری متحدانه مراسم های اول ماه می ارایه کنند. بدون شک هر چه دخالت ها و شرکت در بحث و گفتگو ها و انتقال تجربیات بیشتر باشد، امکان یافتن راههای بهتر و برنامه ریزی اعتراضات عملی بیشتر و با سازماندهی دقیق تر ممکن خواهد شد، و بدنیال آن نتیجه و حاصل بیشتری نسیب طبقه کارگر و انقلابیون در جهت هدایت به سمت و مسیر انقلابی خواهد بود.
ما ضمن اینکه صمیمانه دستان شما دوستان و رفقا را در داخل و بیرون می فشاریم، در همین حال انتظار داریم نظرات ، پیشنهادات و نقد و تجربیات خود در رابطه با برگزاری مراسم های اعتراضی اول ماه می در سال ۱۳۹۶ را قبل از تاریخ 5 فروردین 1396 ارسال نمایید ، البته فراموش نکنید، اگر مطالبی در رابطه با موضوعات دیگری نیز ارسال کنید، ضمن تشکر و قدر دانی آنها را نیز منتشر خواهیم کرد.
پیش بسوی “سازماندهی برای برگزاری متحدانه در اعتراضات اول ماه می
پیش بسوی همکاری های مشترک عملی در نقاط مشترک
پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری
پیش بسوی ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر

جمع قدم اول
3/12/1395

ه‍.ش. ۱۳۹۵ بهمن ۲۰, چهارشنبه

فشار شدید مقامات برای بازگرداندن رضا شهابی به زندان

رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از سوی دادستانی تهران برای بازگشت به زندان تحت فشار قرار گرفته است و این در حالی است که دوره ی حبس شهابی پایان یافته است.
رضا شهابی که در روز ۲۲ خرداد سال ۸۹ بازداشت و به شش سال زندان محکوم شده بود به دلیل ضرب و شتم ماموران امنیتی در زمان بازداشت و بازجویی، در دوره محکومیت دو بار تحت عمل جراحی (گردن و کمر) قرار گرفت و به دلیل وضعیت جسمی بسیار وخیم، مسئولان قضایی با تاییدیه پزشکی قانونی و اخذ وثیقه سنگین با مرخصی استعلاجی نامبرده برای مدت باقی مانده حبس موافقت نموده بودند.
با وجود اینکه این کارگر زجر کشیده در تاریخ ۱۶/۲/۹۴ محکومیتش تمام شده و مسئولان قضایی پیش از این در مراجعات آقای شهابی به دادستانی بصورت شفاهی اعلام کرده بودند که محکومیت حبس شما پایان یافته است اما تا به امروز از استرداد وثیقه هم  خودداری کرده اند.  همچنین در همین رابطه دولت ایران طی گزارشی به سازمان جهانی کار اعلام کرده که رضا شهابی از زندان آزاد و بازگشت بکار شده است در حالی که وی هنوز از کار اخراج و تحت فشار برای بازگشت به زندان است.
 علی رغم اینکه شهابی همچنان از عارضه گردن و کمر و بیماری های مختلف ناشی از اعتصابات غذا در دوره محکومیت رنج می برد، دادستانی در ماه های اخیرطی تماس های تلفنی با ایشان اعلام کرده که سه ماه از مرخصی مورد موافقت قرار نگرفته است و باید به زندان مراجعه نماید. همچنین دادستانی با اخطارکتبی و تماس های تلفنی مکرر به وثیقه گذار از ایشان خواسته است که شهابی را تحویل زندان دهد در غیر اینصورت وثیقه را ضبط خواهد کرد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ضمن محکوم نمودن اقدامات امنیتی و قضایی صورت گرفته علیه رضا شهابی خواهان آزادی بی قید و شرط ایشان و دیگر فعالین کارگری و همچنین خواستار لغو احکام صادره علیه  دو تن ازدیگر اعضای هیات مدیره سندیکا، آقایان ابراهیم مددی و داود رضوی می باشد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۹۵/۱۱/۲۱

کمیته پیگیری ایجاد تشکل ها ی کارگری ایران


اعلام نظر علی خدایی عضو شورای عالی کار در باره افزایش حداقل دستمزد .
علی خدایی عضو کارگری شورایعالی کار در روزنامه همشهری مورخه 18 بهمن 95 می گوید :"حداقل دستمزد باید 3 برابر شود . اما در وضعیت فعلی این کار شوک بزرگی بر بازار وارد می کند. در طول 4-5 سال آینده این خلع کمبود باید پر شود ."
علی خدایی عضو کارگری شورایعالی کار ، نماینده ما کارگران نیست . بلکه برگزیده دولت است. شورای اسلامی موجود در کارخانه ها ، کارگزاران و عصای دست کارفرمایان و دولت هستند.
آنها کارگران گزینش شده توسط وزارت کار و نهاد های امنیتی هستند.وظیفه شان به بیراهه کشاندن و گمراه کردن کارگران است .
گفته وی بیان کننده هدف و منظور ایشان از افزایش حداقل دستمزد است .سخن او بعنوان یک خبر ، می خواهد اذهان عمومی کارگران را برای افزایش بسیار ناچیز 10 الی 15 درصدی آماده سازی نماید. او نگران وضعیت کارگران نیست ، بلکه نگران منافع کارفرمایان و دولت است .
او میگوید افزایش 3 برابری حداقل دستمزد در چنین وضعیتی به بازار شوک وارد می کند . به تعبیر وی شوک به منافع کارفرمایان وارد می شود .
کارفرمایان با خیالی آسوده به افزایش سود خود می اندیشند . اگر دستمزدها بیش از افزایش مد نظرشان اضافه گردد، آنها شوکه می شوند . چرا که در افزایش سودهای نجومی و افسانه ای خود خلع ایجاد شده است .
کارفرمایان به سازمانهای دولتی ،پلیس و دیگر نهادهای سرکوب کننده اطمینان دارند، که جهت پایین نگهداشتن دستمزد از هرگونه تلاشی دریغ نخواهند کرد .
برای علی خدایی ، زندگی و بقا کارگران ، پشیزی ارزش ندارد .زیرا که حداقل دستمزد 812000 تومان چند برابر زیر خط بقا و5 برابر زیر خط فقر قرار دارد .به نظر ایشان حداقل دستمزد  باید 3 برابر گردد .پس او به هزینه زندگی کارگران واقف و آگاه است . او می گوید " اما در وضعیت فعلی این افزایش 3 برابری دستمزد به بازار شوک وارد می کند ." به اعتقاد ایشان قربانی شدن جمعیت تقریبا 50 میلیونی کارگران بهتر است ، تا اینکه به کارفرمایان شوک وارد نشود ؟؟!!
آقای علی خدایی ، 38 سال قربانی کردن جمعیت بیش از 50 درصد جامعه ایران کافی نیست ؟ طی 4 الی 5 سال دیگر این وضعیت باید ادامه یابد ؟
آیا واقعا پذیرفتنی است ، که علی خدایی و دیگر دوستانش نمایندگان کارگران هستند ؟؟
فقر و فلاکت تمام عرصه های زندگی این جمعیت کارگران را اشباح کرده، و آمار و ارقام ناهنجاریهای اجتماعی روز به روز افزایش می یابد .از کاهش سن اعتیاد و کاهش سن دختران خیابانی گرفته تا انباشته کردن زندانها، افزایش طلاق ،نوزاد و کلیه فروشی ، کارتن خوابی و پدیده گور خوابی و دهها معضل دیگر که گریبان جمعیت فرودست جامعه را گرفته است .بیکاری و گرانی  این دو پدیده در کنار حداقل دستمزد ناچیز ، ان وضعیت جهنمی است ، که شما نمی خواهید در آن خلعی ایجاد شود ؟؟
علی خدایی و دیگر اعضای کارگری شورایعالی کار در کدام کارخانه و یا در کدام منطقه از تهران ساکن هستند ، که  واقعیات آشکار چنین وضعیتی را  میخواهند  انکار کنند ؟

پرداختن به دیگر سخنان ایشان ، از جمله همین نتیجه را میدهد .
کارگران چرا "باید" 4-5 سالی این دستمزدهای ناچیز و تبعات ویرانگر زندگی خود را تحمل نمایند ؟
او نمی داند که در طول این 4-5سال هزینه زندگی کارگران به مراتب چندین برابر اوج خواهد گرفت ؟
علی خدایی باید بداند ، که او نماینده ما کارگران نیست .زیرا که به قول معروف " از کوزه همان برون تراود که در اوست "
ما کارگران به او و اعضای کارگری ، نماینده گان کارفرمایان ودولت در  شورایعالی کار میگوییم  : "حداقل دستمزد باید تامین کننده هزینه زندگی ، ونه " برده گی " ما باشد .
 همچنین خواهان به روز شدن استاندارد های زندگی اجتماعی خود هستیم .
استفاده از ماده 41 قانون کار تامین کننده سبد هزینه خواربار ما کارگران نبوده و نخواهد بود . مبنای افزایش حداقل دستمزد باید ، به 3 برابر افزایش یابد ." ما هم اکنون خواهان 3 برابری حداقل دستمزد هستیم ، ونه 4-5 سال دیگر .
20 بهمن 95
آیت نیافر
سخنگوی کمیته پی گیری ایجاد تشکل های کارگری ایران