ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

دلاور





زمانی ست
دلاور،
شهابی ست
دلاور چو بهنام و محمود و عثمان!

دلاور،
بُداغی ست
دلاور نویدِ خروشانِ فرداست!
دلاور
سرودی به امواجِ هر رود
ذلاور
خروشان شود
متحد، سرخ!
دلاور چو رخشان
دلاور چکادش به خون در شکنجه!
دلاور ندایش
به چخماق و آتش
دلاور
به بن بستهای زمانه
شود چیره بر یأس،
به امیدهایش کُند فکرِ تازه!
دهد مُژده بر اتحادِ رفیقان؛
کنون یأس را از خودت این چنین ران!
کنون یأس را از خودت این چنین ران!
کنون یأس را از خودت این چنین ران...
«علی سالکی»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر