ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۷, سه‌شنبه

در راهی که شاهرخ نشان می دهد متحد شویم

مرتجعان جهان ، سراسر براین باورند که با سرکوب و کشتار میتوانند به زندگی نکبت بار خود که به چرک وخون آلوده است، ادامه دهند. آنها بهیچوجه نمی توانند منطق ستمد ید گان، پا برهنگان و استثمار شوندگان را درک کنند، آنها به دیا لکتیک مقاومت ومبارزه ی طبقا تی در جامعه که نیروی محرکه ی تاریخ است، که طبقه ای طبقه ی دیگر را دیر یا زود بر میاندازد و طبقه ی نوینی به قدرت میرسد بی باورند. ذهنیگری اساس اندیشه آنهاست.
حاکمان مسلمان ایران که بکار بردن شمشیر را از بادیه نشینان حجاز هزار و چند صد سال پیش به عاریه گرفته اند، ذهنیگری را به غایت رسانده اند و در این خیال باطل بسر می برند که جنگ و جدال کنونی بین پائینی ها و با لائی ها برسر حلال و حرام است! آنها بزرگترین جنایت خود را با  بسم الله آغاز می کنند! و در انجماد فکری پناه به استخاره می برند.
زندگی اکنون لشکر طبقاتی بیش از شصت میلیون را در ایران بوجود آورده، پیشروان آگاه طبقه کارگر را در مبارزه ای میان مرگ و زندگی پرورش داده که آگاهی طبقاتی خود را صرف سازماندهی و صف آرائی کارگران و زحمتکشان کرده و میروند  تا تشکیلات پراکند ه ی خود را متحد و سراسری سازند و با آبدیده شدن کادر های خودی در کوران مبارزۀ جاری، تشکیلات سیاسی پیشرو خود را که بتواند نقش سکاندار پر تجر به ای را در این دریای توفانی بازی کند، شکل دهند. چنین است منطق طبقه کارگر و متحدانش توده های وسیع مردمی.
 دو جهانبینی، دو منطق، دو سیاست و سبک کار متضاد در برابر هم قرار گرفته اند. شاهرخ زمانی زائیده­ی چنین جامعه ایست و نمونه خوب یک پیشرو طبقاتی، یک کارگر آگاه و یک سازمانده کمونیست است که در عمل ثابت کرد او همتراز وظیفه شناس­ترین فرزندان طبقه ی خود بود ه وجان خود را بی دریغ فدای انجام وظیفه اش کرد.  درست بدین دلیل است که پیروان او هر روز بیشتر   می شوند و گفتار و کردار ش به الگوئی برای ادامه دهندگان راه سوسیالیستی تبدیل می گردد در سوی دیگر این جدال رژیم اسلامی حاکم است که از درون رژیمی پوسیده است.
قدرت کارگران و توده ی عظیم مردم ، بزرگترین نیروی محرکه ی تاریخی تغییر انقلابی کنونی است و در ایران در حال برخاستن است. در برابر آن مقاومت بی فایده است، دشمنان آنها مشتی ارازل و اوباش اسلامی هستند که موقتن تا دندان مسلح اند، وماشین دولتی را برای ادامه حیات خود بکار گرفته اند، اما بنا بر ماهیتشان تضاد درونی شان هر روز حاد ترمی شود. آنها از سوی دیگر توسط مردمِ مقاوم حلقه به حلقه محاصره شده اند.
حلقه ی اول : آنها در محاصره کارگران هستند که چرخ زندگی و تولید بدست آنها ست و در سراسر ایران در پیشاپیش صف مبارزات جاری قرار دارند.
حلقه ی دوم : مقاومت معلمان، پرستاران، دانشجویانند که زیرآب باصطلاح فرهنگ اسلامی را    کشیده اند و امروز فرهنگ مردم ایران را با فرهنگی سکولار، ضد حاکمیت اسلامی و خواهان تغییر و نوآوری تبدیل کرده اند. این حلقه با کار خود یار و یاور بزرگی برای حلقه ی اول است.
حلقه ی سوم : حلقه ی ستمدیگان مضاعف اند : زنان ، ملیت های تحت ستم، اقلیت های مذهبی، قومی و از آن­جمله مهاجران موجود. اینها متحدان حلقه ها ی با لا می باشند و در خیزش عمومی ، پرولتاریا و حزب انقلابی باید مهارت خود را برای کشاندن آنها به کوران اصلی انقلابی بکار برد.
چنین است سیمای واقعی مبارزه­ی طبقاتی درایران، توفان انقلاب در حال شکل گیریست.
تاریخ  یک­بار دیگر تمام انقلابیون نسل گذشته را که بی شک گران­بهاترین ارزش ها را برای امر رهائی طبقه کارگر دارند، آنها نماینده ی گذشته ای خون­بارند که هزاران رفقای خوبشان را از دست داده اند، از شکست ها گذشته اند و با شستن خون رفقایشان و جمعندی از تجارب شکست، با      درایت تر از گذشته به مبارزه ادامه داده اند، آنها تجربه ی سازماندهی، کار مخفی و علنی و کار تبلیغی - ترویجی را دارند، چنانچه متحد شوند و سمت و سوی راهی که شاهرخ نشان داده است را در پیش گیرند، نیروی عظیم کارگران و توده­ی در حال برخاستن شکست ناپذیر خواهد شد.


محسن رضوانی - 27سپتامبر 2015

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر