۱۳۹۴ آبان ۹, شنبه

«بیانیه ی تحلیلی جمعی از فعالین چپ تبریز پیرامون مرگ شاهرخ زمانی و بازداشت علی فائض پور»





رژیم فرتوت جمهوری اسلامی ایران در نهایت شاهرخ زمانی را پس از تبعید از این سیاهچال به آن سیاهچال کشت.
شاهرخ این فرزند بی باک ارسباران، زندانی سیاسی ای بود که با خون سرخ خود به مبارزات آشتی ناپذیر طبقه ی کارگر ایران با "امپریالیسم و ارتجاع" روحی دوباره بخشید.
رکود حاکم بر اقتصاد ایران مراحل کمّی خود را از سر گذرانده و در حین عبور به منطقه ی بحران است. فساد سازمان یافته و تضاد نیروهای درونی رژیم بسا بیشتر از گذشته حاکمیت را مفلوک ساخته است. از دیگر سو رژیم در حالت احتضار جمهوری اسلامی ایران دچار بحران بی سابقه ی ژئوپلتیکی نیز شده است.
از طرفی "سرمایه" توان گردش خود را به علت انباشت از دست داده است. از این رو صاحبان آن هار تر از گذشته شده و خاورمیانه را به علت موقعیت جغرافیایی ممتازش به جولانگاه نیروهای امپریالیستی و ارتجاعی تبدیل کرده اند. در طرف دیگر نیز اعتصابات مستمر کارگری و رشد فزاینده ی بحران ها و آسیب های اجتماعی ست که تعادل رژیم را بر هم زده است.
در بستری از شرایط فوق الذکر اعلام سیاست زبونانه ی "نرمش قهرمانانه" از سوی خامنه ای و مذاکره با شیطان بزرگ! قابل تحلیل است.
اما از بابت خوش رقصی به طرف مذاکره کننده ی غربی می بایست طبق سنوات گذشته سرکوب کمونیست ها و نیروهای مترقی را در دستور کار قرار داد. از این رو وزیر اطلاعات همزمان با شروع مذاکرات در یکی از سخنرانی هایش از برخوردهای جدی با سوسیالیست ها جهت رفع موانع سرمایه گذاری خبر می دهد. مضافاً شخص آقای خامنه ای نیز همین چندماه پیش بود که به گسترش تفکرات کمونیستی در دانشگاه ها اعتراف کرد و از ضرورت برخورد با آن سخن راند.
بنابراین از نظر ما دلیل عمده ی سرکوب نیروهای چپ و مترقی دقیقا از سر خوش خدمتی ارتجاع به امپریالیسم می باشد. امابرای قتل شاهرخ زمانی علاوه بر دلیل عمده ی فوق، چند علت خاص هم وجود دارد:
اولا؛ زهر چشم گرفتن از دیگر زندانیان سیاسی و مقاوم جهت جلوگیری از به الگو تبدیل شدن "شورش قهرمانانه"ی زندان رجایی شهر کرج.
دوما؛ کیفیت برخورد شاهرخ زمانی، این کارگر رزمنده چه در دوران بازجویی و چه در ایام حبس، رژیم را درمانده تر کرده بود. به بیانی شاهرخ واژه ی "مقاومت" را در مقابل رژیم احیا کرد. او به بازجویش گفته بود:
"از هم اکنون طناب دار را بر گردنتان احساس کنید."
اما پس از قتل شاهرخ ماموران وزارت اطلاعات که واکنش فعالین کارگری سراسر ایران را پیش بینی می کردند، سریعا دست به کار می شوند تا از حضور آنان در مراسم خاکسپاری جلوگیری به عمل آورند.
اما با تماس های تهدیدآمیز، احضار به ستاد خبری، تعقیب فیزیکی با انگیزه ی ایجاد فضای رعب و وحشت نیز کاری از پیش نبرده و مراسم با صلابت مثال زدنی برگزار می شود. کارگران فریاد می زنند:
"شاهرخ معلم ما، راه شاهرخ راه ما".
امنیتی ها که دستشان از همه ی تدابیر کوتاه می شود، پس از تماس های تهدیدآمیز و احضارهای پی در پی فعالین چپ و کارگری، اقدام به دستگیری "علی فائض پور" از فعالین اجتماعی و کارگری تبریز می کنند. علی فائض پور از دوستان قدیمی و خانوادگی شاهرخ زمانی بوده و بر اساس شواهد، تنها جرم وی حضور در مراسم خاکسپاری رفیق 30 ساله اش می باشد.
ما جمعی از فعالین چپ تبریز ضمن ابراز همدردی مجدد با خانواده ی شاهرخ زمانی، دستگیری علی فائض پور را محکوم کرده و به سرکوبگران هشدار می دهیم:
«منتظر پاسخ های برخواسته از قهر انقلابی خلق محروم ایران در کف خیابان باشید. چه آن روز زیاد دور نیست...»

تبریز – آبان ۹۴
  

باز تکثیر از :

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی 

۱۳۹۴ آبان ۸, جمعه

زندان و تعقیب و محکومیت فعالان کارگری راه به جایی نمی برد

زندان و تعقیب و محکومیت فعالان کارگری راه به جایی نمی برد
در دو ماه اخیر تعقیب و زندانی کردن و محکومیت های سنگین برای فعالان کارگری واجتماعی تشدید شده است. گویا دولتمردان به این نتیجه رسیده اند که تمام مشکلات آنان وعدم موفقیت هایشان درحل مشکلات اقتصادی واجتماعی به گردن فعالان کارگری بیاندازند.
احضار جعفر عظیم زاده ، از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران ، برای اجرای حکم 6 سال حبس، محکومیت محمود صالحی به 9 سال حبس تعزیری، کورش بخشنده دوسال، دستگیری علی فائض پور از فعالان کارگری تبریز، احضار پروین محمدی و تشدید احکام معلمان و دستگیری آنان در شهرهای مختلف همه وهمه نشان آز آن دارد که برنامه ریزان اقتصادی و اجتماعی که نتوانسته اند به رغم توافقات با جهان سرمایه داری مشکلات معیشتی و زندگی اجتماعی مردم را حل  کنند می خواهند به این وسیله برناتوانی های خود سرپوش بگذارند.
خیل عظیم بیکاران که  به بیش از 7 میلیون نفر می رسد، همراه با گسترش وحشتناک فقر در جامعه که برخی از مسوولان 40 میلیون نفر را زیر خط فقر دانسته اند ، معضلاتی است که باید مسوولان پاسخ گوی آن باشند. گسترش روز افزون کودکان خیابانی ، تعطیلی هر چه بیشتر مراکز اقتصادی از کارنامه ی دولت های حال و گذشته است. حداقل حقوقی که کفاف زندگی و یک اقتصاد بخور و نمیر راهم برای کارگران و زحمتکشان نمی توانند فراهم کنند درحالی که دزدی فساد و رشوه سرتا پای سیستم اقتصادی را گرفته و  همین مسوولان عاجز از برخورد با آن هستند. طرفداران نظام سرمایه داری گمان می  کنند که با این بگیر و ببندها می توانند مردم تحت ستم را گول زده و آنان را از مطالبات برحق خود بازدارد. مطالبات برحقی که در راس آن تغییر اساسی در ساختاری است که مبنایش را بر استثمار وبهره کشی از کارگران و زحمتکشان گذارده و تمام شاکله اقتصادی واجتماعی را به دست عده ای چپاولگر و غارتگر اموال مردم سپرده است. بنیان نظامی سودمحور را برمردم تحمیل کرده است که پی آمدهای وجود خیل عظیم چپاوگران بیت المال و دارندگان تابعیت های دوگانه در کشورهای سرمایه داری غربی است.
کانون مدافعان حقوق کارگر این دستگیری ها فشارها را محکوم کرده و بار دیگر خواستار آزادی بی قید و شرط زندانیان و لغو احکام قضایی برای فعالان اجتماعی و سیاسی است.

تهدید و تحت فشار قرار دادن خانواده ام همچنان ادامه دارد

اسماعیل فتاحی :تهدید و تحت فشار قرار دادن خانواده ام همچنان ادامه دارد.
بعد از گذشت دوماه از خارج شدنم از ایران و درخواست پناهندگی از کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل، تهدید و تحت فشار قرار دادن خانواده ام همچنان ادامه دارد طی روزهای گذشته مزدوران کاسه لیس رژیم سه بار به خانه ی مان یورش برده و با بهانه های پوچ و واهی خانواده ام را تهدید کرده ولپ تاپ شخصیم را با خود برده اند.با توجه به اینکه بعد از خروج کشور به صورت مکتوب وبارها با انجام مصاحبه ،حتی دلایل خروجم را از کشور بیان کرده ام و جواسیس و قرامیس رژیم نیز به یقین مطلع هستند از موضوع درخواست پناهندگی ام.به بهانه دستگیری, وحشیانه به خانه ی مان یورش برده خانواده ام را تهدید کرده اند که باید محل زندگی من را برای دستگیری در اختیار آنها بگذارند و گرنه اینگونه تجسس ها و تفتیش از منزل ادامه خواهد داشت .حکم شصت روزه بازرسی از منزل و فک قفل را به خانواده ام نشان داده و گفته اند اسماعیل همین حوالی است وبرای پایان دادن به اینگونه تجسس ها،بگویید خود را معرفی کند.
                                                              2015/10/28 

۱۳۹۴ آبان ۴, دوشنبه

اطلاعیه شماره 63 کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

کارگران، تشکل های کارگری و انسانهای شریف و آزاده!
شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه 33 اوین، طی ابلاغیه ای جعفر عظیم زاده دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران را جهت اجرای شش سال حکم زندان تعزیری در روز دوشنبه چهارم آبان ماه 94 به این شعبه فراخواند. جعفر عظیم زاده در نیمه شب روز دهم اردیبهشت ماه دستگیر و پس از 46 روز بازداشت، در بند 209 زندان اوین با قرار وثیقه یکصد میلیون تومانی بطور موقت آزاد گردید. وی در دهم اسفند ماه سال گذشته در شعبه 15 دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی با استناد به ماده 610 قانون مجازات اسلامی به تحمل پنج  سال حبس  و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام با استناد به ماده 500 همین قانون به تحمل یکسال حبس  و در مجموع به 6 سال حبس تعزیری توسط قاضی صلواتی محکوم گردید.
تایید حکم صادره علیه جعفر عظیم زاده از سوی شعبه 54 دادگاه تجدید نظر  و دستگیری و محکومیت های  گسترده فعالان کارگری، معلمان و.... به زندان طی ماه های اخیر  بر بستر اعتراضهای گسترده کارگران و معلمین نسبت به موج عظیمی از بیکاری ، گرانی، دستمزدهای کم، اخراج سازی های گسترده و خصوصی سازی و... که سراسر کشور را درنوردیده است؛ بایدها و ضرورتهایی را پیش روی جنبش کارگری ایران برای اعتراضات گسترده تر و سراسری نهاده است، به همین دلیل است که نهادهای امنیتی و قوه قضاییه  شمشیر را از رو برای فعالان و پیشروان کارگری و معلمان بسته اند تا به زعم خود از گسترده تر شدن اعتراضات طبقه کارگر جلوگیری به عمل آورند. حمله به صفوف کارگران تاریخی به درازای جنبش کارگری دارد و صدور چنین احکام سنگین و ضد انسانی علیه فعالین کارگری و معلمان هیچ گاه طبقه کارگر را مرعوب نکرده و همواره برای کسب ابتدایی ترین حق زندگی و برای جلوگیری از به تباهی کشیده شدن هستی و معیشتی شان به دفاع برخاسته اند.
ما اعضای کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، ضمن محکوم نمودن حکم صادره علیه جعفر عظیم زاده، به دستگیری رامین زندنیا از اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان (سنندج) به همراه همسرش، معترض بوده و خواستار لغو کلیه احکام صادره علیه محمود بهشتی لنگرودی، رسول بداغی، محمود صالحی، کوروش بخشنده و... همچنین آزادی بدون قید و شرط کلیه فعالین کارگری، معلمین و زندانیان سیاسی را خواستاریم.
کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد
شماره تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، عثمان اسماعیلی
09182842451
komitedefaa@gmail.com
komitedefaa.blogspot.com
آبان ماه 1394

احضار پروین محمدی؛ عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران توسط وزارت اطلاعات

در ادامه تشدید فشار و تعرض به زندگی مشقت بار مردم، موج دستگیری ها، احضار و احکام سنگین دادگاه برای کارگران، معلمان و فعالان اجتماعی که از مدتها قبل آغاز و بویژه پس از مرگ زنده یاد شاهرخ زمانی شدت بیشتری گرفته، اینک با هدف کند و محدود کردن فعالیت تشکلهای مستقل کارگری وارد فاز جدیدی شد.
پس از ابلاغیه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ٣٣ اوین، جهت اجرای حکم ٦ سال حبس آقای جعفرعظیم زاده دبیر هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران  با اتهامات سازمان دهنده طومار چهل هزار امضا برای افزایش دستمزدها، برپایی تجمع کارگری در روز جهانی کارگر سال 93 در مقابل وزارت کار و غیره، در ادامه خانم پروین محمدی عضو هیئت مدیره اتحادیه برای پاسخ گویی به اتهاماتی؛ صبح روز سه شنبه 5 آبان ماه به وزارت اطلاعات مرکز احضار گردید.
با توجه به صدور احکام پیشین برای دیگر اعضای هیئت مدیره  اتحادیه آزاد کارگران و احضار خانم پروین محمدی، عملا" در صدد تعرض گسترده به اتحادیه آزاد کارگران ایران با قصد به تعطیلی کشاندن و یا کاستن از ظرفیت های مبارزاتی تشکلهای مستقل کارگری که تنها مجاری ابراز مطالبات و اعتراضات کارگران می باشند تا در آستانه فرآیند به اصطلاح تعیین مزد، با دغدغه کمتر و با اهدافی پیشگیرانه، برای تحمیل شرایطی بمراتب خفت بارتر از سال های گذشته اما به سبک و روال پیشین برای سال آینده نیزبه طبقه کارگر اقدام نمایند.
شرایط اقتصادی- اجتماعی پیش رو و ادامه روند بحران کنونی اقتصادی، وضعیت فلاکت باری را برای کارگران وسایر مزدبگیران عرصه تولید وخدمات ترسیم میکند که تحمل آن فراتر ازتاب و توان یک زندگی انسانی دنیای امروزست. برمتن چنین جدال وکشمکش اجتناب ناپذیری؛ احضار، بازداشت ، تهدید وحبس فعالین کارگری بعنوان اقدامی پیشگیرانه در پاسخ به مطالبات و اعتراضات احتمالی پیش رو، در دستور دولت سرمایه قرار گرفته است.
اتحادیه آزادکارگران ایران اجرای حکم زندان برای جعفر عظیم زاده و احضار خانم پروین محمدی از طرف وزارت اطلاعات را که بمنظور ایجاد بستر و شرایط امن تر برای تعرض بیشتر سرمایه به زندگی کارگران طراحی شده است را قویا" محکوم نموده وتمامی تشکلهای مدافع کارگران و سایر نهادهای مستقل و مردم آزادیخواه را فرا میخواند تا در راستای همبستگی عمومی و جلوگیری و ممانعت از احضار ، بازداشت و حبس فعالان جنبش کارگری و دیگرعرصه های اجتماعی اعتراض نمایند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران
4آبان 94


سندیکای کارگران نقاش استان البرز اجرای حکم شش سال زندان جعفر عظیم زاده را محکوم میکند


سندیکای کارگران نقاش البرز ضمن محکوم کردن این حکم ناعادلانه که بمنظور تعرض بیشتر به کارگران انجام میشود،خواستارحمایت وپشتیبانی تشکلهای مستقل صنفی کارگران ومعلمان وسایرفعالین اجتماعی از این فعال شناخته شده کارگری بمنظور ممانعت از اجرای چنین احکامی هستیم.
سندیکای کارگران نقاش استان البرز اجرای حکم شش سال زندان جعفر عظیم زاده را محکوم میکند
بنا بر خبر منتشر شده از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران، جعفر عظیم زاده از رهبران شناخته شده جنبش کارگری و دبیر هیات مدیره این اتحادیه بر اساس ابلاغیه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ٣٣ اوین، جهت اجرای حکم ٦ سال حبس، باید خود را به زندان معرفی کند.
با نگاهی کوتاه به کیفر خواست صادره که بعنوان مصادیق جرم ابلاغ شده، از قبیل :
تشکیل اتحادیه آزاد کارگران و اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، شرکت در تجمع روز جهانی کارگر پارک لاله در سال 88، هدایت کارگران در اعتراضات سال 84، اقدام به تشکیل و برنامه ریزی و مدیریت تجمعات کارگری ،جمع آوری طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران و تجمعات در مقابل مجلس و وزارت کار ، نامه به وزیر کار برای برگزاری تجمع در روز جهانی کارگر سال گذشته وتجمع در مقابل وزارت کار در اعتراض به مزد مصوب، شکایت از سعید مرتضوی و دیگر غارتگران سه هزار میلیارد تومانی از صندوق سازمان تامین اجتماعی به عنوان نماینده هزار کارگر، اعتراض به ایجاد تغییرات ضد کارگری تر در قانون کار، نشست و ملاقات با دیگر تشکلهای مستقل کارگری ،  نشان میدهد که تمام آن چیزی که "مصادیق مجرمانه"  اعلام و منجر به بازداشت و محاکمه و محکومیت 6 ساله جعفر عظیم زاده شده است چیزی جز دفاع از حق حیات و معیشت کارگران ایران وتلاش برای تآمین شرایط زندگی مناسب شآن طبقه کارگر و برخورداری میلیونها خانواده کارگری ازیک زندگی انسانی نبوده است.
تعرض و فشاربه فعالین کارگری و تشکلهای مستقل صنفی در شرایطی ادامه دارد که از طرفی چهره های مبارزکارگران ومعلمان به بند کشیده با فشارها ومحدودیت های بیشتری همچنان در حبس بسرمیبرند واز طرفی این تعرض در متن جدال برسر دستمزد که از هم اکنون آغاز شده وآقای عظیم زاده یکی از فعالین پرشورعرصه آن برای بهبود شرایط زندگی کارگران بود، صورت میگیرد. وهشداری است به کارگران برای فشار بیشتراقتصادی و اخراج وبیکارسازیهای پیش رو وتعرض بیشتر به سطح زندگی بمنظورپیشگیری از مبارزه و رویایی بیشترکارگران.
کارگران ایران هنوزازغم جانکاه و ضایعه بزرگ ناشی ازمرگ کارگرمبارزوجسور شاهرخ زمانی که درون زندان اتفاق افتاد، بیرون نیامده اند که قصددارند کارگر مبارز دیگری را که به جرم دفاع پیگیر و برحق از کارگران محکوم کرده اند، به بند بکشند.
سندیکای کارگران نقاش البرز ضمن محکوم کردن این حکم ناعادلانه که بمنظور تعرض بیشتر به کارگران انجام میشود،خواستارحمایت وپشتیبانی تشکلهای مستقل صنفی کارگران ومعلمان وسایرفعالین اجتماعی از این فعال شناخته شده کارگری بمنظور ممانعت از اجرای چنین احکامی هستیم.
سندیکای کارگران نقاش البرز

4 آبان 94

۱۳۹۴ آبان ۳, یکشنبه

بزرگداشت یاد کارگر کمونیست شاهرخ زمانی - لندن 24 اکتبر 2015

از سری برنامه های بزرگ داشت شاهرخ زمانی


شاهرخ زمانې سٺاره اې درخشان در آسمان مبارزه براې آزادې, برابرې وسوسېالېسم بود!

سخنرانې محمد کاظمې در مراسم ېادبود شاهرخ زمانې درٺورنٺو درٺارېخ 24 اکٺبر 2015‎
شاهرخ زمانې سٺاره اې درخشان در آسمان مبارزه براې آزادې, برابرې وسوسېالېسم بود!در ٺارېخ مبارزاٺ مردم  مقاطې وجود دارد  که ېک فعال اجمٺاعې و ېا ېک رهبر کارگرې همچون سٺاره اې درآسمان مېدرخشد وبه ېک شخصېٺ اجٺماعې ٺبدېل مېشود. شاهرج زمانې چنېن بود. اما  شناخٺ آن شراېط سېاسې- اجٺماعې  که درمٺن آن اېن شخصېٺ ها ظهور مېکنند مهم اسٺ. ازطرف دېگر اېن مسله نېز مهم اسٺ که بدانېم که آن شخصېٺ اجٺماعې حاېز چه صفاٺ و خصوصېاٺې اسٺ که به او اجازه مېدهد که چنېن نقشې را بازې کند.
 در انقلاب 57  وقٺې شعار کارگر نفٺ ما رهبر سرسخٺ ما در خېابان هاې ٺهران طنېن افکن شد رژېم بزودې فهمېد که او باېد قبل از هرچېز ٺکلېف خودرا بااېن طبقه روشن کند. . جمهورې اسلامې براې مدٺ کوٺاهې موفق شد که طبقه کارگر را به سکوٺ وادارد اما اېن دوران بسېار کوٺاه بود. درمملکٺې که برطبق قوانېن اسلامې قراربود اعٺصاب حرام باشد, کارگر بې قدر و ارزش و به قول خمېنې جلاد مورچه هم کارگر و حق ٺعالې مبدا کارو کارگرې باشد اعٺصاباٺ شروع شد. کارگران خاٺون آباد را از هوا به گلوله بسٺند, خواسٺ کارگران شرکٺ واحد براې برپاېې مجدد سندېکا را به  شدېد ٺرېن وجه سرکوب کردند  اما هرگز نٺوانسٺند صداې کارگران ,فعالېن و رهبران آنها را خفه کنند. فعالېن کارگران مورد شدېد ٺرېن شکنجه ها  قرارگرفٺند; بطور مشکوکې درزندانها جان سپاردند ولې با دسٺگېرې هر  فعال کارگرې دېگرې پرچم مبارزه را بدسٺ مېگرفٺ.
درچنېن فضاېې اسٺ که شخصېٺې مٽل شاهرخ زمانې عروج مېکند. اگرچه شاهرخ سٺاره اې پرنور در آسمان مبارزاٺ اجٺماعې بود اما براسٺې اېن آسمان پر از سٺاره هاسٺ. شاهرخ بردوش مبارزېنې نظېر بهنام ابراهېم زاده, رسول بداغې,  محمد جراحې, محمود صالحې ,علې نجاٺې  و ده ها فعال کارگرې و اجٺماعې اېسٺاده بود. اما ٺوگوېې اېن رسالٺ سخنگوېې برعهده شاهرخ محول شده بود. واېن دېگر به شخصېٺ شاهرخ برمېگشٺ. شاهرخ کارگرې بې آلاېش,مهربان درعېن حال پېگېر و جسور بود. زندان و شکنجه هرگز نٺوانسٺ عزم آهنېن او را درهم بشکند. شاهرخ بدرسٺې مېدانسٺ که اگر قرار اسٺ که شعار کارگرنفٺ ما رهبر سرسخٺ ما باردېگر در اېران طنېن افکن اند رهبران کارگرې باېد درقامٺ ېک رهبر اجٺماعې قد علم کنند . بېجهٺ نېسٺ که او از هر مبارزه اجٺماعې حماېٺ مېکرد.وبالاخره شاهرخ مېدانسٺ که  دېر و ېا زود جسم و جان اومورد ٺعرض جانېان و مزدوران رژېم قرارمېگېرد وبالاخره نېزچنېن شد. ولې او نمېٺوانسٺ رسالٺې که به او واگذار شده بود و پرچمې که بدوش مېکشېد را بزمېن بگذارد .
شاهرخ دېگر درمېان ما نېسٺ ولې  پېام هفٺ ٺشکل  کارگرې درمراسم خاکسپارې او آنجا که آنها گفٺند : "ما مرگ شاهرخ زمانې را به پرچمې براې اٺحاد و همبسٺگې کارگرې که او پېشٺازش بود ٺبدېل خواهېم کرد"  نشان داد که پرچمې که او بدوش گرفٺه بود بزمېن نېفٺاده اسٺ.  شاهرخ زنده اسٺ چرا که جنبش کارگرې و ساېر جنبش هاې اجٺماعې زنده هسٺند. زنده باد شاهرخ زمانې ; بالنده بود مبارزاٺ مردم اېران  بر علېه جمهورې اسلامې. زنده باد  درخٺ سبز زندگې. 

محکوم نمودن حکم صادره عليه جعفر عطيم زاده و ديگر فعالين کارگرى

اطلاعیه شماره 63 کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد
کارگران، تشکل های کارگری و انسانهای شریف و آزاده!
شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه 33 اوین، طی ابلاغیه ای جعفر عظیم زاده دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران را جهت اجرای شش سال حکم زندان تعزیری در روز دوشنبه چهارم آبان ماه 94 به این شعبه فراخواند. جعفر عظیم زاده در نیمه شب روز دهم اردیبهشت ماه دستگیر و پس از 46 روز بازداشت، در بند 209 زندان اوین با قرار وثیقه یکصد میلیون تومانی بطور موقت آزاد گردید. وی در دهم اسفند ماه سال گذشته در شعبه 15 دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی با استناد به ماده 610 قانون مجازات اسلامی به تحمل پنج  سال حبس  و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام با استناد به ماده 500 همین قانون به تحمل یکسال حبس  و در مجموع به 6 سال حبس تعزیری توسط قاضی صلواتی محکوم گردید.
تایید حکم صادره علیه جعفر عظیم زاده از سوی شعبه 54 دادگاه تجدید نظر  و دستگیری و محکومیت های  گسترده فعالان کارگری، معلمان و.... به زندان طی ماه های اخیر  بر بستر اعتراضهای گسترده کارگران و معلمین نسبت به موج عظیمی از بیکاری ، گرانی، دستمزدهای کم، اخراج سازی های گسترده و خصوصی سازی و... که سراسر کشور را درنوردیده است؛ بایدها و ضرورتهایی را پیش روی جنبش کارگری ایران برای اعتراضات گسترده تر و سراسری نهاده است، به همین دلیل است که نهادهای امنیتی و قوه قضاییه  شمشیر را از رو برای فعالان و پیشروان کارگری و معلمان بسته اند تا به زعم خود از گسترده تر شدن اعتراضات طبقه کارگر جلوگیری به عمل آورند. حمله به صفوف کارگران تاریخی به درازای جنبش کارگری دارد و صدور چنین احکام سنگین و ضد انسانی علیه فعالین کارگری و معلمان هیچ گاه طبقه کارگر را مرعوب نکرده و همواره برای کسب ابتدایی ترین حق زندگی و برای جلوگیری از به تباهی کشیده شدن هستی و معیشتی شان به دفاع برخاسته اند.
ما اعضای کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، ضمن محکوم نمودن حکم صادره علیه جعفر عظیم زاده، به دستگیری رامین زندنیا از اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان (سنندج) به همراه همسرش، معترض بوده و خواستار لغو کلیه احکام صادره علیه محمود بهشتی لنگرودی، رسول بداغی، محمود صالحی، کوروش بخشنده و... همچنین آزادی بدون قید و شرط کلیه فعالین کارگری، معلمین و زندانیان سیاسی را خواستاریم.
کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد
شماره تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، عثمان اسماعیلی
09182842451
komitedefaa@gmail.com
komitedefaa.blogspot.com
آبان ماه 1394

نامه ی سعید شیرزاد ٬زندانی سیاسی زندان گوهردشت ٬هم سلولی شاهرخ زمانی به مناسبت چهلمین روز درگذشت شاهرخ زمانی.

مثل یه پلنگ وحشی پر وحشتِ نگاهم
می میرم اما هنوزم دنبال یه جور پناهم
یک ماه از جاودانه شدنت گذشت و هنوز انتظار سیلی را می کشم که از خواب بیدارم کند و بگویند مرگ تو خوابی بیش نبوده است ...٬.
ولی باید باور کنم لحظه ای را که برای بیدار کردنت بر بالای سرت آمدم و با بدن سرد تو روبرو شدم و صورت و بدن سیاه شده ات و خونی که از گوشه‌ی دهانت چکیده بود را باید باور کنم.
باور کنم که یگانه رفیق سرخ توده‌ها را گوهردشت با خود برد و به ارس پیوست و من باور کردم تلخ ترین واقعیت زندانم را٬ تلخی‌ای به وسعت موج های ناآرام ارس که وسعتش وسعت تنهایی من است.
در تنهایی این مرده سرای بی کس خاموش کردم توی لیوانت خدایم را و شبها بغض کردم نبودنت را.
از بغض و تنهایی این روزها که سراسر وجودم را فرا گرفته بگذار بگذریم رفیق...٬
بگذار به زبان هزارباره‌ی تکرار سخنی دیگر با همان مدعیان حقوق بشر بگویم که زبان سرخت همیشه پتکی بود بر سر آنان٬ بگذار سخنی با آنان که به بیماری چپ روی دچارند و سخنی با پز دادن‌های روشنفکرانه که قاتلان تو هستند.
بگذار اعتراف کنم و فریاد کشم که مسببان مرگ تو همان مدعیانی هستند که پس از مرگت برایت نوشتند و مصاحبه کردند و از نقاش ساختمانی گفتند که دیگر نبود.
سخنم با مدعیان باصطلاح حقوق بشر است با نشستگان روشنفکرنما در کافه به آنان که خاص بودنشان را با کتاب های خوانده یشان یدک می کشند٬ به دکانداران سیاسی که خود را فعالین خود خوانده‌ی عرصه‌ی انسان و انسانیت می خوانند...٬
سخنم به رفقای مارکسیستی است که بهانه یشان برای نوشتن٬ مرگ یک انسان بود و با مرگ یک کارگر نقاش او را به یاد آوردند و دلم از آنان خون است که کجا بودند که وقتی‌که رفیقشان تنها و بی همدم گوهردشت را به ستوه آورده بود.
روز یکشنبه روز هزار ساله بود روز ناگفته‌های یک کارگر نقاش که ناگفته ماند٬ ظهر یکشنبه ی من جدول نیمه تموم٬ همه خونه هاش سیاه٬ روی خونه جغد شوم٬ صفحه‌ی کهنه‌ی یادداشت های من...
ناگفته ها را باید فریاد کشید٬ ناگفته‌ای دوباره تکرار با تمام وجود غمگین مثل اوقات تلخ تمام سالهای درد کشیدن٬ مثل بغض تمام سالهای درد کشیدن٬ تلخی دردکشیدنی که این بار با مرگ شاهرخ زمانی پیوندی ابدی خورده است.
آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم من از عالم و آدم گله دارم گله دارم
شاهرخ زمانی را شما کشتید و در تمام این پنج سال هر روز مرگی دوباره با سکوتتان بر او تحمیل کردید.
به خود بیایید وبر خود نهیب زنید شاید مرگی دیگر فرا نرسد٬ بارها برایتان نوشته بودم و این هم آخرین نوشته نیست٬ بارها با خون دل برایتان ضجه کشیدم٬ ضجه ای از بدو تولدی دوباره که خود را پیدا کردم تا ضجه زدن برای چشمان زینب...٬
کجا بودید در این سالها که شاهرخ در زندان بود و مادرش از درد دوری اش مرد و در کنج زندان تنها گریست٬ کجا بودید وقتی که نینایش لباس عروسی بر تن داشت و ازکنج زندان برایش نامه نوشت.
آیا شد یکبار با خانوده اش دیداری داشته باشید یا که تماسی؟!٬
آیا شد در تمام این سالهاعکس ونامی از او در نوشته هایتان باشد؟!٬
درتمام این سالها شد یکبار بیندیشید هستند زندانیانی که سبز نبودن و سر ستیز با دکانداران سیاسی داشتند و به همین دلیل آنان را نه از یاد بردید بلکه به یاد نیاوردید که از یاد ببرید.
می نویسم که بار دیگر بدانید و نتوانید منکر شوید که هستند کسانیکه مرگ انسان ها برایشان در چهارچوب رنگ لباس هایشان است٬ آنهاییکه برای مرگ یک انسان و به عبارت دقیق تر مرگ یک کارگر نقاش حاضر نمی شوند چیزی بنویسند و امضا کنند برای آنکه دیگر امضا کنندگانش٬ رنگشان با آنان یکی نیست و حتی شوری برای شرکت جستن در مراسم یادبودش هم نیست.
بدون نام و نشانی می گذرم که تاریخ ثابت خواهد کرد شاهرخ را٬ که چه بود و چگونه کرد که حتی برای بعضی ها از رفتنش خوشحالی بر جای ماند.
می گذرم از دردهایی که ازجماعتی سیاسی نما همراهم شده است و سخن را به مخاطب خاص می کشانم.
خانم مسیح علی نژاد: تنها به رسم ادب سلامی می گویم که گر هم نباشد پاسخی جای هیچ تعجبی برایم نیست و امیدوارم که به رسم همین ادب پاسخی نیز از شما باشد٬
گفتم تنها به رسم ادب برای آنکه در پای شما کفشهای سبزرنگیست که با آن تنها در کنار همرنگانتان راه می روید و پای من در برهنگی ایست که کفش همگان را با خود به راه می برد و تاول های این برهنگی با نوشته ها و گلایه های این سالها نه تنها رنگ کهنگی به خود نگرفته٬ بلکه هر روز سرخ تر و سرخ تر می شود.
شنیدم که با جگرگوشه‌ی شاهرخ مصاحبه ای داشتید٬ کجا بودید در این پنج سال که پس از مرگ شاهرخ از اونامی آوردید؟
راستی نام شاهرخ را اصلا شنیده بودید و می دانستید جرم این کارگر نقاش ساختمانی چیست؟
می توانستید بدانید ولی نخواستید برای آنکه می دانستید دست های پینه بسته‌ی یک کارگر هیچوقت رنگ عوض نمی کند٬ برای آنکه در حقوق بشر خود خوانده‌ی شما که دکانی بیش نیست جایی برای شاهرخ زمانی ها نیست.
برای آنکه در مسلک شما و رسانه‌ی سازش و مماشات بی بی سی تان جایی برای سرخ جامگان نیست٬ در همین رسانه که کمترین اخبار مربوط به هم رنگانتان را تیتر اول می کند و روزها و برنامه ها را به گاز گرفتن دستان موسوی اختصاص می دهید و حتی همان روز خبر اعتصاب غذای هم رنگتان سرتیتر خبرها می شود ولی اعتصاب غذای خشک زندانی دیگری که همزمان با همرنگتان اعتصاب کرده بود و پس از یک هفته اعتصاب غذای خشک که خواسته اش همان خواسته ی همرنگتان و رسیدگی به درمانش بود هیچ نامی نیاوردید و از انسانی که سالها درزندان بوده بدون حتی یک ساعت مرخصی تنها پس از مرگش نامی از او می آورید برای آنکه بار دیگر ثابت کنید نه شما و نه بی بی سی هیچ ابایی از عکس سلفی گرفتن با تابوت مردگان ندارید و این سلفیتان نه از روی وجدان بلکه از آن جهت است که بگویید هستید !!!٬
خانم علینژاد: شاهرخ زمانی نه به شما احتیاجی داشت ونه به کراواتیان تسبیح بدست بی بی سی٬ آرزوی شاهرخ جهانی از انسان بود و راه شما سلفی گرفتن با مردگان (شاید از سر تفریح و یا برای خالی نبودن عریضه ها)٬
کلام آخر

اگر اندکی از وجدان وشرافت در وجودتان نهفته باشد و اگر این نوشته را به هر دلیلی رد می کنید٬ من سعید شیرزاد زندانی سیاسی محبوس در زندان گوهردشت شما را به مصاحبه ای زنده فرا می خوانم برای آنکه همگان بدانند شاهرخ زمانی هایی که سال هاست در زندانند هیچ جایی در حقوق باصطلاح بشر شما ندارند و قاتلان شاهرخ زمانی شما مدعیان حقوق بشر و آزادی بیان هستید که از این واژگان برای خود دکانی ساخته اید و اگر چه می توانید تلاش کنید خود را تبرئه کنید.
ضمناً اگر بهانه یتان برای عدم انجام این کار و عدم پاسخگویتان٬ زندانی بودن و نگرانی از پرونده سازی جدید برای من است نگران نباشید که
ماگر ز سر بریده می ترسیدیم
در محفل ناکسان نمی رقصیدیم

۱۳۹۴ آبان ۲, شنبه

گزارش رادیو راه کارگر از گوتنبرگ




گزارش رادیو راه کارگر از گوتنبرگ 
یادمان یاد یاران - گوتنبرگ، امسال در روز شنبه دهم اکتبر ۲۰۱۵ برابر هیجده مهر 1394، همزمان با روز جهانی نفی اعدام ، با مضمون ازکشتاردهه شصت تا قتل رفیق کارگرکمونیست شاهرخ زمانی درزندان های رژیم اسلامی ایران در شهر گوتنبرگ (سئد) بر گزار شد.
دهم اکتبر روزی که با جنایت آفریده شده در ایستگاه مرکزی آنکارا ، صد ها جسد از انفجار رد صحنه خیابان ماند و بیش از دویست بدن مجروح روانه بیمارستان ها شدند. درآن روز وشب از در و دیوار سایت های خبری خون می چکید و بوی گوشت سوخته و دود را حتی از عکس ها هم می شود فهمید....
د رایران اسلامی نیز ، اینکه بعد از بیست و هفت سال بعد از کشتار 67 ، خودکامگان بر سریر قدرت ، هنوز به مادران و پدران و همسران و فرزندان جانفشانان فرو خفته در خاک خاوران اجازه نمی دهند تا برسرخاک شان گرد آیند . همچنان نشان از بیداد و وحشت خودکامگان است . می شود فجایع را هر روز لابه لای اخبار موقع صبحانه مرور کرد ولی جنایت را نمی توان به امر عادی بدل ساخت






بر نامه های بزرگداشت کارگر کمونیست شاهرخ زمانی

ابلاغیه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ٣٣ اوین به جعفر عظیم زاده جهت معرفی برای اجرای شش سال حکم زندان

ابلاغیه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ٣٣ اوین به جعفر عظیم زاده جهت معرفی برای اجرای  شش سال حکم زندان
بر اساس ابلاغیه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه 33 اوین، جعفر عظیم زاده دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران می باید تا روز چهارم آبانماه خود را به این شعبه جهت اجرای شش سال حکم زندان معرفی کند.
 جعفر عظیم زاده بدنبال نامه هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران به علی ربیعی(وزیر کار)برای بر پائی تجمع کارگری در روز جهانی کارگر سال 1393در مقابل وزارت کار جهت اعتراض به حداقل مزد مصوب، در نیمه شب روز دهم اردیبهشت ماه دستگیر و پس از 46 روز بازداشت در بند 209 زندان اوین با قرار کفالت یکصد میلیون تومانی آزاد شد. وی سپس در روز 10 اسفند ماه سال گذشته در شعبه 15 دادگاه انقلاب توسط قاضی صلواتی به محاکمه کشیده شد و با اتهامات اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی با استناد به ماده 610 قانون مجازات اسلامی به تحمل پنج  سال حبس  و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی  با استناد به ماده 500 قانون مجازات اسلامی به تحمل یکسال حبس و فعالیتهای غیر قانونی با استناد به ماده 23 قانون مجازات اسلامی از عضویت در احزاب، گروهها و دستجات سیاسی و فعالیت در فضای مجازی و رسانه ها و مطبوعات به مدت 2 سال محکوم شد. در پرونده جعفر عظیم زاده، گزارش وزارت کار دولت روحانی تحت عنوان تهدید این وزارتخانه توسط جعفر عظیم زاده و هماهنگ کنندگان طومار چهل هزار نفری کارگران برای افزایش مزد مطرح بود و وزارت اطلاعات بر این اساس خواهان اشد مجازات برای وی شده بود.
بدنبال صدور این حکم، جعفر عظیم زاده به همراه وکیل اش اعتراضیه ای را نسبت به آن تسلیم دادگاه تجدید نظر کرد اما دادگاه تجدید نظر شعبه 54 نهایتا حکم صادره بر علیه جعفر عظیم زاده را تماما تایید و آنرا جهت اجرا به دادگاه اجرای احکام ابلاغ کرد.
در حکم پنج صفحه ای صادره از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب، صدور این احکام بر علیه جعفر عظیم زاده با مصادیق: تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران، اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری، شرکت در تجمع روز جهانی کارگر پارک لاله در سال 88، هدایت کارگران در اعتراضات سال 84، اقدام به تشکیل و برنامه ریزی و مدیریت تجمعات کارگری در زمان دولت جدید و تهدید به تجمع و اعتصاب در اسفند ماه سال 92، جمع آوری طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران و تجمعات در مقابل مجلس و وزارت کار و هدایت و اجرای این تجمعات، تهدید وزارت کار در نامه ای به وزیر کار برای برگزاری تجمع در روز جهانی کارگر سال گذشته در مقابل وزارت کار در اعتراض به مزد مصوب، شکایت از سعید مرتضوی و دیگر غارتگران سه هزار میلیارد تومانی از صندوق سازمان تامین اجتماعی به عنوان نماینده هزار کارگر، اعتراض به ایجاد تغییرات ضد کارگری تر در قانون کار، نشست و ملاقات با دیگر تشکلهای مستقل کارگری از قبیل سندیکای کارگران شرکت واحد تهران، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، کمیته هماهنگی، کمیته پیگیری و مصاحبه با سایت اتحاد (سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران) و برخی رسانه های برون مرزی و....، صورت گرفته است.
در این حکم تلاش شده است با ربط دادن جعفر عظیم زاده به یکی از  سازمانهای چپ در اوایل انقلاب (در سن 13- 12 سالگی اش) با قید این عنوان که "نامبرده  با افکار مارکسیستی بدنیا آمده است"، تمامی فعالیتهای قانونی و بر حق ایشان، اقدامی سیاسی بر علیه نظام وانمود و زمینه محکومیت اش فراهم شود.
 چنین تلاشی از سوی مامورین امنیتی و قاضی شعبه 15 دادگاه انقلاب در حالی صورت گرفته است که هیچ مستندی حتی یک خط و یا نیم برگ سند مبنی بر فعالیت جعفر عظیم زاده بر علیه امنیت کشور در پوشش فعالیت صنفی در پرونده وی و حکم صادره ارائه نشده است و بر اساس مستندات پرونده و بازجوئی های انجام شده از وی و مصادیق ذکر شده در برگه صدور حکم، تمام آن چیزی که منجر به بازداشت و محاکمه و محکومیت 6 ساله جعفر عظیم زاده شده است چیزی جز دفاع از حق حیات کارگران ایران و برخورداری میلیونها خانواده کارگری  از یک زندگی انسانی نبوده است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با ابراز انزجار از اجرای حکم شش سال زندان بر علیه جعفر عظیم زاده، متعاقبا خبرها و مسائل مرتبط با این مسئله را رو به افکار عمومی منتشر خواهد کرد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران – 30 مهر ماه 1394

واحدهاى مارکسيزم و بلشويزم در آکادمی شاهرخ زمانى

واحدهاى مارکسيزم و بلشويزم در آکادمی شاهرخ زمانى
در اوامر سالانه "ولى فقيه امر" به دانشجويان، مطالعه مارکسيزم نيز به ليست ممنوعه اضافه شده است (البته جاى نگرانى نيست، مارکسيزم "شرعى" کماکان حلال است).  اما دانش جو مى داند که به امر و نهى در امور دانشى نبايد وقعى گذاشت. حتى اگر "رهبرِ" خود-متعين قسم هم بخورد که مارکسيزم هم آمریکایی است. اگر در ديکتاتورى فاشيستى آقايان، دانشجويان نيز حق آن را داشتند که از آقاى معلم سئوال کنند،قاعدتا مى پرسيدند چطور است که مارکسيزم بد است چون آمريکايى است، اما امضاى قرارداد کاپيتولاسيون به همان آمریکا  پيروزى بزرگ ديپلماتيک محسوب مى شود؟ يا شايد، چطور است که آزاد شدن ثروت آقازاده ها در بانک هاى خارجى تنها شرط امضاى شما بود اما در بارh اينکه همان آمريکايى ها اکنون اجازه بازرسى تا زير عباى  شما را کسب کرده اند، حتى مجلس دست نشانده تان اجازه سئوال نداشت؟ يا، اساسا اين چه شرايطى است که به فردى مثل شما اجازه مى دهد که به ما بگويد چه بخوانيم و چه نخوانيم؟  و يا چرا راه دور برويم، لطفا براى ما توضيح بدهيد که چه وضعيتى بر جامعه ما حاکم شده است که امثال شما و آقا زاده ها و مامورين تان توانسته ايد درعرض سى سال همگى مولتى ميلياردر بشويد در صورتى که اکثريت عظيم جامعه در فقر و فلاکت بسر ميبرد؟
و اگر هنوز سرى بر بدنى و زبانى در دهانى باقى مانده باشد و اگر تا قبل از اين که همين چند سطر را بخوانيد موعظه هاى آقايان، آلودگى هوا، بى آبى و گشت ارشاد  آخرين سلول هاى بشرى بدن تان را نابود نکرده باشد، شايد بتوان وارد مسائل شخصى نيز شد و از ايشان  سئوال کرد، آيا خود شما از خودتان سئوال نکرده ايد که چه شد که آخوند شعر دوست به سرکرده خون دوستان و کارگر کشان بدل شد؟ اگر سر پل صراط  از شما عين همين سئوال بشود، چه جواب خواهيد داد؟
جواب اين سئوالات را – حتى اگر اجازه طرحش را داشتيد - نه آقاى خامنه اى به شما خواهد داد و نه در هيچ رشته اى در دانشگاه هاى آقايان خواهيد يافت. با مطالعه مارکسيزم اما دست کم خود شما قادر خواهيد بود پاسخ هاى خود را پيدا کنيد.  و نگرانى آقاى خامنه اى نيز دقيقا در همين است که زندان و شکنجه و اعدام نتوانسته اند از طرح اين سئوالات جلوگيرى کنند. اما شوربختانه جعبه پاندورای معرفتی تان همراه با محتویات بنجل وتاریخ مصرف گذشته ای همچون علوم انسانی اسلامی ،پست مدرنیسم ومارکسیسم شرعی و...نتوانسته هوش از سر دانشجویان ببرد وبه جای مسائل بنیادی نیازمند اقدامات ریشه ای به آرمان مدینه فاضله ولایی تان علاقمندشان سازد.
امسال آکادمی  شاهرخ زمانى سال تحصيلى را با واحدهاى مارکسيزم و بلشويزم آغاز خواهد کرد و دانش جويان ايران نيز چه آقاى خامنه اى اجازه بدهد چه ندهد  قادرند واحد هاى درسى خود را خود انتخاب کنند!  
تراب ثالث -  آبان ۱۳۹۴  


براى دريافت  برنامه پيشنهادى  آموزشى
 http://revolutionary-socialism.com/marxism-bolshevism-educational-program/

۱۳۹۴ مهر ۲۹, چهارشنبه

اطلاعیه شماره 62 کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

کارگران، تشکل های کارگری و انسانهای شریف و آزاده!
روز سه شنبه مورخ 28 مهر ماه 94 کوروش بخشنده از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری و عضو هیات اجرایی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان سنندج طی دادنامه شماره 9409988713300207 به اتهام عضویت در کومله شرکت در مراسم ها و راهپیمایی های اعتراضی و همچنین عضویت در کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری برابر با ماده 499 قانون مجازات اسلامی به 2 سال حبس تعزیری محکوم گردید، حکم صادره علیه نامبرده به دلیل بیماری و کهولت سن و همچنین برابر با ماده 38 قانون مجازات اسلامی به سه ماه و یک روز حبس تعزیری کاهش پیدا کرده است. محکومیت کوروش بخشنده به زندان در حالی صورت گرفته که نامبرده در جلسه دادگاهی خود مورخ 20 مهر 94 تمامی اتهامات امنیتی و وابستگی به احزاب اپوزیسیون خارج از کشور را قویا تکذیب و فعالیت های کارگری خود در کمیته  هماهنگی را غیر قانونی ندانسته و از آن دفاع کرده بود.
گفتنی است که کوروش بخشنده مورخ 16 اسفند ماه 93 از سوی نیروهای امنیتی دستگیر  و پس از گذشت دو ماه  بازداشت با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی  موقتا آزاد گردیده بود.
ما اعضای کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد ضمن محکوم نمودن حکم صادره علیه کوروش بخشنده؛ خواستار پایان دادن به تعقیب قضایی و مختومه کردن تمامی پرونده هایی که  علیه فعالین کارگری، معلمان و کسانی که به دلیل فعالیت های سیاسی در محاکم قضایی کشور مفتوح گردیده اند، هستیم. همچنین خواهان آزادی بی قید و شرط کلیه فعالین کارگری و زندانیان سیاسی دربندمی باشیم.
کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد
شماره تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، عثمان اسماعیلی
09182842451
komitedefaa@gmail.com
komitedefaa.blogspot.com
مهر ماه 1394

۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

محکوم نمودن حکم صادره علیه کوروش بخشنده

اطلاعیه شماره 62 کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد
کارگران، تشکل های کارگری و انسانهای شریف و آزاده!
روز سه شنبه مورخ 28 مهر ماه 94 کوروش بخشنده از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری و عضو هیات اجرایی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان سنندج طی دادنامه شماره 9409988713300207 به اتهام عضویت در کومله شرکت در مراسم ها و راهپیمایی های اعتراضی و همچنین عضویت در کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری برابر با ماده 499 قانون مجازات اسلامی به 2 سال حبس تعزیری محکوم گردید، حکم صادره علیه نامبرده به دلیل بیماری و کهولت سن و همچنین برابر با ماده 38 قانون مجازات اسلامی به سه ماه و یک روز حبس تعزیری کاهش پیدا کرده است. محکومیت کوروش بخشنده به زندان در حالی صورت گرفته که نامبرده در جلسه دادگاهی خود مورخ 20 مهر 94 تمامی اتهامات امنیتی و وابستگی به احزاب اپوزیسیون خارج از کشور را قویا تکذیب و فعالیت های کارگری خود در کمیته  هماهنگی را غیر قانونی ندانسته و از آن دفاع کرده بود.
گفتنی است که کوروش بخشنده مورخ 16 اسفند ماه 93 از سوی نیروهای امنیتی دستگیر  و پس از گذشت دو ماه  بازداشت با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی  موقتا آزاد گردیده بود.
ما اعضای کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد ضمن محکوم نمودن حکم صادره علیه کوروش بخشنده؛ خواستار پایان دادن به تعقیب قضایی و مختومه کردن تمامی پرونده هایی که  علیه فعالین کارگری، معلمان و کسانی که به دلیل فعالیت های سیاسی در محاکم قضایی کشور مفتوح گردیده اند، هستیم. همچنین خواهان آزادی بی قید و شرط کلیه فعالین کارگری و زندانیان سیاسی دربندمی باشیم.
کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد
شماره تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، عثمان اسماعیلی
09182842451
komitedefaa@gmail.com
komitedefaa.blogspot.com
مهر ماه 1394

۱۳۹۴ مهر ۲۶, یکشنبه

دو فیلم کوتاه از تظاهرات معلمان در تهران

video
video

تجمع در مقابل زندان اوین برای آزادی زندانیان سیاسی از زندانهای حکومت دزدان و اختلاس گران هزار میلیاردی جمهوری اسلامی


بیانیه 136



کارگران و مردم آزادی خواه، به خون خواهی، یار انقلابی  خود بر خیزید!!!

مردم قهرمان تبریز به حمایت از خانواده شاهرخ  دست به اعتراض بزنید!!!

خبر دریافتی از زندان تبریز حاکی از این است که اداره اطلاعات تبریز یک کمیته مخصوص برای سرکوب و تحت فشار قرار دادن خانواده ، دوستان و دوستداران شاهرخ زمانی تشکیل داده است ، هنوز برای ما مشخص نشده است اعضای تشکیل دهنده این کمیته از کدام نهاد های سرکوب گر هستند،اما این کمیته وظیفه دارد به صورت سازمان یافته اقدام به تهدید های گسترده علیه خانواده و دوستان شاهرخ را برنامه ریزی و پیش ببرد، تا از هر گونه اعتراضات احتمالی جلو گیری کند ، تشکیل چنین کمیته ای نشان می دهد که جمهوری اسلامی از کارگران ، معلمان ، جوانان و مردم آزادیخواه تبریز تا چه حدی در ترس و وحشت به سر می برد.
این کمیته با برنامه ریزی های خود، هر روز حلقه محاصره و گروگان گیری خانواده و دوستان شاهرخ را تنگتر می کند ، تعدادی از دوستان شاهرخ را در تبریز دستگیر کردند ، بهمن زمانی پدر شاهرخ را ضمن تهدید ، تعدادی عکس به او نشان دادند که باید صاحبان این عکس ها را معرفی کنید که در واقع پیام تهدید آمیزی غیر مستقیم  به صاحبان عکس ها با چنین عملی ارسال شده است، که اگر در مراسم چهلم شاهرخ شرکت کنید دستگیر می شوید، همچنین تعدادی از دوستان و بستگان شاهرخ را با تلفن تهدید کردند که اگر در مراسم شرکت کنید دستگیر خواهید شد، هر روزی که به مراسم چهلم شاهرخ نزدیکتر می شویم تهدید ها بیشتر و حلقه محاصره و گروگان گیری تنگتر می گردد.
با توجه به اینکه تهدید ها هر روز رو به افزایش است نشان می دهد که ماموران و سران جمهوری اسلامی فاشیستی سرمایه داری در ترس و وحشت از تجمع بر سر مزار شاهرخ زمانی به سر می برند، که مبادا تجمع در مراسم به اعتراضات تبدیل شده و شرکت کنندگان خواهان محاکمه قاتلین شاهرخ زمانی شده و پایه های حکومت دیکتاتوری روحانی – نظامی دزدان و اختلاس گران هزاران میلیاردی  را که مردم کشور ثروتمندی مانند ایران را به فقر و فلاکت دچار کرده اند، به لرزه در بیاورند، بدون شک آنها می دانند نام شاهرخ زمانی دارد به پرچمی مبارزه در دفاع از کارگران زندانی و زندانیان سیاسی مانند بهنام ابراهیم زاده ، محمد جراحی ، محمود صالحی ، سعید شیر زاد ، مهدی شاندیز ، رسول بداغی ، عبدالرضا قنبری ، اسماعیل عبدی و ...  در دستان کارگران ، معلمان و جوانان و ...   تبدیل می شود، بنا براین می خواهند با تهدید و ارعاب از چنین واقعی جلو گیری کنند، اما اکنون وظیفه تشکل ها و فعالین کارگری و معلمان و دیگر زحمتکشان و جوانان و مردم آزادیخواه است که با شرکت در بزرگداشت شاهرخ زمانی ضمن خواستار محاکمه امرین و عاملین قتل شاهرخ، شعار آزادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی را سر دهند ،در واقع خواست محاکمه قاتلین شاهرخ زمانی هم جهت با خواستار آزادی زندانیان سیاسی و کارگری و معلمان است ، امروز شرکت در مراسم بزرگداشت شاهرخ  بر افراشته نگهداشتن پرچم مبارزه است، اگر بتوانیم قاتلین شاهرخ را شناسای کرده و به محاکمه در سطح بین اللملی بکشانیم در واقع در جهت حفظ جان دیگر زندانیان عمل کردیم، جمهوری اسلامی با ایجاد رعب و وحشت و تهدید ها می خواهد خون خواهی از قاتلین شاهرخ و مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی را به سوی فراموشی سوق دهد.
ما ضمن محکوم کردن هر گونه تهدید و آزار خانواده و دوستان شاهرخ از تمامی کارگران ، معلمان ، از جوانان و مردم ایران، بخصوص جوانان و مردم قهرمان تبریز می خواهیم حال که ماموران مزاحم برگزاری مراسم بر مزار شاهرخ می شوند، سطح خیابانها و محلات تبریز، این شهر قهرمان تاریخ ایران را جهت خون خواهی فرزندش به میدان مبارزه تبدیل کنید، تبریز را به حرکت در بیاورید، از هم اکنون بر نامه ریزی کنید ، اجازه ندهید قاتلین شاهرخ زمانی خانواده و دوستان شاهرخ زمانی را ایزوله کرده و آزادی بقیه زندانیان را غیر ممکن وانمود کنند.
ما در این مراسم شعار "زندانی سیاسی آزاد باید گردند" ، "قاتلین شاهرخ محاکمه باید گردند" سر می دهیم


شاهرخ معلم ماست ، راه شاهرخ ، راه ماست .


کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

26/7/1394  

مراسم بزرگ داشت شاهرخ زمانی در لندن





اطلاعیه کانون صنفی معلمان ایران پیرامون بازداشت فعال صنفی رامین زندنیا

اطلاعیه کانون صنفی معلمان ایران پیرامون بازداشت فعال صنفی رامین زندنیا
در حالیکه تعدادی از فعالین صنفی کانون صنفی معلمان تهران بدلیل فعالیت های صنفی در زندان بسر می برند ،بار دیگر یک فعال صنفی این بار از شهرستان سنندج بازداشت و روانه زندان شد.روز پنجشنبه رامین زندنیا از فعالین انجمن صنفی معلمان کردستان بنا بر اطلاعیه رسمی این تشکل از سوی نهادهای امنیتی در شهرستان سقز همراه با همسرش بازداشت شد.کانون صنفی معلمان تهران لازم می داند ضمن اعتراض به روند بازداشت فعالین صنفی از حقوق انسانی و صنفی این فعال صنفی کوشا و پرتلاش دفاع کرده و حمایت خود را از فعالین صنفی در شهرستانها اعلام نماید. کانون صنفی معلمان تهران امیدوار است که تلاش در جهت رفع مشکلات معیشتی و منزلتی معلمان و پذیرش حق فعالیت صنفی از سوی مسئولین دولتی و مقامات امنیتی جایگزین نگاه امنیتی به فعالیت های صنفی در سالهای اخیر شود.
کمیته اطلاع رسانی کانون صنفی معلمان ایران (تهران

۱۳۹۴ مهر ۲۴, جمعه

کرکسان برمزار شاهرخ

شاهرخ زمانی ، کارگرکمونیست وفعال کارگری به دست جانیان رژیم اسلامی سرمایه ، درزندان به قتل رسید . شاهرخ ازاحترام خاصی درنزد مدافعان جنبش کارگری ، کمونیستها وحتی هرانسان آزادیخواه غیرکمونیست نیزبرخورداربود . اوقاطعانه به دفاع ازنظریات خود پرداخت وبامقاومت قهرمانانه اش درزندان ، حماسه آفرید . ازشاهرخ ، چه پیش اززندان وچه ازدرون زندان ، نوشته ها وگفتاری چند ، برجای مانده است که نشان دهنده ی نظروراه سیاسی وی می باشند . اگربه این منابع رجوع شود ، به سادگی می توان پی برد که وی درهمان حالیکه با افراد ی چند با نظریات متفاوت ازیکدیگرتماس داشت وازاین طرق ، نوشتجات وگفتارخودرا برای پخش انتقال می داد ، هیچگاه ودرهیچ موردی ، هم سازمانی ویا هم فکری با هیچ تشکل سیاسی را بیان نکرد . لیک هنوزهفته ای ازقتل شاهرخ نگذشته بود که اندک افرادی ازیک تشکل خاص ، تنها به دلیل دریافت این یا آن نوشته ازشاهرخ مدعی پیوستگی شاهرخ به آن جرگه تروتسکیستی شدند. تصور براین بود که این جماعت پس ازچندنوشته ی افشاگرانه ی آقای محمد اشرفی ، دست ازاین مرده خواری سفیهانه وفریبکارانه بردارد،  لذاضرورتی برافشاگری بیشترنیست. ولیکن پافشاری آن جماعت برادعاهای دروغین وبخصوص مصاحبه اخیرآقای مازیاررازی ، باطل بودن چنین خوش بینی را نشان می دهد ، پس ضرورت دارد که  کماکان   به افشای سودجوئی ریاکارانه ی این جماعت ادامه داد.  
مازیاررازی درآن مصاحبه تحت عنوان " میراث شاهرخ زمانی " مدعی است که : " شاهرخ براین اعتقاد بود که برای سرنگون کردن سیادت دولت سرمایه داری ، نیازبه حزبی است که متکی برتجارب انقلاب اکتبر، حزبی که توسط بلشویکها ومشخصاً دررأس آن لنین درانقلاب اکتبرساخته شد " . شاهرخ به کرات باورخود به لنینیسم وحزب لنینی رااعلام میدارد . اما اوآغازسازماندهی حزب بلشویک را برخلاف ادعای دروغین رازی " درانقلاب اکتبر " نمی داند . حزب بلشویک بنابرابتکارورهنمود لنین پس ازانشعاب دردرون حزب سوسیال دموکرات روسیه درکنگره دوم این حزب ایجاد شد . شاهرخ  در نوشتجات خود برخلاف آقای رازی هیچگاه دست به تحریف تاریخی نمی زند ونزدیک به چهارده سال ازتاریخ حزب بلشویک راازیاد نمی برد . چرا رازی به چنین تحریف مسخره ای دست میزند ومدعی ایجاد حزب بلشویک " درانقلاب اکتبر" می شود ؟ او به نیت خاص می خواهد مدعی شود که تروتسکی نیزدرساخت حزب بلشویک شرکت داشته است . تروتسکی چهارماه پیش ازانقلاب درششمین کنگره حزب بلشویک برای اولین باربه عضویت حزب بلشویک درآمد . چرارازی تلاش دارد شش کنگره حزب بلشویک و نزدیک به چهارده سال ازتاریخ این حزب را بایک چرخش قلم یا گردش زبان ازتاریخ حذف کند ؟ علت دراین است که درتمامی آن زمان تروتسکی علیه حزب بلشویک ولنین ، فحاشی ولجن افکنی به راه انداخت وگه درهمدستی با منشویک ها بود وگه ناله های انحلال طلبی سرداد. لنین عمدتاً درمقاله " چه باید کرد؟ " ایده خودرادرموردایجاد حزب راستین کارگری به نگارش درآورد . به هنگام ایجاد حزب بلشویک ، تروتسکی اززمره منشویک ها بود وعلیه لنین وحزب لنینی ، این چنین موضع  گرفت : " مردگان اراده ی خودرابه زندگان تحمیل کردند . به ما بجای قروض گذشته ، سفته یک ربا خوارداده میشود .... البته منظورمادراینجا نفی مسئولیت شخصی رفیق لنین درکنگره دوم حزب کارگرسوسیال دموکرات روسیه نیست . این مرد ، با انرژی و ابتکاری که دروی طبیعی است ، نقش یک اخلا گررا بازی کرد " ( تروتسکی – گزارش هیأت اعزامی سیبری ازکنگره دوم ) . ودر سال بعد نوشت : " این حقیقت اتفاقی نبوده ، بلکه نشانه ی عینی ایست ازاینکه رهبرارتجاعی حزب ما ، رفیق لنین که مدافع شیوه تاکتیکی ژاکوبینیسم شده ، مجبوربه دادن چنین تعریفی ازسوسیال دموکراسی گشته که چیزی جزتلاش تئوریکی درنابودی طبقاتی حزب مانیست، آری تلاش تئوریکی که ازنظرات برنشتاین خطرکمتری ندارد "( تروتسکی ـ وظایف سیاسی ماـ 1904) .  حزب بلشویک علیرغم تمامی تهدیدات تزاری ، کارشکنی های منشویک ها وتروتسکی ، روزبه روز قوی تر وآبدیده شد وتوانست دربین طبقه کارگرمحبوحیت ارزنده ای کسب کند .  درحالیکه حزب بلشویک دردوران استبداد استولیپینی به مبارزه ای قاطع علیه تزاریسم وجلب کارگران به مبارزه ادامه می داد ، تروتسکی به جرگه انحلال طلبان پیوسته وعلیه حزب بلشویک به هرخس و خاشاکی دست می زد . ایزاک دویچرکه درتروتسکیست وضداستالین بودن اوشکی نیست درباره زندگی سیاسی تروتسکی دراین دوره خفقان چنین می نویسد : " سالهای 1907 ـ 1914 ازلحاظ عملکرد سیاسی ، فصل بی حاصلی اززندگی اورا تشکیل میدهد.... نوشته های او ....حاوی مطالب برجسته ژورنالیستی ونقدهای ادبی بودند ، اما حتی یک نوشته مهم درموردتئوری سیاسی درآنها یافت نمی شود.... لیکن دراین دوران لنین به کمک یاران اش درجریان ساختمان وپیشبرد حزب خود بود. کسانی چون زینویف ، کامنف ، بوخارین وبعدها استالین به موقعیتی نزدیک می شدند که آنها راقادربه ایفای نقش رهبری دراکتبرمی نمود" . لنین چه خوب درمورد این دوره اززندگی سیاسی تروتسکی گفته بود : " هدف تروتسکی آنست که باخاک پاشیدن به چشم کارگران ، انحلال طلبی را مخفی کند .... درموردچنین فردی باید وی رابه عنوان دیپلماتی ازپست ترین قماش رسوا کرد " ( لنین ـ درباره دیپلماسی تروتسکی ویک پلاتفرم حزبی مشخص ـ دسامبر1911 ) .
شاهرخ با آقای رازی ونظریات سیاسی این شخص وهم فکرانش اززمین تاآسمان تفاوت داشت . شاهرخ به لنین ولنینیسم اظهاروفاداری میکرد وبرحقانیت وکمونیستی بودن حزب بلشویک ازهمان روزایجاد آن یعنی کنگره دوم حزب صحه میگذاشت وبرخلاف رازی وتروتسکیستها ، زمان انقلاب اکتبروعضویت تروتسکی را آغاز حیات حزب بلشویک نمی دانست . شاهرخ با صراحت تمام وفاداری خود به حزب بلشویک ( ازهمان زمان آغاز واقعی ونه ساختگی آقای رازی ) وخط کشی سیاسی باتروتسکی را این چنین روشن کرد : " برخی ازاپورتونیستها مانند گرایشات تروتسکیستی علیرغم اینکه خود را ادامه دهنده ی لنینیسم ومارکسیست انقلابی معرفی می کنند اما دریک نا آگاهی تاریخی که ازسالهای بروزاختلاف بین بلشویکها با منشویکها که تمام هم وغم خود رابرای آشتی دادن صرف می کرد گیرکرده اند وبرای اینکه مستقیماً بالنینسم درگیرنشوند درموردآگاهی سوسیالیستی دچارانحراف بینابینی ذاتی این گرایش شده " اند . وادامه میدهد : " این گرایش ازبدوتولدش بینابینی بوده است که حتی لنین درمقاله انحلال طلبان و....که به تاریخ 1914 نوشته است ، تاریخچه نوسانی ودمسازانه تروتسکی را به صورت سال شمار می آورد " ( انقلاب سرخ شماره دوم ) . آیا صریح ترازاین میتوان علیه تروتسکی وتروتسکیستها وضد لنینیستها موضع گرفت ؟ آیا باورکردنی است ، کسی که علیه تروتسکی وتروتسکیسم موضع دارد ، یک گروه تروتسکیستی رابه عنوان تشکل مطلوب خود نشان دهد وبه آن بپیوندد ؟ مازیاررازی درباره ی شاهرخ ، چنین ادعای دروغینی راطرح می کند . اودرهمان مصاحبه می گوید : " آن ابزاری که شاهرخ برای تداوم بخشیدن این میراث به جاگذاشت ، یک کمیته بود وآنهم کمیته اقدام کارگری است " وادامه می دهد : " انتخاب کمیته اقدام کارگری درمقابل دهها کمیته ی دیگرومتصل کردن سیاسی وتشکیلاتی خود به کمیته اقدام کارگری کاملاً حساب شده وازروی تحقیقات پیشین ودیدن تجارب قبلی بوده است " . درکجای این جهان پهناورسابقه داشته است که فردی با اعلام موضع وفاداری کامل به لنین ولنینیسم ومخالفت با تروتسکی وتروتسکیسم ، حتی ازروی ناچاری ، آمادگی عضویت دریک تشکل تروتسکیستی راکرده باشد که بتوان مدعی شد ، شاهرخ می تواند دومین نفرباشد . چنین ادعای شیادانه ای ، به تمسخرگرفتن مبارزات وزندگی سیاسی شاهرخ است . ساده لوحان امکان دارند بپندارند ، شاید جناب رازی خواب نماشده ودرمصاحبه خوابِ خوش خودرابازگومی کرده است !!
بازگردیم به افشای دروغهای آقای رازی درمورد شاهرخ و آنهم اززبان وقلم شاهرخ . شاهرخ با ایده گرفتن ازمقاله ی " چه باید کرد ؟ " لنین ، چگونگی ایجاد حزب کمونیست را ازطریق پیوند مارکسیسم ـ لنینیسم با جنبش کارگری ، تشکیلات مخفی ، هسته مرکزی مخفی متشکل ازانقلابیون حرفه ای وانتشارنشریه سراسری می داند وازنظرروابط درون تشکیلاتی بر مرکزیت دموکراتیک، ردوبدل نظریات ومباحث درونی وتبعیت اقلیت ازاکثریت، تکیه میکند. کدام یک ازاین شروطی که شاهرخ می شمارد با مذاق تروتسکی سازش داشت که بتوان مدعی شد ، شاهرخ دریک تشکل تروتسکیستی عضویت داشته است . درمورد طرح لنین برای ایجاد حزب بلشویک ومبارزه تروتسکی علیه حزب لنینی بلشویکی دربالا مختصراً اشاره رفت . تنها اصلی راکه تروتسکی دردرون حزب بلشویک ، حتی پس ازپیوستن به آن حزب دراواسط 1917 درمورد خود پذیرا نبود ، اصل مرکزیت دموکراتیک وتبعیت اقلیت ازاکثریت بود . تروتسکی ریاکارانه ازدستورحزبی مبنی برامضای قراردا د صلح برست درمرحله اول خودداری کرد ودرصددِ عقد قرارداد بافرانسه برای ادامه جنگ باآلمان درآمد . تروتسکی دردستورحزبی برای آزادسازی تمامی اوکرائین خرابکاری کرد وبه جای آن خودسرانه حمله برای تسخیرورشورا پیش گرفت که باعث شکست ارتش سرخ وازدست دادن بخشی ازسرزمین شوروی شد . تروتسکی خودسرانه وبدون کوچکترین مشورت درون حزبی ، طرح نظامی کردن اتحادیه هارا دربیرون ازحزب مطرح ساخت که ازلنین تودهنی خوبی را گرفت . طرح تروتسکی وتعدادی دیگردربرابرطرح کمیته مرکزی درسال 1926 به بحث درون حزبی گذاشته شد که پس ازردوبدل کافی نظریات دوطرف ، طرح کمیته مرکزی 724 هزار رأی وطرح تروتسکی ویاران اش تنها 4000 رأی آورد . آیا تروتسکی درضمن حفظ نظرخود به تبعیت ازنظراکثریت حزب وکمیته مرکزی پرداخت ؟ نه . اوتلاش کردکه با کمک ایادی گاردسفید درمارش دهمین سالگرد انقلاب اکتبراخلال به وجود آورد وشعارهای ضدکمیته مرکزی وضد دولتی را به امید واهی قیام ورسیدن به قدرت ، به شعارآن روزتبدیل کند . تروتسکی درزمان جنگ داخلی می خواست تعدادی ازکمیسرهای حزبی را که بابرنامه های نظامی اوموافق نبودند ومی باید وظایف کمیساری خودراانجام میدادند به اعدام محکوم کرد واگردخالت به موقع کمیته مرکزی حزب نبود ، بسیاری ازاین کادرهای معتقد وراستین حزبی ، اعدام شده بودند . برای تروتسکی مفهوم اصل مرکزیت دموکراتیک چنین بود : تبعیت همه ازتروتسکی و آزادی عمل تروتسکی برای هرنوع عمل دلخواه وهرتصمیم فردی او . شاهرخ با این چنین تفسیری ازمرکزیت دموکراتیک هم خوانی نداشت . نوشته های اودراین مورد صراحت کامل دارند .
مدت زمانی است که برخی ازآکادمیستهای مدعی جانبداری ازمارکسیسم ازجمله ارنست مندل تروتسکیست به منظورمخدوش سازی خصلت کارگری حزب کمونیست ، سعی کردند که هرحقوق بگیررا به عنوان بخشی ازطبقه کارگرمحسوب دارند . متأسفانه چنین برداشت غیرمارکسیستی ازمفهوم طبقه کارگرمورد پذیرش بخشی از مدافعین طبقه کارگرکه حتی هیچ گرایشی به تروتسکیستها واین یا آن آکادمیست مارکسیست نما ندارند ، قرارگرفته است . شاهرخ بااین نظریه خط فاصل دقیق داشت.  لنین درتعریف طبقه نوشت : " طبقات به گروههای بزرگی ازافراداطلاق می گردد که برحسب جای خود درسیستم تاریخاً معین تولید اجتماعی ، برحسب مناسبات خود ( که اغلب بصورت قوانین تثبیت وتنظیم گردیده است ) باوسایل تولید ، برحسب نقش خود درسازمان اجتماعی کاروبنابراین برحسب شیوه های دریافت ومیزان آن سهمی ازثروت اجتماعی که دراختیاردارند ازیکدیگرمتمایزند " ( مقاله : ابتکارعظیم ) ودرست براساس همین تقسیم بندی دردونامه به مولوتف برای ارائه به کمیته مرکزی وکنگره حزب پیشنهاد کرد که " رفیق مولوتف : تقاضادارم پیشهاد زیررا به پلنوم کمیته مرکزی ارائه دهید : من برای افزایش دوره آزمایشی عضوجدید درحزب اهمیت خاص قائلم . زینویف این دوره راشش ماه برای کارگران ویک سال برای سایرین معین کرده است . من پیشنهادمیکنم که مدت زمان شش ماهه ی دوره ی آزمایشی تنها درمورد آن بخش ازکارگران مقررشود که کمترازده سال درکارخانجات بزرگ نبوده باشند ، برای سایرکارگران مدت زمان یکسال ونیم ، برای دهقانان واعضای ارتش سرخ دوسال وبرای تمامی بقیه افراد به مدت سه سال باشد . استثنائات درصورت توافق کمیته مرکزی وکمیسیون کنترل مرکزی مجازاست : ( درباره شرایط پذیرش اعضای جدید درحزب – نامه اول ، 24 مارس 1922 ) . لنین درنامه دوم خاطرنشان کرد که : " برای اینکه نه خود ونه دیگران رافریب دهیم می بایست تعریف از ً کارگر ً را بدین صورت مشخص سازیم که شامل کسانی می شود که براساس موقعیت زندگی خود به تفکرکارگری رسیده باشند . این امکان ندارد مگرآنکه انسان سالیانی چند درکارخانه کارکرده باشد واینهم نه برمبنای این یا آن نیت خاص جنبی ، بلکه اساساً به علت موقعیت اقتصادی واجتماعی زندگی " ( 26 مارس 1922 ) . شاهرخ به این موضع لنینیستی پای بند بود و با ارنست مندل وتروتسکیستهای ً نوین ً ودیگرکسانی که آگاهانه یا ناآگاهانه به مخدوش سازی  هویت طبقاتی کارگری می پردازند ، مرزبندی قاطع داشت . شاهرخ دربرخورد به حکیمی می نویسد : " حکیمی چگونه هویت طبقاتی – اجتماعی کارگران رادرلایه های میانی وخرده بورژوازی جدید حل می کند . وی می گوید : ً طبقه کارگرمنحصربه کارگرتولید کننده درکارخانه وبخش صنعت نمی شود.... پزشکی که ازدولت ویادرمانگاه خصوصی حقوق خودرامی گیرد ، پرستارو معلم ها ، بخش مهمی ازطبقه کارگرند ً . یکی ازانحرافات اپورتونیستی رایج که حکیمی هم به آن دامن میزند ، نفی هویت مستقل طبقاتی کارگران با توهمات پوپولیستی – پست مدرن برای دورکردن نیروهای کمونیستی ازسازماندهی سیاسی – انقلابی طبقه کارگربه عنوان نیروی اساسی انقلاب وحاکمیت ازمحیط های کارگری ، رایج کردن کلمه مزدبگیر به جای طبقه کارگرومعادل قراردان آن وحل آن درپوپولیسم خرده بورژوازی است .... به طورمشخص آیا یک معلم ، کارمند وپرستارکه هیچ ارتباط مستقیم با تولید کالا وارزش اضافی نداشته ورودرروی طبقه سرمایه دارنبوده ودرکی ازروند بهره کشی ندارند ، میتوانند آگاهی سوسیالیستی رادرروند کاردرانطباق با شرایط عینی شان جذب کنند .... هدف اپورتونیستهای پوپولیست پست مدرن ، سوسیال دموکراتها ازجمله حکیمی ازاین تجدید نظرطلبی آشکاردرزدودن مرزهای طبقاتی ودرهم آمیزی وحل صف مستقل طبقاتی کارگران ، مخصوصاً قسمت پرولتری آن درلایه های خرده بورژوازی جدید ، سازش طبقاتی وتبدیل طبقه کارگربه زایده ودنباله روی ازبورژوازی می باشد " ( مقاله : حکیمی خدمت گذارسرمایه داری راخوب بشناسیم ) .
شاهرخ درهیچ یک ازنوشته های اش کلمه ای درمورد " اقدام کارگری " نمی آورد وحتی کوچکترین اشاره ای به موجودیت چنین تشکلی  نمی کند . چگونه یک فعال کارگری وکمونیست می تواند به قول رازی به " انتخاب کمیته اقدام کارگری درمقابل دهها کمیته ی دیگرومتصل کردن سیاسی وتشکیلاتی خود به کمیته اقدام کارگری " دست زند ولیکن درتوشته ها وگفتارخود ازاکثرکمیته های کارگری درایران نام ببرد وهیچ اشاره ای ، حتی یک بار ، به کمیته ادعائی آقای رازی نکند ؟  گفته اند دروغ استخوان نیست که درگلوگیرکند . این درست است ، ولیکن آقای رازی فراموش کرده است که دیگران نیزنوشته های شاهرخ راخوانده اند وزندگی سیاسی اورا دنبال کرده اند وتنها ریشخند را نثاردروغگوئی های ایشان می کنند . شاهرخ درپیام خود به کارگران بافق می نویسد :  " تنها راه پیروزی زحمتکشان وحدت وتشکیلات است . سخن من روبه تشکل ها وفعالین کارگری ازجمله سندیکای شرکت واحد ، هفت تپه ، نقاشان تهران والبرز ، خبازان وفلزکارمکانیک ، هم چنین اتحادیه آزادکارگران ، کمیته های هماهنگی وپیگیری وکمیته های دفاع و.... است ، دوستان شما راخطاب قرارداده وتوجه شمارابه وضعیت کنونی طبقه کارگرونیازهای آن درجهت ایجاد تشکل وسازمان یابی جلب میکنم " . شاید آقای رازی معتقد باشد که شاهرخ ، اقدام ً کارگری ً را درآنجائیکه نقطه چین کرده ، منظورداشته است !! البته بعید نیست که آقای رازی وهم نظرانش روزی روزگاری یک نوشته جعلی ازشاهرخ را روکنند که اوتقاضای عضویت درجرگه تروتسکیستها راکرده است . به منظورجلوگیری ازاین تقلب به دونقل قول ازشاهرخ اشاره میشود . شاهرخ درتمامی نوشته ها وگفته های خود می آورد : " من شاهرخ زمانی عضوهیأت بازگشائی سندیکای نقاشان تهران وعضوشورای نمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری " هستم . شاهرخ درهیچ جا اشاره ای به عضویت درتشکلی دیگروبه طورمشخص به " کمیته اقدام کارگری" نکرده است. گویا شاهرخ حدس زده بود که ممکن است درآینده ، برخی مکاران ودروغ گویان سیاسی برای کسب وجهه ی برباد رفته ، تلاش درانتساب شاهرخ به خود کنند ، ازاینرو باصراحت تمام اعلام کرده بود که به هیچ یک ازتشکلات موجود باورندارد . شاهرخ درمورد انتشارنشریه درخدمت به ایجاد حزب کمونیست میگوید : " البته نشریه باید غیرازنشریات موجود وکمیته سازمانده نیزغیرازکمیته های موجود باشند وهردوباید اززیربنا متفاوت ازنشریات موجود وباساختارواصول واقعاً کمونیستی ازصفرساخته شوند ، چون نشریات موجود ، کمیته های موجود وحتی احزاب وسازمانهای موجود مدعی کارگری هیچکدام واقعاً کارگری نیستند وبدون برقراری سلول ها وکمیته های کمونیستی مخفی درمحل کاروزندگی کارگران وتغییراصول فعلی خود ، پتانسیل تبدیل شدن به حزب کارگری رانیزندارند .... درنتیجه احزاب وسازمانهای موجود نه تنها برای طبقه کارگرمثبت نیستند ، بلکه مانع رشد وایجاد شدن حزب طبقه کارگرهستند ، یک فردانقلابی واقعی باید همه آنهارا کناربگذارد " ( مصاحبه باشاهرخ زمانی پیرامون حزب سیاسی طبقه کارگروویژگیهای آن ) . آیا ازاین واضح ترمی شود به مرزبندی با کمیته ها وسازمانهای موجود پرداخت . شاهرخ اظهارنظرمی کند که بایستی ازصفرشروع کرد ، کمیته های موجود یعنی ازجمله " اقدام کارگری " واقعاً کارگری نیستند ، برای طبقه کارگرمثبت نیستند و" یک فردانقلابی واقعی باید همه آنها راکناربگذارد " . چگونه می توان باورکرد شاهرخ که نه تنها هیچ یک ازکمیته ها واحزاب وسازمانهای موجود را پذیرا نیست بلکه حتی مانعی بر پیشروی جنبش کمونیستی می داند ، به یک باره بااشاره دست آقای رازی ودیگرهم جرگه ایها ی ایشان ، به یکی ازاین کمیته ها وآنهم ازنوع تروتسکیستی ، بپیوندد وبنابرگفته خود ، ماهیت انقلابی خودرابه زیرسئوآل ببرد . نه ، چنین چیزی امکان ندارد ، نقل قول بالا وآنچه که آورده شد روشن کننده ی موضع سیاسی شاهرخ ،  می باشند . آقای رازی تلاش دارد که هویت انقلابی شاهرخ رابه زیرسئوآل برده تا شاهرخ را به سطح خود نزول دهد .
خلاصه اینکه شاهرخ براساس نوشته ها ، گفتاروعمل سیاسی خود ازاوان جوانی ، نه تنها هیچگونه تمایلی به تروتسکی وتروتسکیسم نداشت بلکه آنها را " اپورتونیست وبینابینی " میدانست ، ایجاد حزب را براساس ایجاد حزب بلشویک ورهنمود لنینی که صددرصد متغایربامواضع منشویکی تروتسکی بود پیشنهاد می کرد ، لنین را به سانِ تروتسکی نه تنها " اخلال گر " ، "رهبر ارتجاعی " و " ژاکوبینیسم " نمی دانست بلکه به عنوان " معماربزرگ حزب وحکومت پرولتری" می شناخت ،  بامخدوش سازی هویت طبقاتی پرولتری به مانند تروتسکیستهای مُلهَم ازارنست مندل مرزبندی داشت ، هیچگاه ودرهیچ مورد ازجرگه " اقدام کارگری " به عنوان تشکلی مدافع جنبش کارگری نام نبرد و به روشنی اعلام داشت که کمیته ها وتشکلات موجود که شامل جرگه " اقدام کارگری " هم می شود      " برای طبقه کارگرمثبت نیستند " . 
هرانسان کمونیست می تواند بااین یا آن موضع گیری سیاسی واین یا آن اظهارنظرشاهرخ مخالف باشد ومجازاست که این مخالفت رابه صراحت بیان کند . منظورنویسنده ازبیان مواضع ونقل قولهائی ازشاهرخ نباید به معنای تأئید کامل آنها تعبیرشود . منظورتنها براین بود که به چند اختلاف مواضع اصولی شاهرخ با جرگه ای تروتسکیستی اشاره شده باشد تا همانگونه که لنین درمورد تروتسکی اظهارداشته بود که :  " درموردچنین فردی ، وی را باید به عنوان دیپلماتی ازپست ترین قماش رسوا کرد " ، درمورد جرگه ای نیز که با دروغ وشیوه های تروتسکیستی به تخریب چهره ی شاهرخ ، این فعال کارگری وکمونیست ، می پردازد ، بایستی   آنها را به عنوان دغلکاران سیاسی " ازپست ترین قماش رسوا کرد " . تنها احمقانه ترین افراد ودغلکارانی ازقماش  تروتسکی وپیروان او می توانند دروغ گوئی آقای رازی راباورکنند .
آقای رازی دردروغگوئی ، تقلب و" جعل رویدادهای گذشته " ( برگرفته از لینک زیر ) به سبک تروتسکی سابقه درخشانی دارد . یکی ازپیش کسوتان جرگه های تروتسکیستی ایرانی درمورد هم نظروهم اندیشه خود چنین می نویسد : " مازیاررازی درجنبش چپ ایران نسل انقلاب ، چهره ناشناسی است وخودت می دانی که نزدکسانی که بااو آشنائی سیاسی دارند به ویژه اعضای " حزب کارگران سوسیالیست " سابق ، پیشینه چندان خوشنامی ندارد واورا طرد کرده اند " ( مقاله : شهرفرنگ دنیای مجازاینترنت ) . برای مطالعه کامل ، خواننده رابه لینک زیررجوع می دهم.
http://www.hks-iran.org/sepehr/kaleidoscope.html
   نویسنده را درتأئید یارد استدلال لینک فوق واصولاً دعواهای درونی تروتسکیستها ی ایرانی ، دخالت وعلاقه ای نیست . اما زمانی که حیثیت سیاسی شاهرخ درمیان است وفردی وافرادی مشابه مذبوحانه تلاش دارند آنرا لجن مال کنند ، مراجعه به قضاوت های اخلاق سیاسی این سودجویان سیاسی ، وچه بهترکه اززبان یاقلم هم فکرانشان باشد ، ضرورت دارد ، همانگونه بررسی ایزاک دویچرازتروتسکی آورده شد .
علی رسولی 

اتاق پالتاکی شورای نمايندگان احزاب، سازمانها و نهادهای چپ و کمونيست





شورای نمایندگان نیروهای چپ وکمونیست برگزار می کند

نشست پالتاکی، بحث و تبادل نظر :
« درگرامیداشت یاد و بازگویی از رفیق کارگر کمونیست شاهرخ زمانی »
سخنرانان نشست پالتاکی:    

محمد اشرفی از : کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
امیرجواهری: کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ

ازهمه فعالان سازمان ها، احزاب و نیروهای چپ و کمونیست دعوت می شود در این نشست پالتاکی شرکت نمایند. بعد از اجرای سخنرانیها، فرصت کافی برای مداخله و مشارکت تمامی شرکت کنندگان به تساوی وجود خواهد داشت.

زمان : یکشنبه هیجدهم(۱۸) اکتبر ۲۰۱۵ 
ساعت : ۲۰بوقت اروپای مرکزی
مکان :         اتاق پالتاک، کاتگوری  Asia and pacific / Iran  

  IRAN Shooraye Namayandegane Chap va Communist 


اتاق پالتاکی شورای نمايندگان احزاب، سازمانها و نهادهای چپ و کمونيست