۱۳۹۳ بهمن ۱۶, پنجشنبه

پیام و قدر دانی شاهرخ زمانی از ابراز همدردی تشکلها و فعالین جهت بزرگداشت مرگ خانم زرین نجاتی( مادر شاهرخ)


رفقا و تشکل های کارگری و مردمی :
با تکیه بر آرمان سوسیالیسم و در پیوند با طبقه کارگر با تمامی توان در جهت ایجاد حزب و اتحادیه های سراسری به پیش
رفقا ، دوستان و کارگران با تشکر از غمخواری و بر گذاری مراسم خوب بزرگ داشت مرگ مادرم، سلام و درود های گرم و آتشین مرا از زندان جهنمی رجایی شهر بپذیرید.
با تشدید بحران ساختاری نظام سرمایه داری و فروپاشی مناسبات اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی آن تضاد و فاصله طبقاتی به اوج خود رسیده و دامنه اعتصابات کارگری و اعتراضات و نارضایتی توده ای هر لحظه افزایش می یابد اما در خلع تشکل های توده ای مستقل و سراسری و احزاب رزمنده سیاسی بعنوان ستاد فرمانده ارتش میلیونی کارگران و تنها وسیله سازماندهی مبارزات طبقاتی در تحقق بر نامه و مطالبات کارگری در مقابله با برنامه وسیاست های ارتجاعی طبقه ، دولت و احزاب سرمایه داری این اعتصابات تکی ، پراکنده ، بی برنامه ، بی هدف نمی توانند در حد سراسری به مقاومت و مبارزات کارگران تبدیل شده و دشمن طبقاتی را وادار به عفب نشینی نمایند .
مخصوصا" انجرافات درونی جنبش کارگری در اشکال دنباله روی و پرستش جنبش خود به خودی و فرقه گرایی و سکتاریسم در دوری از ارتباط ارگانیک و سازمان گرانه با جنبش مبارزاتی کارگران هر گونه برنامه ریزی عملی و هدف گذاری کوتاه مدت و بلند مدت در جهت سازمان یابی آگاهانه و مستقل و تقویت همبستگی  سراسری طبقاتی را از طریق فعالیت عملی مشخص در بیرون و داخل کشور روی اجزای سازماندهی یعنی آگاه گران سوسیالیستی، باضافه رهبران عملی، باضافه مبارزات جاری و تشکل های توده ای از میان می برند.یکی از این انحرافات (اکونومیستی) پروسه عملی و ایجادی اشکال مبارزه ، تشکل و سازماندهی را به جریان باد سپرده و دیگری ( فرقه گرایی) با فرض وجود این تشکل ها از ساخته شدن آنها دوری می کند.در حالی که نظام سرمایه داری چه در شکل فاشیستی آن و چه در شکل دمکراتیک آن با نابودی هستی زندگی بشریت ادامه زندگی کارگران و ستم دیدگان را حتی در عرصه های درمان ، تحصیل ،مسکن و امنیت شغلی منوط به حاکمیت شورای سوسیالیستی کارگران در سرنوشت اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی آن نموده است و تمامی توهمات رفرمیستی، سوسیال دمکراتیک ، اپورتونیستی در مقابله با انقلاب و حاکمیت کارگری دود هوا شده و بهترین بستر فعالیت سوسیالیستی را مهیا  نموده است.برای غلبه بر پراکندگی و بحران هویت سیاسی و طبقاتی کارگران موارد زیر را باید به دقت مورد توجه قرار داد:
1- در رسیدن به منافع مشترک ، منافع کل جنبش در تقویت آگاهی طبقاتی صف مستقل کارگران ایران در سازماندهی کلی اشکال مبارزه طبقاتی در اشکال سیاسی، اقتصادی و فکری  در مقابل حاکمیت طبقه ، دولت و احزاب سرمایه داری نمی توان این روند مبارزاتی را از لحاظ نوع تشکل ، مبارزه و سازماندهی از هم جدا کرده یا بین آنها دیوار چین کشید مخصوصا" اینکه به علت وجود بحران انقلابی که کوچکترین شکل اعتراض و مبارزه روی چهار چوب سیاسی نظام متمرکز شده و طبقه سرمایه داری در ترس از نابودی انقلابی، شمشیر را از رو بسته و با سیاست بکش تا زنده بمانی حرکت می کند، بنابراین مرز مبارزه برای فروش بهتر نیروی کار در شرایط بردگی سرمایه داری و نبرد برای تعین سرنوشت اقتصادی، اجتماعی از بین رفته است و مبارزه برای نان و آزادی در هم تنیده شده است مبارزه برای نان ، مسکن ، تحصیل ، درمان و حق حیات با سوسیالیسم گره خورده است،به همین دلیل مثلا" به من فعال سندیکای در چهار چوب قوانین موجود 11 سال و نیم زندان دادند
2- در چنین شرایطی با علم به تاوان سنگین فعالیت کارگری فقر و گرسنگی تدریجی نظام سرمایه داری ، پراکندگی ،رقابت درونی، نا آگاهی کارگران و تسلط همه جانبه سرمایه داری ، به دوستان سینه چاک پرستش حرکت های خود جوش و دنباله روان آن که بی برنامه گی ، نظاره گری ، پاسیفیزم را با شعار اینکه توده ها تشکل خود را خواهند ساخت باید گفت این دوستان با نفی اولا" تجارب ایجاد و فعالیت تشکل های توده ای در شرایط خفقان و فاشیستی، ثانیا" جدایی مصنوعی اشکال تشکل و مبارزه و سازماندهی مبارزات طبقاتی آن با نفی پروسه آگاهی طبقاتی و ایدولوگ های پرولتری که به کلام زیبای مانیفست به درک تاریخی - نظری نجات کل جامعه رسیده اند، مانند مارکس ، گرامشی، ببل ، کارل لبکنخت ، روزا، ... عملا" به مانع شکل گیری و ایجاد تشکل های مستقل کارگری تبدیل شده، و میدان را به جریانات سرمایه ساخته در فریب و انحراف جنبش کارگری می دهند، این دوستان از یاد نبرند که سرمایه داری جهانی و داخلی بر خلاف ساده لوحی و توهم آنها در واگذاری میدان به آنها برنامه و طرح های از پیش تعین شده آماده برای تشکل های توده ای دارند.
3- در کنار این مفسران و نظاره گران و دنباله روان حوادث آن روی سکه رفقای هستند که آگاهی و تجربه از مبارزه ، تشکل و سازماندهی را نه ابزار سازماندهی مبارزه طبقاتی در راستای رسیدن به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت کارگران در محیط های کار زندگی آنها بلکه چیزی قائم به ذات در وجود نحله های خود تفسیر می کنند بنا براین خواسته و نا خواسته تاثیری در روند اعتلای مبارزات، همبستگی طبقاتی کارگران ندارند.
4- با تاسف زیاد چندیست برخی از تشکل های کارگری و مردمی علی رغم گسترش اعتصابات و به میدان آمدن هزاران نفری توده ها و بدنه اجتماعی این تشکل ها برای حفظ امنیت به اصطلاح نمایندگان مردمی در نرفتن به زندان از وظیفه اصلی سازماندهی ، ارتقاء و سراسری کردن مبارزات روز و ارتباط زنده با بدنه اجتماعی خود غافل شده وبا عرض پوزش به نوعی ترمز دستی طبقه و دولت سرمایه داری در کاستن از دامنه و گسترش مبارزه تبدیل شده اند، سربازان گمنام غارتگران و مولتی میلیادرهای حاکم با علم به این وضع با دادن حبس های تعلیقی و تهدید به زندان این تشکلها را وادار به تمکین و صرفا" نظاره گری می کنند.من به این دوستان پیشنهاد می کنم برای حفظ شرف و حرمت خود در نظر آیندگان و دوری از خیانت یا به میدان واقعی مبارزه آمده و تاوان مبارزه را به جان بخرند ویا محترمانه استفاء داده و خیال نکنند این تشکلها ارثیه پدریشان می باشد و میدان را به نیروهای مبارز و تازه نفس بدهند
5- تمامی فعالین کارگری باید به دور از انحرافات موجود و انتقادات صادقانه از اشتباهات و انحرافات خود در جواب به نیازهای کنونی مبارزه طبقاتی وحدت خود را در تمام سطوح موقت، جبههای و حزبی در اتصال زنده با مبارزاتی کارگران تقویت و گسترش دهند
اول : جبهه متحد کارگری از تمام بخشای کارگری برای ایجاد اتحادیه های سراسری برای همبستگی سراسری مبارزات کارگران در مقابله با تهاجم طبقه و دولت سرمایه داری به هستی زندگی کارگران از طریق وحدت کمیته و سندیکاهای موجود صنفی بر محور خواسته های مانند
1- افزایش دستمزدها متناسب با تورم
2- اشتغال دائم
3- حق اعتصاب ، حق تشکل
4- حق بستن قرار دادهای دسته جمعی
و دیگر خواسته ها مخصوصا"
5- تدوین و ارایه قانون کار مترقی و متضمن این خواسته ها توسط نمایندگان واقعی کارگران.
لازم به ذکر است ایجاد شورای موسس فدراسیون مرکب از فعالین و تشکل های صنفی موجود جهت برنامه ریزی ، هدف گذاری و عملیاتی کردن این پروسه دارای اهمیت حیاتی می باشد
دوم : تقویت وحدت سیاسی در ارتباط ارگانیک با بدنه و جنبش آگاه گرانه سوسیالیستی می باشد مخصوصا" تقویت بدنه و اتصال کارگری احزاب موجود
سوم : ایجاد جبهه متحد سوسیالیستی کارگری بر اساس برنامه حداقلی و حداکثری جنبش کارگری
چهارم : ایجاد جبهه موقت کمیته های مشترک سازمانده مانند اول ماه مه ، امنیت شغلی جهت پیوند و سازماندهی ارتش بیکاران با شاغلین ، کمیته مبارزه برای حق تشکل ، اعتصاب و غیره
دوستان و رفقا جنبش کارگری سوسیالیستی ایران با بیش از یک قرن مبارزه و تجربه در عرصه ایجاد تشکل های توده ای و احزاب قوی سیاسی و همچنین سازماندهی اعتصابات سیاسی ، اقتصادی سراسری و از همه مهمتر تجربه بیش از 160 شورای کنترل کارگری در انقلاب 57 به عنوان نطفه حاکمیت شورای دمکراتیک کارگران بر سرنوشت اقتصادی ، اجتماعی خود و اکنون نیز با رو شدن ماهیت سیاست های دولت و احزاب سرمایه داری، طبقه کارگر با بیش از 50 میلیون خانوار به عنوان نیروی اصلی تولید و تغییر انقلابی با بیشترین و گسترده ترین اعتصابات، نیروی اساسی تغییر و تحول اجتماعی و نوید بخش آینده سعادتبار و رهایی مردم است.
با تمام نیرو در جهت ایجاد تشکل های مستقل سراسری کارگری از جمله اتحادیه های سراسری به مثابه تنها وسیله و ابزار هدایت کل اشکال مبارزه طبقاتی در جهت رهایی از ستم و نا برابری فعالیت خود را صد چندان کرده و نگذاری جنبش مبارزاتی کارگران مانند سال 57 آلت دست و زمینه ساز قدرت گیری و حاکمیت جناح ها و اکیپ های دیگر سرمایه داری گردد.

شاهرخ زمانی
زندان رجایی شهر
13/11/1393



۱ نظر: