ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

"مرگ" شاهرخ زمانی قتل عمد است و نباید در قبالش سکوت کرد!


بختيار پيرخضرى
September 14, 2015
"مرگ" شاهرخ زمانی قتل عمد است و نباید در قبالش سکوت کرد!
این جنایت باید طبقه کارگر ایران را به خروش در آورد .
آرمان و هدف شاهرخ، اتحاد طبقه کارگر و انقلاب کارگری بود، در این راستا چه تلاشهایی که نکرد.
چند دوره عضو شورای نمایندگان کیمته پیگیری بود و یکی از سخت کوش ترین عضو این شورا بود.
یکی از اعضای اصلی بازگشایی و تاسیس دوباره سندیکای کارگران ساختمانی و نقاشان بود.
برای متحد کردن کارگران در ایران آرام و قرار نداشت و جسورانه فعالیت عملی و زمینی می کرد. برای دیدار با رهبران کارگری مسافرت میکرد، دهها کارگر را حضوری در محیط کارش با مبارزه و فعالیت کارگری آشنا کرد که شخصا تعدادی از انها را از نزدیک می شناختم.سازمانده بود و به انقلاب کارگری ایمان راسخ داشت. زندان و شکنجه هم نتوانست وی را از هدفش بازدارد ، با نوشته هایش از درون زندان در تلاش برای ایجاد کمیته کمونیستی کارخانه توسط کارگران بود ، به کرات این جمله را در پایان نامه های تند و تیزش که از درون زندان بیرون می آمد می نوشت ،" چاره ما کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات ماست". با وجود این همه فعالیت و خصیصه انقلابی،  بسیار بی ادعا ، خاکی و زمینی بود.
چند دوره با هم عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری بودیم، شاید فقط در جلسات هفتگی یا مناسبت های اینچنینی همیدیگر را می دیدیم اما با این وجود در همین دیدارها رابطه گرمی با هم داشتم. در طی این چند سال که زندان بود چند بار با مادرش تلفنی حرف زدم و از هیچ کمکی در قبال این رهبر واقعی کارگری و خانواده اش دریغی نکردم . مادرش مثل خود شاهرخ، بسیار سرحال و قوی بود اما غم و نگرانی از وضعیت پسرش  جان وی را هم گرفت. جمهوری اسلامی خانواده این فعال کارگری را متلاشی و دچار شوک بزرگی کرد. چند ماه پیش جان مادرش و امروز هم  جان خودش را گرفتند، زن و بچه و سایر اعضای خانواده شاهرخ زانوهایشان شکست و تا پایان عمر باید با این غم بزرگ و کابوس شکنجه های شاهرخ زندگی کنند. اما خانواده شاهرخ مطمئن باشند که تنها نیستند، دوستان و همرزمان و میلونها کارگر و زحمت کش آن جامعه که او مدافع شان بود یار و یاور آنها هستند و شاهرخ و خانواده اش برایشان مثل نور چشم عزیز است و تنهایشان نمی گذارند.
شاهرخ انسان  با تجربه و کار کشته ای بود ، اگر کار به اصطلاح "غیر قانونی" هم کرده باشد هیچ مدرکی از خودش به جا نمی گذاشت .این مسئله را بارها به خود من توصیه میکرد که اگر  فعالیتی غیر قانونی میکنم مواظب باشم هیچ مدرکی از خودم به جا نگذارم. جنایت کاران جمهوری اسلامی از نیت درونی شاهرخ مطلع بودند و الا زمانی که وی را دستگیر کردند هیچ مدرکی از وی نداشتند . از جسارت و شجاعت او در پیامها و نوشته هایش در زندان که همگی در دفاع از حقوق کارگران و هم قطارانش بود ، بر علیه ش استفاده کردند و از آنها مدرک درست کردند و روی میز قاضی گذاشتند. با این وجود به او وعده دادند که اگر دست از فعالیت، مبارزه ، روشنگری و آگا کردن کارگران بکشد، وی  مورد بخشش و عفو قرار میگیرد .اما شاهرخ به هدفش ایمان داشت و وقهی به وعده های دروغین آنها نمی گذاشت. مسئولین زندان و اطلاعات به وی هشدارمی دادند که اگر دست از مبارزه نکشد نمی گذارند آب خوش از گلویش پائین برود. همینطور هم شد و وی را مورد ضرب و شتم قرار دادند و بارها انواع فشار روحی- روانی را به او وارد کردند .هم وعده و وعید های اطلاعات و هم ضرب و شتم ها و یازده سال زندان، شاهرخ را از عزم و ایمان راسخش  به آرمان و هدف کمونیستی اش که همان اتحاد کارگران و انقلاب کارگری بود سست نکرد. بیم و هراسی و که شاهرخ به دل جمهوری اسلامی وارد کرده بود از دو میلیون نفری که در دوران جنبش سبز به خیابان آمدند برایشان سنگین تر و ترسناک تر بود و این چنین شد که تنها راه چاره را در کشتن او دیدند و نتیجتا هنگام خواب وی را به قتل رساندند.
در مقطعی از دستگیریهای دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، تقریبا هفته ای یک بار به همراه همرزم دیگر شاهرخ ، رفیق محمد اشرفی همدیگر را ملاقات می کردیم. تجربیات دوران انقلاب و فعالیت خودش را در اختیارم می گذاشت. بهم توصیه میکرد که در تهران نمانم و با تغییر چهره و یک هویت جدید به یکی از مراکز کارگری بزرگ در  جنوب ایران بروم و فعالیتم را آنجا ادامه بدهم. دلیلش هم منطقی بود ، میگفت چون ماندنت در تهران هیچ فایده ای ندارد و بلاخره پیدات میکنند .اگر هم نتوانند پیدات کنند عملا نمی توانی هیچ فعالیتی حتی فعالیت کارگری در کمیته پیگیری هم که زیاد غیر قانونی و خطرناک نیست را ادامه بدهی . این  خاطره را صرفا به دلیل این نوشتم که چون در مدتی  که زندان بود بارها و بارها چهره اش جلو چشمم مجسم میشد و تک به تک این جملاتش در ذهنم مرور میشدند. در آن دوران به شدت نگران وضعیت بهروز کریمی زاده، پیمان پیران، و سایر دانشجویان زندانی بود. میگفت که به این جنایتکاران هیچ اعتمادی نیست و می ترسم که این دو نفر را اعدام کنند. او و دوست دیگرش پیگیرانه خبرهای مربوط به دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را از طرق مختلف گیر می آوردند و به من می رساندند.
شاهرخ انسانی جسور و با شهامت بود، همچنان که بالا هم اشاره کردم با وجود ضرب و شتم ها و یازده سال حبس دست از مباره نکشید و این نوشته های کارگری ، نامه و پیامها، که در پائین ضمیمه خواهم کرد را بی باکانه و با جسارت کامل به بیرون از زندان منتقل کرد.
تمام کارگرانی که شاهرخ بارها از حقوق شان دفاع کرد، زندانیانی که او نسبت به وضعیتشان اعتراض سازمان می داد ،  دانشجویان آزادی و خواه و برابری طلبی که وی پیگیر شرایط زندان وضعیت شان بود، زنانی که در دفاع از حقوق شان می نوشت و مراسم روز جهانی زن برایشان سازمان می داد،  معلمانی که مورد حمایت قاطعانه وی قرار گرفتند و در گرماگرم اعتراضتشان ، برایشان پیام و پیشنهاد می فرستاد ، کودکان کاری که ازشان دفاع میکرد و خواهان حمایت دولتی و بازگشت به مدرسه برایشان بود و تمام زحمتکشانی که شاهرخ درد و رنجشان را بی باکانه، رو در روی جمهوری اسلامی و حامیان سرمایه با صدای رسا اعلام میکرد، باید به خروش در بیایند و حق شاهرخ و تمام مبارزین کمونیست و انسان دوست را از این حاکمان خونخوار و جنایت کار بگیرند.
شخصا تا آخرین قطره خونم از آرمانها و آرزوهای شاهرخ دفاع میکنم و برای متحقق کردن این آرمانهای انسانی که همان انقلاب کارگری است لحظه ای ساکت نخواهم نشست.
بدون شک قتل شاهرخ ضایعه بزرگ و جبران نشدنی برای طبقه کارگر و جنبش کمونیستی که با تمام وجود به آن تعلق داشت، است.
به عنوان یک رفیق و همرزم قدیمی شاهرخ، مرگ او را به تمام اعضای خانواده اش و بستگانش، به رفیق صمیمی اش محمد اشرفی و به تمام کارگران و زحمتکشان ایران و جهان صمیمانه تسلیت می گوئیم و خودم را شریک این غم بزرگ می دانم .
گرامی باد یاد عزیز  شاهرخ زمانی
زنده باد انقلاب کارگری
مرگ بر سرمایه داری و حامیانش
بختیار پیرخضری
22 شهریور 1394 برابر با 13سپتامبر 2015
لینک اول نوشته های رفیق شاهرخ زمانی در سایت آزادی بیان
 http://www.azadi-b.com/arshiw/?cat=1413
لینک دوم نوشته های رفیق شاهرخ زمانی در سایت آزادی بیان
http://www.azadi-b.com/arshiw/?cat=1413&paged=2

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر