۱۳۹۵ فروردین ۱, یکشنبه

پیام جعفر عظیم زاده به مناسبت سال نو





بهاران خجسته باد
بهار دیگر از بیشمار بهاران از راه رسید و سرسبزی و طراوت از پس سپیدی سرد زمستان سربرآورد.
هر ساله در چنین روزهایی، در لحظاتی که پیام اتحادیه آزاد کارگران ایران را به مناسبت سال نو تنظیم میکردم و در آن جملاتی را به یاد زندانیان آزادیخواه و عدالت طلب مینگاشتم، غم و اندوهی توام با خشمی عصیان گرایانه، سراپای وجودم را فرا میگرفت.
امسال در موقعیت دیگری دست به قلم بردم،احساسم همان احساس است اما با صلابتی روز افزون.صلابتی که ماحصل مبارزات بی وقفه کارگران برای تغییر و ماحصل افکار عمومی،سازمانهای کارگری،حقوق بشری و آزادیخواه از کارگران و معلمان زندانی و دیگر انسانهای عدالت خواه در بند است.
دست یکایک این عزیزان و یاران را صمیمانه میفشارم و به نوبه ی خود به عنوان یک کارگر زندانی از همه ی آنان قدردانی و سبد سبد گل بهاری تقدیمشان میکنم.
به کارگران صنایع نفت و پتروشیمی،معادن،فولاد،خودروسازی و عموم کارگرانی که سال گذشته در پی احقاق حقوق انسانیشان ایستادگی کردند درود میفرستم،همبستگی خود را با مبارزات آنان اعلام میدارم و سال نو را با امیدی وافر به سالی متحول و مالامال از تغییر،به کارگران و مردم شریف و آزادیخواه ایران صمیمانه تبریک میگویم
جعفر عظیم زاده
بند 8 اوین

اول فروردین 95

بیانیه کانون صنفی معلمان پیرامون «تأیید حکم محکومیت رسول بداقی در دادگاه تجدید نظر


در حالی در آستانه سال نو حکم سه سال حبس تعزیری رسول بداقی از سوی شعبه تجدیدنظر تأیید شد که جامعه معلمان ایران در انتظار آزادی او از زندان پس از حدود شش سال و هشت ماه حبس بدون یک روز مرخصی بود
 اگرچه رسول بداقی طی این سال‌ها بامتانت و بزرگواری از دردهای خود و مشکلات جسمی و محرومیت‌هایش به خاطر تأکید بر اهداف صنفی حرفی نمی‌زند، اما مسئولان پرونده وی نیک می‌دانند که فشارهای ناشی از این سال‌ها چه مشکلاتی را برای رسول به وجود آورده است تا جایی که امروز چشم‌چپ وی با مشکل عدم بینایی تا پنجاه‌درصد روبروست.
 
اگر خانواده رسول بداقی بدترین شرایط را باشرافت تمام تحمل کرده‌اند به خاطر این است که همه نیک می‌دانند رسول درراهی قدم گذاشته است که هدفش چیزی جز بهبود وضعیت آموزش کودکان این سرزمین و حفظ کرامت و منزلت معلمان نیست. اینک ما و همکارانمان در سراسر ایران با این پرسش روبرو شده‌ایم که این مطالبات رسول که مطالبات ما نیز هست چه خطری برای جامعه دارد که رسول باید سه سال دیگر نیز در زندان و دور از همسر و فرزندان خود بماند؟
کانون صنفی معلمان ایران ضمن اعتراض به این حکم ناعادلانه، خواهان لغو آن است و به مسئولان توصیه می‌کند بجای صدور چنین احکامی، اجرای خواسته‌ها و مطالبات معلمان در راستای بهبود آموزش‌وپرورش کشور و ارتقای وضعیت منزلت و معیشت معلمان را در دستور کار قرار دهد پیش از آنکه خروجی‌های این سیستم نابسامان، تمامی معیارهای اخلاقی، فرهنگی و تربیتی این کشور را فروپاشد و آمارهای طلاق، جرم و جنایت، بزهکاری و فسادهای اجتماعی بیش از این بالا رود.
 
بی‌تردید رسول بداقی در راستای بهبود شرایط آموزش و جامعه گام برداشته است ما از تمامی مسئولین می‌خواهیم پیش از آنکه رسول به خاطر مشکلات زندان بینایی‌اش را از دست دهد شرایط لازم برای آزادی او دست‌کم برای درمان پزشکی مهیا نمایند.
کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
1394/12/28


۱۳۹۴ اسفند ۲۴, دوشنبه

جوانمیر مرادی: افتادن نقاب از چهره فریبرز رئیس دانا!

روز یکشنبه شانزدهم اسفند در جلسه ای تحت عنوان جامعه و دستمزد در دانشگاه تهران با هدف مخالفت با خواست عمومی کارگران یعنی افزایش 3 میلیون و 500 هزار تومانی دستمزد برگزار شد که بانیان آن شوراهای اسلامی کار و شرکایش بودند. سخنرانان این جلسه، فریبرز رئیس دانا، محمد مالجو،فرشیدیزدانی،حسین حبیبی و کاظم فرج الهی بودند.

آنچه که از زبان سخنرانان این جلسه جاری شده، همانطور که همیشه در چنین نشستها و سخنرانیها یی امثال این افراد انتظار می رود، حول تفسیر وخامت اوضاع اقتصادی و توجیه غیرممکن بودن افزایش دستمزد متناسب با تأمین هزینه های زندگی بالای خط فقر بود.هدف از نوشتن این مطلب، نقد  برگزاری این جلسه و موضوعاتی که سخنرانان به طور عموم بر سر آنها سخن گفتند، نیست. بارها این نوع تلاشهای تبیلغاتی از طریق به کارگیری مبلغان و کارشناسان خدمت گذار به سرمایه داری مورد نقد واقع گردیده و در میدان عمل نیز توسط توده کارگر معترض پس زده شده اند. امادر صحبتهای سخنرانان جلسه، برخی موارد در سخنان رئیس دانا که همیشه با ژست مدافع حقوق کارگر ظاهر می شود،    شنیدنی تر و جالب توجه تراست.رئیس دانا که سالیانی است سعی کرده پشت نقاب دفاع از حقوق کارگر با حفظ هویت ارادتمندیش به نظام سرمایه داری برای خود وجهه ای هر چند حقیرانه هم در میان کارگران  پیدا کند، در این جلسه به خاطر حساسیت موضوع و فشار شکل گرفته جنبش کارگری حول خواست افزایش دستمزد به بالای خط فقر، نتوانست نقاب را نگه دارد. او ضمن تأکید مجددش بر فاقد دانش اقتصادی بودن طبقه کارگر و به تبع آن ناتوانی از محاسبات هزینه های زندگی، از اینکه کارگران قبل از طرح و مطالبه کردن دستمزد به او مراجعه نمی کنند تا میزان مزد را برایشان محاسبه نماید، عصبی می شود و به فقان می آید واین به زعم ایشان خودسری کارگران و بی میلیشان به مشاوره گرفتن از او را به باد انتقاد شدید می گیرد.رئیس دانا بعد از مخالفت شدید با مبلغی که از سوی بخشهای مختلف کارگری برای حداقل دستمزد (3500000 تومان ) درخواست شده، نتیجه تحقیقات و محاسبات کارشناسانه اش به عنوان اقتصاد دان در مورد دستمزد به طور کلی و عدد مناسب برای تعیین حداقل مزد سال 95 را یک میلیون و پانصد هزار تومان اعلام می کند که به نظر ایشان مبلغ کارشناسی شده و قابل دفاعی در برابر مخالفت کارفرمایان است. آقای رئیس دانا که این بار با مخالفت شدیدش با خواست واقعی افزایش دستمزد کارگران نتوانست ماهیت ضد کارگریش را پنهان نگه دارد، به خاطر حفظ موقعیت شدیدا متزلزلش در میان محافل بسیار محدود ازکارگرانی که تا حالا نسبت به وظیفه او در منحرف کردن مبارزات کارگری و به سازش کشاندنشان توهم داشتند، بلافاصله اقدام به نمایشی مفتضحانه کرد! تهدید بی مایه نمایندگان شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر و شرکا،نمایش مشمئز کننده رئیس دانا در جلسه مذکور بود. او نمایندگان تشکلهای وابسته به دولت که در شورای عالی کار مصوبه تعیین حداقل مزد سالیانه را امضاء می کنند، تهدید کرد که چنانچه پای مصوبه مزد کمتر از یک میلیون و پانصد هزار تومان را امضاء کنند، نامشان را فاش خواهد کرد!فشار متأثر از آبرو رفتگی در اینکه رئیس دانا فراموش کرده بود نام امضاء کنندگان مصوبه تعیین مزد هر ساله به طرق مختلف رسمی و غیر رسمی اعلام می شود،قابل درک است.خود او خوب می داند که اگر هم کارگران در سطح وسیع با نام امضاء کنندگان مصوبات مزد آشنا نباشند، یا به خاطر مشغله های فراوانی که در زندگی دارند نام آنها را فراموش کنند، اما نام خود تشکلهائی که همگام و هم نظر با بخشهای دیگر دولتی و کارفرمائی در شورای عالی کار، سطح زندگی ای بیشتر از پنج برابر زیر خط فقر را برای بیش از 40 میلیون نفر رقم می زنند، برای کارگران آشنا و یادآور بقاء اوضاع فلاکتبارشان است.بنابراین لازم به زحمت آقای رئیس دانا نیست که نام امضاء کنندگان را فاش کند. او ماهیت واقعی خودش را فاش کرد وبه این ترتیب اندک شانس فخر فروشیش به اندک شمارکارگرانی که تا کنون وی را خوب نشناخته بودند، از دست داد.

اما ما کارگران در برابر لطفی که رئیس دانا کرده و اهداف و نیات واقعی اش که پشت نقاب مدافع حقوق کارگرپنهان کرده و امروز نمایان ساخته است، به ایشان مدیون هستیم. در نتیجه به پاس این اقدام، ما هم توصیه ای دلسوزانه می کنیم که در جنبش کارگری هیچ جایگاهی برایش نمانده و تحقیقات و محاسبات اقتصادیش ربطی به واقعیات معیشتی کارگران و برآورد هزینه های آن ندارد و در نتیجه در میان کارگران نیز خریداری برایش پیدا نخواهد شد. بنابراین برای کسب روزی، جائی دیگر بساطش را پهن کند.

جوانمیر مرادی

در رابطه با نشست " دستمزد و جامعه "


کمیته حمایت از شاهرخ زمانی به جهت حرکت افشاگرانه کارگران و دانشجویان در باز کردن مشت تشکل های دولتی تحمیل شده به کارگران و حامیان غیر مستقیم شان در اپوزیسیون را دلیل هشیاری انقلابیون طبقه کارگر می داند و از کارگران و تشکل های مستقل کارگری دعوت به تشکیل فدراسیون سراسری کارگری و از کارگران و جوانان انقلابی دعوت به ایجاد هسته های مخفی انقلابی می کند
در این فیلم  : (https://www.youtube.com/watch?v=B3vRpDNpg1o)
بخشی از اعتراض متحدانه و افشاگرانه  کارگران و دانشجویان به  نشست "دستمزد و جامعه" که توسط لیبرال ها و عوامل دولتی و با شرکت تشکل ضد کارگری شوراهای اسلامی کار و حامیان غیر مستقیم شان (نمایندگان خودخوانده "فعال در اپوزیسیون" مانند رئیس دانا ، فرجی الهی و ... )این بند بازان مادام العمر در میان دوصف حامیان و دشمنان طبقه کارگر بر گزار می شد را مشاهده می کنید.
گویا این نمایندگان خود خوانده نمی دانند که جمهوری اسلامی با توجه به ضعف طبقه کارگر که حاصل پراکندگی آن است  نه به یک و نیم میلیون و نه به سه و نیم میلیون تن نمی دهد اما تصمیم و اعلام متحدانه سه و نیم میلیون از طرف تشکل های مستقل کارگری می تواند به عنوان شعار محوری حرکت بسمت وحدت طبقاتی و عامل اتحاد گسترده طبقاتی شده و راه را برای پیش برد اهداف کارگران و بخصوص گرفتن دستمزد متناسب با تورم یا مبلغی مانند سه و نیم میلیون را هموار کند، در مقابل جمهوری اسلامی برای خنثی کردن اولین گام های تشکل های کارگری با طراحی چنین نشست های( دستمزد و جامعه) برنامه ریزی شده از این افراد استفاده می کند تا اولان به دستمزد تحمیلی با اندکی نق زدن مشروعیت بخشیدن و به دنبال آن با استفاده از روحیه تک روی این افراد ، توسط آنها در مورد تصمیم تشکل های کارگری ایجاد تشکیک علیه وحدت طبقاتی و به شکست  کشاندن اولین گام های اتحاد کنند. جمهوری اسلامی می داند برای استفاده از رئیس دانا ، فرجی الهی و ... هیچ نیازی نیست که با آنها قرار و مدار بگذارد همین قدر کافی است که ترتیب تریبونی را بدهد و برنامه ریزی کند تا این افراد در چنین نشست های حضور یابند ، همین قدر برنامه ریزی کافی است چون این افراد بر پایه جایگاه و افکار ضد کارگری ، ضد وحدت و لیبرالی و سازش کارانه ای که دارند تمامی خواسته های سرمایه داری را بدون دریافت جیره و مواجب بر آورده خواهند کرد، البته ترتیب دهنده های این جلسه هم ممکن است بدون اینکه متوجه شوند توسط یک نفر از ماموران بازی داده شده باشند، ومورد استفاده ماقع شده باشد.
امروز هر کسی خود را مدافع کارگری بداند باید در دفاع از بیانیه مشترک تشکل ها حرکت کند اگر به هر دلیل و بهانه ای در مقابل این بیانیه ایستاده و باعث پراکندگی شود یا مانع عبور از پراکندگی و بزرگتر شدن اتحاد میان  آنها شود، خواسته یا نا خواسته در صف دشمن قرار خواهد گرفت چون صف میانه یا صف سومی وجود ندارد.
آقای رئیس دانا می گویید "رفیق جان باخته ام  شاهرخ زمانی" ما می گوییم آقای رئیس دست از سر شاهرخ بر دارید و به فکر سو استفاده از او نباشید ... هم خوب چیزی است آقای رئیس شما نوشته های شاهرخ را در رابطه با دستمزد ها ، در رابطه با شوراهای اسلامی کار ، در مورد کسانی که جمهوری اسلامی تریبون در اختیارشان می گذارد و ... بخوانید آنگاه معلوم می شود که آیا شاهرخ می تواند رفیق شما باشد ؟ یا شما دارید از شاهرخ نیز سواستفاده می کنید ؟ آقای رئیس شما می گویید "اینها چه کسانی اند ؟ ما می شناسیمشان." و یکی از مدافعان شما آقا جواد هم می گویید "اینها معلوم الحال هستند" آیا شما با اعلام اینکه می شناسید دارید به قاتلین شاهرخ زمانی گراء می دهید تا بیایند از شما بپرسند ، چه کسانی هستند ؟ و شما ... یا اینکه دارید فعالین کارگری و دانشجویی را تهدید می کنید ؟ و آقا جواد هم به شما با کد شاه بیت جمهوری اسلامی دلگرمی می دهد و غیر مستقیم به جناب عالی اعلام می کند که همکار عزیز نگران نباش نوع اتهام شان را هم مشخص کردیم؟ از خود بپرسید اگر شاهرخ کشته نشده بود و شما چنین مطلبی نوشته بودید به شما چه می گفت؟ آیا ...

دست فروشی، سرمایه‌داری، فعالین مدنی:


منطق سرمایه‌داری حکم میکند که در دوره رکود، وقتی که صاحبان سرمایه نمیتوانند کالاهای تولید شده را از طریق بازارِ رسمی بفروش رسانند، از سپاه ذخیره کار(بیکاران) استفاده میکند و با دستفروشی سعی در فروش هرچه بیشتر کالاها و خروج از رکود دارد، اما بلافاصله پس از خروج از رکود می بایست پلیس سرمایه‌داری با دستفروشان برخورد کند، چرا که شاید میزان فروش کالا و گردش مالی دستفروشان قابل مقایسه با بازار نباشد اما به هر حال رقابتی با بازار برقرار میکنند که میتواند سود بازار را کاهش دهد.
اما یکی از دلایل مهم و مغفول مانده برخورد پلیس با دستفروشان، خروج بورژوازی ایران از رکود قبل از تصویب برجام است که حالا در دوره پسا برجام برای افزایش هرچه بیشتر رشد اقتصادی، دستفروشان که اغلب از جوانان و مهاجران از روستاها و شهرهای کوچک به مرکز هستند، باید در خدمت تولید ملی قرار بگیرند و همینطور باید تأمین کننده نیروی کار(ارزان) شرکتهای خارجی و چند ملیتی باشند که این شرکتها پروژه‌های مختلفی را در ایران در دست اجرا دارند.
اما دوستان(فعالین مدنی) برای حمایت از دستفروشانی که مورد برخورد پلیس قرار گرفته‌اند و معترض هستند، کمپین بشردوستانه راه می‌اندازند و به جای اینکه با تحلیل اقتصاد سیاسی پدیده دستفروشی از دستفروشان معترض ضمنِ یک مبارزه اقتصادی روزمره علیه استثمار سرمایه‌داری، حمایت کنند، از دستفروشان معترض ضمنِ پشتیبانی از هرگونه اعتراض اجتماعی حمایت میکنند (نامش را هم فعالیت مدنی گذاشته‌اند)!!!

اینان (فعالین مدنی) که قصد دفاع از هرگونه اعتراض اجتماعی را دارند و منطقشان این است که: "ضمن پذیرش نقاط منفی، اما نقاط مثبتی هم میتوان یافت و بر آن تکیه کرد!" حال سوال من این است که این فعالین مدنی در همان حین که از دستفروشان معترض تحت عنوان فعالیت بشردوستانه حمایت میکنند، اگر کاسبان معترض بازار هم حرکتی علیه دستفروشان راه بیاندازند و اعلام دارند که دستفروشان موجب ورشکستگی‌شان شده و اشکهایشان هم از اشکهای دستفروشان درشتتر باشد، این فعالین محترم مدنی چطور مساله را حل میکنند؟! همزمان از هر دو معترض حمایت میکنند یا برای مغازه داران از انصاف و بخشندگی سخن میگویند که مثلاً شما که درآمدتان خوب است اجازه دهید یک چیزی هم گیر دستفروشان آید!!!

رضا حاجیان

۱۳۹۴ اسفند ۲۰, پنجشنبه

8مارس روز جهانی زن.

8مارس روز جهانی زن.

علت انتخاب 8 مارس بعنوان روز جهانی زن:




در 8 مارس سال1857 میلادی در شهر نیویورک امریکا زنان کارگر نساجی کتان بدلیل شرایط کاری سخت و زیان آور و دست مزد کم علیه بیعدالتی  دست به اعتراض، اعتصاب و مبارزه زدند، این رویداد از همان ابتدا یک رویداد سیاسی و سوسیالیستی بود، که هر روز تعداد بیشتر زنان به این مبارزه پیوسته و هر روز مطالبات بیشتری را با مبارزه کسب کردند ، و همچنان مبارزه به شدت ادامه دارد ، قابل توجه است که در تمامی مبارزات و طرح مطالبات زنان ، زنان انقلابی ، سوسیالیست و زنان کمونیست همیشه پیشرو بوده اند و جانفشانی ها و فدا کاری های بسیاری کرده اند.
در سالهای اخیر 8 مارس برای زنان در اکثر کشورهای توسعه یافته جهان به شکل دیگری مطرح شده و ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است.امروزه زنان بدون توجه به نژاد ، عقیده و فرهنگ این روز را فرصتی برای انعکاس اعتراض و یا یاد آوری موفقیت و پیشرفت و دستاوردهای خود و طرح مطالبات تازه تر خود میدانند.
در ایران در دوره ارتجاع شکست خورده پهلوی روز تولد مادر شاه روز مادر نامیده می شد و اکنون روز تولد فاطمه زهرا دختر محمد در 20جمادی الثانی برای فریب دادن زنان و پایمال کردن حق و حقوق زنان توسط ارتجاع پیروز ( جمهوری اسلامی ) روز زن نامیده شده است، که نه تنها هیچ مناسبت و دستاوردی برای زنان ایرانی و هیچ زن دیگری نداشته و ندارد. بلکه یکی از پارامتر های سرکوب زنان محسوب می گردد.
چگونه می‌توان با وجود این همه قوانین ضد زن در اسلام و همچنین جامعه دیکتاتوری مذهبی ایران ادعای تکریم زن را داشت، آیا این نهایت وقاحت و بی شرمی نیست؟
وقتی به چنین وقاحت های دقت کنیم ، متوجه می شویم فرهنگ اسلامی ، قوانین اسلامی ، افکار اسلامی، تمامی اندیشه و فرهنگ دینی و تمامی حکومت های دینی و بخصوص اکنون حکومت های اسلامی ، ذاتا" از ریشه و سرچشمه هایشان دشمن آزادی و بخصوص دشمن هر گونه آزادی زنان هستند و تا زمانی که این پارامتر های فرهنگی و حکومتی و باور ها در جوامع بشری وجود داشته باشند زنان به خواسته ها و حقوق خود و آزادی و نجات از انواع تبعیض دست پیدا نخواهند کرد ، هر زن آزادیخواه و انقلابی برای رسیدن به هدف خود اول باید با هر گونه فرهنگ و افکار و قوانین آسمانی مخالفت کرده، علیه آنها با زنان دیگر دست به مبارزه متحدانه بزند، در مقابل، قبول هر درجه ای از این پارامتر های گفته شده باعث بیشتر و شدیدتر شدن تبعیض و استثمار خواهد شد. زنان باید بدون ترس و تعصب مذهبی به قوانین ، سنن و عرف های که توسط مذاهب ، بخصوص اسلام جا افتاده و هر روز بعنوان ابزارهای ادامه ستم و تبعیض علیه زنان از جایگاه و در ثبوت و تقویت مالکیت خصوصی توسط همین مذاهب و دیگر نهله ها و دیگر ابزار های جامعه طبقاتی ، تقویت می شوند، دقت کنند.
از همان بدو تولد زن بودن یعنی تبعیض. زن=مرد نیست. یک زن نصف مرد محسوب می‌شود و حقوق زنان را نیمی از مردان میدانند. با وجود صد ها آیه زن ستیزانه در قران و دیگر کتاب های "آسمانی "که حتی با اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل متحد که ،خود این اعلامیه بسیار عقب تر از حقوق واقعی زنان است، نیز در تضاد قرار دارد، و صدها حدیث از پیامبر و امامانش و بدتر از آنها ولایت قبیح خامنه ای و قوانین لایزال مردان حاکم و زنان محکوم ،مردان مهتر و زنان کهتر ،زن بودن و زن بخصوص در کشور اسلامی ایران میتواند گویای چه باشد؟ جز اسارت و بی عدالتی، تبعیض و ستم و تداوم بخشیدن به مالکیت خصوصی که زن را نیز به شکل ملک شخصی قرار داده به چهار میخ می کشد. در تعالیم دینی و آموزه های اسلامی اطاعت  فرمانبرداری زن از مرد واجب است و دین بر اساس تسلیم پذیری ( مسلم در معنای لغوی نیز یعنی تسلیم شده)درجه بندی به شکل سلسه مراتب ارتشی شده است ( پیامبران از خدا، امامان از پیامبران، ولایت فقیه از امامان ، مراجع تقلید از ولایت فقیه ، مقلدین از مراجع تقلید و زنان باید تسلیم مردان باشند این چه جور خدایی است که سلسه مراتب حکومتی زمینی را پایه و اساس خدایی خود قرار داده است؟
قابل توجه است که وقتی انسانها بتوانند سلسه مراتب حاکمیت طبقاتی و مالکیت خصوصی را سرنگون کنند چون پایه و اساس آسمانی خدایی نیز محو و نابود خواهد شد این دلیل بسیار محکمی است که اثبات می کند قوانین آسمانی ، فرهنگ خداباوری و هر چه به آن تعلق دارد ابزاری برای حفظ ، تقویت و ادامه مالکیت خصوصی و تداوم استثمار و ظلم و ستم ، بخصوص خشونت علیه زنان است، به این دلیل است که حکومت های سرمایه داری هر جای که بتوانند از ادیان برای توجیه استثمار انسان از انسان استفاده می کنند که در این حالت نیز زنان دچار استثمار مضاعف می شوند.) با توجه به اصل و نگرش خدا باوری و حاکمیت ادیان بر افکار و اندیشه های انسانها و با تقویت و پشتیبانی آنها به شکل ابزار بسیار کار آمد در حفظ و تداوم حاکمیت طبقاتی و مالکیت خصوصی زن موجودی اسیر،ناقص و ناتوان فرض شده که باید به صورت مستقیم و غیر مستقیم مورد حمایت و پشتیبانی مردان قرار بگیرد ( البته نه به عنوان موجود مستقل بلکه بخشی از مایملک صاحبش یعنی شوهر ، پدر ، برادر و ... ) چون مرد یک موجود کامل نامیده می‌شود، این بخش نیز اثبات می کند که ادیان توسط مردان بخصوص مردان حاکم بر مالکیت خصوصی و حاکم بر حکو مت طبقاتی به شکل ابزاری همه جانبه پایه ریزی و هر روز بیشتر رشد داده شده است بدون شک با محو طبقات و حاکمیت طبقاتی هر گونه ادیان ، خدا باوری و شاخ و برگ هایش محو خواهند شد، بنا بر این زنان آزادی خواه و انقلابی از این زاویه نیز باید بسیار توجه داشته باشند. در فرهنگ مردسلاری که بخشی از فرهنگ خدا باوری و سلسله مراتب حاکمیت آسمانی که شکل اولیه و پایه و اساس مالکیت خصوصی و حکومت های طبقاتی است مردان معمولا با استفاده از کلماتی مانند ،غیرت و ناموس عرصه ی زندگی را برای زنان تنگ و تار میکنند ،تا جایی که هر گاه زنی از مردش اطاعت نکند ،مرتکب فعل حرام و عمل غیر اخلاقی شده و باید طبق قوانین اسلامی یا دیگر ادیان تاوان و جزای سرکشی و نافرمانی خود را پس بدهد، حتی با تنبیه بدنی (سوره نساء آیه 34). کتاب ها و آموزه های دینی و مذهبی کاملا از بیانیه‌های حقوق بشر بدورند و جز تحقیر ،بهره کشی و سرکوب برای زنان ثمره ای نداشته اند.
در ایران خشونت علیه زنان بسیار بیشتر است (البته در کشور های زیادی انواع و اشکال مختلف خشونت علیه زنان را می توان مشاهده کرد که بعضا" از ایران شدیدتر است ولی در ایران زنان علیه خشونت و تبعیض به شدت در حال مبارزه هستند در حالی که در بسیاری از کشور ها مانند عربستان بسیاری از زنان هنوز به شدت مرعوب قوانین و فرهنگ مذهبی حاکم هستند) آری  در ایران خشونت علیه زنان امری طبیعی، فراگیر و نهادینه است ، زنی را نمی یابید که بارها و بارها مورد انواع ظلم و خشونت قرار نگرفته باشد، خشونت جنسی و تجاوز ،خشونت جسمی و رفتاری ،خشونت کلامی، تن فروشی اجباری ،بارداری اجباری و زندگی و صلح اجباری و... .
با این اوصاف همان گونه که فرهنگ سلسه مراتبی ارتشی خدا باوری هر روز توسط فرهنگ و پشتیبانی حکومت جمهوری اسلامی تقویت و باز تولید می گردد بسیاری از  مردان نیز از چنین روندی استفاده کرده حاکم و مالک بودن  بر زن حاضر در حوزه اختیاری خود را به میزان سهم خود از حاکمیت طبقاتی پیش می رانند، بر این مبنا است،  لزوم اطاعت زن از مرد و تحکم و بهره کشی از زنان کاملا واضح و مشخص و هم چنان ثابت قدم پیش برده می شود.
ومتاسفانه اغلب زنان این موضوع را انکار میکنند و به نظر خود، آبرو داری کرده اند.
زن ایرانی حتی نمی تواند نوع پوشش خود را آزادانه انتخاب کند که مبادا حکمرانان هوسباز با دیدن او به خطا و گناه وادار شوند پس همیشه در قفس است .
زن ایرانی در همه ی احوال سرکوب شده وباید مطیع و فرمانبردار شوهر و یا پدر و خانواده ی خویش باشد در غیر اینصورت سرکش خوانده شده و همیشه قربانی نظرات و خشونت دیگران است .زن یک واژه ی بی اراده و معمولا مورد جبر وظلم قرار گرفته است که متاسفانه هیچ مرجع و قانونی نیز جهت رسیدگی به حقوقشان وجود ندارد، بنا براین خود زنان باید آستین ها را بالا بزنند و در دو حوزه فرهنگی و میدانی به صورت برنامه ریزی شده ، متشکل و  دارای ارتباط ارگانیک مابین دو حوزه فوق با دیدگاه انقلابی – طبقاتی مبارزه کنند .
زمان زمانه بیداری است.
زنان ایران باید برای پایان دادن به این تبعیض ها، خرافات دینی ،جهل و زورگویی و مرد سالاری حاکم در جمهوری اسلامی دیکتاتوری ایران به صورت جدی شروع به مبارزه و تابو شکنی کنند، چراکه ما نه تنها وارثان خرافات آسمانی 1400 سال پیش بلکه وارث حرافات و فرهنگ حاکمیت  ابزاری حفظ مالکیت خصوصی به قدمت کل تاریخ جوامع بشری هستیم، که هیچ ربطی به دنیای امروزی ما ندارد. راه آزادی اگرچه سخت و ناهموار وگاهی با صدمات ومشکلات فراوان همراه است اما دست یافتنی است. برای دفاع از سهم خود و برخورداری از فرصتهای برابر و کسب حقوق و آزادی راهی جز استقامت و مبارزه و پیش روی وجود ندارد. آزادی و برابری بی قید و شرط حق تمام انسان های کره ی خاکی است و زمان زمانه بیداری است.


ایــــــــمان ابــــــــــراهیــــــــمے

اعتراض متحدانه کارگران و دانشجویان به جلسه نشست ( دستمزد و جامعه )




اعتراض متحدانه کارگران و دانشجویان به جلسه نشست ( دستمزد و جامعه ) که 


توسط عوامل دولت برای مشروعیت بخشیدن به تحمیل دستمزد چهار بار 


زیر خط فقر روز یکشنبه ، 94/12/16 تشکیل شده بود و گزارش آن را در این 




برای استفاده این فیلم در گوشی ها از فایل زیر استفاده کنید 


۱۳۹۴ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

گزارش از نشست " دستمزد و جامعه "


 این نشست برای مخالفت و دشمنی با تشکل های مستفل کارگری که دستمزد سال 95 را 3/5 میلیون اعلام کرده اند بر گزار گردید.

روز یکشنبه ، 94/12/16 نشستی تحت عنوان "دستمزد و جامعه" در دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. در این برنامه ، آقایان فریبرز رییس دانا و محمد مالجو به عنوان "پژوهشگران اقتصادی" و حسین حبیبی نماینده ی شورای اسلامی کار تهران به عنوان سخنران حضور داشتند.
آقای رییس دانا به همان حرفهای سابق خودش که نهایتا به حمایت از تولید ملی ختم می شد( حمایت از سرمایه داری داخلی)، تاکید کرد و رقم 830 هزار تومان را ظالمانه خواند اما رقم 1/2 میلیون تومان تا 1/5 میلیون تومان را نسبتا منصفانه توصیف کرد، این نشانه دشمنی و مخالفت با کارگران و تشکل های مستقل کارگری است که در کسوت دوستی با کارگران خود نمایی می کند.
آقای مالجو همچون سخنان تکراری سابقش ضمن اینکه نیروهای مولد مختلفی را تولید کننده ی ثروت دانست، چند راه حل را پیش پای تلاش برای افزایش دستمزد گذاشت که ایشان بهترین راه را پیگری طبقه ی کارگر نسبت به تضاد سیاسی طبقه ی حاکم معرفی کردند و این طور تشخیص دادند که افزایش دستمزد درگیر پیروزی جناح مورد نظر ایشان، در آن تضاد سیاسی است. این نیز تلاشی است تا کارگران را به دنبالچه و زائده بخشی از سرمایه داری مورد علاقه مالجو که جناحی از جمهوری اسلامی است بکنند.
حسین حبیبی به عنوان نماینده ی شورای اسلامی کار ، تلویحا پایین بودن سطح دستمزد را پذیرفت اما اختگی و ضعف و منفعل بودن کارگران را علت آن معرفی کرد ، و اینطور سخن گفت که گویا ساختار های حاکمیت با روی گشاده آماده پذیرا شدن تشکلات کارگری هستند. این یکی تلاش دارد سرکوب تشکل ها و زندانی کردن کارگران و معلمان را پنهان کند و به جای اینکه سرکوب را عامل جلوگیری از متشکل شدن بداند فریب کارانه وانمود می کند که کارگران خودشان نمی توانند متشکل شوند.
بعد از اتمام سخنان این به اصطلاح "نمایندگان و مدافعان طبقه ی کارگر" ، تعدادی از دانشجویان ضمن برخورد اعتراضی به سخنان آنان ، با ارایه ی تحلیل و نقد های به گفته های این سخنرانان ، اعلام داشتند، که این اشخاص(فریبرز رییس دانا، محمد مالجو ، حسین حبیبی ) را به عنوان نماینده و مدافعان کارگران قبول نداریم و به رسمیت نمی شناسیم ، و آنها حق ندارند برای کارگران تعیین تکلیف کنند،  سپس تعداد بسیاری از دانشجویان خواستار این شدند که نمایندگان واقعی کارگران که برخی از آنها در سالن حضور داشتند، در مورد دستمزد، حرفشان را برنند. بنابراین بیانیه ی هفت تشکل مستقل کارگری در مورد حداقل دستمزد برای سال 1395  ( که مبلغ 3/5 میلیون تومان را اعلام کرده و برای کسب آن تلاش می کنند )را قرائت کردند ، پس از قرائت بیانیه تشکل های مستقل کارگری و به نشان اعتراض به نشست فریب کارانه جناح های مختلف مدافع سرمایه داری، سالن را ترک کردند، و به دنبال اعتراض کارگران به این نشست تعداد بسیاری از دانشجویان به نشانه حمایت از کارگران و  بیانیه هفت تشکل مستقل کارگری همراه کارگران سالن سخرانی را ترک کردند.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی 
16/12/1394


۱۳۹۴ اسفند ۸, شنبه

تشدید فشار و برخوردهای امنیتی علیه رضا شهابی!

بیانیه شماره 77: 
حکم یکسال زندان تعزیری رضا شهابی، عضو هیأت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، که توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب صادر شده بود، توسط دادگاه تجدیدنظر تایید شد. صدور این حکم به دلیل شرکت در حوادث فروردین ماه سال ۹۳ بند ۳۵۰ زندان اوین در حالی است که رضا شهابی در آن زمان در وضعیت بسیار وخیم جسمی بسر میبرد و حتا توانایی حرکتی کوچک را نیز نداشت.
کمیته دفاع از رضا شهابی چنین برخوردهایی را در ادامه فشار بر فعالان جنبش کارگری و پرونده سازی علیه آنان میداند تا با ایجاد شرایط دشوار و امنیتی آنان را از تلاش برای کسب حقوق شان بازدارد. در حالی که حکم 6 سال زندان رضا شهابی رو به اتمام است سیستم قضایی و امنیتی وی را به صدور احکام جدید تهدید نموده و عنوان کرده بود که اگر وی به هرگونه فعالیت ادامه دهد، سالها باید در زندان بماند؛ رضا شهابی که اکنون بنابر فشار نیروهای امنیتی دور از همسر و فرزندان در شهرستان زندگی میکند، همچنان از درد در ناحیه کمر و گردن رنج میبرد و با این تبعید عملاً امکان هرگونه تلاش برای کسب معاش خانواده اش را از دست داده است.
کمیته دفاع از رضا شهابی صدور حکم یکسال جدید رضا، تبعید و تهدید وی را به شدت محکوم و خواهان لغو فوری این حکم و توقف اینگونه برخوردهای ضدکارگری است.
کمیته دفاع از رضا شهابی
8 اسفندماه 1394
k.d.shahabi@gmail.com

باز هم خودسوزی یک دست فروش

کانون مدافعان حقوق کارگر

باز هم خودسوزی یک دست فروش
یک بار دیگر شهرداری با جمع آوری بساط دست فروشی، سبب شد که جوان دستفروش با ریختن یک گالن بنزین روی خود، در آتش بسوزد.
هر ساله در آستانه ی خرید عید، جوانان بیکار بسیاری، بساط دستفروشی را به پا کرده و از این فرصت اندک برای تامین بخش کوچکی از هزینه زندگی خود وخانواده شان استفاده می کنند.
امسال ماموران شهرداری با شدت بیشتری با این دستفروشان برخورد می کنند و این چندمین بار است که دستفروشی خود را به آتش می کشد.
حوالی نیم روز، پنج شنبه 6 اسفند ماه، عابران چهار راه جمهوری شاهد خوسوزی این جوان بودند، سریع به یاری او شتافتند و آتش را خاموش کردند و جوان سوخته را به بیمارستان منتقل کردند. از سرنوشت این دستفروش اطلاعی در دست نیست.
و پرسش بزرگ : تا کی خشم فروخورده این جوانان دامن خود آنان را می گیرد؟ و تا کی باید شاهد این جنایات بود؟ 

۱۳۹۴ اسفند ۷, جمعه

رضا شهابی به یکسال زندان تعزیری محکوم و این حکم دردادگاه تجدید نظر تایید شد


رضا شهابی از اعضای هیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از سوی شعبه 26دادگاه انقلاب به یکسال زندان تعزیری محکوم و این حکم دردادگاه تجدید نظر تایید شد.

رضا شهابی در آذر ماه سال 93 ضمن اینکه در مرخصی پزشکی به سر می برد به دادسرای اوین احضار و به خاطر اعتراضات زندانیان بند 350 اوین در 28 فروردین ما سال 93 مورد بازجویی قرار گرفت و پرونده ای در این رابطه تشکیل و به شعبه 26 دادگاه انقلاب ارسال شد. ایشان در اردیبهشت ماه سال 94 محاکمه و به یک سال حبس تعزیری محکوم گردید. این حکم در شعبه 26 تجدید نظر دادگاه انقلاب در روز 20آذر ماه سال 94 تایید و برای اجرای حکم به اجرای احکام زندان اوین ارسال گردید.

رضا شهابی عضو هییت مدیره سندیکا از سال 83 به عضویت هیات موسس سندیکای کارگران شرکت واحد در آمد و فعالیت سندیکایی خود را شروع کرد و در روز13 خرداد ماه سال 84 در انتخابات مجمع عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد با رای کارگران به عنوان نماینده کارگران شرکت به عضو هییت مدیره سندیکا در آمد و به همراه دیگر اعضای سندیکا برای پیگیری مطالبات کارگران شرکت واحد تلاش کرد و بارها توسط عوامل امنیتی و اطلاعاتی و حراست شرکت واحد تهدید و دستگیر شد. شهابی در اعتصاب رانندگان شرکت واحد در سال 84 در منطقه 10 اتوبوسرانی دستگیر و بعد از آزادی از محل کار اخراج شد و در طول 4 سال اخراج ضمن پیگیری بازگشت بکار خود و اعضای اخراجی همچنان به فعالیت سندیکای خود ادامه داد.  ایشان با وکالت نامه ی محضری از رانندگان شرکت واحد که به بهانه های واهی اخراج می شدند در هیات های تشخیص و حل اختلاف اداره کار دفاع می کرد. شهابی با پیگیریهای مستمر به همراه دیگر اعضای اخراجی سندیکا از دیوان عدالت اداری رای بازگشت بکار گرفت و در تیرماه سال 88 به محل بازگشت وهمچنان به فعالیت سندیکایی خود ادامه داد. مدیریت وقت شرکت واحد برای متوفف کردن فعالیت های رضا شهابی دائم مناطق و خطوط ایشان را جابجا می کرد و با پرونده سازی از جمله ادعای عدم انتقال اتوبوس بعد از پایان کار به توفقگاه  با هماهنگی مدیریت وقت منطقه 10 شرکت واحد و حراست و مدیریت مرکز قصد اخراج وی را داشتند.

شهابی بدلیل فعالیت سندیکایی و ارتباط با رانندگان و گفتگو و دعوت آنها به سندیکا و پیگیری مطالبات کارگران مورد غضب مدیریت و حراست شرکت واحد قرار گرفت و با پرونده سازی در روز 22 خرداد 89 توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در حین کار با اتوبوس شرکت واحد و در حضور بیش از 30 تن ازمسافران  با ضرب و شتم دستگیر و بعد از تفتیش منزل ایشان، به بند 209 زندان اوین منتقل و 19 ماه در سلول انفرادی با قرار بازداشت موقت زیر سخت ترین فشارها زندانی شد. با جود اینکه شعبه 2 دادسرای اوین 60 میلیون تومان وثیقه برای آزادی وی تعیین کرده بود و خانواده وثیقه را تودیع کرده بودند اما با فشار نیروهای اطلاعاتی شهابی آزاد نشد. شهابی در این مدت از ناحیه مهره های گردن و کمر و سمت چپ بدن دچار اسیب شدید و بی حسی شد و در نهایت به دلیل عدم رسیدگی به وضعیت خودش دست به اعتصاب غذا زد و بعد از 22 روز اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شد و 3 مردادماه سال91 از ناحیه مهره های گردن تحت عمل جراحی قرار گرفت و بعد از عمل به بند 350 زندان اوین منتقل شد که بعد از چند روز محل جراحی عفونت کرد.

رضا شهابی در اسفند ماه سال 90 از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی، و اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام وتشکیل دسته و گروه بعد از 22 ماه بلاتکلیفی و بازداشت موقت به شش سال زندان و پنج سال محرومیت از فعالیت های سندیکایی و اجتماعی و هفت میلیون تومان جریمه نقدی محکوم گردید و این رای 13 تیر ماه 91 در شعبه 36 دادگاه تجدید نظر قطعی شد.

رضا شهابی به دلیل شرایط سخت و غیر قانونی زندان و عدم رسیدگی پزشکی در چند نوبت 30،20،7 روزه و آخرین آن به علت تبعید غیر قانونی به زندان رجایی شهردر خرداد ماه سال 94 که به مدت 52 روز طول کشید دست به اعتصاب غذا زد. ایشان بعد از 52 روز اعتصاب غذا و به خاطر وخامت وضعیت جسمی و افت فشارخون و ضعف شدید به بیمارستان هزار تخت خوابی تهران منتقل شد وپس از تثبیت شرایط عمومی جسمی اش در روز 11 شهریور ماه 93 از ناحیه کمر تحت عمل جراحی قرار گرفت.

رضا شهابی با وجود اینکه بدلیل دو عمل سنگین از ناحیه گردن و کمراز مهر ماه در مرخصی پزشکی بسر می برد، روز 18 بهمن ماه 94 به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار و بنا بر آنچه بازجوی وی ادعا کرده به دلیل مراجعه و اعتراض در وزارت کار و شهرداری و دریافت حق عضویت برای سندیکا از رانندگان و پخش پیک سندیکا و تحریک کارگران به اتهام اخلال در نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی سه ساعت مورد بازجویی قرار گرفت و پرونده ی جدیدی برای ایشان تشکیل شد.
رضا شهابی در حال حاضر به دلیل تشخیص پزشکی قانونی کشور در مرخصی پزشکی به سر می برد  و در حال حاضر به دلیل تحت فشار بودن و تهدیدها به اجبار در شهرستان و دور از همسر و فرزندان زندگی می کند.


سندیکای کارگران شرکت واحد خواهان توقف اذیت و آزار رضا شهابی و آزادی فوری و بی قید و شرط او، بازگشت به کار و پرداخت خسارت به رضا شهابی بابت صدمات شدید جسمی در دوران حبس می باشد.


سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه
تاریخ94/12/6

۱۳۹۴ اسفند ۵, چهارشنبه

اعتراض شدید اتحادیه های کارگری پس از اعلام شش سال حبس علیه اسماعیل عبدی

آموزش بین الملل:

اعتراض شدید اتحادیه های کارگری پس از اعلام شش سال حبس علیه اسماعیل عبدی

سایت رسمی آموزش بین الملل در صفحه اول خود گزارشی در مورد حکم شش سال زندان برای اسماعیل عبدی  همراه با عکسی از او درج کرده است. در این گزارش ضمن اشاره به آغاز کوشش های تازه برای آزادی عبدی، آمده است که  آموزش بین الملل یک بار دیگر خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط اسماعیل عبدی است. ترجمه این گزارش را در زیر می خوانید:

 

تلاشهای تازه برای آزادی اسماعیل عبدی بعد ازآنکه دادگاه انقلاب اسلامی در 22 فوریه این معلم و فعال سندیکایی را با ادعای ارتکاب جرایم مربوط به فعالیت اتحادیه ای محکوم کرد در جریان است.  حکم دادگاه علیه این رهبر کانون صنفی معلمان ایران ( تهران) بعد از آن  صادر می شود که ایشان در راه سفر به ارمنستان برای اخذ ویزای کانادا دستگیر شد. عبدی قصد داشت برای شرکت در کنگره جهانی آموزش بین الملل در شهر اوتاوا به کانادا مسافرت کند.

عبدی که از هنگام بازداشت در حبس بسر می برد به " اجتماع و تبانی به قصد اخلال در نظم عمومی" و " تبلیغ علیه نظام" متهم شد ه است؛ اتهاماتی که همکاران او می گویند به دلیل فعالیت های مشروع سندیکایی و نقش رهبری کننده او در این خصوص به وی نسبت داده شده است.

آموزش بین الملل یک بار دیگر آزادی فوری و بدون قید شرط عبدی  را در خواست می کند.

دبیر کل اموزش بین الملل، آقای فرد ون لیون در نامه ای که برای  حسن روحانی رئیس جمهور ایران ارسال شد ، اعلام کرد که: بازداشت عبدی "بیانگرنقض بسیاری از میثاق های بین المللی در مورد حقوق بشر ازجمله میثاق هایی است که از آزادی بیان و تشکل حمایت می کند".

کوشش های قبلی برای آزادی عبدی، از جمله کارزار نامه نگاری و به همراه آن  طومار "لیبر استارت" که به کمک آموزش بین الملل صورت گرفت و 12000 نفر آن را امضا کردند (توسط دولت ایران) نادیده گرفته شد.

بعد از ضبط پاسپورت عبدی در مرز ارمنستان، به او دستور داده شد که به تهران باز گردد و خود را به دادستانی معرفی کند.  در  روز 27 ژوئن 2015 عبدی در حالی که 70 نفر از یارانش او را همراهی می کردند خود را به دادستانی تهران معرفی کرد و همان جا دستگیر شد.  


ترجمه و تکثیر از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
۲۳ فوریه ۲۰۱۶




ابراهیم مددی به چه جرمی محاکمه شد‎

ابراهیم مددی  نایب رییس سندیکای کا گران اتوبوس رانی تهران به 5سال  زندان  محکوم میشود.و داود رضوی از همکاران ودیگر اعضا  سندیکا  نیز به دادگاه احضار  میگردد.
ما کارگران : خواهان توقف  احکام صادره و همچنین  احضاریه های  کارگران و دیگر فعالین کارگری هستیم.
دادگاهی کردن  کارگران ، احضاریه ها ،دستگیری و دیگر روشهای  سرکوب نمی تواند  صدای اعتراض  حق طلبانه ما کارگران را متوقف نماید.
سرکوب، نتوانسته و نمی تواند  بی حقوقی مطلق را به ما تحمیل کند. تا زمانی که این زندگی  سرشار از رنج، نکبت و فقر و فلاکت هست ، اعتراضات ، تجمع ها  و اعتصابات  هم ادامه خواهد داشت.
صدور  چنین احکامی هرگز نتوانسته و نمی تواند ما کارگران  را از مطالبات بهحق مان منصرف سازد. ایجاد یک جزیره امن وبا ثبات مملو از سودهای بیکران برای زندگی  سرمایه داران وکارفرمایان  ونیز حامیانشان که یک درصد جامعه هستند،امری محال و تنها یک رویا ست.زمانی که حاصل دسترنج مان ،دستمزدهای چندین برابر زیر خط  فقر  و حتا بیشتر از این ، چندین برابر زیر خط بقا  باشد. حق لیجاد تشکلها واعتصابات را از ما سلب کنند . قطعن چنین  زندگی بدون اعتراضات هرگز ، هرگز ممکن  نیست
جنبش کارگری ما ، همچون موجی ست که آسودگی ما عدم ماست. تا محو مالکیت خصوصی، سرمایداری و دستگاه عریض و طویلش ، جنبش کارگری از پای نخواهد نشست.

           کمیته پی گیری ایجاد  تشکل های کارگری ایران

۱۳۹۴ اسفند ۴, سه‌شنبه

قابل توجه خوانندگان و رفقا

  چهار روز پیش متن بیانیه در دفاع از داود رضوی و ابراهیم مددی که به امضای هفت تشکل فعالین و کارگری داخل رسیده بود به ایمیل کمیته حمایت ارسال گردیده بود و اعضای کمیته حمایت طبق روند کاری خود آن را منتشر کردند که روز قبل دوستانی از داخل تماس گرفته و اعلام کردند که این بیانیه نهایی نشده بود و نباید منتشر می گردید.

با توجه به اینکه اعضای کمیته حمایت طبق روند کاری و وظیفه ای که برای خود تعیین کردند عمل نموده است،در همین حال چون  بیانیه نهایی نشده بود و نباید منتشر می شد ، در نتیجه از انتشار ان عذر خواهی می کنیم  (با توجه به این که متن دریافتی در ایمیل توضیحی برای عدم انتشار نداشت ) ما  منتظر خواهیم بود تا دوستان در داخل به توافقات لازم در دفاع از کلیه کارگران و فعالین در بند و آنهای که درحال محاکمه شدن  هستند برسند و در این راستا بیانیه ها و حرکت های مشترکی متحدانه  انجام بدهد با امید چنان روزی

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
4/12/1394 

۱۳۹۴ اسفند ۳, دوشنبه

اینجانب عثمان اسماعیلی متولد ۱۳۴۱ هستم



اینجانب عثمان اسماعیلی متولد ۱۳۴۱ هستم و از سن ۱۰ سالگی در روستا به چوپانی و نوکری اربابان روستا مشغول بکار بودم. چون ما خوش نشین بودیم دارای حتی یک وجب زمین کشاورزی هم نبودیم از نداری و ناچاری به شهر مهاجرت کردیم و بعد از مهاجرت از روستا به شهر وارد بازار کار شدم و به کار ساختمانی مشغول شدم ودوش به دوش هم طبقه های خود در ساختمان سازی کشور کار کردم و آگاهی طبقاتی را در میادین کار و درد و رنج هایی که هم طبقه هایم میکشیدند به دست آوردم و تصمیم به مبارزه طبقاتی گرفتم و در سن ۱۹ سالگی مبارزه را شروع کردم. من کارگر که ۵۳ سال دارم هنوز مشغول به کارگری میباشم و دارای ۶ فرزند تحصیل کرده بیکار هستم که همگی لیسانس و فوق لیسانس هستند و نیز از هیچ بیمه و مزایایی برخوردار نمي باشم. 
آقای رئیس اطلاعات شهرستان سقز من حاضرم در یک مناظره تلویزیونی رو به جنبش کارگری دیان وهزاران قرا داد سفید امضاءاز یک ماهه تا یک ساله والی آخر ارائه دهم. جناب آقای رئیس اطلاعات ای کاش خودتان بشخصه از میادین کارگری شهر بازدید می کردید و درد و رنج ها را از خود کارگران می شنیدید که کارگران ساختمانی در طول سال فقط
۴ ماه کار می کنند و بقیه ماه به علت سرما بیکارند. در جایی از دادنامه که به من ابلاغ شده و در آن محکوم به یک سال حکم تعزیری شده ام درج شده که گویا من عثمان اسماعیلی را دعوت به [برگزاری] مراسم روز جهانی کارگر کرده اید و من درخواست شما را رد کرده ام. بله مراسم روز جهانی کارگر مربوط به جنبش کارگری است و در جایی که کارفرما و سرمایدار نقش داشته باشد شرکت نمیکنم، اما باید کارگرانی که صاحب تولیداند و در آبادانی شهر نقش دارند باید آنها بیایند و سخن بگویند نه پیمانکاران بزرگ تا کوچک که کارگران را استثمار می کنند و نه آنهایی که به بهانه و اسم اشتغال زایی برای طبقه کارگر وام دریافت میکنند، برای ۹ ساعات کار و با حقوق ۷۰۰ هزار تومان که ۱ ماه پرداخت میکنند و۴ ماه بعد نمیدهندآن هم با این تورم امروزی که زندگی را بر کام طبقه کارگر تلخ کرده است. آقای رئیس اطلاعات که خود را مبارز می نمایید چرا با این جانیان سرمایه داران مبارزه نمی کنید که دسترنج طبقه کارگر را به جیب میزنند من به این حکم ناعادلانه خود اعتراض دارم و نباید هیچ انسانی بخاطر اعتقاد؛ رنگ؛ پوست نژاد محاکمه یا زندانی شود و در دادنامه من را متهم به همکاری با رسانه های بیگانه کردید. رسانه از نظر من نباید هیچ مرزی داشته باشد، رسانه باید هر گزارش و خبری را در اختیار جامعه قرار دهد. آیا طبقه کارگر با این دسترنج های فروانی که دارد شایستگی آن را ندارد که رسانه مستقل کارگری داشته باشد تا از درد ورنج های کارگران دفاع کند، ما در صورتی زندان میرویم که نسل بعدی بخاطرعقیده و باوری که دارند زندان و اعدام نشوند.

۱۳۹۴ اسفند ۱, شنبه

بیانیه 143

حکم زندان داود رضوی و دادگاه علیه ابراهیم مددی لغو باید گردد.



مذاکرات هسته ای به نتیجه رسید و طرفین مذاکره ( دولت ایران به عنوان نماینده سرمایه داری داخلی و دولت های دیگر در مذاکره به عنوان نماینده سرمایه داری جهانی ) با خوشی و خرمی به خواسته هایشان، که شراکت در غارت و استثمار بیشتر زحمتکشان بوده و هست دست یافتند. تحریم ها برداشته شد، قراداد های سود آور بینشان بسته می شود ، افشارگری ها علیه یکدیگر، به تبلیغ برای همدیگر تبدیل می شود ، بحرانهای بین شان تقلیل یافته و هم دیگر را دست در دست به آغوش می کشند، اکنون بیش از قبل جنایات جمهوری اسلامی را پنهان می کنند و ... ،  سوال این است از این توافق و صلح چه چیزی نسیب زحمتکشان شده است ؟
به محض اینکه نماینده  کارفرمایان و حافظ سرمایه داری  ( دولت، در مجموع حکومت جنایت کار و دزد و اختلاس گر جمهوری اسلامی) احساس کرد که تنش باسرمایه جهانی رو به حل شدن است در جهت عملی کردن تعهد خود به سرمایه جهانی  یعنی امن تر کردن بازار کار و مصرف ایران  و تضمین سود آوری گردش سرمایه سرکوب زحمتکشان را بیش از پیش افزایش داد، این شتاب افزایش را با به قتل رساندن شاهرخ زمانی کلید زدند، که اکنون با محاکمه کارگران  بافق ، مس خاتون آباد و فعالین کارگری و معلمان به شدت ادامه دارد.
آزاد شدن پول های بلوکه شده نه تنها هیچ مشکلی از کارگران ، معلمان و پرستاران و باز نشستگان حل نکرده است بلکه قبل از رسیدن به بانک های کشور بین باند های روحانی ، نظامی و آقا زاده ها تقسیم شده است ، دستمزدهایی معوقه هم چنان معوقه هستند و می شوند ، کارگران اگر اعتراض کنند دستگیر و زندانی می شوند، کارگران و معلمان و پرستاران را به دلیل اعتصاب محاکمه و زندانی می کنند در حالی که تنها راه و ابزار مبارزه کارگران و زحمتکشان در مقابل غارت و استثمار توسط سرمایه داران اعتصاب است. کودکان هم چنان بیش از قبل، از تحصیل و بازی محروم شده به کودک خیابانی و کار تبدیل می شوند ، تعداد بی خانمانها که یک  شکل آن کارتون خوابی است هر روز رو به افزایش هستند، هر روز کارگران بیشتری اخراج می شوند و بیکاری حوانان تشدید می گردد، هم چنان تغییر قوانین کار علیه زحمتکشان به شدت ادامه دارد، هر روز بیش از قبل قرارداد های رسمی به قرار داد های موقت و سفید امضا تبدیل می شوند ، هزینه های بهداشت و درمان و بیمارستانها بر اثر خصوصی سازی بیمارستان ها سرسام آور شده و از عهده بیشتر مردم خارج  است  ، انواع بیماری های سخت به دلیل عدم وجود بهداشت و آلوده بودن مواد غذایی وارداتی توسط باند های مافیای حاکم در نظام اسلامی و آلودگی هوا به دلیل بی کفایتی و عدم انجام وظایف خود توسط دولتهای مختلف جمهوری اسلامی به شدت رواج دارد، مدارس و دانشگاهها و خدمات عمومی بیش از قبل در حال خصوصی سازی و غارت هستند، همچنان باند های مافیایی روحانی – سپاهی با امنیت بیشتر مشغول دزدی و اختلاس هستند ، اعتیاد و فحشا بی وقفه در حال افزایش است.
لازم است از خود بپرسیم، چرا پس از این توافق سرکوب  کارگران و زحمتکشان نه تنها کمتر نشده  بلکه سرمایه داران و کار فرما یان با دست باز تر به حق و حقوق ما حمله می کنند و فعالین کارگری و معلمی را بیش از قبل سرکوب و زندانی می کنند؟
کارگران و زحمتکشان توجه کنید :  پس از حل شدن برخی از اختلافات نمایندگان دو جناح سرمایه ( سرمایه داخلی با سرمایه جهانی ) که درتوافق هسته ای نمود یافته است برنامه های برای غارت بیشتر و متحدانه تر و سرکوب سازمان یافته تر ما کارگران و زحمتکشان در دستور کار طرفین قرار دارد ، ماهیت زیر بنایی توافق صورت گرفته این است که دولت ایران به عنوان نماینده سرمایه داری داخلی به دولت های مقابل در مذاکره به عنوان نمایندگان سرمایه جهانی تعهد داده است که ایران را به سرزمین امن برای گردش سرمایه و کسب فوق سود تبدیل کند ، در این جهت است که  شاهرخ زمانی را کشتند ، کارگران بافق و خاتون آباد محاکمه می شوند ، اذیت و آزار علیه جراحی ، بهنام ، شیرزاد، مهدی فراحی شاندیز ، مرادی نیا ، رسولی نژاد ، بداقی ، عبدی ، قنبری ، باقری و بهشتی، باغانی  و ... افزایش می یابد، جعفر عظیم زاده زندانی می شود ، علیه محمود صالحی 9 سال حکم زندان صادر می گردد، بسیاری از فعالین  مانند رضا شهابی ، پروین محمدی ، واله زمانی و ... برای جلو گیری از متحد شدن کارگران احضار ، تهدید و تبعید می شوند، اکنون به داود رضوی 5 سال زندان دادند و ابراهیم مددی را می خواهند محاکمه کنند ، و علیه کارگران ، معلمان ، پرستاران و بازنشستگان نقشه های در دست اجرا دارند.
کارگران و زحمتکشان : روند کارها نشان می دهد که  از پروسه توافق فوق هیچ تغییر در جنگ و نبرد طبقاتی صورت نگرفته بلکه توافق فوق برای دامن زدن و افزایش استثمار کارگران توسط کارفرمان است ، و نه تنها هیچ برنامه ای به سود کارگران در دستور کار دولت ها وجود ندارد، بلکه نمایندگان سرمایه داری داخلی و جهانی یکدست و متحد شدند تا بیش از قبل ما را غارت کنند، در این جهت است که بیشتر از قبل کارگران ، فعالین کارگری و معلمین را سرکوب و زندانی می کنند، برای کسب مطالبات خود در جهت  مبارزه و نبرد طبقاتی تنها یک راه وجود دارد، شاهرخ زمانی دائمان، فریاد می زد " چاره ما زحمتکشان وحدت و تشکیلات است" 
ما از تمامی کارگران، معلمان ، پرستاران ، بازنشستگان و جوانان ، همچنین تشکل های مو جود و نیروهای انقلابی می خواهیم در جهت دست یابی به وحدت طبقاتی ، ضمن اعتراض یکدست و متحدانه  علیه زندانی کردن و محاکمه  کارگران و معلمان ، به حکم صادره علیه داود رضوی و تشکیل دادگاه علیه ابراهیم مددی اقدام به برنامه ریزی و اعتراضات متحدانه نمایند. اعلام می داریم اکنون یکی از مهمترین راه کسب وحدت طبقاتی اقدام به ایجاد فدراسیون سراسری کارگران و موازی با آن اقدام به ایجاد هسته های مخفی انقلابی جهت آماده کردن شرایط ساخت حزب انقلابی طبقه کارگر است ، همه می دانیم ایجاد فدراسیون سراسری کارگران و حزب انقلابی طبقه کارگر از اهداف والای شاهرخ زمانی بود.
اعتراض به افزایش سرکوب ، حمایت و دفاع از آزادی کارگران و معلمان زندانی ، خواست لغو محاکمه کارگران بافق ، خاتون آباد و معلمان و عدم تعقیب و پیگیری و اعتراض و جلو گیری از اجرایی شدن احکام صادر شده علیه فعالین کارگری و معلمی  واعتراض به حکم صادره و دادگاه برنامه ریزی شده علیه داود رضوی و ابراهیم مددی و اقدام به ایجاد فدراسیون سراسری کارگران  و حزب انقلابی طبقه کارگر هم جهت و تقویت کننده یک دیگر است و اقدامات مشترک و متحدانه  جهت ممکن کردن انها ( اعتراضات فوق و اقدام به ساختن فدراسیون سراسری و  حزب) دارای یک روند و پروسه است و می توان به طور موازی آنها را عملی کرد. وظیفه امروزی و عاجل و ضروری تشکل ها و کارگران انقلابی ساختن فدارسیون و حزب  انقلابی طبقه کارگر است .

پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری،
پیش بسوی ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر؟

کارگر و معلم  زندانی آزاد باید گردد.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

29 /11/1394