۱۳۹۰ اسفند ۲۶, جمعه

بیانیه 35


آزادی بی قید و شرط تمامی خلق ها یکی از مطالبات ماست !!!


امروزجمعه 26/12/1390 شاهرخ زمانی برای چندمین بار به دفتر بند مالی احضار شده و مورد تهدید واقع گشت، که شما طبق گزارشات رسیده  در زندان علیه جمهوری اسلامی تبلیغ می کنید. طبق اخبار در یافتی عرصه در زندان هر روز بیشتر از قبل برای شاهرخ زمانی و محمد جراحی محدود می شود، آنها هر روز بیشتر از قبل مورد تهدید ، اذیت و مورد هجوم عوامل نظام قرار می گیرند .

بازجوها و مسئولین سازمان زندان طی هفته اخیر به تلاش های خود جهت ایجاد اختلاف میان زندانیان کارگری با زندانیان ملی آذربایجان در زندان مرکزی تبریز افزوده اند .زندانی به نام آرمین ذولجناح که از عوامل جعفری معاونت حفاظت اطلاعات زندان مرکزی تبریز است ضمن جمع آوری و ارایه گزارش از وضعیت زندانیان و روابط آنها با یکدیگر به جعفری ،مسئول پیاده کردن طرح ها و نقشه های مسئولین زندان در جهت ایجاد تفرقه و دشمنی میان زندانیان،بخصوص میان زندانیان کارگری و سیاسی و ملی است با توجه به افشا شدن نقش ذولجناح در ایجاد تفرقه و دشمنی، باید بدانیم مسئولین زندان به احتمال بسیار قوی افراد دیگری را برای پیشبرد اهداف خود جایگزین خواهند کرد تنها راه مقابله با این تفرقه افکنی ها ،دقت  و هوشیاری در رفتار و برخوردهای طرفین است ، همچنین گسترش همکاریها در نقاط مشترک،  که حداقل در زندان بسیار بیشتر می تواند باشد .

ما به نوبه خود از فعالین ملی آذربایجان می خواهیم در مقابله با طرح ها و نقشه های تفرقه افکنانه مسئولین و خدم وحشم جمهوری اسلامی بسیار هشیار و دقیق باشند کارگران همیشه با ستم و استثمار خلق ها مخالف بوده و هستند، همیشه معتقد بودند وهستند، که تمامی خلق ها باید به مطالبات خود دست یابند.کارگران همیشه در کسب مطالبات دمکراتیک پیشرو تر ازهمه بوده اند . ما کارگران با فعالین ملی آذربایجان برای کسب عملی مطالبات دمکراتیک هرگز اختلافی نداریم، آنچه در اصول اختلاف میان ماست، این است که ما اعتقاد داریم آزادی و برابری واقعی زمانی ممکن است که طبقه کارگر نیز به خواسته هایش دست یابد. بدون کسب مطالبات کارگری هیچ جامعه ای نمی تواند آزاد و دمکرات باشد. اما این اختلاف نه تنها هرگز باعث نمی شود که ما درمقابل مطالبات ملی خلقها مانع شویم بلکه همین اصل عامل همکاریهای بیشتر میان ما و خلق های مختلف گشته و می گردد .

ما به نوبه خود اعتقاد داریم تمامی خلق ها تا جدایی کامل برای تعیین سرنوشت خود حق دارند و هیچ نیرویی و هیچ کس با هیچ بهانه ای حق مانع تراشی در مقابل این مطالبه ندارد .

ما ضمن اینکه از کارگران زندانی و زندانیان سیاسی می خواهیم در نقاط مشترک هم کاری و همرزمی خود را در زندان با زندانیان ملی در مقابل دشمن مشترک هر چه بیشتر افزایش دهند در همین حال از زندانیان ملی آذربایجان و دوستانشان در بیرون از زندان می خواهیم هشیارانه و با دقت بیشتر به اتفاقاتی که رخ می دهد توجه کنند .



تعیین سرنوشت بدون قید و شرط حق تمامی خلق هاست.


پیش بسوی اتحاد بیشتر، برای فشار بیشتر!!!

پیش بسوی اعتراضات گسترده و متحدانه با شعار :
 

کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

26/12/1390



اعلام حمایت از کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

طی نامه ای رفیق بهروز کریمی زاده ضمن اعلام حمایت از کمیته حمایت از شاهرخ زمانی در خواست عضویت در این کمیته را کرده است . به دنبال این در خواست نام ایشان به لیست اعضای کمیته اضافه شد.

۱۳۹۰ اسفند ۲۴, چهارشنبه

گفتگوی فرخ قهرمانی با آقای نیما پور یعقوب

http://www.hambastegibakargaran.se/index.php/akhabar-blog/political/73-2012-02-29-15-56-081

برنامه ویژه از رادیو همبستگی با کارگران ایران - گوتنبرگ
گفتگوی فرخ قهرمانی با آقای نیما پور یعقوب از فعالین هم پرونده با محمد جراحی و شاهرخ زمانی ، از فرار خود ، بیدادگاه رژیم ، ساختگی پرونده و سر هم کردن آن توسط بازجویان زندان تبریز و همچنین عدم ارتباط محمد جراحی و شاهرخ زمانی با پرونده ساختگی فعالان "جنبش دمکراتیک کارگری" و نشریه " آوای انقلاب " صحبت می کند

۱۳۹۰ اسفند ۲۳, سه‌شنبه

بیانیه 34

هر روز فشار بر زندانیان بیشتر می شود


مسئولین قضایی ، پلیسی و سازمان زندان  برای آزار و اذیت هر چه بیشتر کارگران زندانی و همچنین زندانیان سیاسی هر روز دست به  اقدامات تازه ای می زنند  21/12/1390 به دستور قاضی نجار (قاضی مستقر در زندان مرکزی تبریز ) شاهرخ زمانی را از هم خرجیهایش که عبارتند از محمد جراحی ،جمهور اووزگوچ و نیهات تونچر به بهانه ی اینکه  جمع شما تأثیر منفی بربقیه زندانیان می گذارد و باعث تحریک آنها می شوید  جدا کرده و به طبقه پایین بند مالی منتقل کردند و تهدید کردند که اگر باز هم شما با هم ارتباط داشته باشید به بندهای بدتری انتقال داده  می شوید .از بدو تشکیل نظام جمهوری اسلامی سرمایه داری، مجموعه ی این نظام ارتجاعی با طرح ها و نقشه های از پیش طراحی شده برای هرچه محکمتر کردن حاکمیت و بیشتر کردن سود سرمایه و تلاش کرده اند جامعه ی ایران را به جهنمی برای مردم بخصوص طبقه کارگر تبدیل نماید. در همین راستا زندانها را برای زندانیان سیاسی و کارگری به زندان در زندان تبدیل کرده و از راهها و روشهای ضد انسانی استفاده می کند تا فشارهای زندان و شکنجه های مختلف را بارها و بارها مضاعف کند .

ما ضمن محکوم کردن دستور اخیر قاضی نجار بنا به جدا کردن شاهرخ زمانی از هم خرجیهایش، می خواهیم هر چه زودتر این دستور ضدانسانی پس گرفته شود .

همچنین از مطالبات 12 ماده ای جمعی از زندانیان، زندان مرکزی تبریز حمایت کرده واز تمامی نهادهای کارگری و حقوق بشر و نهادهای حمایت از حقوق زندانیان ،احزاب و سازمانها ، نهادهای سیاسی داخلی و خارجی ، از جوانان و مردم انقلابی ایران می خواهیم به هر ترتیب ممکن  نظام جنایت کار اسلامی را تحت فشار بگذارند تا به رعایت مطالبات 12 گانه فوق گردن بنهد .

ما می دانیم نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی زمانی به این مطالبات گردن خواهد نهاد که صف مستقل طبقاتی کارگران را در مقابل خود به صورت رزمنده و پرتوان ببیند .

بنابراین از کارگران ،فعالین کارگری ،دانشجویان ،دانش آموزان و تمامی جوانان انقلابی می خواهیم در تشکل های  انقلابی متشکل شوند ، اقدام به سازماندهی اطرافیان خود در محل کار ، تحصیل و زندگی نمایند.

کارگران و جوانان انقلابی اگر به دنبال کسب آزادی و مطالبات دمکراتیک و سوسیالیستی هستید، تنها راه ممکن امروزمتشکل شدن در محل کار و زندگی است .

 مبارزه تشکیلاتی با جمهوری اسلامی بطور اجتناب ناپذیری ضرورت تاریخی است .

پیش بسوی اتحاد بیشتر، برای فشار بیشتر!!!


پیش بسوی اعتراضات گسترده و متحدانه با شعار :

کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.


کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

23/12/1390




گفت و گوی تلویزیون کومه له با نیما پوریعقوب

www.tvkomala.com/program/farsi/fx/xabarfr120308.flv

شاهرخ زمانی و محمد جراحی هیچ ارتباطی با فعالیت های جنبش دموکراتیک کارگری نداشتند،
از تمامی فعالین کارگری استدعای کمک برای آزادی هر چه سریع تر همه ی فعالین کارگری را دارم...

گفت و گوی رادیو ندا با نیما پوریعقوب

http://radioneda.wordpress.com/2012/03/04/rn-378/
نيما پور يعقوب، يكي از چهار متهم پرونده موسوم به فعالين كارگري و دانشجويي تبريز در گفتگو با راديو ندا با اشاره به شكنجه ها و برخوردهاي رذيلانهء بازجويان و رشادت هاي شاهرخ زماني و محمد جراحي ، گفت : » بازجويان با تهديد به تجاوز به دختر محمد جراحي مي خواستند او به آنچه كه آنها مي خواستند اقرار كند ! »

۱۳۹۰ اسفند ۲۲, دوشنبه

ترجمه انگلیسی نامه شاهرخ زمانی به سندیکا های کارگری فرانسه

Greetings to workers of French syndicates
From: Shahrokh Zamani
To: syndicates of French workers 
Subject: status report and request for help
Greetings to workers of French syndicates
I,Shahrokh Zamani, am writing this letter for you,my friends of trade union, from Tabriz’s central prison.I’m a member of founding board of house painters and building decorators in Tehran.
I was arrested by information ministry officials in 8.6.2011 in Tabriz.for four months I was under a lot of pressure threatened and tortured and for 32 days I went on hunger strike as a complaint to my uncertain situation. The court charged me for 11 years in jail because of trying to form a house painters and building decorators’ syndicates with the help of other painters.
Now I have to spend 11 years in Financial section of Tabriz’s Central prison.
Friends,French workers,you have succeeded in forming your syndicates with work and dedication and today you can approximately defend your rights, but in Iran all our activities  toward forming syndicates and associations are nipped in the bud.
Although Islamic Republic of Iran has signed concord number 87 and 98, it arrests and imprisons all the workers and labor activists who are trying to achieve their rights by forming syndicates,etc. By threatening them and accusing them of FALSE charges.
In this matter, I can name many imprisoned and suppressed workers such as hundreds of workers of syndicates of Tehran’s bus  companyand also arrest and imprisoning 700 of them for forming their syndicate and declaring their strike for receiving their rights.
Many of them such as Mansour Osanloo, Ebrahim Madadi, Reza Shahabi, SaeedTorabian, Davood Razavi, Gholamreza Gholamhoseini, Homayoon Jaberi,Gholamreza Khani, Morteza Komsari, Ali Akbari, Salimi,Gohari,etc. Have been arrested and been in prison for long periods of time.
Right now Ebrahim Madadi and Reza Shahabi, members of Tehran’s bus company syndicates, are in jail.
Manu members of “Neyshekar-e-Haft tepe” syndicate such as Reza Derakhshan,Fereydoon Nikoofar, Ghorban Alipoor, Jalil Ahmadi, Mohammad Heydari, Alinejati,etc. Have been arrested and imprisoned many times since four years ago.
Ali Nejati has been imprisoned for the third time.
Also the members of “Komite-ye-Peigiri-ye-Ijad-e-Tashakolha-ye-Karegari” such as Ayat Niafar, Saeed Yuzi, Mohammad Ashrafi, Reza Aghdasi, Zahra Khazaee, Mohammad Jarahi, Mehdi Farahi Shandiz, Behnam Ebrahimzadeh,Farhadpoor,etc. Have been arrested and imprisoned many times since seven years ago.
Behnam Ebrahimzadeh is now imprisoned in Evin and Mohammad Jarahi is in Tabriz’s prison.
Members of “Komite-ye-Hamahangi” such as Ghaleb Hoseini, Yadolah Ghotbi, Mohammad Salehi, Hosein Moradi, Vafa Ghaderi, Behzad Sohrabi, BehroozKhabbaz, Mohsen Hakimi, Pedram Nasrollahi, Kurosh Bakhshande, AbdolrahmanEbrahimzadeh, Isa Ebrahimzadeh,etc. Have been arrested and imprisoned many times since seven years ago.
Also since five years ago members of “Etehadiye-ye-Karegaran-e-Azad-e-Iran” such as Fooad Keykhosravi, Jafar Azimzade, Shapoor Ehsanirad, Khalil Karimi, Ashraf Saedpanah,etc. Have been arrested and imprisoned many times. And alsoSheis amani and Sedigh karimi who are both in prison right now.
Members of “Kanoon-e-Modafeaan-e-Hoghoogh-e-Karegar” are FariborzRaeesdana, Alireza Saghafi, Mohsen Saghafi, Haleh Safarzadeh, NaserZarafshan,etc. And also Ali Akhavan who is in prison right now.
At the same time 11 workers of Isfahan steel industry including YoosefMehrpooya, Jamshid Askarian, Ali Hashempoor, Heydarali Alirezayi, GholamrezaRahmani, Alireza Rezayi, Mojtaba Sharifi, Hosein Sarshoomi, Behzad Bagheri,Alireza Riahi are in prison.
Worker members of syndicate of “electricity and steel” of Kermanshah were arrested and imprisoned, including Javanmir Moradi and Faramarz Ghorbani.
I should also mention that 16 worker members of “Reopening Union Board of Steel Industry Workers-Mechanics” and 150 of workers who participated in May first 2009 rite in Tehran and some other cities were arrested on May first 2009.
And also arresting and trial of some members of founding board of painters and building decorators syndicate including Reza Dehghan, Saleh Kiamari, me(Shahrokh Zamani) etc. And I am sentenced for 11 years of imprisonment because of trying to form a syndicate.
Friends of trade union, I can neither access statistics nor find exact names of all imprisoned workers and all I’ve written have came out of my memory andcooperation of others in jail with me.
I am fully aware that thousand of workers in Iran are being tortured, sentenced, imprisoned and fired from their job because of trying to achieve their rights and form workers’ associations.
However if you need exact numbers and names of arrested,imprisoned or suppressed workers and activists you can ask for a full list from other labor activists that fortunately are free as for now and syndicates that are illegal according to Islamic Republic of Iran who are always under pressure and harassment, therefore you can see how thousands of workers in Iran are being fired, suppressed,trialed,imprisoned and hanged.
Therefor you can see that we, Iranian workers, have no rights and Islamic Republic of Iran is not committed to its international commitments or even the laws that were made by itself. 
I want to ask you to:
1. Select representatives from among yourselves to investigate the suppression ofworkers by Islamic Republic of Iran, so you can see how severe the situation is.
2. Select representatives from among yourselves to investigate “Worker’s Home (Khane-ye-Karegar)” which complicit to police in suppressing and deceiving workers since 33 years ago and it has been Islamic Republic of Iran’s complicity in all it’s anti-union activities, after finding out all the facts about “Khane-ye-Karegar” you may end your relationship with them and ask all workers’ association around the world to stop “Khane-ye-Karegar” and its representatives from entering worker’s societies and imposing itself as the representatives of Iran workers.
3. After all necessary investigations and discovering the truth about suppressing syndicates and workers’ associations and their opponents, you can force Iran’s government to be committed to its obligations toward workers by global alliance among workers’ associations.
4.Evantually, I want to ask you, if you discovered the truth and if you accept that we, Iranian workers, are losing our life in prison while we are innocent, to help us obtainour freedom.
5. If possible, assign some lawyers for me to present and follow up my complaint about being tortured,trialed and imprisoned without any proof or evidence to competent authorities.
Where in the world will a worker who is a member of a syndicate be sentenced of 11 years in prison for trying to form a syndicate(union)?
Long live the international solidarity of workers

Thanks to workers of French trade unions

Shahrokh Zamani
Member of founding board of painters and building decorators syndicate in Iran

ترجمه فرانسوی نامه شاهرخ زمانی به سندیکا های کارگری فرانسه

Lettre aux syndicats français 
Rapport et Appel au secours ;
Salut sincère aux travailleurs syndicalistes français,
Chers amis syndicalistes,
Je soussigné, Shahrokh Zamani, vous écris  de la prison central de Tabriz. Je suis membre du «comité constituant du syndicat des peintres et décorateurs du bâtiment » de Téhéran. J’ai été arrêté le 8 juin 2011 par les agents du Ministère de l’Information à Tabriz. J’ai passé 4 mois sous la torture, menace  et les pires traitements. J’ai fait une grève de la faim pendant 32jours pour protester contre ma situation incertaine. Au tribunal, j’ai été condamné à 11 ans de prison et mon seule « délit » était d’avoir élaboré avec d’autres ouvriers à établir le syndicat des peintres et des décorateurs bâtiment.
Actuellement, j’effectue une peine de 11 ans en prison de Tabriz.
Chers Amis, Les travailleurs français
Vos efforts et sacrifice ont abouti à construire vos syndicats pour défendre vos droits, mais en Iran, on étouffe tous nos actions en vue de la fondation des organisations et des syndicats. Pourtant, la République Islamique a ratifié les conventions 87 et 98.  Mais elle menace, arrête, emprisonne les travailleurs et les militants ouvriers qui luttent pour leur droits notamment la création du syndicat. La liste de noms des travailleurs emprisonnés et persécutés est longue ; dont on peut citer la persécution d’une centaine des travailleurs du « Syndicat du Transport Urbain de Téhéran » (« VAHED »). Lors d’une attaque nocturne, les agents du gouvernement ont arrêté 700 militants du dit syndicat. Leurs représentants, Mansour Ossalou, Ebrahim Madadi, Reeza Shahabi, Saïd torabian, Davoud Razavi, Gohari, Gholarezza gholamhosseini, Homayoun Jaberi, Gholamrezaz Khani, Mortaza  Kamsari, AliAkbari, Salimi ont été arrêtés plusieurs fois et ont passé longtemps en prisons. Actuellement, Ebrahim Madidai et Rezza Shahabi du syndicat « Vahed » sont en prison.
D’autre part, les militants du syndicat des travailleurs de la Sucrerie Haft-Tapeh, Reza Rakhshan, Feridoun Nikoufar, Ghorban Ali-Pour, Djalil Ahmadi, Mohammad Heydari, Ali Nejati ont été emprisonnés à plusieurs reprises et ce dernier est en prison pour la troisième fois.
Lors des sept dernières années, Les membres du « Comité du poursuivi de l’établissement des organisations autonomes ouvrières » ont été régulièrement arrêtés notamment Ayat Niyafar, Saïd Youzi, Mohammad Ashrafi, Reza Ghodsi, Mme Zahra Khazaei, Mohammad Jarrahi, Mehdi Farahi Shandiz, Farhad pour et Behnam Ebrhim Zadeh. Ce dernier est emprisonné en prison Evin et M. Mohammad Jarrahi se trouve en prison de Tabriz.
Ces  sept dernières années, les membres du « Comité de la Coordination » aussi ont été souvent arrêtées comme, Ghalab Hosseini, Yadollah Ghotbi, mohammad Salehi, Hossein Moradi, Vafa  Ghaderi, Behzad Sohrabi, Behrouz Khabbaz, Mohsen Hakimi, Pedram Nasrollahi, Kourosh Bakhshandeh, Abdorrahman Ebrahimzadeh, Issa Ebrahimzadeh,…
Ces dernières années, les membres de l’ « Union Des travailleurs libres d’Iran » notamment Foad Keykhosravi, Djafar Azimzadeh, Shapour Ehsani Rad, Khalil Karimi, Sharif Saed Panah , Shit Amani et Sadigh Karimi ont été arrêtés et interrogés plusieurs fois, et les deux derniers, sont actuellement en prison.
Les membres du « Centre des défenseurs des droits des travailleurs » de leur part, sont toujours pourchassés dont Mme Haleh Safar Zadeh  et mrs Fariborz Raïs Dana, Alireza Saghafi, Mohsen Saghafi, Nasser Zarafshan et Ali Akhavan qui se trouve d’ailleurs toujours en prison.
Actuellement, onze travailleurs de la Sidérurgie d’Isfahan : youssef  Mehrpouya, Djamshid Askrian, Ali Hashem pour, Heydar Ali Alirezaei, Gholamreza Rahmani, Alireza RezaÏ, Mojtaba Sharifi, Hossein Sarshoumi, Behzad Bagheri, Alireza Riyahi sont emprisonnés.
Parmis les travailleurs arrêtés, on peut citer les membres du syndicat  de metalurgie et de l’electricité de Kermanshah (ouest d’Iran), dont javanmir Moradi, Faramarz Ghorbani.  Ajoutons que les seize ouvriers membres  du comité pour le rétablissement  du Syndicat de métallurgie –mécanique,  le premier mai 2009, l’arrestation de plus de 150 participants à la célébration du premier mai 2009 à Téhéran ainsi que nombre d’ouvriers en province.
Plusieurs de mes camarades du comité constituant du syndicat peintres et décorateurs du bâtiment, notamment Reza Dehghan, Saleh Kiamari aussi ont été arrêtés et moi je suis condamné à 11 ans de prison.
Chers amis syndicaux, ici en prison, je n’ai pas d’accès au chiffres exacte des travailleurs poursuivis ; Les noms cités, sont ceux qui moi et mes amis prisonniers, nous avons pu nous rappeler. Je suis certains que des milliers ouvriers ont subis l’arrestation, torture, jugement aux tribunaux ou le licenciement. Pour compléter cette liste, vous pourrez demander aux syndicats existants que pourtant, la République Islamique considère illégaux. Vous trouverez l’étendu de nombre des travailleurs qui ont été licenciés, réprimés, jugés, emprisonnés et même exécutés.
Vous conviendrez que nous, les travailleurs d’Iran ne bénéficions d’aucun droit et la République Islamique ne respecte pas ses engagement internationaux et les lois qu’elle-même a légiféré.
Je vous demande :
1 – Désignation d’une mission pour inspecter le problème de la répression des travailleurs par la République Islamique.
2 – Etudier l’action de la « Maison du Travailleur » qui depuis 33 ans a collaboré avec la police pour la répression et la duperie des travailleurs. Cette maison est la complice de la république Islamique dans tous ces actes anti ouvriers. Une fois, la vérité confirmée, je vous demande de rompre avec cet établissement et demander aux autres organisations ouvrières au monde de faire ainsi et de refuser ses envoyés comme les représentants des ouvriers d’Iran.
3 – Une fois, les vérités sur le traitement des syndicats et les organisations ouvrières connus, en harmonie avec les autre syndicats mondiaux, exigez les respects des engagements de la République Islamique envers des travailleurs.
4 – Si vos enquêtes prouvent que les travailleurs iraniens perdent des années de leurs vies lors des emprisonnements arbitraires, apportez votre aide pour que nous retrouvions nos libertés.
5 – Dans le cadre de possible, faites de sorte que des avocats transmettent ma plainte contre la torture, jugement arbitraire et la prison sans aucune preuve matérielle, aux institutions judicaires appropriés.
Où dans le monde, on condamne à 11 ans de prison, un ouvrier, simple membre du syndicat pour avoir agi pour l’établissement du syndicat.
Vive la solidarité internationale des travailleurs
Mes saluts aux travailleurs des syndicats français
Shahrokh ZAMANNI
Membre du « Comité constituant du syndicat des peintres et des décorateurs du Bâtiment » en IRAN



۱۳۹۰ اسفند ۱۹, جمعه

قابل توجه فعالین سیاسی و کارگری/ جاسوس در زندان تبریز/فریده جعفری

اخبار رسیده از زندان مرکزی تبریز حاکی از آن است که دو نفر از همکاران بازجوها در بین زندانیان شناسایی شده اند .
طبق این اخبار آرمین ذولجناح و رسول بدلی (که از فعالین ملی آذربایجان بوده است ) خود را به طور کامل در اختیار وزارت اطلاعات گذاشته اند . آنها خود را به زندانیان مورد نظر بازجوهای وزارت اطلاعات نزدیک می کنند و سپس به طور مرتب هر چه را که می شنوند به بازجوها گزارش می کنند .طبق گزارشات آنها بازجوها و مسئولین سازمان زندانها ،عملکرد و برنامه های خود را تنظیم کرده و زندانیان را طبق فرمول خاص خود به بندهای مختلف انتقال می دهند یا از گزارشات آنها در پرونده سازی علیه زندانیان و اتهامات جدید و بازجویی از آنها استفاده می نمایند ،همچنین زندانیانی که حکمشان مشخص شده را بر مبنای گزارشات این دو نفر مورد آزارهای مختلف از جمله فرستادن زندانیان از بند عمومی به سلولهای انفرادی و….قرار می دهند .
لازم به ذکر است که طبق خبر رسیده رسول بدلی بسیاری از دانسته های خود در رابطه با فعالین ملی آذربایجان را در اختیار وزارت اطلاعات قرار داده است و آنها برمبنای گزارشات او عملیات خود را تنظیم می نمایند و هنوز هم او از طریق روابطی که در بیرون دارد اطلاعات زیادی از فعالیت افراد فعال ملی آذربایجان را به بازجوها گزارش می کند .
خبر فوق اذعان دارد که بسیاری از فعالین سیاسی_ ملی و کارگری در زندان تبریز به خاطر گزارشات این دو فرد به دفعات زیادی مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفته اند و حتی برخی پس از پایان دادگاه و صدور حکم مجددا» محاکمه شده اند .
هنوز معلوم نیست در قبال چنین همکاریی وزارت اطلاعات چه وعده و وعیدهایی به آنها داده است .
منتظر اخبار تکمیلی در این رابطه باشید .

۱۳۹۰ اسفند ۱۷, چهارشنبه


 روز جهانی زن را به تمام زنان جهان، بخصوص به زنانی که برای برابری حقوقی،سیاسی ،عدالت اقتصادی و برابری در تمام عرصه های اجتماعی مبارزه می کنند مبارک باد
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی



کارگران سندیکاهای فرانسه درود بر شما

از : شاهرخ زمانی
به : سندیکا های کارگری فرانسه

موضوع : گزارش وضعیت و تقاضای کمک

کارگران سندیکاهای فرانسه درود بر شما

من شاهرخ زمانی این نامه را از زندان مرکزی تبریز برای شما دوستان سندیکایی خود می نویسم من عضو هیئت مؤسس سندیکای نقاشان و تزئینات ساختمان در تهران هستم که در تاریخ 8/6/2011 توسط مأموران وزارت اطلاعات در تبریز دستگیر شدم ،مدت 4 ماه در بدترین شرایط تحت فشار، تهدید و شکنجه قرار داشتم و 32 روز به خاطر بلاتکلیفی اعتصاب غذا کردم .دادگاه اقدام به صدور 11 سال زندان برای من کرد به دلیل اینکه همراه دیگر نقاشان تلاش می کردم سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان را تشکیل بدهم .

اکنون در بند مالی زندان مرکزی تبریز مجبور به گذراندن 11 سال زندان شده ام.

دوستان ، کارگران فرانسه، شما توانسته اید با فعالیت و فداکاری سندیکاهای خود را تشکیل بدهید و امروز کم و بیش می توانید از حقوق خود دفاع کنید ولی در ایران تمامی فعالیتهای مارا برای ایجاد تشکل و سندیکا در نطفه خفه می کنند. علی رغم اینکه دولت جمهوری اسلامی مقاوله نامه ها    87و   98   را امضاء کرده است اما تمامی کارگران و فعالین کارگری که تلاش می کنند حقوق خود را بدست آورند از جمله سندیکا بسازند را با تهدیدهای گوناگون ،دستگیری و محاکمه به اتهامات رنگارنگ و دروغین زندانی می کند، در این رابطه می توان لیست بلند بالایی از کارگران زندانی و سرکوب شده را نام برد از جمله ی آنها می توان به صدها نفر از کارگران سندیکای شرکت واحد تهران و حمله ای که در یک شب هفتصد نفر از آنها را به دلیل ساختن سندیکای خود و اعلام اعتصاب برای دریافت حقوق دستگیر و روانه زندان ساختند، اشاره کرد .بارها و بارها تعداد زیادی از آنها مانند منصور اسانلو، ابراهیم مددی، رضا شهابی ،سعید ترابیان ،داود رضوی و گوهری ، غلامرضا غلامحسینی ، همایون جابری ، غلامرضا خانی ، مرتضی کمساری ، علی اکبری ، سلیمی و...  دستگیر و مدتهای طولانی زندانی شدند که هم اکنون ابراهیم مددی و رضا شهابی از سندیکای شرکت واحد هم چنان در زندان به سر می برند. دهها نفر از سندیکای نیشکر هفت تپه طی چهار سال گذشته بارها و بارها دستگیر و زندانی شدند از جمله رضا رخشان ، فریدون نیکوفر ، قربان علی پور، جلیل احمدی ، محمد حیدری ، علی نجانی و...در حال حاضر علی نجاتی برای سومین بار است که در زندانی شده است .همچنین طی 7 سال گذشته به طور مستمر اعضاءکمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری مانند آیت نیافر ،سعید یوزی ،محمد اشرفی ،رضا اقدسی، زهرا خزائی ، محمد جراحی ،مهدی فراحی شاندیز ، فرهاد پور و بهنام ابراهیم زاده که هم اکنون در زندان اوین است و محمد جراحی که اکنون در زندان تبریز است ، دستگیر و زندانی شده اند .همین طور اعضاء کمیته هماهنگی را نیز طی 7 سال گذشته بارها و بارها دستگیر و محاکمه و زندانی کرده اند که می توان به نام برخی از این دوستان مانند غلب حسینی ، یدالله قطبی ، محمد صالحی ، حسین مرادی ، وفا قادری ، بهزاد سهرابی ، بهروز خباز ، محسن حکیمی ، پدرام نصراللهی ، کورش بخشنده ، عبدالرحمان ابراهیم زاده ، عیسی ابراهیم زاده  و ... اشاره کرد همین طور طی 5 سال گذشته بارها و بارها اعضای اتحادیه کارگران آزاد ایران را مانندفواد کیخسروی ،  جعفر عظیم زاده ، شاپور احسانی راد خلیل کریمی ، شریف ساعد پناه، ... شیث امانی و صدیق کریمی که اکنون هر دو زندانی هستند را نام برد .

همچنین اعضاءکانون مدافعان حقوق کارگر را که از جمله اند فریبرز رئیس دانا ، علیرضا ثقفی ، محسن ثقفی ،هاله صفرزاده ،ناصر زرافشان ، ... و علی اخوان که اکنون در زندان به سر می برد نام برد .

در همین حال 11 نفر از کارگران ذوب آهن اصفهان به نامهای   یوسف مهرپویا، جمشید عسکریان، علی هاشم پور، حیدر علی علیرضایی، غلامرضا رحمانی، علیرضا رضایی، مجتبی شریفی، حسین سرشومی، بهزاد باقری، غلیرضا ریاحی در زندان به سر می برند ،همین طور بارها کارگران عضو سندیکای برق و فلز کرمانشاه را دستگیر و زندانی کردند که از جمله می توان به جوانمیر مرادی و فرامرز قربانی اشاره کرد .

همچنان دستگیری 16 تن از کارگران عضو هییت باز گشایی سندیکائی فلزکار _ مکانیک در اول ماه می 2009 و دستگیری 150 تن از کارگران شرکت کننده در مراسم اول ماه می 2009 تهران و تعدادی نیز در شهرهای دیگر اشاره کرد.

همین طور دستگیری و محاکمه تعدادی از اعضا هیئت مؤسس سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان از جمله رضا دهقان،صالح کیاماری ، ... و من (شاهرخ زمانی) که اکنون در زندان مرکزی تبریز برای تحمل 11 سال زندان بخاطر تلاش برای ایجاد سندیکا محکوم شده ام .

دوستان سندیکایی، من در زندان دسترسی به آمار و پیدا کردن اسامی تمامی کارگران زندانی را ندارم آنچه نوشته ام بر مبنای حافظه خود و کمک گرفتن از اطرافیان که در زندان هستند نوشته ام ، می دانم که هزاران کارگر در ایران به خاطر تلاش برای به دست آوردن حقوق خود و ایجاد تشکل دستگیر،شکنجه ، محاکمه و زندانی شده اند و از کارشان اخراج شده اند ... اما اگر شما لازم می دانید، می توانید از دیگر فعالین کارگری که خوشبختانه برخی از آنها فعلا" آزاد هستند ،و سندیکاهای موجود که از نظر جمهوری اسلامی غیرقانونی می باشند و همیشه تحت فشار و اذیت وآزار هستند، بخواهید لیست کامل کارگران زندانی یا دستگیر شده و سرکوب شده را برای شما تهیه کنند، آنگاه خواهید دید که هزاران نفر از کارگران در ایران به دست جمهوری اسلامی چگونه اخراج ، سرکوب ، محاکمه ، زندانی و اعدام شده اند .

آنگاه خواهید دید که ما کارگران ایران از هیچ حقی برخوردار نیستیم و جمهوری اسلامی به تعهدات بین المللی و حتی به قوانین مصوب خود عمل نمی کند. من از شما می خواهم :

1- نمایندگانی از میان خود انتخاب کنید تا در رابطه با سرکوب کارگران توسط جمهوری اسلامی تحقیق کنند تا شما به عمق فاجعه پی ببرید .

2- نمایندگانی از بین خود انتخاب کنید تا مأمور شوند در رابطه با خانه کارگر که همدست پلیس برای سرکوب  و فریب کارگران است و طی 33 سال در تمامی کارهای ضدکارگری دست در دست جمهوری اسلامی  شریک جرم بوده است تحقیق نمایند، پس از کشف حقایق نسبت به خانه کارگر رابطه خود را با آن قطع کنید و از تمامی تشکل های کارگری جهان بخواهید که از ورود خانه کارگر و نمایندگان آن به جوامع کارگری و تحمیل خود به عنوان نماینده کارگران ایران جلوگیری نمایند .

3- پس از تحقیقات لازم . کشف حقایق در مورد سرکوب سندیکاها و تشکل های کارگری و مخالفین آنها در ایرا ن با اتحاد میان تشکل های کارگری به صورت جهانی دولت ایران را وادار نماید تعهدات خود را در قبال کارگران عملی نماید .

4- در نهایت از شما می خواهم اگر پی به حقایق بردید و اگر قبول کردید که ما کارگران ایران بی گناه در زندانها عمر خود را از دست می دهیم به ما کمک کنید تا آزادی خود را به دست آوریم .

5- اگر ممکن است  برای من وکلایی را تعیین کنید، تا بتوانند شکایت مرا به خاطر شکنجه ، محاکمه و زندان بدون هیچ دلیل و سندی به مراجع قضایی صلاحیت دار ارایه  و ادامه بدهند.

در کجای دنیا دیده شده که برای یک کارگر عضو سندیکا به خاطر تلاش برای ایجاد سندیکا حکم 11 سال زندان صادر کنند.

زنده باد همبستگی جهانی کارگران

درود بر کارگران سندیکاهای فرانسه

شاهرخ زمانی

 عضو هیئت مؤسس سندیکای نقاشان و تزئینات ساختمان در ایران

۱۳۹۰ اسفند ۱۵, دوشنبه

مصاحبه با نیما پوریعقوب از اعضای جنبش دمکراتیک کارگری

در خرداد ماه سال جاری چند تن از فعالین کارگری و دانشجویی در تبریز دستگیر شدند که پرونده آنها به پرونده تبریز معروف شد پس از اذیت و آزار بسیار آنها و تهدید های مستمر خانواده هایشان دادگاه برای چهار نفر شان 22و نیم سال که طی سال های اخیر بی سابقه بوده است حکم زندان صادر کرد  پس از طی دو الی چهار ماه آنها موقتا" با وثیقه های سنگین آزاد شدند و مدتی بعد حکم های صادر شده در دادگاه تجدید نظر نیز بی هیچ تغییری تایید شد. و همچنین باز به صورت بی سابقه سریعا" و بدون رعایت قوانین موجود اقدام به اجرایی احکام کردند. بطور کلی روند پرونده نشان داد که جمهوری اسلامی با نقشه های از پیش طراحی شده برخی از این فعالین را که هیچ کاری نکرده بودند بدون هیچ دلیل و مدرکی  شکنجه ، محاکمه و زندانی کرده است . کمیته حمایت از شاهرخ زمانی طی حدود 9 ماه فعالیت خود تلاش کرده است اثبات کنداتهامات وارد شده به این زندانیان بخصوص شاهرخ زمانی و محمد جراحی کاملا" دروغ و بی پایه است در این راستا بود که وقتی اعضای جنبش دمکراتیک کارگری بیانیه اخیر خود را صادر کردند و در آن به عدم عضویت شاهرخ زمانی و محمد جراحی در تشکل فوق اشاره نمودند کمیته حمایت از شاهرخ زمانی تصمیم گرفت برای روشنتر شدن موضوع با جنبش دمکراتیک کارگری مصاحبه در مورد شاهرخ زمانی و محمد جراحی که هم اکنون در زندان مرکرزی تبریز هستند انجام دهد که پس از تماس ایمیلی با تشکل فوق رفیق نیما پوریعقوب از طرف جنبش دمکراتیک کارگری مسئول جواب گویی به سوالات ما شدند که با تشکر از رفیق نیما و دیگر رفقایشان مصاحبه فوق را در پی ملاحضه خواهید کرد.

با درود به رفقای جنبش  دمکراتیک کارگری

ما در کمیته حمایت از شاهرخ زمانی وقتی بیانیه شما را دیدیم به چند موضوع مهم پی بردیم که لازم است برای روشن شدن برخی ابهامات در رابطه با زندانی شدن شاهرخ زمانی و محمد جراحی سئوالات بی جواب خود را از شما جویا شویم .

قبل از مطرح کردن سئوالات ،از اینکه توانستید ضربه به تشکیلات خود را برطرف کرده و مجددا" سازمان یابی کنید بسیار خوشحال شدیم و امیدواریم هر چه بیشتر در مسیر انقلابی خود پیروز و موفق باشید .

البته سئوالات بیشتری در رابطه با شروع فعالیت،نوع فعالیت و جمع بندی عمل تشکیلاتی و تئوریکی وجود دارد که در این رابطه شاید زمان دیگری اقدام نماییم اما اکنون آنچه برای ما و بخصوص شاهرخ زمانی و محمد جراحی بسیار مهم است علل دستگیری آنها تقریبا" همزمان با یورش به تشکیلات شما و وارد کردن اتهام شراکت آن دو نفر در تشکیلات جنبش دمکراتیک کارگری است که باید هر چه بیشتر شفاف شود .از این رو سئوالات ما حول عدم ارتباط آن دو با تشکیلات شما دور می زند.

در این راستا من حسین حمیدی عضو کمیته حمایت از شاهرخ زمانی  اولین سئوال را مطرح می کنم :  

حسین حمیدی : شما در بیانیه شماره یک خود یورش به جنبش دمکراتیک کارگری را رور19/3/1390 اعلام کردید در حالی که شاهرخ زمانی را در تاریخ 17/3/1390 دستگیر کردند تفاوت این دو تاریخ در چیست ؟

نیما پوریعقوب : با درود به شما و رفقا در کمیته ی حمایت از شاهرخ زمانی، قبل از جواب به سوال مقدمه کوتاهی لازم است.

ما پس از وقفه ای چند ماهه و پس از این که توانستیم مجددا نیروهای خود را سازمان دهی کنیم اقدام به صدور این بیانیه کردیم، چرا که ضرورت آن با توجه به احکام ناعادلانه ی صادره در خصوص آقایان زمانی و جراحی به شدت احساس می شد. البته این بیانیه با توجه به جمع بندی رفقا از تجربه ی خرداد ماه و عملکرد قبل از آن صادر شده است. اما جواب سوال :

بلی، همان طور که در بیانیه ذکر شده است، یورش رژیم به جنبش دموکراتیک کارگری در روز 19 خرداد ماه 1390 انجام گرفت، در این روز یکی از اعضا دستگیر شده و به بازداشتگاه اداره ی اطلاعات تبریز منتقل می شود. البته آقای زمانی و آقای جراحی در روز 18 خرداد ماه بازداشت شده بودند، همان طور که آقای زمانی خود در نامه ای که به قاضی پرونده حمل بر نوشته بودند اشاره کرده اند، ایشان در تهران بودند و در لحظه ی ورود به تبریز دستگیر می شوند. در اصل من آقای زمانی را مدت بیش از شش ماه بود که ندیده بودم و آشنایی ام هم با ایشان بسیار سطحی و در حد دوستی ساده بود. این هم یک مساله ی طبیعی است که فعالین کارگری همدیگر را بشناسند. ایشان هم از اعضای هیئت بازگشایی سندیکای کارگران ساختمان و نقاشان بودند. ما نه تنها آقایان زمانی و جراحی را می شناختیم بلکه بسیاری دیگر از فعالین کارگری را نیز می شناختیم و کم و بیش با آن ها در ارتباط بودیم. اما این دوستی ها هیچ ربطی به جنبش دموکراتیک کارگری و فعالیت های ما نداشت. همان طور که خود آقای زمانی نیز بارها در دادگاه و جلسات بازپرسی به این

مساله اشاره کرده اند.

حسین حمیدی : شما در بیانیه شماره یک خود گفته اید که شاهرخ زمانی و محمد جراحی هیچ ارتباطی با تشکیلات شما نداشتند اما طبق اعلام دادگاه مأموران در خودروی محمد جراحی تعداد زیادی نشریه ی آوای انقلاب پیدا کرده اند . اگر ایشان ارتباطی با شما نداشت چگونه نشریه آوای انقلاب در خودروی او بوده است ؟

 نیما پوریعقوب : در مورد نشریاتی که در دادنامه هم به آن ها اشاره شده است، باید بگویم که خوب من آقای جراحی را  از طریق دوستی که در سال 87 با ایشان در زندان تبریز هم بند بودند می شناختم. ایشان با آن اتومبیل مسافرکشی کرده و درآمدشان از این راه بود. هر از گاهی که من هم کاری داشتم با ایشان تماس می گرفتم تا زحمت جابه جایی مرا هم بکشند. روز 17 خرداد من در حالی که در یکی از خیابان های تبریز منتظر تاکسی بودم، ایشان را دیدم، مرا سوار کردند و به مقصدم رساندند. من همراهم حدود 40 عدد از نشریه ی آوای انقلاب را داشتم که زیر پایم طوری قرار دادم که جلب توجه نکند. هنگام پیاده شدن به لحاظ ترافیک سنگین و عجله در پیاده شدن نشریات را فراموش کردم و در ماشین ایشان جا گذاشتم. آقای جراحی از این نشریات هیچ اطلاعی نداشتند و به هیچ عنوان در جریان فعالیت های جنبش دموکراتیک کارگری نبودند و هیچ ارتباطی در این مورد بین ما و ایشان نبود.

حسین حمیدی : طبق دادنامه ی شماره    9009974124100863  مورخ 6/6/1390   از طرف دادگاه اعلام شده است که محمد جراحی به شرکت در تشکیل گروه جنبش دمکراتیک کارگری اعتراف کرده است هر چند که در دادگاه منکر شده است .اگر او با تشکیلات شما ارتباط ندارد پس چرا در بازجویی ها اعتراف نموده است ؟

نیما پور یعقوب : شیوه های قرون وسطایی و به غایت ارتجاعی حکومت ولایت فقیه برای کسی پوشیده نیست. خوب وقتی پیرمرد 55 ساله را روزهای متوالی در سلول انفرادی نگه می دارند و مورد ضرب و شتم قرار می دهند. آیا اعترافات ایشان می تواند مورد قبول باشد؟ آقای جراحی را تهدید کرده بودند که دختر نوجوانشان را بازداشت می کنند و گفته بودند که می دانی که با دختر بچه ها چه می کنیم....

این حد از بی شرمی در تاریخ معاصر بشری بی سابقه است. در مقابل این شیوه ی ضدبشری، آیا اعترافات ایشان یا هر کس دیگر هیچ ارزشی دارد؟

بعد از رفع آن تهدیدات و فشارها و در جلسه ی دادگاه خود آقای جراحی هم صراحتا تمام اتهامات را رد کردند و اعلام کردند که هیچ دخالتی در فعالیت های جنبش دموکراتیک کارگری نداشته اند.

حسین حمیدی : با توجه به جوابهایی که شما به سئوالات بالا دادید آیا می توان قبول کرد که بیشتر یا تمامی گفته ها و جوابهای بازجویی از روی ناچاری و در واقع قبول، نکرده ها بوده است؟

نیما پوریعقوب : بلی، دقیقا. در واقع تمامی متهمین تمام آن چه را که گردن گرفته اند از روی ناچاری و به ضرب تهدید و شکنجه و... بوده و از اعتبار ساقط است.

حسین حمیدی :  با توجه به گفته های شما معلوم می شود که شاهرخ زمانی و محمد جراحی از اتهام عضویت در جنبش دمکراتیک کارگری کاملا" مبرا هستند و حتی دادگاه نیز سند ودلیل بر شرکت آنها بخصوص در مورد شاهرخ زمانی ندارد با این حال هر دوی آنها را محکوم به زندان کرده است بخصوص شاهرخ که هیچ برگه ای را امضا نکرده و سند ودلیل بر علیه او وجود ندارد اما برای او بیشتر از همه زندان صادر کرده اند به نظر شما دلیل دادگاه برای چنین عملی چه می تواند باشد ؟

نیما پوریعقوب : ببینید، ما نمی توانیم حکومت سرمایه داری و فاشیستی حاکم بر ایران را خارج از چهاچوب سرمایه داری جهانی در نظر بگیریم. امروز دیگر به اصطلاح دهکده ی جهانی به صورت ارگانیک عمل می کند و یک کل را تشکیل می دهد که رژیم حاکم برایران هم جزئی از این کل است. شناخت تضادها و حل آن ها هم فقط در این دستگاه میسر است. رژیم و هر عملی که انجام می دهد هم درون همین دستگاه بررسی می شود. در پی بحران فراگیر سرمایه داری جهانی و تشدید تضاد طبقاتی و حمله ی گسترده ی سرمایه داری جهانی به دستاوردهای تاریخی طبقه ی کارگر، موج گسترده ی سرکوب فعالین کارگری در ایران هم آغاز شد. در این مورد نه تنها آقایان زمانی و جراحی بلکه شمار زیادی از فعالین کارگری دستگیر و به احکام سنگین محکوم شده اند. شما در نظر بگیرید شیث امانی، علی نجاتی، بهنام ابراهیم زاده، ابراهیم مددی، رضا شهابی و... را.

به خصوص که پس از جنبش مردمی در طول دو سال گذشته و شقه شدن حاکمیت ولایت فقیه – به طوری که امروز دیگر دانه درشت های این رژیم هم سیرک انتخاباتی را تحریم می کنند و شکاف به درون جناح غالب یعنی بین دو جناح خامنه ای و احمدی نژاد کشیده شده است – حکومت اسلامی به شدت نیازمند سرکوب طبقه ی کارگر و فعالین کارگری است. چرا که خود و حامیان خارجی اش بهتر از همه می دانند که گورکن تاریخی سرمایه داری، جز طبقه ی کارگر نخواهد بود.

در داخل ایران هم باز کیفیت این سرکوب بعضا متفاوت می شود. تبریز به لحاظ سیاسی شهری بسیار حساس است. شهری با سنت تاریخی پرقدرت چپ، که از درون آن بسیاری از شاخص ترین چهره های چپ تاریخ ایران بیرون آمده اند. هم چنین شهری است صنعتی با کمیت قابل ملاحظه ای از جمعیت کارگری که بعد از تعطیلی گسترده ی صنایع در وضعیت اسفباری به سر می برند. در کنار اینها شما در نظر بگیرید تحرکات و اعتصابات خودانگیخته ی کارگران مانند اعتصاب کارگران پتروشیمی را.

رژیم با پرونده سازی علیه فعالین کارگری وبا این احکام سنگین سعی در ایجاد فضای رعب و وحشت در بین کارگران و فعالین کارگری تبریز و مهم تر از آن جلوگیری از تلفیق آگاهی سوسیالیستی با جنبش خود به خودی کارگران را دارد. بنا براین دستگیری و محاکمه زمانی و جراحی در تبریز و دیگر فعالین در نقاط دیگر با توجه به اینکه خود دادگاه و پلیس سیاسی می دانند که انها هیچ کاری نکردند را در دستور کار خود قرار داده اند .

حسین حمیدی : تنها استناد دادگاه برای محاکمه و صدور حکم زندان بر عیله شاهرخ زمانی اعترافات متهم ردیف چهارم است ، که در دادنامه فوق چنین آمده است … اقاریر صریح متهم ردیف چهارم بزهکاری متهمین ردیف اول ، دوم و سوم در حد مشارکت در تشکیل گروه غیر قانونی مخالف نظام … اگر شاهرخ زمانی و محمد جراحی ارتباطی با جنبش دمکراتیک کارگری نداشته اند ، پس چرا متهم ردیف چهارم نسبت به آنها چنین اعترافاتی کرده است؟

نیما پوریعقوب : در مورد متهم ردیف چهارم باید بگویم، ایشان کم سن و سال هستند و تحت فشار های شدید قرار داشتند. پنج روز اول بازداشت به آن ها اجازه ی تماس به خانواده شان داده نشده بود. بی خبری و نگرانی مفرط خانواده ی وی باعث شده بود پدر پیرشان دچار عارضه ی قلبی شده و در بیمارستان بستری شوند. اداره ی اطلاعات در اقدامی ضدبشری همین مساله را دست آویز قرار داده و خانواده ی ایشان را به شدت تحت فشار قرار داده بود. فشارهایی که تا همین اواخر هم ادامه داشت. ایشان چندین بار توسط بازجوها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، تهدید به تجاوز شده بودند و تهدید به منع از ادامه ی تحصیل. در چنین وضعیتی آیا می توان اقاریر ایشان را معتبر دانست؟

حسین حمیدی : رفیق گرامی از اینکه در مصاحبه با ما شرکت کردید و وقت خود را در اختیار ما گذاشتید از شما بسیار متشکر هستیم و همچنین امیدواریم هر چه زودتر شاهرخ زمانی و محمد جراحی و بقیه کارگران زندانی  آزادی خود را به دست آورند و باز امیدواریم شما در راه متحد کردن کارگران و ایجاد همبستگی گسترده طبقاتی هر چه بیشتر موفق باشید در انتها اگر مواردی لازم به ذکر است لطفا" بفرمایید .

نیما پوریعقوب : من هم از شما به خاطر فرصتی که در اختیارمان گذاشتید تشکر کرده و امیدوارم هر چه سریعتر آقای زمانی و تمامی فعالین کارگری در بند آزادی خود را به دست آورند.

با سپاس
 حسین حمید عضو

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

15/12/1390

۱۳۹۰ اسفند ۱۲, جمعه

اعتراض جمعی از زندانیان در زندان مرکزی تبریز


بیانیه

به امید روزی که هیچ زندانی وجود نداشته باشد!!!

ما جمعی از زندانیان محبوس در زندان مرکزی تبریز ضمن اعتراض و محکوم کردن عملکرد قوه قضائیه ، سازمان زندانها و ضابطین قضایی در رابطه با حقوق قانونی داخلی و بین المللی زندانیان اعلام می داریم، از جهات مختلف به لحاظ فضا،بهداشت و درمان، رسیدگی به شکایات، حفظ امنیت جانی و روانی و... در بی حقوقی کامل به سر می بریم ،بار های طی نامه های فردی و زمانهای نیز طی نامه های جمعی و اعتراضات از مسئولین در خواست رسیدگی ، رعایت قوانین و نظارت بر اجرای آنها شده ایم اما هرگز توجه نکردند.لذا در این راستا به نمایندگی از کل زندانیان خواسته های قانونی و انسانی خود را در اعتراض به این اوضاع به اطلاع مسئولین و کلیه جهانیان می رسانیم.

1- داشتن جا و فضای مناسب طبق استاندارد تعریف شده در آیین نامه ی داخلی زندان ، فعلا" در زندان تبریز راهروهای زندان تا کنار توالتها پر بوده و بند سه گانه به جای 300 نفر  800 نفر ، و در بند معتادین به جای 250 نفر 750 نفر ،و در بند مالی به جای 100 نفر 200 نفربه سر می برند ، زندانیان روی هم رفته هر 4 نفر با یک پتو می خوابند .

2- ما خواهان برخورداری از بهداشت و درمان مناسب هستیم ، اکنون کلیه ی بندها در کثیف ترین وجه ممکن به لحاظ حیوانات موذی : موش ،سوسک و شپش ،پتوهای بشدت کثیف ... هستند. برای هر 100 تا 150 نفر یک توالت و یک حمام می باشد .هر ماه یک بار مریض های رو به مرگ به بهداری برده شده و بدون مداوای مؤثر به امان خدا ول می شوند به طوری که هر ماه به طور متوسط یک نفر بر اثر بیماری می میرد .

3- خواستار داشتن تغذیه و هواخوری مناسب طبق آیین نامه داخلی زندان هستیم. غذای زندان با بدترین کیفیت و کمترین مقدار بقدری کثیف و غیر قابل خوردن می باشد که اغلب زندانیان نیمه گرسنه اند و یا خودشان اقدام به تهیه غذا و پخت و پز می کنند ،به اعتراف برخی از مسئولین رده پایین امکانات ارائه شده به اندازه یک بیستم اندازه تعیین شده در آیین نامه زندان می باشد.

4- ما خواهان عدم وارد کردن مواد مخدر به زندان و قطع کشتار معتادین با متادون هستیم. در تمامی بندهای زندان مخصوصا" بند معتادین ،بندسه گانه . بند 9 مواد مخدر آزادانه و علنی خرید و فروش و استعمال می شود، به طوری که در موارد زیاد افراد سالم پس از ورود، معتاد شده و برای تهیه مواد حتی تن به خودفروشی می دهند .

5-ما خواستار نقض قانون ضدانسانی دیه بوده و خواهان پرداخت پولهای افراد انسان دوست برای آزادی زندانیان دیه هستیم. درحال حاضر اغلب پولهای جمع آوری شده برای آزادی زندانیان دیه توسط مسئولین خورده شده در نتیجه زندانیان فوق نجات نیافته همچنان بلاتکلیف  هستند .

6- ما خواهان نقض حکم ضد بشری قصاص و اعدام هستیم. هم اینک در زندان مرکزی تبریز بیش از صد نفر با میانگین سنی 17 تا 25 سال در انتظار حکم اعدام می باشند .

7- ما خواستار نقض قانون برده داری مهریه در خرید و فروش زنان و آزادی کلیه زندانیان در این مورد هستیم. 60% افراد محکوم زندانی در بند 8 مالی مربوط به مهریه بوده و بنا به گفته مسئولین در کل استان تعداد این افراد به 7600 نفر می رسد .

8- ما خواهان تفکیک زندانیان سیاسی و عادی بر اساس نوع جرمشان و پایان دادن به شکنجه روحی زندانیان سیاسی هستیم. شرایط برای زندانیان سیاسی زندان مضاعف است در واقع برای آنها زندان در زندان است، که به طور آگاهانه و سازمان یافته از طرف وزارت اطلاعات، سازمان زندانها ، قوه قضائیه، مسئولین بندها و... اعمال می گردد.

9-  ما خواستار پایان دادن به کلاسهای احکام اجباری ،نماز جماعت و مراسمات دینی هستیم.مسئولین به بهانه جمع آوری امتیاز برای زندانیان جهت استفاده از عفو مشروط، مرخصی و ملاقات حضوری موارد فوق را به زندانیان تحمیل می کنند،تا بتوانند اراده ی زندانیان را خرد کرده آنان را به آلت دست مسئولین زندان تبدیل کنند.

10-ما خواهان  اجرای عادلانه عفوهای عمومی ،موردی ،مشروط و مرخصی مطرح شده در قانون هستیم. در این رابطه در این زندان خودسری و قانون شکنی رایج می باشد که زندانیان حتی ساکن تبریز تقاضای انتقال به جاهای دیگر مانند مرند ، اهر و... را می نمایند .

11-ما خواستار لغو جرایم در رابطه با مشروبات ، اعتیاد و آزادی زندانیان مربوط به موارد فوق هستیم.

12- پرداخت دستمزد و حقوق کامل به زندانیان کارگر که در کارگاه های خیاطی ، کفاشی ، کیف دوزی و... در داخل زندان کار می کنند. هم اکنون مسئولین زندان و سازمان زندانها از کار اجباری زندانیان سود های سر سام اوری می برند بطوری که بسیاری از زندانیان نا چار به کار کردن در کارگاه های داخل زندان هستند و در ازای یک روز کامل کار شدید به آنها فقط 400 تا 700 تومان دستمزد می دهند یعنی یک استاد کار خیاط ،کفاش ، ... ماهی 21هزار توان و شاگرد و وردست در کارهای فوق ماهی 12هزار تومان در یافت می کند.

رساندن این نامه به مراکز ذی صلاح از عهده ما خارج است، بنابراین از تمامی دوستان و مردم آزادیخواه می خواهیم این نامه را به مراکز فوق از جمله  عفو بین الملل ، دفاتر مختلف حقوق بشر ، مراکز دفاع و حمایت از زندانیان و ... برسانند

  

جمعی از زندانیان سیاسی و عادی زندان مرکزی تبریز

11/12/1390

تصویر نامه اعتراضی سندیکای استرالیا به اذیت و آزار کارگران ایران


نامه اعتراضی اتحادیه کارگران ساختمانی، جنگلبانی، معادن و انرژی استرالیا


نامه اعتراضی اتحادیه کارگران ساختمانی، جنگلبانی، معادن و انرژی استرالیا

به مقامات جمهوری اسلامی ایران

اول مارس 2012       

به مقامات ذیربط؛

اتحادیه کارگران ساختمانی، جنگلبانی، معادن و انرژی استرالیا به این وسیله اعتراض خود را نسبت به نوع  رفتار با فعالین کارگری در ایران که بطور مداوم توسط مقامات حکومت ایران مورد اذیت و آزار قرار می گیرند، اخراج و دستگیر می شوند، اعلام می دارد.  جزئیات آخرین نمونه ها از این گونه رفتارها  که اتحادیه کارگران ساختمانی، جنگلبانی، معادن و انرژی استرالیا از آن آگاه شده است به قرار زیر است:

1-  رضا شهابی، خزانه دار و عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران اتوبوس رانی تهران و حومه،  بیش از بیست ماه است که در زندان بد نام اوین در بازداشت بسر می برد. او در 12 ژوئن 2010 بدون هیج اتهامی دستگیر شد. رضا بعد از حدود یک سال در 25 ماه مه 2011 در دادگاهی در تهران به  " تبلیغ علیه حکومت اسلامی" و توطئه علیه امنیت ملی" متهم شد. در نتیجه بد رفتاری با رضا شهابی در زندان، وضع  سلامتی او وخیم شده است. این نگرانی وجود دارد که  او در نتیجه بدتر شدن وضع سلامتی اش فلج شود. رضا هم اکنون زیر نظر گارد محافظ برای عمل جراحی سخت در بیمارستان بسر می برد.

2- آقای ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه،  3 سال است که در زندان بسر می برد. او در 30 نوامبر 2011 از زندان  آزاد شد، اما در 7 دسامبر همان سال بطور غیرمنصفانه دوباره بازداشت شد. آقای مددی از ناراحتی چشم و دیابت رنج می برد.

3- آقای بهنام ابراهیم زاده عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری و مدافع حقوق کودکان، در یک "دادگاه تجدید نظر" به 5 سال زندان محکوم شد. آقای ابراهیم زاده با اتهامات واهی اکنون 18 ماه است که در زندان اوین مجبوس است. او تحت  شدیدترین فشار های روانی و جسمی قرارگرفته است.

4-  اقای علی نجاتی در 12  نوامبر با اتهام واهی به زندان فجر دزفول منتقل شد.  آقای نجاتی، عضو هئیت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، پیش تر بر مبنای همین اتهام بی پایه، شش ماه را در زندان گذرانده بود. زمانی که او در زندان بسر می برد، اتهامات دیگری علیه او اعلام شد و با اینکه او در دادگاه اولیه ازهمه اتهامات تبرئه شد اما سپس به یک سال زندان محکوم شد.  آقای نجاتی در حالی به زندان محکوم شده که از ناراحتی شدید قلبی رنج می برد. او به تازگی عمل جراحی قلب داشته است.

5 – شاهرخ زمانی در یکشنبه 15 ژانویه  2011 دستگیر شد. او در تبریز، شمال غربی ایران و در محل کار دستگیر شد.  شاهرخ زمانی عضو هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان است. تا کنون از جزئیات، دلیل دستگیری و ارگانی که او را دستگیر کرده اطلاعی در دست نیست. همچنین مشخص نیست که او در کجا بسر می برد. (در حال حاضر شاهرخ زمانی و محمد جراحی در زندان مرکزی تبریز محبوس می باشند- توضیح مترجم)

 اتحادیه کارگران ساختمانی، جنگلبانی، معادن و انرژی استرالیا از جامعه جهانی می خواهد که از این فعالین حمایت نماید و نقض حقوق انسانی آنان را محکوم کند. تنها جرم این فعالین، حمایت از کارگران و تلاش برای بهروزی کارگران ایران است.


با احترام

ریتا مالیا،

رئیس ایالتی، اتحادیه کارگران ساختمانی، جنگلبانی، معادن و انرژی استرالیا-نیو ساوث ویلز 

ساسان واهبی وش از زندان آزاد شد

طبق اخبار دریافتی ساسان واهبی وش دیروز پنج شنبه یازده اسفند ماه با توجه موافقت قاضی با آزادی مشروطش و پایان مدت حبس خود از زندان مرکزی تبریز آزاد شد.
کمیته ی حمایت از شاهرخ زمانی ضمن تبریک به خانواده و دوستان ساسان واهبی وش اعلام می کند تا آزادی بی قید و شرط شاهرخ زمانی، محمد جراحی و سایر فعالین کارگری در بند به مبارزه ی خود ادامه خواهد داد و از همه ی فعالین سیاسی و کارگری می خواهد تا در مسیر آزادی زندانیان سیاسی از هیچ تلاشی فروگذار نکنند.

کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
1390/12/12