۱۳۹۴ آذر ۲۳, دوشنبه

داوود رضوی فعال کارگری و عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب احضار شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی به نقل از سندیکای کارگران شرکت واحد، «داوود رضوی»، فعال کارگری و عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران بصورت تلفنی به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب احضار شد و باید ۲۴ آذر خود را به دادگاه معرفی کند.
ساعت یک بامداد ۹ اردیبهشت ماه، “ابراهیم مددی” و “داود رضوی”، دو فعال کارگری در منزلشان توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شدند و موبایل، کامپیوتر و لب تاپ آنها نیز ضبط شد.
آنها پس از ۲۲ روز بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوین هر کدام با قرار کفالت صد میلیونی تومانی آزاد شدند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه با محکوم کردن تهدید، احضارو زندان کارگران،‌ خواستار منع پیگرد قضایی و آزادی بی قید و شرط فعالان کارگر زندانی شد.


با اقدامی مشترک میتوان فشار بر فعالین کارگری را کاهش داد




            با اقدامی مشترک میتوان فشار بر فعالین کارگری را کاهش داد
روند دستگیری و زندانی کردن فعالین کارگر و معلم طی چند ماه گذشته ابعاد گسترده ای یافته است.  اجرایی کردن حکم زندان جعفر عظیم زاده، بازداشت و بلاتکلیفی اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان،  دستگیری و اجرای حکم زندان محمود بهشتی، صدور حکم زندان طولانی مدت برای محمود صالحی و تمدیدی دوره زندان رسول  بداقی و  سایر فشارها بر فعالین کارگری و اجتماعی، از جمله مواردی است که اگر هم اکنون به مقابله با آنها اقدام نشود، توسط حکومت به سایر فعالین جنبش مزدبگیران نیز گسترش خواهد یافت.
جعفر عظیم زاده پیش از این هم در جریان بازجو یی ها توسط  دستگاه امنیتی و قضایی برای اعلام انحلال اتحادیه آزاد تحت فشار قرار گرفته بود، اجرای حکم ۶ سال زندان که توسط قاضی صلواتی برای این فعال کارگری صادر شده است در حقیقت مجازات این فعال کارگری به دلیل سرپیچی از خواسته های دستگاه های امنیتی و قضایی است. ابلاغ حکم ۹ سال زندان به محمود صالحی نیز به دلایلی مشابه با جعفر عظیم زاده، تلاش دستگاه های امنیتی حکومت سرمایه داران برای خانه نشین کردن فعالان کارگری است.
 علاوه بر فشارهای شغلی و اقتصادی، سیاست دور کردن فعالان کارگری از محیط های کار و تولید و فعالیت های اجتماعی، سالها است که به سیاست اصلی حکومت تبدیل شده است. زندانی کردن، تبعید و یا ایجاد فضای رعب و وحشت برای فعالان کارگری و اجبار به مهاجرت از روش های نهادها و ارگانهای مختلف حکومت برای جلوگیری از متشکل  شدن کارگران و مزدبگیران است.
موثرترین عکس العمل در تقابل با چنین شرایطی ، اقدامات جمعی و متشکل فعالین و تشکلهای کارگری و تشکلهای متفاوت معلمان در اعتراض به این وضعیت است. مسلما اقدامات فردی فعالین دربند و یا تشکلهای مرتبط با این فعالین و یا تلاش های فردی و گروهی پراکنده ، میتواند در مقابله با این شرایط تا حدودی موثر باشد، اما تنها اقدامات سراسری و هماهنگ کلیه تشکلها و فعالین کارگری و معلمان میتواند، حکومت سرمایه داران و ارگانهای دولتی و قضایی آن را به عقب نشینی وادار کند.
علیرغم دامن زدن و تشدید فضای امنیتی توسط نیروهای انتظامی  وامنیتی ، به بهانه مقابله با تروریسم، اما شرایط عمومی حکومت به گونه ای نیست که بتواند نسبت به اعتراضات داخلی و بین المللی به وضعیت کارگران و معلمان زندانی بی توجه باشد.اعتراض های داخلی و بین المللی از سوی مجامع ، اتحادیه ها و تشکلهای کارگری میتواند فشاری جدی بردولتی باشد که تلاش دارد چهره ای معقول در عرصه جهانی از خود به نمایش بگذارد.
از آنجا که این فشارها و دستگیریها بر فعالین کارگری و آموزگاران، بر همه گرایش ها و تشکلها ی موجود در این عرصه، به یکسان اعمال میشود و حکومت برای سرکوب  جنبش اجتماعی مزدبگیران،  تفاوتی میان گرایش های مختلف قایل نیست، مقابله با این شرایط نیز اقدام مشترک همه تشکها و فعالین اجتماعی طیف های مختلف را طلب میکند.
در شرایط کنونی تشکلهای کارگری و معلمین، در مقابله با تهاجم دستگاههای مختلف دولتی و قضایی به فعالین این عرصه ها،  میتوانند با محوریت کارگران و معلمان زندانی، کارزار موثری را سازماندهی کنند.  این کارزار با در دستور قرار دادن اقدامات عملی، تجمعات و فعالیت رسانه ای، میتواند همبستگی جهانی واقدامات داخلی در جهت حمایت از کارگران و معلمان زندانی را به نحو مطلوبی هدایت و تجمیع نماید.
چنین کارزاری بدون توجه به تفاوت های نظری و گرایشی، با تمرکز بر مسئله کارگران و معلمان زندانی و سازماندهی اقدامات متفاوت ، فردی و جمعی ، زمینه ساز اقداماتی گسترده تر در مقابله با سرکوب جنبش کارگری خواهد بود و تاثیر  اعتراضات به دستگیری و زندانی کردن فعالین اجتماعی را موثرتر خواهد کرد.
                                                   کارزار پشتیبانی از کارگران ایران  
                                                    ۲۰ آذرماه ۹۴
                                              karzarpki@jmail.com    

۱۳۹۴ آذر ۲۲, یکشنبه

قابل توجه پناهجویان ترکیه


۱۸دسامبر را به صحنه اعتراض وتاکید بر مطالبات بر حق خود مبدل کنیم
18دسامبر روزجهانی مهاجرت نزدیک است .دولت ترکیه برای جلوگیری از برگزاری مستقل مراسم های این روزوهمچنین بهره برداری رسانه ای وافزایش قدرت چانه زنی خود در مقابل اتحادیه اروپا, در اکثر شهرهای ترکیه شعبه های پلیس مهاجرت از پناهجویان برای شرکت در مراسمی که در یک فضای بسته که مربوط به محل برگزاری مراسمات دولتی آن شهر  است دعوت کرده اند.
ما پناهجویان هر جایی که هستیم حتی با جمع های دو سه نفره و کمترین امکانات با گرامیداشت این روز میتوانیم ضمن تاکید بر مطالبات بر حق خود 18 دسامبر را به صحنه اعتراض خود مبدل کنیم..

اسماعیل فتاحی    2015/12/13



دوست و برادر مبارز ، محمود بهشتی لنگرودی



ای معلم فداکار  و مبارز ، هم پیمان طبقه کارگر ، درود بر تو ، درود بر استقامت و رزم استوار تو!!!
ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط تو و همه  همرزمان تو از جمله علی اکبر باغانی ، اسماعیل عبدی، رسول بداقی ، عبدالرضا قنبری و ...همچنین کارگران زندانی مانند حعفر عظیم زاده ، بهنام ابراهیم زاده ، محمد جراحی ، مهدی شاندیز ، سعید شیرزاد و ...  هستیم ، و همچنبن همه ما به تو و زنده بودن تو به عنوان یک معلم، یک همرزم و یک نمونه فداکاری و از خود گذشتگی احتیاج داریم ، ما می خواهیم در اوج مبارزات آتی طبقاتی خود بازو در بازوی تو و دیگر همرزمانت علیه سرمایه داری و هر گونه ستم  صف متحدانه ایجاد کنیم ، از تو می خواهیم صف رزمندگان کارگری، معلمی و پرستاری و کلیه زحمتکشان را از وجود خود محروم نکنی، ما معلمان و کارگران و همه زحمتکشان تنها در صف متحد خود می توانیم سرمایه داری و دولت چپاولگرش را وادار به عقب نشینی کنیم ، دوست فداکار، باید اراده و از جان گذشتگی را در سنگر مبارزاتی طبقه کارگر و هم پیمانانش متحدانه و سراسری به کار بریم.
ما اعضای سندیکای کارگران نقاش استان البرز ضمن به حق دانستن و دفاع از تمامی مطالبات تو و همرزماند  از رزمنده فداکاری چون تو می خواهیم با عزمی راسخ و اراده ای استوار در صف متحدان خود جانت را حفظ نمایی ، خواسته انسانی و به حق تو به گوش همه رسیده است ، اکنون زمان متحد شدن و سراسری کردن مبارزه است ، سلامتی تو لازم است ، خود را آماده کن برای رزم های بعدی ، ما از تو می خواهیم به اعتصاب خود پایان دهی ، چرا که دشمن از صدمه دیدن تو و یا هر فرد دیگری از صف ما خوشحال می شود.

درود بر معلمان مبارز
معلم ، کارگر ، پرستار   اتحاد ، اتحاد
کارگر زندانی ، معلم زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری

سندیکای کارگران نقاش استان البرز

20/9/1394

۱۳۹۴ آذر ۱۸, چهارشنبه

کا نون های صنفی فرهنگیان سراسر کشور در

خصوص اعتصاب غذای آقای محمود بهشتی، سخنگوی کانون معلمان تهران.
نشر توسط:حقوق معلم و کارگر 18 ساعت قبل درمعلمان نظر بدهید
به نام خداوند جان و خرد
آقای محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران از 5 آذر 1394 در زندان اوین در اعتصاب غذا به سر می برد و زندگی او در معرض خطر جدی قرار دارد.
همچنین ایشان در شهریور و مهر ماه امسال نیز اقدام به اعتصاب غذای خشک کرده بودند که با وساطت معاون محترم دادستان و قول مساعد ايشان مبنی بر اجابت خواسته قانونی او در ظرف مدت دو هفته، موجب شد به اعتصاب غذای خود پایان دهند .
اما بی توجهی محض مسئولان قضایی ذیربط ، ایشان را مجددا وادار نمود که از پنجم آذرماه مجددا اعتصاب غذا را از سر بگیرند.
از متانت اخلاقی ، عشق به اعتلای ایران و پرهیز او از غوغاسالاری، ذکر این نکته کفایت می کند که او از شروع اعتصاب غذای اخیرش یعنی از ۹۴/۹/۵ تا کنون به خاطر ایجاد فرصت کافی برای مسئولان ، به شدت خانواده و همکارانش را از عمومی کردن خبر آن منع کرده بودند.
سه مرحله اعتصاب غذا در ظرف مدتی کمتر از سه ماه، موجب کاهش شدید وزن ، ضعف درگفتار و تحلیل شدید توان جسمی ایشان شده و فشار خون او در حد نگران کننده ای کاهش پیدا کرده و ادامه حیات او را در معرض خطر جدی قرار داده است.
محمود بهشتی در سال 1389 در دادگاهی که فقط ۵ دقیقه به طول انجامید و فرصت دفاع به او داده نشد ، به ۵ سال حبس محکوم شد.
با احتساب ۴ سال حبس تعلیقی ( به خاطر اعتراض او و سایر فرهنگیان در سال ۸۵ در خصوص مخالفت با عودت لایحه مدیریت خدمات کشوری به دولت ) ایشان مجموعا به ۹ سال حبس محکوم گردیده اند.
اجرای این آرا که خارج از مبانی و موازین حقوقی هستند، به مدت 4 سال متوقف شده بود ولی در تابستان امسال حکم به اجرای آنها داده شد.
ایشان که بهترین سال های زندگی خود را وقف تعلیم و تربیت فرزندان این سرزمین کرده و به هنگام جوانی ، در جبهه های جنگ حضوری داوطلبانه داشته است ، طبق همان منش حق مدارانه ، از اواخر دهه هفتاد ، فعالیت صنفی خود را آغاز نمود و به عنوان نماینده فرهنگیان در هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران منعکس کننده صدای حق خواهی و عدالت طلبی فرهنگیان ایران زمین بوده است.
اتهاماتی چون اقدام علیه امنیت ملی ، تبانی و تبلیغ علیه نظام و…که در دادگاه به ايشان نسبت داده اند، غیرمستند و به دور از شخصیت انسان فرهیخته ای چون اوست. زیراکه با وجود امکان فعالیت سیاسی در احزاب قانونی برای هر فرد ایرانی ، ایشان در هیچ حزب سیاسی عضویت نداشته و دیدگاه ها و خواسته های صنفی فرهنگیان را در کانون معلمان پیگیری نموده است.
طبق همین رویکرد، ایشان یک روز قبل از بازداشت اخیرش نیز با معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در خصوص تنگناها و نابسامانی های آموزش و پرورش و حقوق صنفی معلمان کشور جلسه داشته است.
اکنون او در اعتراض به روند و نحوه محاکمه خود و عدم اجازه ی دفاع و رعایت نشدن تشریفات قانونی در دادگاه و نیز در اعتراض به رای صادره ، در اعتصاب غذا به سر می برد .
ایشان در تماس با خانواده محترم خود ، اعلام کرده اند اگر تاکنون عمر خود را صرف امر مقدس خدمت به جوانان ، جامعه و کشور کرده است ، این بار تصمیم گرفته با هزینه کردن از جسم و سلامتی اش ، به تنهایی حق خود را فریاد بزند.
همه خواسته او فقط همین است:
«توقف اجرای حکم تا زمان اعاده دادرسی و محاکمه عادلانه در دادگاهی صالح و علنی با حضور وکیل و هیات منصفه» .
کانون های صنفی معلمان سراسر کشور از مسؤلان قضایی مؤکدا درخواست می کنند به خواسته قانونی آقای بهشتی ترتیب اثر دهند و معلمان کشور را از نگرانی خارج کنند.
از طرف دیگر ، جامعه فرهنگیان ، صیانت از حقوق ملت را وظیفه ذاتی نمایندگان مجلس و حفاظت از حقوق کارکنان دولت را ازجمله وظایف مهم دولت می داند و از دولت و مجلس انتظار انجام این وظایف را دارد.
طبیعی است مسؤلیت سلامت و حفظ جان سخنگوی کانون معلمان، برعهده قوه قضائیه است و نگرانی فرهنگیان کشور از وضعیت سلامتی ایشان ، فضای حساس و شکننده ای را در مدارس کشور فراهم ساخته است .
شورای هماهنگی تشکل های صنفی، علاوه بر اینکه تمامی معلمان کشور را به آرامش دعوت می کند از همه همکاران بزرگوار می خواهد از انجام هرگونه اقدام شتابزده خودداري نمایند تا فرصت لازم برای مسئولان امر جهت تصمیم گیری در فضایی آرام و به دور از التهاب مهیا شود.
بدیهی است معلمان سراسر ایران ، مسئولیت عواقب ناشی از تاخیر در رسیدگی به این مهم را بر عهده دستگاه های ذیربط می دانند و بی صبرانه ، اقدام عاجل و شایسته در این زمینه را به انتظار نشسته اند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور.

14 آذر 1394

در دفاع از آقای محمود بهشتی لنگرودی

براساسا اخبار منتشر شده آقای محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی پیشین کانون صنفی معلمان ایران، با انتشار نامه‌ای اعلام کرده است که از ۵ آذر در اعتراض به حکم ۹ سال زندان خود، دست به اعتصاب غذای مجدد زده است.
ما خواهان آزادی بدون قید و شرط آقای بهشتی و همه معلمان زندانی و زندانیان سیاسی از زندان هستیم و از اعتراضات بحق آنها حمایت میکنیم. ما صمیمانه از آقای بهشتی تقاضا میکنیم که به اعتصاب غذای خود پایان بدهد.
 ما ضمن حمایت از اعتراض بحق آقای بهشتی و همه معلمان برای رسیدن به خواستهایشان، روش اعتصاب غذا را روشی مناسب نمیدانیم و از آقای بهشتی تقاضا میکنیم راههای دیگری را برای بیان اعتراض خود انتخاب کنند.

  دهها فعال جنبش کارگری و معلمان و دیگر فعالین مدنی امروز در زندانهای جمهوری اسلامی هستند تنها با  گسترش و تداوم مبارزات توده های مردم زحمتکش و ستم دیده میتوان شرایط را تغییر داد. ما از همه معلمان و کارگران سراسر کشور میخواهیم نمایندگان خود را تنها نگذارند. امروز بیش از هر زمانی باید با اتحاد و همبستگی و اعتراض خواست آزادی همه معلمان و زندانیانی سیاسی را فریاد بزنیم.
کمپین برای آزادی جعفر عظیم زاده

١٨ آذر ١٣٩٤

بیانیه 140

در جنایت علیه کودک مصدوم در شهرستان خمینی شهر اصفهان چه کسانی مقصرند؟

طی روزهای گذشته، دو نفر از کادر درمان بیمارستان اشرفی اصفهانی خمینی شهر از توابع استان اصفهان، به دلیل عدم بضاعت مالی خانواده یک بیمار خردسال، بخیه چانه صدرای چهار ساله را شکافتند و او را با چانه شکافته شده و خونین روانه خانه کردند. مادر صدرا دلیل این جنایت را عدم توانایی پرداخت مبلغ 150 هزار تومان هزینه درمانی عنوان کرده است( برخی سازش کاران می گویند بخیه زدن تمام نشده بود بلکه در میانه کار بود وقتی متوجه شدند والدین کودک پول ندارند بخیه زدن را متوقف کردند اما فرقی ندارد چون کودکی یا هر انسانی که نیاز به مداوا دارد اگر به حال خود رها شود علیه او جنایت اتفاق افتاده است) خبر بسیار دردناک است چنین وقاهت و پلشتی در تاریخ پزشکی را باید در پزشکان المان نازی در اردوگاههای مرگ جستجو کرد،( البته وقتی قوانین و فرهنگ اسلامی با ساختار سرمایه داری که  هر دو دشمنان قسم خورده طبقه کارگر و کل انسانها هستند متحد شوند حاصل اتحادشان فاشیسم می شود که شده است) اینکه چگونه فساد و تباهی سراسر جامعه را فراگرفته است و از اخوند و پاسدار و سرمایه دار و الی اخر خون مردم را در شیشه میکنند و دست اخر نظام درمانی که اخرین سنگر مردم برای پناه بردن در هنگام حوادث است مانند گیشه عوارضی بزرگراه و سر گردنه ها مردم را سرکیسه میکنند و در جنایت حاکمان شریک میشوند خود حاصل آموزش و تربیت جمهوری اسلامی سرمایه داری است که باید  کارگران و زحمتکشان با دقت دشمن واقعی و کل آن  را بشناسند.
متاسفانه جامعه پزشکی هم به عنوان بازوی دیگری از ستم بر کارگران و زحمتکشان در کشورما چند سالی است با هدف کسب فوق سود بر مبنای نظام سرمایه داری از طریق گرفتن زیر میزی های میلیونی ، احتکار و قاچاق داروهای نایاب و برخورد غیر انسانی پزشکان که حال خود اکثرا با شرا کت درچپاول بیماران در تجارت و ساخت و ساز ویران گرانه هم  سهم عظیمی دارند سر براورده است . درحالی سهم کسرای چهارساله از ثروت کشور چند بخیه ناچیز و یک ربع زمان درمان نمیشود و بخیه ها را از گوشت چانه اش میکشند که برای اقازاده های میلیاردر در همین سرزمین با پول کارگران در گرانترین و مجلل ترین بیمارستان های دنیا عمل زیبایی ، کاشت مو ، برداشتن چربی اضافی و وضع حمل و زایمان جا رزرو شده است .بعنوان  مثال برای به دنیا امدن عزیز دردانه های خامنه ای در استخر بیولوژیک بیمارستان شفیلد لندن در چهارسال پیش فقط برای 6 روز اقامت مبلغ 7 میلیون پوند خرج کرده اند.  واعض طبسی که از خونخوار ترین و جنایت کار ترین افراد حکومت اسلامی است فقط برای هزینه درمانی نوه اش در امریکا بنا به گزارش سازمان فوروم ایرانیان از طریق بنیاد علوی و شخص همکار این بنیاد به نام تریتا پارسی که لابی رژیم را در امریکا هدایت میکند در سال 2011 در شش فقره چک مبلغ 7/2 میلیون دلار خرج کرده است . (مبلغ و اسناد مربوط به پول پرداخت شده در اینترنت و سایت فوروم ایرانیان موجود است ).بله همه ما کارگران باید تا این بساط برپاست در فقر و گرسنگی و بیماری دست و پا بزنیم وعیش و نوش حاکمان سرمایه داری را فراهم بیاوریم ، انچه عیان است سرمایه داری حاکم، ایران را هر روز بیشتر در منجلاب تباهی و فساد فرو میبرد و هیچ افق اصلاحی و صلح جویانه ای برای اینده وجود ندارد، غیر از انقلاب کارگری نمیتوانند طبقه کارگر و زحمتکشان خود را از این جهنم هولناک نجات دهند . جامعه ای که دیگر محرم ترین ادم (پزشک) نیز مانند گزمه ها و گله های پاسدار باعث وحشت مردم میشود و هر خانواده ای در ایران گزند این ناپزشکان را چشیده است .
اون پزشک و پرستاری که در  بیمارستان خمینی شهر در اوج  شقاوت و سفاهت مرتکب عمل مجرمانه ضد انسانی شده اند که  باید مجازات شوند اما دقت داشته باشیم  جمهوری اسلامی که خود جنایت کارترین حکومت و حاکمان آن جانیانی هستند که هر حرکت ضد انسانی را تا کنون مرتکب شده اند نباید اجازه بدهیم با مجازات یک پرستار و یک پزشک مجرم  دستان آلوده خود را پاک نشان دهند ،این پزشک و این پرستار در نظام آموزشی حکومتی پرورش یافتند و در نظام پزشکی حکومتی کار می کنند که از هر در و دروازه اش صدها دزد و اختلاس گر و رانتخوار همیشه در حال تردد و امنیت کامل هستند و در نظام اسلامی اش دزدی ، کشتن و زندانی کردن کارگران و معلمان و ... کار هر روزه اش است در حکومتی که بیمارستانهایش خصوصی است ، مدارس و دانشگاهایش خصوصی می شود ، خدمات پزشکی و بهداشت عمومی منبع در آمد و چپاول سران و  وزرا و رئیس و روسایش است و یک روز هزاران میلیارد از تامین اجتماعی می دزدند ، یک روز دکل نفتی گم می شود، یک روز هزاران میلیارد وام می گیرند و به بانک ها پس نمی دهند ، و یک روز نماینده های مجلس رشوه خواریشان بر ملا می گردد، یک روز عصاره تربیت اسلامی و سرمایه داریش در کسوت شهرام جزاری و یک روز هم در کسوت بابک زنجانی هویدا می گردد، یک روز بورسیه های تقلبی رو می شود ، یک روز مدارک تحصیلی تقلبی شان افشا می گردد و یک روز مشخص می شود که قاصی القضات کشور لاریجانی ( برادران دالتون)بزرگترین زمین خوار است،  نظام  حکومتی اسلامی که عالم ربانیش یکی مافیای شکر است ، یکیش مافیای اقتصادی آستان قدس رضوی است ، یکی دیگرش مافیای پسته و دیگری مافیای معدن است و یکی دیگر از عالمان ربانیش فتوای تجاوز به پسران و دختران را صادر می کند، در یک گوشه دیگر این حکومت جنایت کار در حالی که کودکان شین آباد بر اثر حاصل سوختنشان در آتش بخاری که آموزش و پرورش خصوصی اسلامی شده زندگی شان را نابود کرده است همچنان در انتظار کمک و یاری بسر می برند و یا پدران و مادران برای گرداندن زندگی خانواده مجبور به اجاره دادن رحم و یا فروش کلیه یا دیگر اعضای بدنشان می شوند ، و یا کودکان که به خاطر فقر و فلاکت که حکومت اسلامی سرمایه داری تحمیل کرده مجبور به ترک تحصیل شده یا کار کودک و یا کودک خیابانی می شوند ،یکی دیگر از عالمان ربانیش در هفتادو سه ساله گی سه میلیون یور خرج عمل بیضه خود می کند تا خون تازه ای در رگهای اسلام و سرمایه داری  ساخته شود ، در حالی که ایران یکی از ثروت مند ترین کشور های جهان است حکومت اسلامی سرمایه داری باعث شده مردم ایران در فقر ، بیکاری ، تورم و گرانی ، جوانان بیکار ، اعتیاد ، سن فحشا  به 11 سالگی سقوط کرده است ، هفت میلیون معتاد ، 10 میلیون بیکار ، یا رانه ها حذف شده ، مدارس ، بیمارستانها ، خدمات عمومی،  دانشگاه ها خصوصی شده و به منبع در آمد فوق سود برای تعدادی مولتی میلیادر روحانی - نظامی تبدیل شده است ، همه می خواهند از ایران فرار کنند ، تولید راکد شده ، 38 در صد مردم دچار افسردگی هستند، 52 در صد دچار پرخاشگری شده اند و ... آیا همه ای این بدبختی ها حاصل وجود جمهوری اسلامی سرمایه داری نیست ؟ آیا پزشک و پرستار مجرم در خمینی شهر (که با نام خمینی جنایت کار شناخته می شود) آموزش یافته در آغوش فرهنگ اسلامی و نظام سرمایه داری که خصوصی سازی کعبه آمالش است حاصل آموزش و تربیت حکومت جمهوری اسلامی سرمایه داری نیستند؟ آیا میان اصلاح طلبان که در نوشتن و ارایه و تصویب قوانین خصوصی سازی کل کشور بخصوص بیمارستانها که اکنون بیمارستانهای شرکت نفت را هم نشانه رفته اند ( در انتها به متنی توجه کنید که دکتر حبیب اله سمیع تلاش می کند در جوابیه سفسطه آمیز اثرات خصوصی سازی بر بهداشت را پنهان کند یا ضمن فریب کارگران و کارمندان شرکت نفت حداقل خود را بی گناه نشان بدهد اما با توجه به روند تا کنونی عملکرد خصوصی سازی  کارگران و کارمندان شرکت نفت نیز باید در انتظار وضعیتی که برای صدرا پیش امد برای کودکانشان باشند)، لغو  استخدام رسمی و گذاشتن قرار دادهای موقت  و سفید امضا به جای آن ، و خروج کارگران که در کارگاه های کمتر از 10 نفر کار می کنند از مشمولیت قانون کار ، حذف یارانه ها و گران کردن سوخت و انرژی ، تصویب قانون استاد و شاگردی و قانون کار آزمایشی و تغییر هر روزه قانون کار علیه کارگران ، کمتر شدن هر روزه تعهدات کار فرما در قبال بیمه و حوادث کاری( شما بخوانید جنایات کار فرمایان) کارگران و یا کم تر شدن  هر روزه خدمات بیمه و... که رفسنجانی ، خاتمی و کروبی و تمامی اطرافیانشان  مستقیما" دخالت داشتند با احمدی نژاد که فقط مصوبات اصلاح طلبان را اجرا کرده است، چه تفاوتی برای ما کارگران و معلمان و زحمتکشان دارند ؟ ما می گوییم بین اصلاح طلبان و اصول گرایان هیچ تفاوتی نیست طبق اسناد تاریخی هر دو جناح دشمن خون آشامی برای ما هستند بنا براین مجموعه آنها که کلیت جمهوری اسلامی است دشمن طبقه کارگر و کل مردم ایران هستند ، و امروز صدرای 4 ساله تنها قربانی حرص و آز یک دکتر و یک پرستار نشده است بلکه او مانند میلیون ها انسان در ایران قربانی نظام سرمایه داری اسلامی شده است  که تنها راه نجات ما در گروو سرنگونی این نظام ضد انسانی و ضد کارگری است،  مردم هشیار باشید نظام پزشکی ایران ، نظام آموزشی ایران ، نظلم اقتصادی ایران و ...با محاکمه و مجازات دو نفر مانند آن پرستار و دکتر مجرم حل نخواهد شد اجازه ندهید جمهوری اسلامی سرمایه داری مولتی میلیادر های روحانی - نظامی با محاکمه دو مجرم خودشان را پاک و منزه نشان بدهند، جنایتی که اون دکتر و اون پرستار مرتکب شدند اولین بار نیست و تا زمانی که جمهوری اسلامی سرمایه داری پا برجا باشد آخری هم، نخواهد بود، بلکه چنین جنایاتی هر روزه به صورت های مختلف در بیمارستانها ، به نوع دیگر در مدارس و دانشگاها ، به نوع دیگر در کار خانجات ، به نوع دیگر در خیابانها و کوچه و بازار و در  جای جای این کشور رخ می دهد و همه آنها از موجودیت جمهوری اسلامی  سر چشمه گرفته ،ایجاد شده و هر روز بیشتر و بیشتر می شوند، ضمن اینکه باید دکتر و پرستار مجرم محاکمه شوند بلکه برای نجات بقیه کودکان و کل مردم باید جمهوری اسلامی سرمایه داری سرنگون شود ، هیچ چاره دیگری وجود ندارد .
انچه برای ما کارگران باید روشن باشد این است که ما به عنوان یک طبقه اجتماعی و صاحب اصلی جامعه عملکرد پزشکان در گرفتن باج وزیرمیزی (بخوانید زور میزی) را دقیقا بخشی از طرح  حاکمیت سرمایه برای تاراج خود ارزیابی میکنیم و این دست از جنایات را به حساب حکومت و سیستم سرمایه داری میگذاریم،  باید مداوای بیماران غیر از دانش فراوان نیازمند اعتماد کامل از هر نظر به فرد معالجه گر باشد.
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی ضمن اعلام همبستگی با تمامی قربانیان نظام ناسالم پزشکی و بیماران زخم خورده حق قانونی بیماران و خانواده هایشان برای افشای جنایات از این دست و اقامه دعوی در دادگاهی مردمی را به رسمیت میشناسد و برای تحقق ان از هر کوششی فروگذاری نخواهد کرد . در پایان مراتب قدردانی و احترام خود را به پرستاران و انجمن پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان که خبر این جنایت را به گوش جهانیان رسانیدند تقدیم میکنیم ، درود بر شما.
کارگر    معلم   پرستار اتحاد اتحاد
پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگران
پیش به سوی ایجاد هسته ها و کمیته های مخفی در محل کار و زندگی کارگران و زحمتکشان
زنده باد همبستگی طبقاتی کارگران و زحمتکشان ، معلمان و پرستاران

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
17/9/1394


به پیوست توجه کنید :
، متن جوابیه که توسط روابط عمومی سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت این سازمان برای نفت نیوز ارسال شد به این شرح است:

در پی درج اخبار گوناگون در ارتباط با خصوصی سازی بیمارستان صنایع پتروشیمی ماهشهر و فروش سهام این مرکز درمانی به افراد خاص در بعضی از جراید و سایت ها و دغدغه منطقی همکاران و مدیران دلسوز و نمایندگان محترم مجلس در این شهر ، دکتر حبیب اله سمیع مدیر عامل سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت در جهت تنویر افکار عمومی و خصوصاً مردم عزیز و همکاران گرامی در این مرکز درمانی توضیحاتی داد.دکتر حبیب اله سمیع تأکید کرد : ما از خدمات بسیار ارزشمند بیمارستان صنایع پتروشیمی ماهشهر آگاه هستیم ولی متاسفانه بحث خصوصی سازی به شرحی که در اخبار آمده کاملاً مغرضانه و به دور از انصاف مطرح گردیده است .وی افزود با مراجعه به شناسنامه این مرکز درمانی مشخص می گردد از تاریخ 18/3/92 که تقریبا تمامی پتروشیمیهای منطقه ماهشهر به بخش خصوصی واگذار شد این بیمارستان نیز واگذار شده و سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت به عنوان یک نهاد دولتی در ساختمان این بیمارستان که در مالکیت خصوصی میباشد و سند آن به نام پتروشیمی بندر امام ماهشهر میباشد خدمات درمانی ارائه میکند و در حقیقت ملک این بیمارستان از ابتدا مربوط به صنایع پتروشیمی ماهشهر بوده است و شاید نام گذاری این مرکز به نام بیمارستان صنایع پتروشیمی ماهشهر به همین دلیل بوده است و سازمان با توجه به شرایط فوق امکان خرید تجهیزات سرمایهای برای این بیمارستان را ندارد و لذا کیفیت و کمیت خدمات روز به روز با افت جدی مواجه خواهد شد.دکتر سمیع در ادامه یاد آور شد پیشنهاد این طرح به این دلیل است که با برگرداندن راهبری بیمارستان مذکور به صاحب اصلی آن صنایع پتروشیمی ضمن حفظ سیاستهای نظارتی سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت ، شرایط ارتقاء و بهرهوری بیشتر و بهینه برای این مرکز فراهم می گردد و در صورت اجرای موفق این طرح ، بیمارستان صنایع پتروشیمی ماهشهر می تواند به یک قطب پزشکی بسیار موفق و کارآمد ، و پشتیبان بسیار ارزشمندی برای کارکنان وزارت نفت باشدشایان ذکر است علیرغم واگذاری بیمارستان به مجتمع پتروشیمی های بندر امام ره و نه افراد خاص و سهام داران ویژه کماکان سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت متولی حفظ و ارتقاء سلامت کارکنان و خانواده آنان در منطقه ماهشهر می باشد و لذا کلیه مراکز بهداشتی و درمانی سلامت کار و سلامت خانواده کما فیالسابق به فعالیت خود ادامه خواهند داد.دکتر سمیع در جواب به این سوال که تکلیف کارکنان و کارمندان این مرکز به کجا می انجامد، تاکید کرد هیچگونه مشکلی برای همکاران ما در رده های مختلف رسمی، قراردادی و پیمانکار پیش نخواهد آمد و ما حتی به این اعتقاد داریم در صورت اجرای موفق این طرح، وضع حقوقی این عزیزان نیز شاید بهتر از گذشته شود و حتی شرایط استفاده کارکنان غیر رسمی صنعت نفت در قالب بیمههای پایه و تکمیلی امکان استفاده از خدمات سرپایی و بستری بیمارستان را خواهند داشت.دکتر سمیع در پایان اظهار امیدواری کرد انشاء اله با همکاری مدیران فهیم و فرهیخته پتروشیمی در منطقه ماهشهر شاهد رشد و ارتقاء خدمات درمانی به تمامی کارکنان و کارمندان شریف خانواده بزرگ صنعت نفت بیشتر از گذشته باشیم پس لرزه های خصوصی سازی گریبان سلامت وبهداشت کارکنان صنعت نفت را میگیرد

جوانمیر مرادی: معلولان و معافان پزشکی حق زندگی ندارند/ صدرا چهار ساله

وقتی گزارشی از ایلنا از وضعیت زندگی یک جوان معلول جویای کار را خواندم که هر جا دنبال کار رفته بی نتیجه بوده و به خاطر معلولیتش بهش کار نداده اند، یاد پرسشنامه های استخدامی افتادم که هر فرد متقاضی کار باید به سؤالهائی از قبیل" آیا دارای سابقه بیماری یا جراحی هستید؟ " یا " دارای پایان خدمت یا معافیت هستید و در صورت معافیت نوع آن ذکر شود " پاسخ دهد. و همچنین  ارائه گواهی معاینه پزشک معتمد سازمان تأمین اجتماعی برای صدور دفترچه درمانی جزء الزامات است. طرح این سؤالات در پرسشنامه های تدوین شده توسط کارفرمایان مطمئنا با هدف به گماردن افراد جویای کار به کارهایی متناسب با وضعیت جسمی آنها نیست، بلکه هم برای کارفرما و هم برای سازمان تأمین اجتماعی هدف، خودداری از استخدام افراد دارای بیماریهای مزمن و مشکلات جسمی است که هم برای کارفرمایان و هم برای تأمین اجتماعی هزینه دارد. اگر فرد متقاضی کار دارای بیماری طولانی مدت و معافیتش از نوع پزشکی باشد هیچ شانسی برای پذیرشش نیست. چون کارفرما کارگر جسما سالم و پر انرژی می خواهد تا با کمترین هزینه بیشترین میزان کار را ازش بکشد و علاوه بر این با وجود بیکاری میلیونی براحتی می تواند کارگر سالم و پر توان را به کار گیرد. سازمان تأمین اجتماعی هم که خود را از پذیرش مسؤلیت در قبال معیشت بیکاران بری می داند و همچنین تلاش می کند در قبال کارگران فعلا شاغل نیز در ازای مبالغ نجومی ای که بابت حق بیمه ازشان می گیرد فقط درحد پذیرش تأمین درصد اندکی از هزینه های پزشکی متعهد باشد، تمایلی ندارد حتی یک ریال هم از سرمایه های هزاران میلیارد تومانی کارگران را که تصاحب نموده برای افراد بیکار جامعه از معلول گرفته تا بیمار و سالم، خرج کند.تأمین اجتماعی علاوه بر عدم قبول هر گونه مسؤلیتی نسبت به بیکاران، حتی حاضر نیست کارگران دارای سابقه بیماری را بیمه کند چرا که این افراد ممکن است نیاز به مراقبتهای پزشکی و دارو درمان بیشتر داشته باشند و یا زودتر از موعد باید بازنشسته شوند که این هزینه از نظر این سازمان اضافی و به ضررش است. سازمان تأمین اجتماعی بر خلاف نامی که با خود یدک می کشد، عملا مانند شرکتهای بیمه ای خصوصی  و حتی در ازای حق بیمه ای که از کارگر می گیرد، خدمات خیلی محدود و جزئی تری ارائه می دهد. به عنوان مثال وقتی ماشینی تصادف می کند شرکت بیمه گر مطابق تعهداتش به بیمه گذار خسارت می پردازد، ولی سازمان تأمین اجتماعی از سال 1384 کارگران پروژه ها و مراکزی که فعالیت مستمر ندارند با وجود اینکه هر ماه حق بیمه از حقوقشان کسر و به حسابش واریز می شود را از حق برخورداری از بیمه بیکاری محروم کرده است. این اقدام آشکارا به جیب زدن حقوق 5 سال میلیونها کارگر است.سازمان تأمین اجتماعی که حاضر نیست کارگران دارای معافیت پزشکی و کسانی مثل این جوان معلول را بیمه کند، از قبل حق بیمه کارگران، امروز به یکی از ثروتمندترین بخشها تبدیل شده که یک رقم از وامهائی که به دولت داده معادل 100 هزار میلیارد تومان است.وظیفه تأمین اجتماعی در هر کشوری بنا به تعریف کلی، تأمین معیشت افراد بیکار آماده به کار و همه معلولان و از کار افتادگان جامعه است و تأمین این هزینه ها از منابع عمومی کشور باید صورت گیرد. اما در ایران سازمان تأمین اجتماعی به یک ارگان مالی که دارای مؤسسات و یکی از بزرگترین بانکها با صدها هزار میلیارد تومان سرمایه و همچنین صاحب دهها شرکت بزرگ سرمایه گذار در بخشهای متعدد از مواد معدنی، سیمان، نفت و گاز و پتروشیمی و صنایع عمومی گرفته تا عمران و حمل و نقل و...... تبدیل شده که منبع آن حق بیمه های کارگران  است که در ازای کمترین تعهدات ممکن دریافت می شود. این منبع عظیم مالی که از تخصیص بخشی از دستمزدهای ناچیز کارگران گردآوری شده نه توسط خود کارگران و نمایندگان واقعیشان، بلکه بوسیله دولت اداره و در عرصه هائی (سرمایه گذاریهای سودآور برای سرمایه داران) غیر از برآوردن نیازهای کارگران صرف می شود.
 صدرا زاهد پور پسر چهارساله ای که پدرش راننده تاکسی و مادرش پرستار سالمندان است، برای بخیه چانه اش حق استفاده از دسترنج جمع آوری شده پدر و مادر خود و همکاران آنها در سازمان تأمین اجتماعی را ندارد و به خاطر بی بضاعتی خانواده اش بخیه هایش را وحشیانه و غیر انسانی باز می کنند و با درد و خون به خانه می فرستند، بیماران را در بیابانها  رها می کنند، اما کسی مانند مرتضوی با همین پولها هدیه های میلیاردی به نمایندگان مجلس و مدیران سازمان می دهد و با بابک زنجانی بر سر تحویل شرکتهای وابسته بده بستان می کند.
17/9/1394
https://telegram.me/ettehad

اتحادیه آزاد کارگران ایران

تجمع ۵۰۰ کارگر بازنشسته فولاد اصفهان در تهران؛ دو کارگر سکته کردند

تجمع ۵۰۰ نفری از کارگران بازنشسته فولاد در مقابل نهاد ریاست جمهوری و وزارت دارایی با وعده‌های وزیر دارایی مبنی بر پیگیری مطالبات کارگران پایان یافت.

۵۰۰ کارگر بازنشسته فولاد اصفهان که از اصفهان، تهران، کرج و سایر شهرها به تهران آمده بودند پانزدهم آذر ماه در مقابل دفتر ریاست جمهوری و شانزدهم آذر ماه در مقابل وزارت دارایی تجمع کرده و پیگیر مطالبات خود شدند.

کارگران معترض ناچار شدند شب را در مسجد دخانیات با یک پتو سر کنند.

به گزارش کلمه به نقل از روابط عمومی سندیکای کارگران فلز کار مکانیک در حین تجمع یکی از بازنشستگانی که برای نصب پلاکارد اعتراضی تلاش می کرد، سکته کرده و پس از انتقال به بیمارستان اعلام شد که وی فوت کرده است.

خبر فوت این کارگر خشم دیگر بازنشستگان را برانگیخته و باعث شد تا شعارهایی علیه وزارت دارایی و دولت سر داده شود که نفر دوم نیز دچار عارضه قلبی شده و به بیمارستان منتقل شد.

علی طیب‌نیا وزیر دارایی با حضور در میان بازنشستگان معترض تاکید که مشکلات آنان پیگیری و تا اسفند ماه حل خواهد شد.

وی همچنین وعده داد که مابه‌التفاوت اضافه حقوق‌ها از سال ۹۰ پزداخت شود و هزینه های درمانی دفترچه های بیمه خدمات درمانی که شامل ویزیت پزشکی، داروخانه‌ای، آزمایشگاهی و عکسبرداری می‌شود نیز پرداخت شود.

بر اساس این گزارش عدم ادغام صندوق بازنشستگی فولاد اصفهان در تامین اجتماعی از دیگر تعهدات وزیر دارایی به معترضان بود تا کارگران بازنشسته فولاد امیدوار راهی شهرهای خود شوند.

نکته ی قابل ذکر در این میان آن است که خبر این تجمع و فوت یکی از معترضان در آن در خبرگزاری های رسمی کشور پوشش داده نشده است

۱۳۹۴ آذر ۱۵, یکشنبه

نامه اعتراضی اتحادیه کارگران پست کانادا به خامنه ای برای زندانی کردن کارگران ، معلمان و فعالین سیاسی


اول دسامبر 2015
سید علی خامنه ای
رهبر جمهوری اسلامی ایران
من این نامه را به نمایندگی از طرف 52 هزار عضو اتحادیه کارگران پست کانادا (CUPW)   می نویسم ، و می خواهم  سعید شیرزاد فعال جقوق کودکان را که دستگیر شده و به پنج سال زندان محکوم شده است آزاد کنید . اتهام سعید شیرزاد "فعالیت برای حقوق بشر و همکاری با احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد" اعلام شده است . او اولین بار در اگوست  2012 زمانی که در اهر ( آذربایجان شرقی ) برای نجات زلزله زدگان فعالیت می کرد دستگیر شد،او بعد از 19 روز با وثیقه آزاد شده بود ( اکنون در زندان رجایی شهر سالن 12 زندانی است ) سعید شیر زاد با چندین ان جی او همکاری می کرد از جمله عبارتند از :  انجمن حمایت از حقوق کودکان ، خانه کودک شوش و انجمن حمایت از کودکان خیابان .
این دفعه اول نیست که (CUPW) اتحادیه کارگران پست کانادا   نسبت به زندانی کردن فعالین و کارگران نامه اعتراضی می نویسد. اما ما همچنان شاهد افزایش دستگیری فعالین و کارگران طی چند ماه اخیر بودیم ، که اخیرا" یک فعال دیگر یعنی جعفر عظیم زاده که به شش سال زندان محکوم شده است او(جعفر عظیم زاده) بخاطر دفاع از حقوق کارگران و حمایت از آنها در جهت دست یابی به یک زندگی بهتر و افزایش دستمزد ها زندانی شده است.
در حال حاضر بسیاری از فعالین کارگری مانند بهنام ابراهیم زاده ، محمد جراحی ، آرام و فواد زندی ، رسول بداقی ، اسماعیل عبدی ، علیرضا هاشمی، عبدالرضا قنبری، محمود بهشتی ، علی اکبر باغانی و بسیاری از فعالین سیاسی به خاطر دفاع از حقوق کارگران و خقوق بشر در زندان هستند .
این فعالین نمایندگان مردم ایران هستند و از آنها دفاع می کنند، آنها ( زندانیان) صدای کودکان، زنان، زحمتکشان و تمامی کارگران ایران هستند، باید به آنها گوش فرا داد( دهید) ، در این راستا است که (CUPW) اتحادیه کارگران پست کانادا با هزاران انسان معترض در سطح جهان هم صدا شده و خواهان آزادی فوری سعید شیر زاد و تمامی زندانیان سیاسی در ایران هستند .
ما خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط زندانیان سیاسی هستیم .

با احترام
مایک پاله سک
رئیس اتحادیه کارگران پست کانادا (CUPW)






۱۳۹۴ آذر ۱۳, جمعه

فراخوان کمپین برای آزادی جعفر عظیم زاده همراه با ترجمه هاب انگلیسی و فرانسوی

تکثیر از : کمیته حمایت از شاهرخ زمانی  

از: کمپین برای آزادی جعفر عظیم زاده
به: اتحادیه ها و سازمانهای کارگری
موضوع: درخواست حمایت از فعالین کارگری و کارگران زندانی در ایران
خانمها و آقایان!

جعفر عظیم زاده رئیس اتحادیه آزاد کارگران ایران به دلیل فعالیت برای تشکیل اتحادیه و دفاع از حقوق کارگران ایران به شش سال زندان محکوم شده است و اکنون در زندان اوین بسر میبرد.
در حکم کتبی دادگاه به آقای جعفر عظیم زاده جرایم او چنین فرمولبندی شده است: اقدام علیه امنیت ملی، بر هم زدن نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران، اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری، سازماندهی طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران، تجمعات در مقابل مجلس و وزارت کار حول همین طومار با خواست افزایش دستمزد، مدیریت و شرکت در تجمعات و اعتصابات کارگری، شکایت از مسئولین صندوق سازمان تامین اجتماعی، نشست و برخاست با دیگر تشکلهای کارگری، سازمان دادن و شرکت در مراسمهای اول ماه مه، شرکت در تجمع جلو مجلس شورای اسلامی و اداره کار در تهران و...ـ
جعفر عظیم زاده یکی از رهبران شناخته شده کارگری ایران است که تا کنون چندین بار به جرم فعالیتهای کارگری بازداشت و زندانی شده است.قبلا شاهرخ زمانی و تعداد دیگری از فعالین کارگری و مدنی به جرایمی از همین نوع زندانی شدند و در زندان جان باختند.اکنون خانواده جعفر و همه فعالین کارگری و کارگران معترض ایران به شدت نگران جان و سلامت جعفر عظیم زاده هستند و این اقدام جمهوری اسلامی علیه فعالین کارگری میتواند جان جعفر را همانند شاهرخ زمانی به خطر بیندازد.
ما از همه اتحادیه ها و سازمانهای کارگری انتظار داریم که برای آزادی جعفر عظیم زاده و همه فعالین کارگری اقدامات لازم را بعمل آورند.کارگران و مردم تحت ستم ایران از شما توقع دارند که ضمن خواست آزادی جعفر عظیم زاده و دیگر فعالین کارگری رژیم جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار بدهید و قاطعانه از خواست کارگران ایران برای آزادی تشکل و اعتصاب حمایت کنید. 


کمپین برای آزادی جعفر عظیم زاده
29 نوامبر 2015
==============================================
ترجمه انگلیسی  فرا خوان کمپین برای آزادی جعفر عظیم زاده



From : Campaign to Release  JafarAzimzadeh
To : All Unions and workers organizations over the world
Dear workers and friends,
JafarAzimzadeh head of Independent Workers Union of Iran (IWUI) is now in famous Evin prison
inIran. He has been given six years. He has been accused of following grounds : Acting against National Security, disturbing Public Order, talking against Islamic regime, organizing unemployed workers, participating in activities of organizing workers independent workers organizations, participating in protests in front of Iranian Parliament, gathering signatures for razing workers’ wages , attempt to organize workers for 1st of May- the International Labor Day………..
JafarAzimzadeh is a labor Activist, has been arrested and imprisoned in many locations.
It seems this time the Authority have decided to put an end to his activity. Workers of Iran have experience very brutal behavior towards their leaders in Prisons. Just recently a comrade in Arm of  JafarAzimzadehMrSharokhZamani died mysteriously in the same prison as him. Just remind you SharokhZamani was accused of the same ground ,contemned to 11 years, and being killed on 5th year of his serving .
So here we are facing a brutal regime and anti- workers. We strongly feel the life of Jafar is in danger.
We need your support, you should not let the tortures of Evin prison to have free hand in treating Mr.JafarAzimzadeh.
Let us unite, work together and save his live and do whatever we can to get Iranian Authorities to release him.
CAMPAIGN FOR RELEASE OF JAFAR ALIZADEH(CRJA)
29TH Nov.2015
kampagneazadi@gmail.com

=====================================================================
ترجمه فرانسوی  فرا خوان کمپین برای آزادی جعفر عظیم زاده



Campagne pour la libération de Jafar Azimzadeh (CRJA) – Montréal, le 29 novembre 2015
De la part de :
À l’attention de : tous les syndicats et organisations de travailleurs du monde
Chers travailleurs et travailleuses,
Chers amis et amies,
Jafar Azimzadeh, dirigeant du Syndicat indépendant des travailleurs de l'Iran est actuellement détenu dans la tristement célèbre prison d'Evin en Iran.  Il a été condamné à une peine d'emprisonnement de six ans.  Il est accusé des chefs d’accusation suivants: avoir agi contre la sécurité nationale, perturbé l'ordre public, parlé contre le régime islamique, cherché à syndiquer des travailleurs sans emploi, participé à des activités de syndicalisation de travailleurs indépendants, participé à des manifestations devant le Parlement iranien, recueilli des signatures pour réclamer une augmentation des salaires des travailleurs, essayer de mobiliser des travailleurs pour célébrer le Premier mai, la Journée internationale des travailleurs.  Jafar Azimzadeh est un militant syndical qui a été arrêté et emprisonné à de nombreux lieux de détention.
Mais nous croyons que les autorités ont décidé, cette fois, de mettre un terme à ses activités.  Les dirigeants de travailleurs en Iran ont un long passé de traitements très brutaux dans les prisons.  Tout récemment, M. Sharokh Zamani, un des camarade de lutte de Jafar Azimzadeh, est mort dans la même prison dans des conditions qui n’ont pas été élucidées.  Nombre de personnes en Iran se souviennent que Sharokh Zamani avait été accusé pour les mêmes motifs que Jafar, condamné à une peine d'emprisonnement de 11 ans et finalement tué au cours de la cinquième année de sa peine.
Aujourd'hui, nous nous retrouvons une fois de plus dans la situation où un dirigeant syndical fait face au même régime brutal et anti-ouvrier, et nous croyons fermement que la vie de Jafar est sérieusement en danger.
Nous demandons votre appui à notre campagne pour exiger des autorités qu’elles ne permettent pas que M. Jafar Azimzadeh soit soumis à la torture ou à des traitements conduisant à la mort dans la prison d'Evin.
Nous vous demandons de vous unir à nous pour qu’ensemble nous puissions sauver la vie de Jafar Azimzadeh et obtenir sa libération des autorités iraniennes.
Nous vous prions de nous contacter à notre adresse de courriel : kampagneazadi@gmail.com
Campagne pour la libération de Jafar Azimzadeh (CRJA) – Montréal, le 29 novembre 2015



تکثیر از : کمیته حمایت از شاهرخ زمانی  
13/9/1394