۱۳۹۱ خرداد ۱۹, جمعه

امروز 17 خرداد است.


امروز 17 خرداد است.
 

سالگرد دستگیری شاهرخ زمانی


 یک سال از دستگیری و پرونده سازی علیه شاهرخ و دوستانش می گذرد.
مطلب زیر را که می تواند، انتقال یک تجربه بین کارگران کشور های مختلف باشد، به مناسبت 17 خرداد روز دستگیری و پرونده سازی علیه شاهرخ و دوستانش که یک سال از آن می گذرد، به کارگران و جوانان انقلابی ایران تقدیم می کنیم . باشد، که  کمک هرچند کوچکی در راه مبارزات طبقه کارگر و همبستگی جهانی گردد.


کدام طبقه از فیس بوک، بیشتر سود می برد؟

برخی تفاوتهای ظاهرا" کوچک میان فعالین کارگری و سیاسی ایران با فعالین کارگری و سیاسی ترکیه وجود دارد، که بیان آنها می تواند، در ادامه مبارزه کمک خوبی باشد. از جمله این تفاوتها می توان به نوع استفاده از اینترنت اشاره کرد .
در ترکیه احزاب، گروهها  و تشکیلاتهای وجود دارند، که از نظر پایه های اجتماعی و تعدا د سمپات و کیفیت آنها نسبت به ایران بسیار بالاتر هستند، در همین حال، این گروهها می توانند بنا به وجود اندکی دمکراسی سرمایه داری در ترکیه دارای نام و نشان باشند ،دفاتر آزاد فعالیتی دارند، و می توانند هر زمانی که خواستند، تجمع بگذارند، تظاهرات نمایند، یا در مراسم های بزرگ و کوچک شرکت کنند، با همه این موارد اعضا و سمپاتهای این گروهها هرگز در فیس بوک فعال نیستند، و اگر باشند، هرگز با نام و نشان خود کار نمی کنند و هرگز عکس و نشانی از خود واطرافیان و دوستانشان و یا دیگر فعالین در اینترنت قرار نمی دهند، البته از ما نیز خواستند، که عکس و نام و نشان آنها را در اینترنت بخصوص در فیس بوک نگذاریم ،اما در همین حال در ترکیه افراد غیرفعال و غیرسیاسی یعنی افراد عادی از کوچک و بزرگ صفحه فیس بوک دارند و تقریبا" در تمامی فرصت ها داخل فیس بوک گشت و گذار می کنند.

برای ما این تفاوت به شدت مورد سئوال شده است:
 که آیا افراد سیاسی و فعالین کارگری ایران میزان  آگاهیشان در حد افراد عادی ترکیه است؟ آیا دولت ایران توانایی استفاده اطلاعاتی از اینترنت در حد توان دولت ترکیه ندارد؟ آیا میزان آزادی و دمکراسی در ایران بیشتر از ترکیه است؟و سوالات دیگر ی از این دست.
عجیب این است که در ایران که حزب،سازمان، تشکل کارگری، صنفی و سیاسی همگی بلااستثنا ممنوع هستند و پلیس به صورت علنی و غیر علنی بطور  وحشیانه به دنبال شناسایی و دستگیری فعالین است، متأسفانه فعالین و بیشتر احزاب موجود خود با دست خود تمامی مشخصاتشان را در اینترنت بخصوص در فیس بوک می گذارند، یعنی از این طزیق به پلیس می گویند بیاید، مارا دستگیر کنید، احزاب در نشریات الکترونیکی و سایت های خود که بسیار کم توزیع می شوند، فقط بین عده ای انگشت شمار توزیع شده و خوانده می شود، که حتی اگر وجود نداشته باشند هم به هیچ جای مبارزه بر نمی خورد، عکس و مشخصات نیروها و هواداران خود را توزیع می کنند، که در واقع بیشتر مورد استفاده پلیس قرار می گیرد، و این می تواند به این معنی باشد که به پلیس می گویند، لطفا" بفرمایید، نیروهای ما را شناسایی و دستگیر کنید .
جالب توجه این است که هر کدام از سازمانها و احزاب ترکیه  که مورد نظر ماست حداقل دهها و برخی صدها هزار عضو و هوادار دارند به عنوان نمونه می توان   UID-DER  ،DHKPو...  را نام برد که هر دو بسیار منظم فعالیت دارند . به افرادشان آموزش می دهند که هرگز خود را چهره نکنند و نشناسانند و آموزش می دهند که چگونه از اینترنت استفاده کنند .اما در ایران سازمانها و احزاب و تشکل ها اگر خیلی همت کنند نهایتا" 200 الی 500 نفر را می توانند با خود همراه کنند، یا در شهرهای اروپایی هر زمان تمام تلاششان را کردند، در آکسیونها و یا روز کارگر توانستند 50 الی 100 نفر را جمع کنند ،می آیند چند نفر سمپات  و هوادار  انگشت شمار خود را به پلیس می شناسانند و این حرکت را چنان آموزش داده اند که هر کسی ، جوانی  و یا کارگری می خواهد، به مبارزه بپیوندد، اول خود را تابلو می کند، بر مبنای آموزش غلط این تشکیلات ها ،سمپادها و اعضا فکر می کنند، مبارزه یعنی چهره شدن در فیس بوک و گذاشتن عکس خود و دوستانشان در اینترنت ، مانند اینکه این مبارزین فعالیت دیگر نمی شناسد.و آموزش ندیده اند.
وقتی با اعضا و و هواداران احزاب و سازمانهای فعالین ترکیه و کارگران ترکیه صحبت کردیم و پرسیدیم شما که می توانید در ترکیه تظاهرات کنید و خواسته هایتان را فریاد بزنید و احزاب و تشکل های خود را بسازید، پس چرا از فیس بوک یا دیگر موارد با نام خود استفاده نمی کنید ؟اکثریت قریب به اتفاق آنها می گفتند ما به سرمایه داری توهم نداریم و به فعالیت خود نیز شک نداریم که می خواهیم با سرمایه داری مبارزه کنیم و می دانیم که یک روزی به شدت با نیروهای سرمایه داری مانند، پلیس درگیر خواهیم شد، پلیس نیز این را می داند و تا می تواند، سعی می کند، فعالیت های ما را زیر نظر داشته باشد، نیروهای ما را شناسایی کند، بنابراین ما نباید خودمان به پلیس کمک کنیم، تا ما را بهتر بشناسد. با توجه به این گفته، آیا فعالین کارگری و سیاسی ایران نسبت به سرمایه داری و پلیس و بخصوص نسبت به جمهوری اسلامی که هارتر از  دولت ترکیه است، توهم دارند، که چنین خود را در اختیار پلیس قرار می دهند؟ جواب این سئوالها را باید فعالین کارگری ،فعالین سیاسی و سازمانها و احزاب خودشان بدهند و البته به خودشان .
  برای انتقال یک تجربه عملی به صورت مختصر و کلی لازم است بگویم:
انجمن همبستگی کارگران با علامت اختصاری DER-UID   12سال قبل با یک جمع کوچک به تعداد ده نفر بنیان گذاری شده است. طبق گفته خودشان این ده نفر شروع به تبلیغ و ترویج و سازماندهی جهت اگاهی رسانی به صورت عمل مستقیم در میان کارگران کردند،آنها در واقع در محیط کار و محل زندگی کارگران رفته و با آنها زندگی کردند، و در حین زندگی با آنها برای کسب مطالبات کارگران و رفع مشکلات آنها با کارگران دست به عمل مشترک زدند. آنها می گویند ما به صورت یک به یک یعنی برای یک کارگر یک رفیق قرار دادیم و زمان زیادی صرف کردیم تا بتوانیم اثبات کنیم که نمی خواهیم از کارگران و کسانی که با آنها دوست شدیم سو استفاده کنیم، بلکه ثابت کردیم که می خواهیم به صورت مشترک برای به دست آوردن خواسته های طبقاتیمان فکر و عمل کنیم . آنها می گویند ده سال ما با کارگرا ن یکی ،یکی کار کردیم رو در رو صحبت کردیم و دست در دست با یک یا چندنفر  دست به عمل های مشترک زدیم بدون اینکه نامی برای خود یا این جمع های کوچک اعلام نماییم .
آنها اکنون 12 سال است فعالیت را شروع کرده اند از این 12 سال 10 سال بدون اعلام  رسمی موجودیت در میان توده کارگران به صورت یک به یک و یا چند نفری در هسته های کوچک فعالیت کردند، پس از ده سال فعالیت فکری_ عملی در جهت درخواست مطالبات و کارهای هنری مانند تئاتر و شعر و کتاب ،نشریه و غیره فعالیت ده ساله خود را جمع بندی کردند، سپس متوجه شدند، که زمان اعلام موجودیت فرا رسیده و اکنون دو سال است که آنها اعلام موجودیت کرده اند و رسما" فعالیت می کنند .
حاصل فعالیت ده سال بدون اعلام و دو سال اعلام رسمی آنها اکنون صدهها عضو و سمپات است که این انجمن را پیش می برند .
این تجربه که امیدوارم در آینده جزئیات بیشتری از فعالیت آنها ارایه شود می تواند راهی را برای فعالیت، فعالین کارگری ایران نشان دهد .
فعالیت انترناسیونالیستی این انجمن قابل تقدیر است، آنها در رابطه با حمایت از کارگران زندانی ایران بیش از 60 هزار امضا از کارگران ترکیه در کمپین حمایتی جمع کرده اند ،همچنین از کارگران ژاپن نیز اعلام حمایت کرده و عملا" نیز به آنها کمک کرده اند .کارگرانی که با این انجمن در ارتباط هستند، بهتر و بیشتر از دیگر کارگران ترکیه با کارگران کشورهای دیگر ارتباط برقرار می کنند .
در اول ماه مه 2012 به جرات می توان گفت این انجمن توانسته بود فقط در استانبول دهها هزار نفر را زیر پرچم سرخ خود گرد آورد. ما ایرانیهای مقیم ترکیه که در میدان تکسیم استانبول در مراسم روز جهانی کارگر شرکت کردیم، مانند سال قبل از جانب سندیکا دیسک بسیار حمایت شدیم، آنها برای ما پلاکارد تهیه کردند و ما را از شهرهای مختلف ترکیه برای شرکت در مراسم به استانبول آوردند،همچنین کیسک دیگر سندیکا نیز به برخی از رفقای ما در انتقال و دیگر موارد کمک کردند ،سندیکای معلمان ترکیه نیز در مراسم های خود به ایرانیهایی که در مراسم روز جهانی کارگر شرکت کرده بودند از راههای گوناگون کمک کرده بودند. انجمن همبستگی بین المللی کارگران قبل از اینکه با ما در ارتباط باشد، خود تصمیم به حمایت از کارگران زندانی در ایران گرفته بود و پلاکاردها و عکسهای کارگران زندانی در ایران را در صفوف خود حمل می کردند، بر این مبنا به جهت اینکه برد اعتراضی بیشتر داشته باشد،0 ما نیز در میدان تکسیم به آنها پیوستیم و از جانب این انجمن بسیار صمیمانه پذیرفته شدیم، اکنون ارتباط صمیمانه بین تعدای از پناهندگان ایرانی با این انجمن برقرار شده است، که این می تواند کانال حمایتی خوبی بین کارگران ایران و ترکیه باشد . امیدواریم بتوانیم از این  کانال هر چه بیشتر به نفع کارگران دو کشور استفاده نماییم .


کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

17/3/1391

۱۳۹۱ خرداد ۱۸, پنجشنبه

بیانیه 46



امروز سالگرد پرونده سازی علیه شاهرخ و دوستانش است!!!

 
شاهرخ زمانی کارگر نقاش و عضو هییت باز گشایی سندیکای نقاشان و تزئینات ساختمانی و عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری را بدون هیچ دلیل و مدرکی دستگیر کرده، بر علیه او پرونده سازی کردند. علی رغم اینکه در پرونده ساخته شده نیز هیچ مدرک و دلیلی برای محاکمه او وجود ندارد.طبق اعترافات قاضی پرونده حملبر که در دادنامه به صورت واضح نوشته است که شاهرخ زمانی تمامی اتهامات را رد کرده است . پس او کاملا" بیگناه است. اما کاملا" غیر قانونی، شاهرخ را بنا به اعترافات شخص دیگری(متهم ردیف چهارم) محاکمه کرده و با اتهامات دروغین به 11 سال زندان محکوم نمودند. در زندان تبریز با ایجاد جو و فضای نامناسب و خطر ناکی برای او و دیگر زندانیان سیاسی و کارگری زندان را به جهنم واقعی تبدیل کرده اند. واکنون او را به زندان یزد تبعید کردند . ما بدون هیچ قید و شرطی خواهان آزادی فوری شاهرخ زمانی و دیگر زندانیان کارگری و سیاسی هستیم . در این راستا از تمامی کارگران ، تشکل ها ، نهادها و آزادیخواهان و جوانان می خواهیم از هر طریق ممکن بر جمهوری اسلامی جهت آزادی زندانیان فشار بیاورند.

بیانیه 46

چرا شاهرخ زمانی را تبعید کردند؟


چرا به زندان یزد تبعید کردند؟
  
جواب دو سئوال بالا می تواند تکلیف فعالین کارگری و انقلابیون را روشن کرده، وظایفی را در جهت حمایت و دفاع بیشتر از شاهرخ زمانی و دیگر زندانیان، پیش روی آنها قرار دهد، که عملکرد متحدانه در جهت حمایت و دفاع از آنها انجام وظیفه انقلابی . اما عدم انجام کارهای لازم شانه خالی کردن از وظایف انقلابی محسوب می شود.
شاهرخ زمانی را یک سال قبل با 4 نفر دیگر دستگیر کردند او 26 روز اعتصاب غذا کرد تا ثابت کند که هیچ گناهی ندارد. هیچ دلیل و مدرکی در پرونده اش نیست، وقتی از سلول انفرادی به بند عمومی منتقل شد و مادرش او را در ملاقات دید، اعلام کرد او را آن چنان شکنجه کرده بودند و بر اثر اعتصاب غذا نحیف و تکیده شده بود که پسرم را نتوانستم بشناسم،بر علیه او پرونده سازی کردند ،او را 4 ماه بازجویی ، آزار و اذیت و شکنجه کردند، اما او جز برگه های مشخصات فردی، زیر هیچ کدام از برگه های بازجویی را امضا نکرد. از روز اول تا آخر اعلام کرد که من بی گناهم و همه اتهامات دروغ است. حتی قاضی حملبر نیز در دادنامه علیه او اعتراف کرده است که شاهرخ زمانی در تمامی مراحل بازجویی و محاکمه تمامی اتهامات را رد کرده است. پس از 133 روز "بازداشت موقت" او را با وثیقه 200 میلیون تومانی در تاریخ 27/7/1390 موقتا" آزاد کردند، به دنبال این آزادی شاهرخ را با استناد به اعترافات غیر ،نه طبق قانون و نظر قاضی آزاد و مستقل، بلکه طبق دستور بازجوها به وسیله قاضی بی اختیار و وامداری، به 11 سال زندان محکوم کردند،  دادگاه تجدید نظر حکم های دادگاه بدوی را بدون بررسی، بلکه باز هم طبق دستور بازجوها در تاریخ 29/8/ 1390تأیید کرد. شاهرخ زمانی و محمد جراحی را در محل کارشان در تاریخ 25/10/1390 دستگیر و به زندان تبریز تحویل دادند .
دقت در تاریخ های آزادی موقت ، اعلام حکم دادگاه و اعلام نظریه دادگاه تجدید نظر و دستگیری آنها که مجموعا" کمتر از 3 ماه طول کشیده است نشان می دهد که به هیچ عنوان طبق روال عرف دادگاه های جمهوری اسلامی انجام نشده است بلکه برای زود انجام  دادن همه مراحل، پنداری از پیک موتوری استفاده کرده اند.
انجام کارهای این پرونده با چنین عجله ای و خارج از روند طبیعی دادگاه های ایران خود سئوال برانگیز است ؟ در حالی که به طور معمول پس از آزادی موقت زندانیان حدود یک سال روند پرونده آنها تا صدور حکم طول می کشد چه رسد به اینکه به  دادگاه تجدید نظر برود و سپس به اجرای احکام برده شده و الی آخر . حتی دستگیری آنها غافلگیرانه بوده است نه تنها به خانه شان ، به وکیلشان ، حتی به خود آنها نیز اعلام نکرده بودند، مانند این است که به کمین نشسته بودند وقتی شاهرخ وارد تبریز می شود و کاری را شروع می کند همان روز مانند، "جن" حاضر شده و آنها را دستگیر می کنند .همچنین آنها را حدود یک ماه در قرنطینه نگهداری می کنند در حالی که به طور معمول 48 ساعت و نهایتا" یک هفته زندانی را در قرنطینه نگه می دارند .
آنها را به بند مالی می دهند و چندین بار شاهرخ و دوستانش را تهدید می کنند که حق ندارید با یکدیگر هم غذا شوید، با هم صحبت کنید، بعد از چندی شاهرخ را به بند متادون می برند .
سئوال بعدی که مطرح می شود این است که هم غذایی و دوستی میان زندانیان چه زیانی برای جمهوری اسلامی دارد که اینقدر از دوستی و مهربانی میان انسانها ترس و وحشت دارند ؟
پس از انتقال شاهرخ به بند متادون ، دوستانش را از جمله جاوید هوتن کیان، هادی میرزا علی ،نیهات تونجر،جمهور اوزگوچ و محمد جراحی را نیز از هم جدا کرده هریک را به یک بند دیگر یا انفرادی تبعید می کنند اما باز هم موفق به قطع ارتباط آنها با یکدیگر و با دیگر زندانیان نمی شوند و در همین حال دوستان شاهرخ علی رغم جدا بودن از هم دیگر، هم زمان دست به اعتصاب غذا می زنند، خواسته آنها این بود که به بند قبلی باز گردانده شوند و با شاهرخ زمانی در یک بند باشند .وقتی مأموران زندان متوجه می شوند که پنج زندانی فوق هم چنان به اعتصاب غذای خود ادامه می دهند و تعداد بسیار از دیگر زندانیان  برای حمایت از آنها آماده ی اعتصاب غذا می شوند قبول کردند که آنها را به بندهای خود بازگردانند ولی در یک اقدام غیرقانونی شاهرخ را به زندان یزد منتقل کردند تا از محیطی که توانسته بود در آن  جو و فضای دوستانه برقرار کند دور باشد .
بررسی اتفاقاتی که طی بیش از 140 روز گذشته در زندان تبریز رخ داده نشان می دهد که شاهرخ زمانی توانسته بود دشمنی و اختلافات میان زندانیان کارگری - سیاسی - ملی و عادی بر علیه یکدیگررا، که توسط عوامل جمهوری اسلامی ایجاد و دامن زده می شد خنثی کرده و بین این چهار گروه زندانی دوستی و همبستگی  و همکاری های بسیار خوبی ایجاد کند، او توانسته بود زندانیان عادی را چنان با زندانیان سیاسی و کارگری دوست نماید که در اعتراضات و اعتصاب غذاها دوشادوش زندانیان کارگری ،سیاسی و ملی آذربایجان، زندانیان عادی نیز همراه می شدند  او توانسته بود فضا و جوی که در روزهای اول دستگیریشان وجود داشت و چندین بار نزدیک بود توسط زندانیان عادی مورد ضرب و شتم واقع شوند را چنان عوض کند که تبدیل به یکی از محبوبترین افراد در میان آنها شود و این نه تنها  به مذاق ماموران سازگار نیست بلکه با ذات جمهوری اسلامی که منشاء و سرچشمه نفاق و دشمنی میان انسانها است کاملا" در تضاد است، در واقع او توانست با ایجاد جو دوستی و همکاری میان چهار گروه زندانیان تمامی طرح ها و نقشه های نفاق افکنانه ی جمهوری اسلامی را درهم بشکند .عوامل جمهوری اسلامی وقتی دیدند نمی توانند با جدا نگه داشتن آنها در بندهای مختلف اتحاد و همبستگی زندانیان را خنثی کنند به نظر خودشان عامل همبستگی را، از زندان تبریز به یک زندان دیگر تبعید کردند.

اما چرا زندان یزد؟؟؟

طبق بررسی و تحقیقات انجام شده جو و فضای زندان یزد نسبت به تمامی زندانها ی ایران بسیار عقب مانده ،خرافاتی و حتی بسیار مذهبی است تا حدی که وقتی بروجردی در زندان یزد بود تبدیل به رمال زندان شده بود زندانیان فوج، فوج صف می کشیدند تا او برایشان سرکتاب باز کند، فال تسبیح"استخاره" بگرداند و الی آخر، حال یک کارگر مبارز و آگاه را به چنین جو خرافاتی فرستادند، تا شاید از این طریق بتواننداو را بکشند، چرا که از طریق شکنجه و بازجوییهای 4 ماهه و تهدیدهای گوناگون حتی نتوانستند از او یک امضا برای برگه های بازجوییشان بگیرند.نگهداری کارگر آگاه در زندان یزد مانند شکنجه زندانیان در دهه شصت با روش قیامت 80 در صدی، حاج داود جنایت کار است.
ما با شناختی که از او داریم امیدواریم که آنجا نیز بتواند وظیفه ی یک کارگر آگاه را انجام بدهد .اما این امیدواری به این سادگی نیست بلکه به تمامی قوای ما و کمک ما نیاز دارد. هم خود او در زندان به حمایت های مالی و معنوی ما احتیاج دارد و هم خانواده اش بخصوص مادرش نیاز به حمایت ما دارد تا بتوانند هم روحیه و هم توان مالی سفر از تبریز به یزد را داشته باشند تا شاهرخ از نظر ارتباط با بیرون احساس مشکل و دلسردی نکند .
در زندان تبریز  محدودیتهای جدید و زیادی ایجاد کرده اند. اما اخبار ی که می رسد نشان از ادامه مبارزه دارد پس از انتقال شاهرخ به زندان یزد و برگرداندن زندانیان اعتصابی به بندهای قبلی که باعث گردید آنها اعتصاب خود را بشکنند جو زندان آرام شده بود. مسئولین و مأموران زندان کنترل و مراقبت ها را افزایش داده اند ولی مجددا" پنج زندانی را از هم جدا کرده و به بندهای دیگر پراکندند و اکنون خبردار شدیم که نیهات تونجر و جمهور اوزگوچ از روز شنبه 12/3/1391 دور دوم اعتصاب غذای خود را شروع کردند که هنوز ادامه  دارد،از سه نفر دیگر هنوز خبری در دست نداریم.  شاهرخ طی چند   روز گذشته توانسته دو بار با مادرش تماس بگیرد وی هنوز در بند قرنطینه زندان یزد است و طبق سفارشات وزارت اطلاعات و مسئولین قوه قضاییه در آنجا تحت فشارهای شدید و ماشین شکنجه جمهوری اسلامی قرار دارد .

ما ضمن محکوم کردن حرکتهای رذیلانه مأموران و عوامل قضایی و انتظامی سازمان زندانها  خواهان آزادی بی قید و شرط شاهرخ زمانی و تمامی زندانیان کارگری و سیاسی هستیم. در همین حال از تمامی تشکل های کارگری ،فعالین کارگری ،احزاب و سازمانها و نهادهای داخلی و بین المللی می خواهیم بطور مستمر و متحدانه برای مقابله با ظلم و ستمی که از طرف جمهوری اسلامی به زندانیان روا داشته می شود اعتراضات عملی نمایند و از روابط جهانی خود هر کدام در جهت گسترش و هم سو کردن اعتراضات و حمایت ها استفاده نمایند .
 ما از کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده و رضا شهابی می خواهیم تدابیری در جهت همبستگی و هماهنگ کردن فعالیت خود بیاندیشند و برنامه مشترک انجام دهند . شاهرخ با عملکرد خود در زندان به ما می آموزد که تنها راه پیروزی ،همبستگی و گسترش اعمال متحدانه است و هر چند که او خود تاوان سنگینی برای ایجاد دوستی و محبت میان زندانیان می پردازد اما برای ما رهنمودی پرارزش است که می توان در سخت ترین شرایط نیز انجام وظیفه کرد .
حکومت جمهوری اسلامی ذاتا" حکومت ضد بشری و تواب ساز است . کلیه نهاد های ضد بشری این نظام از بالا تا پایین به طور سیستماتیک تلاش می کنند، کارگران مبارز ، انسانهای آزادیخواه و انقلابی را به تواب تبدیل کنند و اگر نتوانستند، آنگاه آنها را طی روش های غیر انسانی به سکوت، فلاکت و اضمحلال بکشانند، در این رابطه می توان نمونه های بسیاری را مثال زد از جمله رضا شهابی که در اثر عواقب زندان و فشار ها و شکنجه ها هر روز بخشی از جسم و روح او دچار مشکل می شود یا جاوید هوتن کیان ، بهنام ابراهیم زاده ، علی نجاتی،نرگس محمدی،نسرین ستوده و... که هر کدام به نحوی بر اثر شکنجه های جسمی و روحی دچار عارضه های شده اند.و اکنون ماموران جانی جمهوری اسلامی سرمایه داری تلاش می کنند، شاهرخ زمانی را که از هیچ طریقی نتوانستند بشکنند با انتقال به زندان یزد و شکنجه های جسمی و روحی دیگر دچار ضایعه کنند تا اگر زمان آزادیش رسید تبدیل به یک بیمار مفلوک شده باشد. چنین است، که مجموعه جمهوری ضد بشری اسلامی سرمایه داری می خواهد، اعتراضات و انقلاب کارگری آتی ایران را از جهت وجود رهبران انقلابی در مضیغه  قرار دهد، تا امکان پیروزی کارگران را قبل از شروع به صفر رسانده باشد.

در مقابل جنایت کاران اسلامی وظیفه کارگران ، دانشجویان ، جوانان و مردم انقلابی چیست؟

پاسخ ما به این سوال این است :

برای داخل ایران - تشکیل هسته ها و کمیته های انقلابی توسط کارگران ، دانشجویان ، معلمان ، زنان ، جوانان و مردم آزادیخواه در محل کار و زندگی است. مقدمات سازماندهی توده ها حول محور مطالبات مشترک از جمله ، حق تشکل ،پرداخت دستمزدهای معوقه ، افزایش دستمزد ها ، کنترل تورم و گرانی ، جلو گیری از اخراج ها ، کار دائم ، لغو قراردادهای موقت، آزادی زنان ، آزادی بیان و قلم ، آزادی اعتصاب ، آزادی زندانیان و... توسط هسته ها و کمیته های انقلابی ممکن می شود. که تنها از طریق همبستگی و اتحاد عملها در نقاط مشترک که مطالبات فوق خواست مشترک واضح همه ای نیرو ها است می توان جمهوری اسلامی سرمایه داری را به عقب نشانده ، زمینه وبستر تشکیل سازمانهای اقتصادی و سیاسی طبقه کارگر را ممکن کرد.
برای نیروهای خارج از ایران – پشتیبانی عملی – همه جانبه از فعالیت های داخل بطور متحدانه در نقاط مشترک ، کسب حمایت های معنوی و عملی از طرف نهاد ها و سازمانهای کارگری و انقلابی کشور های دیگراز طریق عمل متقابل، همچنین شناساندن هر چه بیشتر مبارزات داخل به آنها است. بدون شک با رشد مبارزات داخل ما به پشتیبانی و حمایت های گسترده هم طبقه های خود بیش از پیش نیاز خواهیم داشت ، اکنون انجام این امر هم ضرورت تاریخی دارد و هم ممکن است. که البته به وضوح طی چند دهه اخیر تجربه کرده ایم،از طریق عمل پراکنده و خرده کاری ممکن نخواهد شد ، بلکه نیاز به فعالیت مشترک ، سازمان یافته و متحدانه دارد، در غیر این صورت آگاهانه دچار عدم انجام وظیفه شده ، سر بزنگاه باعث شکست مبارزات طبقه کارگر ایران خواهیم شد. که با هیچ عذر و بهانه امکان توجیه نخواهیم داشت.

پیش به سوی اتحاد بیشر برای فشار بیشتر

پیش به سوی مبارزات متحدانه و گسترده با شعار:

کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
  
کمیته جمایت از شاهرخ زمانی

17/3/1391نان آآآااا

۱۳۹۱ خرداد ۱۲, جمعه

مصاحبه ی رادیو ندا با مادر شاهرخ زمانی در رابطه با تبعید او به زندان یزد

ما در زندان ها درد و رنج کشیدیم تا شاه رفت، حالا آقایان آمدند کار را به دست گرفتند و با ما این طور می کنند....

http://radioneda.wordpress.com/2012/05/31/rn-431/

۱۳۹۱ خرداد ۹, سه‌شنبه

تبعید شاهرخ زمانی به زندان یزد



در پی خارج کردن شاهرخ زمانی با دست بند و پابند از زندان تبریز، خبرهای دریافتی حاکی از این است که این کارگر مبارز به زندان یزد منتقل شده است. ماموران وزارت اطلاعات در حالی شاهرخ زمانی را به زندان یزد تبعید کرده اند که دادگاه هیچ گونه حکمی در این رابطه نداشته و این انتقال به طور کاملا غیر قانونی انجام شده است. بدین ترتیب سیر آغاز شده در روند دستگیری و پرونده سازی برای این فعال کارگری که از نزدیک به یک سال پیش آغاز شده، هم چنان ادامه دارد و رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی حتی به قوانین ارتجاعی خود نیز کوچک ترین اعتنایی نمی کند.
این تبعید علاوه بر افزایش فشار بر روی شاهرخ زمانی، فشار مضاعفی نیز خواهد بود برای خانواده ی وی که از ملاقات های محدود و هر چند وقت یک بار نیز محروم خواند شد.
هم چنین مطابق خبرهای دریافتی از زندان تبریز در پی خارج کردن ناگهانی شاهرخ زمانی از این زندان از همان لحظات اول، جو زندان متشنج بوده و زندانیان و همبندان وی به شدت به این موضوع معترض هستند.
ما ضمن محکومیت شدید این تبعید از تمامی فعالین کارگری و سیاسی می خواهیم تا به هر نحو شده در مقابل این اقدامات جمهوری سرمایه داری اسلامی که برای فشار هر چه بیشتر جهت در هم شکستن مقاومت این کارگر مبارز است ایستاده و با اتحاد عمل آزادی شاهرخ زمانی و سایر کاگران مبارز و زندانی را محقق کنند.

کمیته ی حمایت از شاهرخ زمانی

1391/3/9

۱۳۹۱ خرداد ۷, یکشنبه

انتقال شاهرخ زمانی از زندان تبریز به محلی نامعلوم

مطابق اخبار دریافتی از زندان تبریز ساعت دو بعد از ظهر امروز هفتم خرداد ماه ماموران اداره ی اطلاعات شاهرخ زمانی را با دست بند و پابند از زندان تبریز خارج کرده و به مکان نامعلومی انتقال داده اند.
این انتقال بدون هیچ گونه توضیح و دلیل قانونی انجام گرفته و موجب نگرانی شدیدی در بین خانواده و دوستان شاهرخ زمانی شده است. به نظر می رسد رژیم سرمایه داری اسلامی دور جدیدی از فشارها را برای در هم شکستن مقاومت این کارگر زندانی آغاز کرده است.
ما از تمامی فعالین کارگری و سیاسی می خواهیم تا متحدانه در مقابل این توطئه بایستند.
خبرهای تکمیلی در این زمینه متعاقبا اعلام خواهد شد.
هم چنین صبح امروز محمد جراحی با انتقال به بند خود و رسیدن به خواسته هایش ( حق تلفن، ملاقات، هواخوری و... ) به اعتصاب غذای خود پایان داده است.

کمیته ی حمایت از شاهرخ زمانی
1390/3/7

۱۳۹۱ خرداد ۴, پنجشنبه

کمپین دفاع برای آزادی رضا شهابی


کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد!

 بنا بر خبر منتشر شده در سایت کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ، محمد جراحی ، عضو کمیته ی پیگیری ایجاد تشکل های کارگری  به همراه سه نفر دیگر  از هم بندان خوددر اعتراض به احکام ضد کارگری که علیه ایشان صادر شده   دست به اعتصاب غذا زده است .

"ما اعضای کمپین دفاع برای آزادی رضا شهابی "در گوتنبرگ سوئد حکم صادره برای محمد جراحی را محکوم کرده  و ضمن احترام به تصمیم ایشان در مورد اعتصاب غذا ، از ایشان تقاضا داریم که جهت ادامه مبارزه ، به اعتصاب غذای خود پایان دهد تا در شرایط جسمی بهتری بتواند به مبارزه طبقاتی خود ادامه دهد.

ما از تمامی فعالین و مدافعین طبقه کارگر در خارج از کشور خواستاریم در محل زندگی خود، در دفاع از جنبش کارگری ایران  و فعالین و پیشروان این جنبش دست به اعتراض بزنند تا  بتوانیم به سهم  صدای حقانیت  جنبش کارگری ایران باشیم .
 ما اعضای کمپین دفاع از رضا شهابی همانطور که قبلا اعلام کرده بودیم در روز شنبه ، 26 ماه مه ، ساعت 3 تا 6 در برنس پارکن در شهر گوتنبرگ – سوئد ، در اعتراض به حکم زندان رضا شهابی و تمامی کارگران زندانی ،  تجمع خواهیم کرد و بر علیه تمامیت نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران شعار خواهیم داد   .
" در ضمن منبع خبری ما در باره وضعیت رضا شهابی ، کمیته دفاع از رضا شهابی می باشد . آدرس تماس با این کمیته و همچنین آدرس وبلاگ و نام و شماره تلفن سخنگوی این کمیته در داخل ایران به قرار زیر می باشد؛

www.k-d-shahabi.blogspot.com
k.d.shahabi@gmail.com
سخنگوي كميته دفاع : آقاي محمود صالحي : 09357353412"

" کمپین دفاع برای آزادی رضا شهابی " گوتنبرگ – سوئد

22/05/2012

۱۳۹۱ خرداد ۲, سه‌شنبه

بیانیه 45


سرکوب گسترده در سطح شهر و فشار مضاعف در زندان تبریز - اعتصاب غذای محمد جراحی کارگر زندانی

خبرهای رسیده از شهر تبریز حاکی از آن است که فشار مضاعفی در زندان تبریز به زندانیان سیاسی اعمال می شود. این فشارها شامل تعویض پیاپی و بی دلیل بندهای زندانیان، محروم کردن آنان از حقوق اولیه ی خود مانند تلفن، هواخوری، ملاقات و... تهدیدهای جانی، اجیر کردن عده ای برای آزار  و اذیت آن ها و... می شود. مدت هاست که رژیم سرمایه داری اسلامی با به صدا درآمدن ناقوس پایان حیات جنایت کارانه اش بر شدت سرکوب و خفقان در جامعه افزوده است. در همین راستا برخوردهای امنیتی با فعالین سندیکایی و کارگری و سایر فعالین مدنی و سیاسی را در دستور کار خود قرار داده است. در شهر تبریز نیز این سرکوب در ابعاد مختلف اعمال می شود. علاوه بر دستگیری های پی در پی فعالین مدنی و سیاسی، رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی اقدام به پرونده سازی برای فعالین مدنی بدون دستگیری آن ها و گرو نگه داشتن وثیقه های سنگین و صدور احکام زندان برای آن ها می کند. در همین راستا در ماه های اخیر، ده ها فعال مدنی و سیاسی با احضار به ستاد خبری اداره ی اطلاعات و متعاقب آن بازپرسی شعبه ی چهار دادگستری تبریز - شعبه ای که ریاست آن را بازپرس مزدور وزارت اطلاعات هاشم زاده بر عهده دارد - با پرونده سازی های واهی و صدور قرارهای وثیقه ی سنگین رو به رو شده اند، که پرونده ی عده ای از آن ها به شعبه ی یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حمل بر ارسال شده و احکامشان صادر شده و عده ای نیز در انتظار صدور حکم هستند. هم چنین بنا بر اخبار موثق در هفته های اخیر رژیم اقدام به احضار و تهدید ده ها زندانی سیاسی دهه ی شصت، که سال های طولانی از عمر خود را در اسارت در زندان های قرون وسطایی جمهوری اسلامی گذرانده اند، در شهرهای مختلف علی الخصوص تبریز کرده و آن ها را ساعت ها تحت بازجویی و فشار قرار داده است. در آخرین مورد نیز دیروز اول خرداد ماه در شهرهای تبریز و ارومیه نیروهای سرکوب رژیم اقدام به دستگیری گسترده ی فعالین مدنی و مردم عادی که در اعتراض به خشکاندن دریاچه ی ارومیه به خیابان ها آمده بودند کرده و مردم را در سطح معابر این دو شهر مورد ضرب و شتم قرار داده اند. خبرهای رسیده از تبریز حاکی از آن است که مزدوران رژیم با هجوم به قهوه خانه ها و اماکن عمومی اقدام به دستگیری فله ای شهروندان تبریزی کرده اند.
در کنار تمامی این ها زندانیان سیاسی و کارگری که در حال طی کردن مدت محکومیت خود در زندان تبریز هستند نیز از آزار و اذیت عوامل ارتجاع مذهبی در امان نیستند. این زندانیان از بدو ورود به زندان با انواع توهین ها و تهدید ها مواجه اند. چندی است که مسولان زندان با دستور اداره ی اطلاعات با انتقال زندانیان سیاسی و کارگری به بندهای خطرناک متادون اقدام به اعمال فشار مضاعف بر آن ها کرده اند. بندهای سه گانه ی متادون زندان تبریز مملو از معتادین به مواد مخدر بوده و بیماری های خطرناک ایدز و هپاتیت در آن ها به شدت شیوع دارد. هم چنین این زندانیان را از حقوق حقه ی خود اعم از تلفن، ملاقات و... محروم کرده اند. در اعتراض به این فشارهای ضد بشری از بیست و هشتم اردیبهشت ماه، کارگر مبارز محمد جراحی، به همراه سه زندانی دیگر به نام های جمهور اوزگوچ، نیهات تونجر و هادی میرزا علی در اعتصاب غذا به سر می برند و به بند ویژه ی ( سلول های انفرادی ) زندان تبریز منتقل شده اند. این زندانیان علام کرده اند تا رفع این فشارها و بازگردانده شدن به بندهای خود به اعتصاب غذای خود ادامه خواهند داد.محمد جراحی که خرداد ماه سال گذشته بازداشت و تحت شکنجه و فشارهای غیر انسانی قرار گرفته بود، در نهایت از طرف قاضی حمل بر به تحمل پنج سال حبس تعزیری محکوم شده با وثیقه ی صد میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شده بود، مجدداً دی ماه سال گذشته به همراه شاهرخ زمانی دستگیر و برای تحمل مدت محکومیت خود به زندان تبریز منتقل شد. اعتصاب غذای وی با توجه به وضعیت جسمی و سن و سالش نگرانی های زیادی را در خانواده و دوستان این کارگر مبارز ایجاد کرده است. هم چنین انتقال این زندانیان به بند ویژه باعث شده که از پنج روز پیش تا کنون هیچ اطلاعی از وضعیت آنان در دست نباشد.
این سرکوب گسترده نشان از انفجاری بودن شرایط عینی تبریز و ترس و واهمه ی روزافزون رژیم از این مساله دارد. ما از تمامی فعالین کارگری و سیاسی می خواهیم تا در این شرایط حساس در مقابل توطئه های سرمایه داری حاکم بر ایران خاموش نمانده و به هر شکل ممکن از مبارزان سیاسی و فعالین مدنی دربند حمایت عملی انجام دهند. بیایید تا با اتحاد عمل، عوامل سرمایه داری را وادار به عقب نشینی کرده و آزادی زندانیان سیاسی و مدنی را باز پس گیریم.

پیش به سوی اتحاد بیشر برای فشار بیشتر

پیش به سوی مبارزات متحدانه و گسترده با شعار:

کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد

کمیته جمایت از شاهرخ زمانی

1391/ 3 / 2

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۸, پنجشنبه

آخرین خبر در رابطه با شاهرخ زمانی



آخرین خبر در رابطه با شاهرخ زمانی این است که مسئولین زندان متوجه شده اند که تعدادی از زندانیان تصمیم به اعتراض و اعتصاب غذا نسبت به وضعیت ناهنجار نظافتی و غذایی زندان گرفته اند ،برای جلوگیری از اعتراض زندانیان شاهرخ زمانی و تعدادی از زندانیان را از تسهیلات عمومی زندان محروم کرده اند. همچنین شایعه است که شاهرخ زمانی را نیز به انفرادی فرستاده اند .

پیش به سوی اتحاد بیشر برای فشار بیشتر

پیش به سوی مبارزات متحدانه و گسترده با شعار:

کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

28/2/1391

اعلام حمایت کمیته حمایت از شاهرخ زمانی از « کمپین دفاع برای آزادی رضا شهابی» در گوتنبرگ سوئد



  چندی پیش با خبر شدیم که تنی چند از فعالین کارگری ، ساکن در شهر گوتنبرگ سوئد اقدام به تشکیل کمپینی در دفاع  از آزادی رضا شهابی فعال کارگری دربند زده اند .


 ما نیز چون آنان نیاز به این دسته حرکت ها و فعالیت ها را برای جنبش کارگری ایران  لازم  و حیاتی میدانیم و عقیده داریم که  هرچه بیشتر فعالین کارگری در ایران و در خارج از ایران باید  گرد هم آمده  تا در دفاع از فعالین  کارگری به صورت یک صدا و یک پارچه تری عمل کنند


ما در کمیته حمایت از شاهرخ زمانی از این کمپین اعلام حمایت کامل میکنیم و از تمامی رفقای خود نیز می خواهیم که در دفاع از رضا شهابی از این کمپین حمایت کرده و هر کمکی که میتوانند به صورتی عملی به  این کمپین آزادی خواهانه بکنند ، ما  نیز در اینجا از فعالین این کمپین درخواست میکنم که در راستای اهداف این کمپین هر کمکی که از دست ما برمی آید به ما اعلام کنند.


پیش به سوی اتحاد بیشر برای فشار بیشتر

پیش به سوی مبارزات متحدانه و گسترده با شعار

کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد

کمیته جمایت از شاهرخ زمانی

1391/2/28

بیانیه 44


شاهرخ زمانی کارگر نقاش و عضو هییت باز گشایی سندیکای نقاشان و تزئینات ساختمانی و عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری را بدون هیچ دلیل و مدرکی دستگیر کرده، بر علیه او پرونده سازی کردند. علی رغم اینکه در پرونده ساخته شده نیز هیچ مدرک و دلیلی برای محاکمه او وجود ندارد.طبق اعترافات قاضی پرونده حملبر که در دادنامه به صورت واضح نوشته است که شاهرخ زمانی تمامی اتهامات را رد کرده است . پس او کاملا" بیگناه است. اما کاملا" غیر قانونی، شاهرخ را بنا به اعترافات شخص دیگری(متهم ردیف چهارم) محاکمه کرده و با اتهامات دروغین به 11 سال زندان محکوم نمودند.اکنون در زندان تبریز با ایجاد جو و فضای نامناسب و خطر ناکی برای او و دیگر زندانیان سیاسی و کارگری زندان را به جهنم واقعی تبدیل کرده اند. ما بدون هیچ قید و شرطی خواهان آزادی فوری شاهرخ زمانی و دیگر زندانیان کارگری و سیاسی هستیم . در این راستا از تمامی کارگران ، تشکل ها ، نهادها و آزادیخواهان و جوانان می خواهیم از هر طریق ممکن بر جمهوری اسلامی جهت آزادی زندانیان فشار بیاورند.

دور جدید فشار علیه زندانیان را محکوم می کنیم

از تاریخ 24/2/91 در زندان مرکزی تبریز مأموران مجددا" فشار علیه زندانیان سیاسی و کارگری از جمله شاهرخ زمانی ،نیهات تونجر ،جمهور اوزگوچ ،محمد جراحی ،هادی میرزا علی و جاوید هوتن کیان و ... را شدت بخشیده اند .این زندانیان  در استفاده از تلفن ،هواخوری ،ملاقات و حقوق حقه ی دیگر محدود  و برخی کاملا" محروم شده اند . لازم به ذکر است دو زندانی به نامهای جمهور اوزگوچ و نیهات تونجر در اعتراض به فشارهای وارده از امروز دست به اعتصاب غذا زده اند و اکنون در سلول انفرادی به سر می برند
در این موج جدید اذیت و آزار  زندانیان اشخاص مختلف از جمله رؤسای بندها ،افسر نگهبان ها ،رئیس زندان و معاونین او همچنین آخوند زندان (امام جماعت ) و نیز مسئولین قوه قضاییه مستقر در زندان و بازجوها و دیگر مأموران وزارت اطلاعات به صورت سیستماتیک هماهنگ شده و یک دست عمل می کنند و به شکایتها و درخواستهای کاملا" قانونی زندانیان رسیدگی نمی کنند و هر روز به بهانه ای اتاقهای زندانیان را زیر و رو می کنند معلوم نیست به دنبال چه  می گردند؟ در این بازدیدها و بازرسی ها لوازم زندانیان ضمن اینکه بسیاری از وسایل آنها را تخریب می کنند مواقع بسیاری نیز اموال زندانیان مانند سیگار ،فندک ،خوراکی ها ، خودکار و کاغذ و پول اندکی که دارند  توسط مأموران به سرقت برده می شود و اگر کسی اعتراض یا شکایتی بکند نه تنها به شکایت او رسیدگی نمی شود بلکه فرد معترض و شاکی هر چه بیشتر تنبیه شده و ضمن محروم کردن او از تسهیلات عمومی او را به انفرادی نیز منتقل می نمایند . در دور جدید تشدید فشار بر زندانیان اصل موضوع را بیان نمی کنند در حال حاضر بهانه ی آنها استفاده زیاد برخی از زندانیان از حیاط ،تلفن ،جمع شدن در یکجا و صحبتهای دسته جمعی است البته جسته و گریخته به صمیمی تر شدن زندانیان عادی با زندانیان سیاسی نیز اشاره می شود که مأموران از این موضوع ناخرسند هستند .در این مورد زندانیانی که بیشتر از همه مورد آزار و اذیت هستند عبارتند از جمهور اوزگوچ ،جاوید هوتن کیان ،هادی میرزاعلی و شاهرخ زمانی ،لازم به ذکر است که اخیرا" در میان زندانیان شایعه شده مسئولین زندان هدف اصلیشان اذیت و آزار شاهرخ زمانی است چون آنها فکر می کنند او در زندان باعث همبستگی و آگاهی رسانی بین زندانیان می شود ،این بهانه را علنی اعلام نمی کنند و بقیه زندانیان را نیز به خاطر رد گم کردن همراه شاهرخ تحت فشار گذاشته اند اگر چنین شایعه ای واقعیت داشته باشد کارگران و فعالین کارگری همچنین سازمانها و احزاب و نهادهای حقوق بشر باید هر چه زودتر و بیشتر از زندانیان تحت فشار حمایتهای لازم را به عمل آورند تا طرح جدید جمهوری ضد بشری اسلامی با شکست روبرو شود .
ما ضمن محکوم کردن دور جدید تشدید فشار بر زندانیان خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط همه زندانیان کارگری و سیاسی هستیم در همین حال از تمامی نهادها ،کارگران ،احزاب و سازمانها می خواهیم متحدانه و با برنامه های دقیق اقدام به تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی نمایند



پیش به سوی اتحاد بیشر برای فشار بیشتر

پیش به سوی مبارزات متحدانه و گسترده با شعار:

کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد

کمیته جمایت از شاهرخ زمانی

28/2/1391

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۶, شنبه

عکسهای سری دوم از مراسمهای روز جهانی کارگر 2012 در ترکیه
















بیانیه مادران پارک لاله، محکومیت اعدام و زندان

احکام زندان و اعدام فعالان سیاسی – مدنی را محکوم می کنیم!
در آغاز سال جدید و بهار طبیعت هستیم، بهار فصل زایش و تازگی و نو شدن فصل گل و شکوفه و باران و سرسبزی طبیعت است، بهار فصل زندگی است. اما در این روزهای بهاری که بارش های زندگی بخش و نسیم بهاری جان مان را تازگی می بخشد، خبرهای ناخوشایندی به گوش می رسد.
فقط در فروردین سال 91، مطابق گزارش های ثبت شده، تعداد 35 مورد صدور و اجرای حکم اعدام در زندان ها و در ملاء عام توسط واحد آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ثبت شده است و بار دیگر حکم تاییدی بر آن است که کشورمان از نظر امتیازبندی رتبه دوم و به نسبت جمعیت، رتبه اول در تعداد اعدام ها را دارد و حکم های پیاپی نا عادلانه قوه قضاییه و اعتراض زندانیان به اشکال مختلف، آن ها را با خطر مرگ روبرو کرده است.
بر اساس گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، برای 28 زندانی سیاسی، حکم اعدام صادر شده است که از این تعداد زندانیان کرد وضعیت وخیم تری دارند. زانیار و لقمان مرادی، حبیب الله گلپری پور، شیرکو معارفی، حبیب الله لطیفی، سعید ملک پور، حمید قاسمی شال، عبدالرضا قنبری، غلامرضا خسروی سوادجانی و یوسف ندرخانی ده تن از زندانیانی هستند که حکم اعدام شان در دادگاه تجدید نظر یا دیوان عالی کشور تایید شده است و هر لحظه در خطر اعدام قرار دارند.
 در کنار همه  این بی عدالتی ها، شرایط  اسف بار زندان های کشور که در بسیاری موارد حتی تا 5 برابر ظرفیت، زندانی در خود جای داده اند، باعث شده که زندانیان از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود محروم باشند و در شرایط بحرانی بسر برند. به نحوی که برای رسیدن به    بدوی ترین حقوق انسانی خود مجبور به اعتصاب غذاهای طولانی مدت شده و از جان خود مایه می گذارند. در این رابطه می توان از دو زندانی کرد نام برد، شیرکو معارفی از تاریخ 16 فروردین 1391 در اعتراض به نامشخص بودن وضعیت اش اعتصاب غذا کرده است و علی مرادی در اعتراض به حکم سنگین 21 سال و تبعید در زندان بندرعباس   از همان تاریخ لبانش را دوخته است.
اجرای حکم شلاق برای زندانیان سیاسی و سایر زندانیان و هتک حرمت و بر باد دادن حیثیت زندانیان که از مصادیق بارز شکنجه است، از دیگر موارد نقض آشکار حقوق بشر در زندان هاست.
 جا دارد باز هم از کارگران و فعالان کارگری زندانی، رضا شهابی، علی اخوان، علی نجاتی، شاهرخ زمانی، محمد جراحی و نیز بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری جنبش لغو کار کودکان که هم اکنون دوره 5 ساله زندان خود را می گذراند و نیز رسول بداغی از معلمان زندانی یاد کنیم که به جرم دفاع از حق تشکل  مستقل و حقوق صنفی خود، محکوم شده اند سال های زیادی از عمرشان را در زندان بسر می برند. 
هم چنین جا دارد از 29 دانشجوی در بند زندان های سراسر کشور به ویژه مجید توکلی، مجید دری، بهاره هدایت، مهدیه گلرو و... یادی کنیم که تحت شدید تربن فشارها  بوده و هستند. از فعالان زنان می توان محبوبه کرمی را نام برد که با تنی بیمار، مادر و پدرش را به ترتیب پس از هر بار بازداشت از دست داده است.
در کنار این موارد آشکار نقض حقوق بشر، روزنامه نگاران و فعالان مدنی و حقوق بشری دیگری نیز چون محمد صدیق کبودوند، احمد زیدآبادی و وکلای شجاع مانند عبدالفتاح سلطانی، نسرین ستوده و محمد سیف زاده به جرم دفاع از موکلان خود در زندان بسر می برند و از حقوق اولیه یک زندانی عادی نیز محرومند. محمدعلی دادخواه یکی دیگر از وکلای شجاع و متعهد کشورمان می باشد که به جرم دفاع از موکلانش به 9 سال حبس تعزیری، ده سال محرومیت از وکالت و تدریس، جزای نقدی و شلاق محکوم شد. او باید روز 16 اردیبهشت خود را به اجرای احکام معرفی کند. هم چنین فعالان سیاسی، مدنی و مذهبی نیز در زندان عمر خود را سپری می کنند، بدون اینکه  خودشان یا خانواده شان هیچگونه پاسخی از قوه قضاییه حکومت اسلامی دریافت کنند.
در همین اواخر نیز نرگس محمدی فعال حقوق بشر و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر برای سپری کردن دوره 6 ساله حبس خود توسط حکومت و با بی شرمی تمام بازداشت شد. او علیرغم داشتن دو فرزند خردسال و مسئولیت نگهداری از آنها، در زندان به بیماری فلج عضلانی مبتلا شده است.
در رابطه با مادران پارک لاله و به جرم همدردی و همراهی با مادران عزادار، تعداد زیادی بارها احضار، تهدید و بازداشت و تعدادی نیز به حبس های طولانی محکوم شده اند. ژیلا کرم زاده مکوندی و لیلا سیف اللهی به دو سال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی و نادر احسنی به دو سال حبس تعزیری محکوم شده اند که ژیلا کرم زاده در ششم دی ماه سال 1390 دستگیر و هم اکنون در زندان اوین است. او دارای فشار خون بالاست و به دلیل غذای نامناسب زندان، گاهی دچار افزایش فشار می شود، ولی در حال حاضر تحت کنترل بهداری زندان اوین است.
چند تن دیگر از این انسان های عاشق و معترض به بی عدالتی در دادگاه بدوی حکم گرفته اند. ژیلا مهدویان به سه سال حبس تعزیری و 2 سال حبس تعلیقی، دخترش به شش ماه حبس تعزیری، ام البنین ابراهیمی به سه سال حبس تعلیقی، حکیمه شکری و ندا مستقیمی و آقای رمضانی منتظر رأی دادگاه هستند.
فرد دیگری به نام سید محمد ابراهیمی نیز از 23 آذر 89 به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" و "توهین به رهبری" و "جنگ نرم علیه نظام" بازداشت شده و تحت شدیدترین شکنجه ها و آزار و اذیت قرار گرفته است؛ نزدیک به دو ماه در آسایشگاه روانی بستری شده و پدرش با روبرو شدن با شرایط سخت او، تحمل را از کف داده و از غصه دق کرده است. او که در تاریخ 23 فروردین از حضور در دادگاه انقلاب خودداری کرد به اتهام واهی رابط بین مادران عزادار و رهبران جنبش سبز و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده است.  
در کنار همه این بی عدالتی ها و تضییع حقوق اولیه انسانی، منصوره بهکیش یکی از اعضای خانواده های جان باختگان دهه 60 و از مادران پارک لاله است که در دادگاه بدوی با حکمی سنگین به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است که اعتراض های زیادی را به دنبال داشت.
ما مادران پارک لاله در آستانه روز 19 اردیبهشت، یاد فرزاد کمانگر معلم مبارز و فعال حقوق بشر و محیط زیست، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان را گرامی می داریم. آنها دو سال قبل در چنین روزی به اتهام های واهی اعدام شدند.
فرزاد کمانگر که قبل از اعدام به مدت 4 سال در بازداشت و تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار داشت، جان خویش را در راه آرمان های انسانی خود نهاد. دایه سلطنه، مادر فرزاد این مادر مبارز و دادخواه، در اولین سالگرد اعدام این فرزند راستین مردم گفت: " فرزاد مال یک خانواده نیست، او متعلق به  یک ملت است" و به همین مناسبت جمعی از فعالان مدنی و معلمان روز 19 اردیبهشت را روز نفی خشونت و دفاع از حق حیات و یا روز معلم آزاده نامیدند.
ما مادران پارک لاله، برای جلوگیری از تکرار جنایت، تمامی احکام ناعادلانه زندان و اعدام فعالان سیاسی–مدنی و تمامی آزادی خواهان ایران را که در این سی و سه سال برای دفاع از عقیده خود به زندان افتاده یا اعدام شده اند را به شدت محکوم می کنیم و بر سه خواسته همیشگی خود، لغو مجازات اعدام، محاکمه عادلانه و علنی آمران و عاملان جنایات صورت گرفته در دوران حکومت سیاه جمهوری اسلامی و آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی پای می فشاریم و تا تحقق این خواسته ها از پای نخواهیم نشست.
ما عمیقا باور داریم که دوران دیکتاتوری و استبداد  بسر رسیده و تنها در جهانی عاری از هر گونه قتل و کشتار و شکنجه و زندان، می توان آزادی و عدالت را باور داشت.


مادران پارک لاله

14 اردیبهشت 1391

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۵, جمعه

جمع آوری امضا به حمایت از کارگران ایران توسط فعالین کارگری ترکیه





گروهی از فعالین کارگری ترکیه با انتشار متنی و جمع آوری هزاران امضا از کارگران ترکیه‌ای، به فراخوان «انجمن همبستگی بین‌المللی کارگران» در جهت حمایت از کارگران ایرانی پاسخ دادند.
به گزارش فعالین شبکه همبستگی کارگران ایران، متن این فراخوان و امضاهای اولیه ی آن به شرح زیر است:
پاسخ عظیم به فراخوان «انجمن همبستگی بین المللی کارگران»
همبستگی با طبقه کارگر ایران رو به رشد است
کمپین انجمن همبستگی بین‌المللی کارگران(UID-DER) با عنوان «سرکوب طبقه کارگر ایران را متوقف کنید» توجه قابل ملاحظه‌ای را به سوی خود جلب کرده است. این کمپین نه تنها از سوی کارگران، که هم چنین از طرف رهبران و مقامات اتحادیه های کارگری، روشنفکران، هنرمندان، دانش پژوهان، نمایندگان احزاب و انجمن های همسو با منافع کارگران، حمایت می شود.
افراد و سازمان های مذکور، توجه خود به مسأله‍ سرکوب کارگران در ایران را با امضا کردن طومار اعتراضی پیش رو به معرض نمایش می گذارند. به واسطه این کمپین ما تلاش داریم تا کارگران، اتحادیه‌های کارگری، روشنفکران و هنرمندان را در جریان سرکوب طبقه‍ کارگر ایران و ممنوعیت فعالیت های سندیکایی در این کشور قرار دهیم. ما از نبود حق تشکل و اعتصاب در ایران، نقض حقوق و آزادی های پایه‌ای، زندانی شدن رهبران کارگری نظیر منصور اسانلو و رضا شهابی، و حتی اعدام تعدادی از رهبران کارگری به دست رژیم ایران صحبت می‌کنیم. ما تلاش داریم تا از این طریق، همبستگی بین‌المللی کارگران را جلب و تقویت کنیم.
انجمن ما، با عنوانUID-DER، ضمن حمایت از وحدت و همبستگی بین‌المللی طبقه کارگر و مخالف با حملاتی که دستاوردهای طبقه‍ کارگر را نشانه می رود، برای کسب حقوق جدید نیز مبارزه می کند. کمپین ما در مبارزه با تلاش‌های صورت گرفته برای دست اندازی به حق سنوات خدمت کارگران -در ترکیه-، وارد عمل شد و پس از تماس با صدها هزار نفر از زحمتکشان، قریب به ۶۰ هزار امضا جمع آوری نمود.
پیوندUID-DER با توده های کارگر، خود را در قالب همبستگی بین المللی نیز آشکار می سازد. انجمن همبستگی بین‌المللی کارگران با اداره‍ بخش ترکی کمپینی که اتحادیه‌های کارگری ژاپن با هدف تعطیل نمودن تمامی تأسیسات انرژی هسته‌ای در جهان ایجاد کرده بودند، توانست تا با ده‌ها هزار نفر از مردم ارتباط بگیرد. در این کمپین، ضمن افشای سرمایه داری، علت خواست تعطیلی تأسیسات هسته‌ای نیز به کارگران توضیح داده می شد. کمپین همبستگی ما در اعتراض به سرکوب و آزار طبقه‍ کارگر ایران نیز با توجه روزافزونی رو به رو گردیده است؛ صرف نظر از اتحادیه‌های کارگری، روشنفکران، هنرمندان و کارگران در فهرست زیر، ما عمیقا از تمامی برادران و خوهران خود در طبقه‍ کارگر که با امضا کردن طومار اعتراضی به کمپین پیوستند و همبستگی خود را نسبت به طبقه‍ کارگر ایران ابراز داشتند، قدردانی می کنیم.
فهرست امضا کنندگان:
Bayram Yilmaz- سرپرست انجمن همبستگی بین المللی کارگران(UID-DER)
Ertuğrul KÜRKÇÜ- نماینده پارلمان، حزب صلح و دموکراسی(BDP)
Levent TÜZEL- نماینده پارلمان، کنگره‍ی دموکرتیک مردم(HDK)
Atilay AYÇİN- سرپرست اتحادیه‍ی کارگران صنایع هوایی ترکیه(Hava-İş)
Eyüp KAPLAN- خزانه دار اتحادیه‍ی کارگران صنایع هوایی ترکیه
Gürel YILMAZ- دبیرکل اتحادیه‍ی کارگران وسایل نقلیه‍ی موتوری(TÜMTİS)
Seyfi EREZ: خزانه دار اتحادیه‍ی کارگران وسایل نقلیه‍ی موتوری(TÜMTİS)
Celalettin CAN- سخنگوی کمیته‍ی حقیقت یاب کودتای ۱۹٨۰ (۷٨’liler Girişimi Sözcüsü)
Selma GÜRKAN- حزب کارگر(EMEP)، سخنگو
Nazım ALPMAN- روزنامه نگار و شاعر
Banu GÜVEN- روزنامه نگار
Feryal ÖNEY- موسیقی دان، خواننده‍ی اصلی گروه موسیقی“Kardeş Türküler”
Erkan ASLAN: فعال اجتماعی، مهندس شیمی
Carol BRUCE- از فدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگران صنایع شیمیایی، انرژی، معدن و سایر(ICEM)
Erol KIZILELMA- سرپرست بنیاد سوسیال دموکراسی(SODEVA)
Onur HAMZAOĞLU- سرپرست دپارتمان بهداشت و درمان عمومی از دانشکده‍ی پزشکی دانشگاه کُجائیلی(Kocaeli)
Özgür MÜFTÜOĞLU- استادیار در دانشگاه مرمره(Marmara)
Cem TERZİ- پروفسور از دانشکده‍ی پزشکی دانشگاه دوکوز ایلول(Dokuz Eylül)
İzge GÜNAY- پروفسور از دانشکده‍ی پزشکی دانشگاه دوکوز ایلول(Dokuz Eylül)
Cengiz ERÇİN- پروفسور از دانشکده‍ی پزشکی دانشگاه کجائیلی
Ümit BİÇER- پروفسور از دانشکده‍ی پزشکی دانشگاه کجائیلی
Kuvvet LORDOĞLU- پروفسور از دپارتمان اقتصاد کار، دانشگاه مرمره
Fatma GÖK- دانشگاه بغازیچی
Işın Ünal ÇEVİK- پروفسور از دانشکده‍ی پزشکی دانشگاه اوفوک(Ufuk)


 لینک صفحه جمع آوری امضا انجمن همبستگی کارگران در ترکیه


Great interest for UID-DER’s Appeal! Solidarity with the Iranian Working Class is growing!

The petition campaign “Stop Repression of Iranian Working Class!” launched by the Association of International Workers’ Solidarity (UID-DER) is attracting great interest. Apart from workers, the campaign is supported by trade-union leaders and officials, intellectuals, artists, scholars, representatives of those parties and associations that are sympathetic to labour cause. They show their interest by putting their names in the petition.
We are telling workers, trade-unionists, intellectuals and artists about the repression of Iranian working class and the bans on union activity. Also we are telling that in Iran there is no right to getting unionised and strike in Iran, that the basic rights and freedoms are suppressed, that workers’ leaders such as Mansour Osanloo and Reza Shahabi were imprisoned, that some workers’ leaders were even hanged by the mullahs’ regime. We call on to develop international workers’ solidarity.
Our association, UID-DER, upholds international unity and solidarity of the working class, opposes the attacks targeting the established gains of the working class and also fights for achieving new rights. In our campaign against the attempt of abolishing the right to severance pay we came into contact with hundreds of thousands of toilers and collected nearly 60 thousand signatures. UID-DER’s bond with the working masses finds its expression in the context of international solidarity as well. Conducting the Turkish part of an international campaign launched by Japanese trade-unions for getting all nuclear power plants around the world shut down, UID-DER reached tens of thousands of people. In that campaign workers were told why nuclear power plants have to be shut down and capitalism was exposed. Our solidarity campaign to protest the repression and persecution of Iranian working class is also attracting great interest, and it is continuing. Apart from the trade-unionists, intellectuals, artists and workers listed below, we thank wholeheartedly all our brother/sister workers who joined the campaign with their signatures and expressed their solidarity with the Iranian working class.
Bayram YILMAZ: Association of International Workers’ Solidarity (UID-DER), Chairman
Ertuğrul KÜRKÇÜ: Member of Parliament, Peace and Democracy Party (BDP)
Levent TÜZEL: Member of Parliament, Democratic Congress of Peoples (HDK)
Atilay AYÇİN: Turkish Union of Civil Aviation Workers (Hava-İş), Chairman
Eyüp KAPLAN: Hava-İş, Treasurer
Gürel YILMAZ: Motor Vehicle Workers’ Union of Turkey (TÜMTİS), General Secretary
Seyfi EREZ: TÜMTİS, Treasurer
Celalettin CAN: 78’ers Initiative, Spokesperson
Selma GÜRKAN: Party of Labour (EMEP), Chairwoman
Nazım ALPMAN: Journalist-writer
Banu GÜVEN: Journalist
Feryal ÖNEY: Musician, Frontwoman of Kardeş Türküler (Songs of Fraternity) music band
Erkan ASLAN: Activist, Senior Chemical Engineer
Carol BRUCE: International Federation of Chemical, Energy, Mine, and General Workers’ Unions (ICEM), Officer for Gender Issues
Erol KIZILELMA: Foundation of Social Democracy (SODEV), Chairman
Onur HAMZAOĞLU: Kocaeli University, Faculty of Medicine, Head of the Department of Public Health
Özgür MÜFTÜOĞLU: Marmara University, Assistant professor doctor
Cem TERZİ: Prof. Dr., Dokuz Eylül University, Faculty of Medicine
İzge GÜNAY: Prof. Dr., Dokuz Eylül University, Faculty of Medicine
Cengiz ERÇİN: Prof Dr., Kocaeli University, Faculty of Medicine
Ümit BİÇER: Prof. Dr., Kocaeli University, Faculty of Medicine
Kuvvet LORDOĞLU: Prof Dr., Marmara University, Department of Labour Economics
Fatma GÖK: Prof. Dr., Boğaziçi University
Işın Ünal ÇEVİK: Prof. Dr., Ufuk University, Faculty of Medicine
Nesrin ALGAN: Prof. Dr., Ankara University, Faculty of Political Sciences
E. Yasemin ÖZDEK: Prof. Dr., Kocaeli University
Azad SAĞNIÇ: Party of Rights and Freedoms (Hak-Par), Deputy Chairman
Necla AKGÖKÇE: Turkish Union of Petrol and Chemistry Workers (Petrol-İş), Editor of Women Magazine
Hasan GÜLÜM: Turkish Union of Municipalities and General Services Workers (Belediye-İş), Chair of Branch 2
Binali TAY: Turkish Leather Workers’ Union (Deri-İş), Chair of Tuzla Branch
Mahmut ŞENGÜL: General Workers’ Union of Turkey (Genel-İş), Chair of Branch 1
Levent DİNÇER: Press, Media, Graphic Design and Packaging Industry Workers’ Union of Turkey (Basın-İş), Chair of İstanbul Branch
Ersin TÜRKMEN: TÜMTİS, Chair of Branch 1
Mustafa KARATAŞ: Turkish Union of Textile and Garment Industry Workers (Teksif), Chair of Kocaeli Branch
Bekir TANRIKULU: Turkish Union of Cellulose and Paper Workers (Selüloz-İş), Chair of Kocaeli Branch
Süleyman AKYÜZ: Petrol-İş, Chair of Gebze Branch
Mehmet BOĞA: Union of Glass, Cement, Ceramic and Earth Industry Workers (Kristal-İş), Chair of Gebze Branch
Osman AYSAN: Turkish Union of Petrol, Chemistry and Tire Industry Workers (Lastik-İş), Chair of Gebze Branch
Necmettin AYDIN: Union of United Metal Workers (BMİS), Chair of Gebze Branch
Hüseyin ÖVER: Turkish Union of Military Industry Workers (Harb-İş), Chair of İstanbul Anatolian Side Branch
Rabia Özkaraca ÖVER: Turkish Union of Commerce, Cooperatives and Bureau Workers (Tez-Koop-İş), Chair of Branch 5
Erdal ŞAHİN: Tez-Koop-İş, Chair of Branch 1
Vedat KÜÇÜK: Genel-İş, Chair of Kocaeli Branch
Erdal KOPAL: Revolutionary Road Transport Workers Union of Turkey (Nakliyat-İş), Chair of Gebze Branch
Nimet TANRIKULU: Activist, Women’s Initiative for Peace
Alev ŞAHİN: Socialist Democracy Party (SDP), Member of Executive Committee of İstanbul Branch
İlke ACAR: Toiler Movement Party (EHP), Chair of İstanbul Branch
Murat DENİZKURDU: Banking Workers’ Union (Bank-Sen), General Secretary
İbrahim DUMAN: Association of Kürecik Townsmen, Deputy Chairman
Erol KAMBEROĞLU: Genel-İş, Member of Branch Executive Committee
Devrim DUMAN: TÜMTİS, Union expert
F. İlhami ŞAHİN: DİSK Pensioners’ Union (Emekli-Sen), Chair of İstanbul Kartal Branch
Ali ÖZYURT: Doctor
Özlem ÖZKAN: Kocaeli University, Associate Professor
Abdurrahman SAYGILI: Assistant Professor doctor, Ankara University, Faculty of Law
Örgen UĞURLU: Assistant Professor doctor, Kocaeli University, Faculty of Economics and Administrative Sciences
Ersin KARAGÖZ: Doctor
Çiğdem ÇAĞLAYAN: Assistant Professor doctor, Kocaeli University Faculty of Medicine, Department of Public Health
Mehmet TÜRKAN: Scholar, Kocaeli University
Arzu ERKAN: Journalist, Hayat Tv, Kocaeli Agent
Rıfat AKÇABOL: Retired Scholar
Zümrüt SEVİNÇ: Psychologist
Emel YUVAYAPAN: Research Assistant
Kağan GÜNAL: Doctor, Private Konak Hospital
Eren KORKMAZ: Deri-İş, Organising Officer
Selda ÖZTÜRK: Musician, Kardeş Türküler (Songs of Fraternity) music band
Muharrem ŞAHİN: Steel Workers Union (Çelik-İş), Chair of Branch 2
Erdal KARAKUŞ: All Municipality Workers’ Union (Tüm Bel-Sen), Chair of Kocaeli Branch
Engin ÇELİK: Deri-İş, Organising Officer
Hüseyin AKYOL: Tüm Bel-Sen, Member of Kocaeli Branch Executive Committee
Güzide SAATÇİ: Tüm Bel-Sen, Member of Kocaeli Branch Executive Committee
Ethem KARTAL: Road, Construction, Infrastructure Public Employees Union (Yapı Yol Sen), Member of Kocaeli Branch Executive Committee
Aykut ÇELİK: Turkish Medical Association, Member of Executive Committee
Reşit YÜKSEL: Food Workers’ Union (Tek Gıda-İş), Anadolu Branch Secretary
Meral ÇILDIR: Lawyer, Human Rights Association (İHD)
Bülent TOK: Steel Workers Union (Çelik-İş), Regional Officer, Kocaeli
Fahrettin ERDOĞAN: Confederation of Revolutionary Workers’ Unions (DİSK), Press Office Director
Şükriye TÜRKEL: Association in Support of Contemporary Living (ÇYDD), Member of Executive Committee
Mehmet ALÇINKAYA: Peace and Democracy Party (BDP)
Osman BAHÇECİ: Freedom and Solidarity Party (ÖDP), Member of Executive Committee of Kocaeli Branch
Mehmet AYDOĞAN: Education and Science Workers’ Union (Eğitim-Sen), Chair of İstanbul Branch 5
Meryem ASIL: Lawyer, Progressive Lawyers’ Association (ÇHD)
Yusuf CEYLAN: Genel-İş, Member of Branch Executive Committee
Tuncer ARIN: Genel-İş, Member of Executive Committee of Branch 1
Demet YILDIRIM: DİSK, Secretary of Chairman
Ümüş GÜREĞİ: DİSK Treasury Executive
Barış ATAÇ: Engineer, Union of Chambers of Turkish Engineers and Architects (TMMOB)
Murat GÜNDÜZAY: Engineer, TMMOB
Elvan DEMİRCİOĞLU: Tez-Koop-İş, Member of Executive Committee of Branch 5
Aziz KAMAALP: Tez-Koop-İş, Member of Executive Committee of Branch 5
Emin KÜLEKÇİ: Engineer, TMMOB
Zülfü ÖRNEK: Engineer, TMMOB
Yunus Emre ZENGİN: Engineer, TMMOB
Aysel Demirci ŞAHİN: Engineer, TMMOB
Özkan TORAMAN: Engineer, Chamber of Electrical Engineers, Gebze Branch
Fırat GÜNEŞ: Çelik-İş, Gebze Branch Secretary
Eyüp AKDEMİR: Petrol-İş, Gebze Branch Secretary
Orhanettin YILDIZ: Petrol-İş, Gebze Branch Treasurer
Erhan GÜDEK: Kristal-İş, Member of Executive Committee of Gebze Branch
Orhan KOÇ: Kristal-İş, Gebze Branch Secretary
Doğan KAYA: Çelik-İş, Organising Officer
Fahrettin İMAR: Çelik-İş, Union expert
Ali Asker KIZIL:  Tek Gıda-İş, Chief Union Representative on the shop floor in Kraft co.
Eylem ENÜL: Hava-İş, Union expert
Ayhan ARMAĞAN: Petrol-İş, Deputy Chairman of Branch 2
Ali YURTER: Tez-Koop-İş, Union Representative on the shop floor
Haydar DUYAR: Tez-Koop-İş, Union Representative on the shop floor
Şevki ASLAN: Tez-Koop-İş, Union Representative on the shop floor
Selvi DÖNMEZ: Belediye-İş, Workers’ deputy in Branch 2
Seyfullah KESİNOĞLU: Tek Gıda-İş, Chief Union Representative on the shop floor
İsmail KADI: Reporter, local newspaper Gebze Haber
Tülay TUŞ: Petrol-İş, Union Representative on the shop floor
Sebahattin GÜRBÜZ: Petrol-İş, Union Representative on the shop floor
Şivan KIRMIZIÇİÇEK: Petrol-İş, Chief Union Representative on the shop floor
Rıfat GULİ: Petrol-İş, Chief Union Representative on the shop floor
Muhammet ALTUNTERİM: Petrol-İş, Chief Union Representative on the shop floor
Emrah DAŞDEMİR: Petrol-İş, Union Representative on the shop floor
Mustafa TOKUL: Petrol-İş, Chief Union Representative on the shop floor
İbrahim KARATAŞ: Petrol-İş, Union Representative on the shop floor
Ufuk ASKER: Petrol-İş, Member of Executive Committee of Gebze Branch
Murat ÇETİNKAYA: Petrol-İş, Union Representative on the shop floor
Ahmet ÇELİK: Çelik-İş, Chief Union Representative on the shop floor
Savaş ÖZKAN: Genel-İş, Union Representative on the shop floor