ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۴, یکشنبه

مجموعه ای از چند مقاله و بیانیه :

بجای اینکه به نیروی تخریب فعالین کارگری و سیاسی مشغول باشیم به نیروی انسجام و وحدت جنبش کارگری بکوشیم.
به گزارش رادیو فرهنگ بهنام ابراهیم زاده گفت : در کمتر از دو ماه جامعه کارگری دو تن از بهترین پیشروان فعالین کارگی، شاهرخ زمانی و کوروش بخشنده را از دست داد، اکنون با انتشار پیام تسلیت ما سه تن از فعالین کارگری محمد جراحی، مهدی فراهی شاندیز و بهنام ابراهیم‌زاده، عده‌ای با تفسیرهای غلط و جهت دار سعی در تخریب چهره‌های کارگری دارند.
اول اینکه هیچ قصد و غرضی و حس انسانی را در پیام تسلیتمان نداشته و نداریم و معتقدیم کوروش بخشنده عزیز یک سوسیالیست واقع گرا و هوشمند بود نه انسانی متوهم و خیال زده.
مرگ این دو فعال کارگری با گرایشات کاملاً مارکسیستی دوستان را به واکنش وا داشت، با کمال تاسف باید گفت عده‌ای محدود که به هیچ اصول و منطقی پایبند نبوده و همواره دیگران را در مظان اتهام‌های واهی و بی‌اساس قرار می‌دهند و شرافت قلم را لگدمال می‌کنند بدیهات وشان و کرامت یک فعال چپ کارگری و زندانی سیاسی را نادیده گرفته و کینه جویانه یا از روی نادانی و یا در راستای اهداف دشمنان جنبش کارگری (وزارت اطلاعات) به شکل تخریب کننده‌ای در فضای سایبری بر علیه فعالین صادق و پیش روی کارگری اقدام به تخریب و جوسازی و شانتاژ می‌کنند و قدم بر می‌دارند.
این افراد گماشته شده در کمال بی‌شرمی پا از این فرا گذاشته و حتی بر علیه فعالین کارگری که سالهاست در زندان و زیر فشار بسر می‌برند و با حاکمیت مماشات نمی‌کنند، جوسازی و شانتاژ می‌کنند.
کوروش بخشنده عزیز فعال کارگری و یک سوسیالیست پیشرو و او نیز از تنگنا‌ها و موانع تعصب‌های کور و انجماد‌ها و بی‌اخلاقی‌ها را خوب می‌شناخت و حتی‌گاه از آن‌ها زخم بر تن داشت.
در شرایطی که طبقه کارگری به وحدت و ایجاد یک جبهه متحد سراسری نیازمند است و این وحدت قبل از هر چیز وحدت فکری و سیاسی است حالا عده‌ای چپ نما‌‌ همان دشمنان طبقه کارگر در مقابل فعالین صادق جنبش کارگری و اعضاء و گروههای مدافع حقوق کارگران ایستاده‌اند و می‌خواهند این اتحاد و همبستگی رابه هم ریخته و مانع تراشی کنند. اینان فعالیت تفرقه جویانه خود را زیر پرده‌ای از سخنان دورویانه و عوام فریبانه که گویا مدافع حقوق طبقه کارگر هستند می‌پوشانند، از این روباید سوءاستفاده و نیرنگ آمیز آنان را از این شعار بزرگ بر ملا گردد و در پیشانی آنان همچون ویرانگران وحدت و تخریب کنند گان طبقه کارگر داغ ننگ زده شود.
من زندانی سیاسی بهنام ابراهیم‌زاده بعنوان یک فعال چپ کارگری که همواره به آرمان‌های چپ و سوسیالیست وفا دار بوده‌ام و این وفاداری را با مقاومت و پایداری و مماشات نکردن با حاکمیت به اثبات رسانده‌ام اکنون در کنار تمام سختی‌ها و تهدید‌ها و محکومیت ۸ساله و بیماری فرزندم بجای همدردی و حمایت از خانواده و امید دادن به آن‌ها هر چند گاهی از زندان باید بشنوم که فلان شخص بر علیه شما و در راستای تخریب من و دیگر فعالین صادق کارگری مطلبی را نوشته‌اند و منتشر کرده‌اند.
واقعا خجالت آور و شرم آور است و اوج بی‌اخلاقی که در فضای مجازی، رسانه‌ای و سایبری و محفلی بجای دفاع به تخریب افراد کارگری و سیاسی پرداخته شود که سالهاست سرسختانه بخاطر وفاداری به آرمان‌هایشان بسر می‌برند.
فرجام سخن اینکه راستی اینان از خود پرسیده‌اند خانواده بهنام در چه وضعیتی بسر می‌برند؟ آیا از این همه تهدید و فشار و احضار پدر پیر بهنام هر چند گاهی به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات خبر دارند؟ راستی شما جز کوبیدن و تخریب دیگران و سنگ اندازی جلوی پای نیرو‌های دلسوز و متعهد و صادق که کار رسانه‌ای و خبری را پیش می‌برند کار دیگری هم بلد هستید؟ راستی شما چه قدمی برای آزادی زندانیان سیاسی و کارگری و دلجویی از خانواده‌هایشان برداشته‌اید؟؟؟؟؟...
اسعد (بهنام) ابراهیم‌ زاده
وبلاگ نویس، فعال کارگری و کودک و از اعضاء کمیته پیگیری و ایجاد تشکل‌های آزاد کارگران.
زندان رجایی شهر،، آبان ماه ۱۳۹۴
========================

2 - ھشدار به فعالين جنبش کارگری و جنبش انقلابی ایران

اکنون فعالين کارگری و انقلابی از جوانب مختلف مورد ھجوم قرار گرفتند، ضمن اینکه حملات مستقيم نظام جمھوری اسلامی به شدت ادامه دارد، از طرف بنياد ھای سرمایه داری با ھمکاری جمھوری اسلامی نيز مورد ھجوم واقع شده اند.
عوامل بنياد ھای ضد کارگری و ضد کمونيستی سرمایه داری جھانی مانند بنيادسوروس و سوليداریته سنتر و دیگر نھاد ھای سرمایه داری در حين و موازی با روند سازش ھسته ای اقدام به گسترش  ھمکاری ھای ضد کمونيستی و ضد کارگری با حکومت اسلامی  کردند،اکنون با تشکيل و گسترش شبکه ای از انواع نيروھای سرمایه داری و دنبالچه ھای آن اهداف خود را  پيش می بردند، پس از اتمام توافق ھسته ای جمھوری اسلامی نه تنھا امکان فعاليت بنياد ھای فوق را بيشتر کرد ،بلکه در ھمکاری نزدیک با انھا اجازه یارگيری گسترده به نھاد ھای فوق را داد و مسير و بستر ھمکاری نيروھای ليبرالی ، سوسيال دمکرات و در مجموع نيروھای کمپ ضد کارگری را ھموار نمود، و موانع پيش روی پيوستن آنھا به شبکه ضد کارگری فوق را بر داشت ، و در کنار این ھمکاری به مھره ھای که روابط گسترده در داخل جنبشھای اجتماعی داشتند به طور غير مترقبه و مستقيما" کمک کرد تا بتوانند به شبکه فوق بپيوندند( ھررفيقی با دیدن ھمکاران این شبکه در سایت ھای آنھا می تواند گفته ھای بالا را تایيد نماید) سرمایه جھانی و جمھوری اسلامی می خواھند، از طریق ھمکاری ھای نهادها و تشکیلات های جانبی خود که به صورت نيابتی انجام وطیفه می کنند،دشمن مشترک سرمایه جھانی و جمھوری اسلامی سرمایه داری (یعنی جنبش کارگری و جنبش انقلابی) را از درون و بيرون مورد حمله قرار دھند.
 درست ھمزمان با ھموار کردن مسير نيروھای ليبرال، اصلاح طلب و سوسيال دمکرات در جھت پيوستن به شبکه های ضد کارگری و ضد کمونیستی  فوق، جمھوری اسلامی با کشتن شاھرخ و حمله شدید به دیگر فعالين استوار کارگران و معلمان و بقیه زحمتکشان، مقاومت جنبش کارگری را در مقابل ھجوم شبکه های سرمایه داری فوق تضعيف کرده و می کند، اما این یک خیال خام است، چرا که هر روز جنبش کارگری و انقلابی ریشه های محکمی در جامعه می دواند، این را از شدت یابی اعتراضات کارگری و همپیمانان وی و رشد مداوم جنبش سوسیالیستی در میان کارگران، معلمان ،پرستاران و... بخصوص در دانشگاها، می توان مشاهد کرد، که به صورن شبهی در گشت و گذار سران جمهوری اسلامی و تئوریسن های سرمایه داری را به وحشت انداخته است.
جمهوری اسلامی می خواهد با تحت پيگرد و دستگيری و سرکوب قرار دادن فعالين استوار کارگران ، معلمان و بقیه زحمتکشان ، ضمن ھموار کردن مسير یار گيری شبکه های ضد کارگری فوق با ایجاد رعب و وحشت، سو استفاده از پراکندگی و سطح پایين اگاھی طبقاتی تعدادی از فعالين را در معرض فریب و انحراف قرار دھد ، بدون شک ھيچ کدام از این برنامه ھا و سازماندھی ھا نمی توانند بدون دخالت و ھمکاری و رھبری سازمانھای امنيتی و جاسوسی وزارت اطلاعات و سيا صورت گرفته باشد، با توجه به سخنان ضد سوسياليستی که برخی از وزیران حسن روحانی بيش از یک سال پيش ارایه دادند و ھمچنين سخنان خود حسن روحانی عليه افکار و اندیشه ھای سوسياليستی که آن نيز، بيش از یک سال قبل بيان شده است ،و ھمين طور سخنرانی خامنه ای حدود سه ماه قبل که گفت در دانشگاه ھا فعاليت مارکسيست ھا بيشتر شده است، ھمه اینها نشان می دھند، که ھمکاری برنامه ریزی شده ميان سرمایه داری جھانی و حکومت جمھوری اسلامی سرمایه داری جھت شدت بخشيدن به سرکوب جنبش کارگری و انقلابی با شروع روند توافق ھسته ای شروع شده و یا شدت یافته است، در این جھت است که عوامل بنياد ھای فوق مانند محسن سازگارا که از بنيان گذاران سپاه و وزارت اطلاعات، این دو نھاد ضد مردمی وقاتل انقلابيون ، که اکنون از شرکا و پیشکارهای بنیاد سوروس است، و منصور اسانلو که در زیرمجموعه حلقه ھای، مانند حلقه جھانشاھی و سوروس که از زیر مجموعه ھای سيا هستند ، قرار دارند،در قالب یک شبکه گسترده که ضدکارگر و ضد کمونيست بودنش مانند روزبرای همه  روشن شده است ، اقدام به فریب فعالين کارگری، معلمان و زحمتکشان و یارگيری از ميان انھا کرده اند ، متاسفانه جنبش انقلابی به خاطر گرفتار بودن در بی برنامگی ، انفعال ،پراکندگی و بن بست سياسی ، بحران ھویت و بحران رھبری نه تنھا نيروھای کارگری و انقلابی را در مقابل تبليغات سياسی و سلطه افکار ليبرالی و بورژوازی و هژمونی طبقه حاکم تنھا گذاشته اند، و توان حفاظت سازمان یافته  ازاستقلال طبقاتی کارگران و پیمانانش را ندارند،بلکه  برخی از آنھابه هر دلیلی ( نا خواسته ،به دلیل رفرمیستی بودن تئوریشان و ...) خود به  عامل واسط تبليغی نھاد ھا و شبکه های سرمایه داری فوق در درون طبقه کارگر تبدیل شده اند.
در نتیجه عوامل نامبرده با کمک گرفتن از اصلاح طلبان داخل و بيرون از نظام توانستند ،شبکه بسيار گسترده ای از طریق ساختن سایت ھای مانند سایت رادیو فرھنگ و سایت ھای جانبی آن و با راه اندازی شبکه ھای تلویزیونی مانند ایران فردا و ھمين طور با استفاده از شبکه ھای اینترنتی تلگرام ، فيس بوک...  و با بهانه های زیبا و مردم پسند،  ھجوم مستقيم و مستمری در جھت فریب و با سو  استفاده از فلاکت اقتصادی تحميل شده مشترک توسط جمھوری اسلامی و سرمایه جھانی عليه مردم ایران با تطميع، برخی از فعالين را جذب خود کرده و به انحراف بکشانند.
اخبار دریافتی از داخل حاکی از آن است که، تعدادی از دوستان و رفقا گرفتار شبکه فوق شده اند،حتی برخی از رفقا اعلام می کنند، افرادی هستند که نمی خواھند ،با انھا  (عوامل سوروسو ...) ھمکاری کنند ،ولی نمی دانند، چگونه می توانند از شر آنھا خلاص شوند ،آنھا ھر ساعتی به این افراد که در لیست بر قراری ارتباط قرار دارند، زنگ می زنند و می خواھند که با انھا ھمکاری کنند، رفيقی می گفت با توجه به حرفھای که پشت تلفن به افراد گیر افتاده می زنند، ما  فکر می کنم آنھا از پليس ایران واھمه ای ندارند، مانند اینکه امنيت اعضای شبکه ها از طرف پليس ایران تعھد شده است،حتی آنها به برخی از افراد گفته اند شبکه مابخش مخفی ھم دارد، هر کسی مایل به علنی کاری نیست می تواند در ان بخش فعالیت کند، با توجه به چنين اخباری مشخص میشود که این شبکه ضمن داشتن ھمکاری ھای با پليس، احتمالا" نيروھای دارد که کار پليسی ھم میکنند، از این جھت تمامی رفقای فعال در بخش ھای مختلف از دو جانب در خطرھستند، و افرادی که حاضر به ھمکاری نمی شوند مستقيم و غير مستقيم مورد تھدید واقع میشوند.
ھشدار به تمامی نيروھای چپ و احزاب و سازمان ھای چپ با این در خواست که باید ھشيار باشيد جنبش کارگری و جنبش انقلابی از طریق ایجاد و دامن زدن به بحران ھویت ھر چه بيشتر به انحراف سوق می یابد،لازم به ذکر است که افراد سازمانده این شبکه ها از طریق روابط دوستانه ،خانوادگی و از طریق باز کردن بحث ھای در گروه ھای شبکه ھای اجتماعی مانند تلگرام، وایبر ،واتساپ ، فيس بوک ویا با اعزام افراد خود در داخل و در ترکیه  با پول ھای زیاد به صورت ملاقات ھای رو در رو بافعالين ، دوستان و رفقای شناخته شده و با اطلاعات کافی از زندگی و وضع اقتصادی و کاری آنھا و با معرفی خود از جانب افراد واسطه به سراغ فعالين می روند. این افراد ضمن سو استفاده از روابط واسطه ھا و با ورود به بحث ھای حقوق بشری ، دمکراسی ، آزادی و... و با شعار فریبکارانه ھمه باھمی و در نھایت باتطميع برخی ، افراد را به خود وصل می کنند.
پلیس ایران به خاطر اینکه این شبکه های ضد کارگری و ضد کمونیستی هستند و همچنین ریشه سرمایه داری دارند و با نظام اسلامی هم ریشه هستند، از انها حمایت های گوناگون ولی پنهان می کند،حتی ماموران می دانند پول های که این شبکه ها ارسال می کنند توسط چه کسانی خرج یا توزیع می گردد،  (بدون شک پلیس ایران برای افرادی که از این شبکه ها پول دریافت کردند پرونده می سازد و روزی که این افراد بخواهند از شبکه فوق جدا شوند با پلیس ایران رو در رو خواهند شد،) آنھا ضمن کندن نيروھای کارگری از جنبش ، دامن زدن به تفرقه ھای موجود در جنبش کارگری و انقلابی، ضربات مھلکی به جنبش کارگری می زنند و در تلاشند نيروھای انقلابی و کارگری را به زائده سرمایه داری تبدیل کرده، مبارزه طبقاتی را به انحراف و سازش بکشانند.
مطلع شدیم عوامل این شبکه ، فعالين کارگری را وقتی به خود وصل می کنند، به صورت ھای غير مستقيم انھا را مجبور به ترک موضع کارگری و طبقاتی می کنند، و از انھا می خواھند در معرفی خود از گفتن یا نوشتن فعال کارگری و عبارات مربوط به نبرد طبقاتی اجنتاب کنند، بلکه با عنوانھای مانند فعال حقوق بشری ،کنشگر سياسی ،فعال مدنی ، کنشگر فلان و کنشگر بهمان  وبه  امثال آنها اکتفا کنند،عوامل شبکه فوق در این ترفند نيز با نيروھای امنيتی جمھوری اسلامی به صورت غير مستقيم ھمکاری تنگا تنگ دارند، پلیس سیاسی تحت شکنجه و فشار برخی از فعالین زندانی را وادار به نوشتن نامه های رفرمیستی و لیبرالی می کند و این شبکه ها آنها را به گستردگی پخش می کند تا از طریق این همکاری میان پلیس و شبکه های فوق بتوانند از رادیکال شدن جنبش های کارگری و اجتماعی به کاهند.
ما به نيروھای انقلابی توصيه می کنيم، برای بھتر درک کردن این موضوع به فضای نوشته ھا و اعلام مواضع اجتماعی و کارگری قبل از کشته شدن شاھرخ مراجعه کنید و آن فضا را با فضای کنونی مقایسه نمایند بطورمحسوسی ادبيات و واژه ھای مربوط به مبارزات طبقاتی کارگری بسيار کمتر شده و جای ان را عبارات حقوق بشری و ليبرالی گرفته است، این یکی از اھدافی است که سازماندھندگان شبکه های  فوق به دنبالش می باشد، از این طریق می خواھند از بيان شدن ادبيات و شعار ھای کارگری و عناوین مربوط به حوزه مبارزات کارگری را از فضای عمومی اجتماع حذف کنند، بنا براین بکار بردن عبارات مربوط به ادبيات کارگری برای ھر انقلابی و فعال کارگری و عدم بکار بردن عبارات مربوط به حوزه ليبرالی وسازش طبقاتی از وظایف عاجل امروز همه ی کارگران ، زحمتکشان و انقلابیون است.
توافق ھسته ای بدنبال خود ھمکاری ھای سرمایه جھانی با جمھوری اسلامی را به وسيله این شبکه ها و لابی ھای طرفين با نيروھای جانبی جمھوری اسلامی به شکل ھمکاری نيابتی بين دو طرف ممکن کرده است .
ما از رفقای که از طروق مختلف گرفتار این شبکه های ضد کارگری شده اند می خواھيم ھرچه زودتر با تغيير دادن ابزار ھای ارتباطی موجود، ارتباط خود را با این شبکه ها قطع کنند، در شبکه ھای مانند تلگرام و فيس بوک و ...در گروھھای نااشناخته عضو نشوند و اعضای نا شناخته و مشکوک  ، و همچنین افراد شناخته شده ای مانند منصور اسانلو که به عامل سرمایه داری تبدیل شده اند را به گروھھای خود راه ندھند، و از معرفی این افراد به رفقا و دوستان خود پرھيز کنند، با توجه به اینکه سرمایه داری اکنون سلطه همه جانبه دارد داشتن ارتباط با عوامل آن باعث می گردد دارنده ارتباط به زائده ای از سرمایه داری تبدیل شود ، بنا براین از نفوذ عوامل سرمایه داری در جبھه کارگری باید جلو گيری کرد، باید بدانيم طبق تجربه های تاریخی در آینده طبقه کارگر از طریق رھبران این شبکه ها بشدت مورد سرکوب قرار خواھد گرفت. بنا براین از هم اکنون باید با آنها مرز بندی داشته باشیم و خود را بیشتر از این به آنها یعنی دشمن نشناسانیم و با متشکل شدن در تشکل های مستقل و سراسری توده ای و سیاسی، خود را در مقابل انواع طرفند های انها واکسینه کنیم.
 فعالين کارگری و انقلابی، جوانان ، کارگران و معلمان ما تنھا یک راه داریم، بایدمستقل از دو جناح سرمایه داری که اکنون در جهت تقسیم حاصل استثمار طبقه کارگر موقتا" به شکل دو جبهه مقابل هم قرار گرفتند، جبھه ای مستقل از هر دوی آنها و بر علیه هر دو ی آنها تشکیل بدهیم، فراموش نکنیم که دو جبهه متخاصم کنونی سرمایه داری هر دو به طبقه حاکم تعلق دارند و در مقابل کارگران متحد و یک دست هستند و بیشتر نیز خواهند شد.
از یاد نبریم در انقلاب 57 با تحميل شعار ھمه باھمی از درون تاج ،عمامه دراوردند و اکنون می خواھند با ھمين شعار ھمه باھمی با گره زدن کراوات به عمامه ھای داعشی به براق کردن تاج پرداخته و اشکال مختلف داعشی ھای مانند سازگارا و افرادی تغيير سنگر داده ای مانند اسانلو که به زائده سرمایه داری تبدیل شده است را بر انقلاب آتی تحميل کنند، و یک بار دیگرطبقه کارگر را از حق تشکيل حکومت خود، محروم کنند.لازم است رفقا و فعالين کارگری و انقلابی داخل در رابطه با این عوامل بسيار ھشيار باشند ،و از کارھای که ھم نوعان این شبکه ها در کشور ھای مانندگرجستان ، اکراین ... و اولين بار در لھستان انجام دادند، باید درس ھای انقلابی بگيریم.
 رفقا و دوستان، فراموش نکنیم عوامل این شبکه در دشمنی با طبقه کارگر ھيچ تفاوتی با خامنه ای جنایت کار ندارند.
کارگران ، فعالين ، معلمان ، پرستاران و انقلابيون !!!
 برای مقابله با نظام سرمایه داری، چه بشکل جمھوری اسلامی و یا هر شکل دیگر و برای مقابله با ھمکاری های سرمایه داری داخلی با سرمایه داری خارجی، تنها و تنها راه نجات ما زحمتکشان وحدت و تشکيلات است، ما نمی توانيم بدون تشکل ھای سراسری کارگری و حزب انقلابی طبقه کارگر با جمھوری اسلامی و ھمکاران آن در (شکل) شبکه ھای گوناگون و سرمایه جھانی مبارزه کنيم پس :


پيش بسوی ایجاد فدراسيون سراسری
پيش بسوی ساختن حزب انقلابی طبقه کارگر
مرگ بر جمھوری اسلامی
نابود باد انواع سرمایه داری
زنده باد سوسياليسم
بر قرار باد حکومت شورایی کار گران و زحمتکشان


1394/8/13
محمداشرافی
شجاع ابراھيمی
هاشم محمدی نژاد
هومن اشرفی

=====================================

با دلالان سازش طبقاتی مقابله کنیم !!!

آیا رفیق کوروش بخشنده بی آرمان بود؟

آیا کارگران زندانی آرمانی ندارند؟

دشمنان طبقه کارگر از محدودیت های که علیه فعالین کارگری ایجاد شده است،  سو استفاده می کنند و خواسته های سازش کارانه و ضد کارگری خود را به نام فعالین کارگری بیان می کنند، اخیرا" بیانیه ای به امضای سه نفر از کارگران زندانی که هر سه عضو کمیته پیگیری هستند در رابطه با مرگ رفیق کوروش بخشنده صادر شده است ، که متاسفانه در این بیانیه ضمن اهانت به رفیق رزمنده کوروش و تنزل دادن سطح رزمندگی وی تا سطح خود به خودی و سازش طبقاتی  که او را بی آرمان بیان کرده اند در حالی که شرکت کنندگان در مراسم خاک سپاری کوروش با خواندن سرود انترناسیونال به تمام جهان ثابت کردند که رفیق رزمنده کوروش بخشنده دارای ارمان والای انسانی بود، او یک کمونیست بود، اما طرفداران سرمایه داری و عوامل تبلیغ کننده سازش طبقاتی در سایت های شبکه ضد کارگری، تحت رهبری محسن سازگارا و منصو ر اسانلو و ...   با این بیانیه ساختگی می خواهند در جهت خدمت به سرمایه داری و دشمنی با کارگران  و آرمانگرای کمونیستی اهدف خود را پیش ببرند و در چنین شرایطی از اعتبار کارگران زندانی سو استفاده می کنند، از طریق ابزار های شبکه های ضد کارگری سایت رادیو فرهنگ به بهانه دفاع از کارگران اقدام به فریب کارگران و زحمتکشان می کنند  و در همین حال آرمانگرایی و داشتن آرمان را خیال زدگی قلمداد نمودند همچنین این نوشته اهانتی است به سه کارگر زندانی که خود آنها با داشتن آرمان دفاع از حقوق کارگران بیش از چهار تا شش سال است که در زندان بسر میبرند و نویسنده این بیانیه خود همین زندانیان را به  بی آرمانی متهم کرده است ،با توجه به اینکه نویسنده این بیانیه نمی داند که محمد جراحی در زندان تبریز است نه در زندان رجایی شهر ، بنابراین همین یک مورد اثبات می کند که این بیانیه بدون هماهنگی و  بدون اطلاع خود زندانیان  توسط سازشکارانی که اکنون در حلقه اسانلو ، بنیاد سوروس ، محسن سازگارا  به صورت یک واسطه و دلال سازش طبقاتی مشغول خیانت به طبقه کارگر است و از شبکه های سازماندهی شده توسط سیا، سولیداریته سنتر ، بنیاد سوروس و با حمایت های پنهان وزارت اطلاعات ایران تشکیل و رهبری شده و می شوند، مشغول پادویی سرمایه داری علیه کارگران است.بسیاری از فعالین داخل این افراد را می شناسند ، لازم است در جهت دفاع و حمایت از کارگران زندانی و در جهت جلو گیری از فریب کارگران توسط دلالان شبکه های فوق، فعالین کارگری و کارگران پیشرو با  روش های مخصوص خود  اقدام به افشای چنین دلالانی بکنند.همچنین رفقای که کوروش بخشنده را می شناختند وظیفه دارند ضمن حمایت و دفاع از رفیق کوروش به عنوان رفیقی که دارای آرمان والای کمونیستی بود به دفاع و حمایت از سه کارگر زندانی که از  نامشان در اهانت به رفیق کوروش بخشنده  سو استفاده شده است، نیز دفاع و حمایت کنند و با افشاگری خود نقشه های دلالان سازش طبقاتی را نقش بر آب نمایند.

نابود باد سرمایه داری .
بر قرار باد سوسیالیسم .

محمد اشرفی
17/8/1394

===================================

گفتگوی رادیو پیام کانادا با ثریا شهابی، محمد اشرفی و محمد عبدی پور در رابطه با کمک مالی‌ به طبقه کارگر: چرا و چگونه. در این برنامه نیز نگاهی‌ به دریافت پول توسط آقای منصور اسانلو از آقای فرامرز فروزنده مسئول یکی‌ از برنامه تلویزیونی در کانال اندیشه نیز اشاره شده است


=================================================

منصور اسانلو هنوز دیر نشده،از صف کارگران جدا نشو

با خبر شدیم در یک برنامه تلویزیونی که گفته می شود صاحبان آن مرتبط به تشکیلات پهلوی هستند، مبلغ قابل توجهی کمک مالی به اسانلو واگذار شده است تا ایشان در میان فعالین کارگری تقسیم کنند. ما که به خوبی می دانیم حتی یک ریال از این پول ها نتیجۀ دست رنج صاحبان آنها نبوده، بلکه برعکس، نتیجۀ استثمار امثال ما کارگران است، بسیار ناراحت کننده است که چرا منصور اسانلو نه تنها از دریافت آن امتناع نکرد بلکه با شوق زدگی جملاتی در وصف آشتی طبقاتی بیان کرد. از نظر ما این می تواند به معنی پروسۀ سازش با دشمنان طبقاتی کارگران باشد، مراحل قبلی آن را عمدتا به صورت اتخاذ تاکتیک ها و روش های فعالیت و برنامه ای و همچنین نظرات سیاسی منعکس می کرد، اما اکنون با نشستن پشت میز آشتی طبقاتی و دریافت مبالغی که معنایی به جز تثبیت این آشتی طبقاتی ندارد، می رود تا نقطۀ پایانی بر پروسۀ سازش طبقاتی را، نمایان کند. ما کارگران زندانی علیرغم عدم دسترسی به منبع درآمد، صد بار ترجیح می دهیم وضعیت نابسامان مالی خود و خانوادۀ خود را تحمل کنیم، اما از پذیرش چنین پول های که آلوده به خون کارگران است و برای منحرف کردن مبارزات جنبش کارگری و تفرقه افکنی میان کارگران خرج می شود امتناع می کنیم.
ما وقتی که از جنبش مستقل کارگری حرف می زنیم به این معنی است که نه تنها می خواهیم استقلال را در سیاست کارگری و تشکیلات کارگری حفظ کنیم، بلکه به خصوص می خواهیم از نظر مالی مستقل و متکی به هم طبقه ای های خود باشیم. ما می دانیم سرمایه داران میلیارد ها، میلیارد تومان از استثمار کارگران سود به جیب می زنند،و در پروسه چنین سازش های بخش بسیار ناچیزی از آن را با برنامه ریزی دقیق برای تفرقه اندازی و گسترش پراکندگی میان کارگران و فعالین کارگری هزینه می کنند و از طریق این پول های آلوده کارگران را تابع شرایط غیر انسانی موجود نگه می دارند، نتیجه این گونه سازش ها ادامه گرسنگی، سلطه سرمایه داران و فقر و فلاکت دائمی برای ما کارگران است، خصلت ذاتی سرمایه داران این است، هر ریالی که هزینه می کنند به عنوان سرمایه گذاری به حساب آورده و می خواهند هزاران ریال از قبل آن سود ببرد. در حال حاضر سرمایه داران و دولت های حامی آنها از پولی که می خواهند از طریق منصور اسانلو به کارگران یا فعالین کارگری بدهند این است که در دوره بحرانی جمهوری اسلامی به کارگران بگویند که مبارزه طبقاتی وجود ندارد،(و ما) یعنی سرمایه داران کارگران را استثمار نمی کنیم، و هیچ اختلافی میان کارفرماها و کارگران وجود ندارد، هر گاه چنین فکری را کارگران بپذیرند مبارزه منحرف شده و بقای سرمایه داری تضمین خواهد شد، یعنی سازش طبقاتی اتفاق خواهد افتاد، و امروز بخشی از سرمایه داری به منصور اسانلو برای فریب کارگران چنین مسئولیتی را داده است. اما منصور اسانلو با پس دادن این پول می تواند هنوز در طبقه کارگر به عنوان فعال کارگری جایگاه خود را حفظ کند، اگر پس ندهد یعنی خدمت کاری سرمایه داری را پذیرفته است.
به همین دلیل و به این وسیله اعلام می داریم که نه تاکنون به ریالی از این نوع پول های آلوده نیازمند بوده ایم و نه فعالیت مستقل مان اجازه می دهد از این پس به آن نیازمند باشیم. همچنین به سایر فعالین کارگری هشدار می دهیم که از دریافت چنین پول هایی امتناع ورزند، چرا که قبول چنین پول های آلوده به طور خود کار دریافت کننده را از صف کارگری جدا کرده، به صف دشمنان کارگران متصل می کند.
بنابراین به منصور اسانلو نیز توصیه می کنیم، پول های دریافتی مذکور را پس داده و خود را بیش از این از صفوف جنبش کارگری جدا نکند.
اگر فعالین واقعی کارگری قصد آلوده شدن با این پول ها را داشتند و به جای مبارزه تن به سازش طبقاتی می دادند، زجر زندان را متحمل نمی شدند و زندگی آن ها این قدر با سختی و مشقت مالی سپری نمی شد.
ما منتظر شنیدن خبر پس دادن این پول توسط منصور اسانلو در اسراع وقت و اعلام علنی تقابل او با گرایش های خارج از طبقه و دشمن طبقۀ کارگر هستیم، تا بتوانیم دوستی و اتحاد طبقاتی خود را مانند سابق حفظ کنیم، اگر منصور اسانلو در پس دادن پول های فوق کوتاهی و تعلل کند به این معناست که می خواهد آگاهانه از طبقه کارگر جدا شده و به خدمت سرمایه داران، کارفرمایان و دولت های سرمایه داری بپردازد.

شاهرخ زمانی از زندان گوهر دشت کرج
رضا شهابی از زندان گوهر دشت کرج
محمد جراحی از زندان مرکزی تبریز

تاریخ: 15/3/1393

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر