۱۳۹۲ بهمن ۱۹, شنبه

ملاقات خانواده‌های زندانیان سیاسی گوهردشت با رئیس سازمان زندان‌ها



هفته قبل خانواده زندانیان کارگری و سیاسی و عقیدتی سالن ۱۲ گوهر دشت در جهت اعتراض به وضعیت زندانیان و فشارها و اذیت و آزار های هدف مند علیه زندانیان به دیدن سلیمانی رئیس سازمان زندانها رفتند و در مورد جمع آوری دستگاه های پارازیت، رعایت قوانین خود جمهوری اسلامی، دادن ملاقات های حضوری، مرخصی، دادن غذای سالم و همچنین رعایت فضای نگهداری زندانیان در حد استاندارد ها، رعایت ساعات هواخوری، نصب تلفن در سالن، رفع ممنوعیت کتابخانه، ممنوع کردن شکنجه های گوناگون و اذیت و آزار زندانیان، برقراری تهویه مطبوع و گرمایش سالن، بر قراری آب گرم حمام و حفظ بهداشت سرویس و کل سالن  و ممنوع کردن و مجازات ماموران و مسئولانی که از جیره غذایی و خدمات مختلف زندان دزدی می کنند.
اما سلیمانی فقط در مورد جمع آوری دستگاه های پارازیت جواب قابل فهم داده و گفته است در مورد این دستگاه ها من اختیاری ندارم، آنها مربوط به وزارت اطلاعات است و شما باید به نزد جعفر دولت آبادی دادستان تهران بروید، مدت ها قبل مردانی رئیس زندان گوهر دشت نیز همین موضوع را به خانواده ها گفته بود.
در همان جا خانواده زندانیان تصمیم گرفتند روز دوشنبه ۲۱ بهمن ماه به دیدن جعفر دولت آبادی بروند، در این رابطه طی خبری خانواده زندانیان و خود زندانیان از مردم در خواست کمک و همراهی خانواده ها در روز دوشنبه کرده اند.
 بدین وسیله از کارگران، دانشجویان، دانش آموزان، زنان و معلمان، جوانان و مردم آزادیخواه می خواهیم روز دوشنبه ۲۱ بهمن ماهبا حضور خود به حمایت از خانواده زندانیان بپردازند.

۱۳۹۲ بهمن ۱۶, چهارشنبه

بیانیه ی سازمان سراسری اتحادیه های کارگری سوئد(LO) در حمایت از کارگران زندانی




فعالین کارگری و اتحادیه ای زندانی در ایران را آزاد کنید!



امروز کارل بیلت، وزیر امور خارجه به ایران سفر می کند. او امیدوار است، بتواند در طول ملاقات هایی که با وزیر امور خارجه ی ایران خواهد داشت، دیالوگی در رابطه با رعایت مسائل حقوق بشر در ایران با او داشته باشد. سازمان سراسری اتحادیه های کارگری سوئد(LO)  فرصت را مغتنم شمرده و از وزیر امور خارجه خواستار است که در مذاکرات خویش تمرکز خود را حول محور فوق قرار دهد. رعایت حقوق بشر و تضمین آزادی های فردی از جمله آن شرایط تعیین کننده ای است که می تواند موقعیت ایران را در جامعه ی بین المللی تعریف کند. اما متأسفانه اوضاع و شرایط کنونی در ایران گویای وضعیت دیگری است. در ایران به طور روزمره و سیستماتیک و با حمایت فعالانه ی رژیم به حقوق انسان ها تجاوز می شود.

در اجلاس سالانه سازمان جهانی کار(ILO)، در سال ۲۰۱۳ تاکید شد که جمهوری اسلامی ایران یکی از سه کشوری است که در آنجا شرایط زندگی، آزادی فردی و فعالیت کارگری و اتحادیه ای، به شدت محدود بوده و فعالین کارگری به خاطر فعالیت های شان دائماً تحت تعقیب، پیگرد قضایی، اخراج و تهدید به مجازات زندان قرار دارند.
علاوه بر اخراج، پیگردهای قضایی و زندان، در بازجویی هایی که در نهادهای گوناگون امنیتی و یا به هنگام بازداشت در دادگاه ها انجام می گیرد، آن ها را وادار به ترک عضویت در تشکل های آزاد و مستقل خود می نمایند.
گروه بررسی امور کارگری در آی.ال. او (ILO) به دفعات ایران را به خاطر تخطّی از مقاوله نامه های سازمان جهانی کار و انجام وظایفی که مفاد پایه ای این سازمان در دفاع از امنیت و حقوق کارگران به اعضاء محوّل شده است مورد توبیخ تشکیلاتی قرار داده است، اما به رغم این ها تهدید، خشونت، زندان و شکنجه فعالین اتحادیه ای همچنان ادامه دارد.
گزارش هایی که فعالین کارگری زندانی موفق به نشر آن به بیرون از زندان شده اند حاکی از شرایط طاقت فرسا در زندان های ایران است. خشونت و شکنجه هم، در بازجویی ها و هم در بندهای انبوهِ از زندانیان به طور روزمره جریان داشته و زندانیان از دسترسی به درمان پزشکی و داروی مورد نیاز محرومند. وضعیت فیزیکی و روانی زندانیان به مراتب وخیم تر شده و زندانیان به رغم داشتن بیمارهای مُهلک، از مرخصی درمانی آن ها برای اعزام به بیمارستان ها ممانعت می شود. در موارد زیادی زندانیان جان خود را در چنین شرایطی از دست داده و تحقیقات جهت بررسی علل این مرگ ها نیز دارای نقایص بسیار جدی و ناروشن است.
جنبش اتحادیه های سوئد پیشنهاد تشکیل یک "کمیته بین المللی حقیقت یاب" را برای تحقیق و بررسیِ شرایط زندان های جمهوری اسلامی ایران در مورد مرگ هایی که در زندان ها رخ داده است را پیشنهاد می کند.
جنبش اتحادیه ای سوئد طی سالهای متمادی شرایط حقوق بشر در ایران را دنبال کرده و یادآور میشود که متاسفانه این شرایط طی سالهای اخیر بطور مداوم وخیم تر شده است. اتحادیه های سوئدی و تشکل های بین المللی این اتحادیه ها به کَرّات در رابطه با پیگرد های ظالمانه نسبت به فعالین کارگری و اتحادیه ای در ایران اعتراض کرده و ایران را به عنوان عضو آی.ال.او(ILO) به خاطر طفره رفتن از امضاء سه مقاوله نامه پایه ای این سازمان که شامل حق تشکل یابی، حق مذاکره و رعایت حداقل سن قانونی برای کار است مورد انتقاد قرار داده است.
جنبش اتحادیه ای سوئد رژیم ایران را به خاطر رفتار غیر انسانی با شهروندان خود محکوم کرده و از رئیس جمهور منتخب جدید، حسن روحانی مصُرانه خواهان رعایت مفاد جهانی حقوق بشر و آزادی فوری کلیه ی فعالین اتحادیه ای که هم اکنون در زندان ها به سر می برند است. ایران موظف به انجام اقداماتی برای پایان دادن به تهدید، اذیت و پیگرد فعالین کارگری و احترام به مقاوله نامه های آی.ال.او (ILO) است. شرایط اجتماعی و اقتصادی خانواده های فعالین اتحادیه ایِ تحت پیگرد و زندانی باید مورد تحقیق قرار گرفته و کسانی که از اقدامات غیر قانونی این رژیم صدمه دیده اند حمایت شوند.
به اعتقاد سازمان سراسری اتحادیه های کارگری سوئد(LO)، تا زمانی که دستگیری ها، زندان و مرگ هایی که در زندان ها اتفاق می افتد که در واقع به مثابه ی تجاوز به حقوق انسان ها و نقض حقوق بشر محسوب می شوند، ادامه دارد و دلایل وقوع آن ها به طور کامل مورد بررسی قرار نگرفته اند، ایران نمی تواند دارای آن چنان شرایطی باشد که به قول رئیس جمهور ایران، حسن روحانی، جایگاهی در جامعه ی بین المللی داشته باشد.
سازمان سراسری اتحادیه های کارگری سوئد(LO)  و جنبش سندیکایی جهانی، بر این باور است که بدون پیشرفت های جدی و آشکار در جهت تعمیق دمکراسی و رعایت اصول حقوق بشر در ایران، حکومت ایران را به عنوان یک رژیم سرکوب گر و فاقد قانون مندی های مدنی می شناسد .


سازمان سراسری اتحادیه های کارگری سوئد(LO)


Karl-Petter Thorwaldsson, LOs ordförande                                                                            
Lars Lindgren, ordförande Transportarbetareförbundet               
            Loa Brynjulfsdottir, chef för LOs internationella enhet           

کسب دو مطالبه و ادامه مقاومت برای کسب بقیه مطالبات


زندانیان گوهر دشت در پی اعتراضات گسترده و منظم خود موفق به گرفتن برخی از مطالبات خود از جمله گرفتن ملاقات های حضوری برای بعضی از دوستان خود که قبلا" از این ملاقات های حضوری  محروم بودند، شدند (قبلا" ملاقات های حضوری فقط مخصوص اصلاح طلبان بود ولی حالا مسئولین زندان بخاطر ترس از ادامه اعتراضات و برای ایجاد دو دستگی مجبور به دادن ملاقات های حضوری به تعداد بیشتری از زندانیان که قبلا" از ملاقات حضوری محروم بودند شده اند.) همچنین زندانیان، مسئولین زندان را مجبور کردند نماینده شورای خود (سمکو) را که به دستور اداره اطلاعات برای ترساندن زندانیان به انفرادی برده شده بود به سالن باز گردانند. و همچنین مسئولین قضائی، اداره اطلاعات و سازمان زندانها تعهد هایی به زندانیان داده اند، اما زندانیان همچنان به مقاومت خود ادامه می دهند چرا که آنها می گویند ما هنوز به خواسته های مهم خود مانند باز شدن کتابخانه، استاندارد شدن فضای زندان، هواخوری ۱۲ ساعته، رعایت بهداشت و دادن وسایل بهداشتی، نگهداری اصولی محیط زندان، بر قراری حمام و آب بهداشتی و جمع آوری دستگاه های پارازیت انداز، دادن مرخصی و ملاقات حضوری برای همه، باز بودن درب سالن، داشتن تلفن بطور مداوم، جلوگیری از دزدی مواد غذایی و حفظ کیفیت غذا، انتقال زندانیان اصلاح طلب به سالن های دیگر (چرا که وجود اصلاح طلبان جاسوس و ستون پنجمی مانند احمد زید آبادی، مسعود باستانی، معتمدی مهر و ... از هر شکنجه روحی و روانی برای زندانیان بدتر است، و این افراد آلت دست اداره اطلاعات باعث اذیت و آزار دائمی بقیه زندانیان هستند) زندانیان خواهان تحقیق افراد متخصص نسبت به آب، غذا و محیط زندان در رابطه با عوامل آلودگی و مسمومیت در زندانیان هستند چرا که به تازه گی در بین زندانیان مسمومیت شدیدی مشاهده شده است از جمله چهار روز قبل ۸ نفر و سه روز قبل ۱۷ نفر بر اثر اسهال و استفراق به صورت اورژانسی به بهداری انتقال یافته اند و پس از سه  چهار روز هنوز حالشان بهبود نیافته است. زندانیان می خواهند بهداری زندان به طور ۲۴ ساعته باز و دارای پزشک متخصص یا حداقل پزشک عمومی باشد چرا که با وجود عوامل بیماری زای بسیار زیادی جان زندانیان در خطر است.

پیش به سوی اتحاد بیش‌تر برای فشار بیش‌تر
پیش به سوی اعتراضات گسترده‌تر با شعار
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
14/11/1392

گزارشی از مبارزات جاری در سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهر کرج



مقاومت جانانه زندانیان سیاسی رجایی شهر

در مقابل یورش گارد ۱۰۰ نفری و تشدید پارازیت ها ودزدیدن نماینده سالن سمکو خلقتی با خیانت اصلاح طلبان زندانی در کمک به دولت حسن کلید در پیش برد سیاست اعدام و شکنجه



سمکو در انفرادی 

      در یک نگاه کوتاه زندان رجایی شهر با ظرفیت ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر پذیرای ۵۵۰۰ تا ۶۰۰۰ زندانی با بدترین شرایط می باشد. ۲۵۰ زندانی عقیدتی سیاسی تبعیدی از سراسر ایران به عنوان کسانی که به قول جعفری دولت آبادی اعدام کار آنها را ساده می کند و باید به مرگ تدریجی بمیرند در این زندان محبوس‌اند. از میان آنها چهل زندانی مانند زانیار و لقمان مرادی و هوشنگ رضایی و شهرام احمدی برای مرگ لحظه شماری می کنند. با ۲۰ زندان محکوم به حبس ابد مانند محمد نظری با ۲۰ سال سابقه حبس و سعید ماسوری ۱۵ سال سابقه‌ی حبس و مابقی زندانیان با حبس های سنگین ۱۰ تا ۳۰ سال در این قتلگاه مولتی میلیادرهای دزد نظامی - روحانی توسط ماشین کشتار ولایت فقیه و هدایت سربازان گمنام امام زمان به روش مرگ تدریجی از بین برده می شوند، به طوریکه طی یکسال و اندی ۶ نفر را اعدام و چند نفر مانند رادپور، ساران، حکمتی و در آخرین موارد علیرضا کرمی خیرآبادی و کارگر جوان افشین اوسانلو از شدت فشارهای جسمی و روحی و به مرگ مشکوک جان سپردند.

منظور از فشارهای روحی و جسمی چیست؟


منظور این است که زندانیان سیاسی عقیدتی از کوچکترین امکانات قانونی رایج  در دیگر بندها و دیگر زندان ها محروم هستند. مانند امکانات آموزشی و ورزشی در زندان، هواخوری ۲ ساعته به جای صبح تا شب، فضای ۲ متری به جای فضای استاندارد ۱۲ تا ۱۵ متری در سلول های انفرادی که ۲ تا ۳ نفر باید از ۱۰ سال تا حبس ابد در آن بپوسند. منع کامل ارتباط قانونی رایج مانند ملاقات حضوری، تلفنی، مرخصی و مکاتبه، تغذیه با سویای حیوانی، نبود کوچکترین امکانات درمانی و دارویی و نصب ده ها دستگاه پارازیت، پرونده سازی های جدید و دادن حکم های جدید در زندان، بازرسی های مداوم وحشیانه ۳ الی ۴ نفره و تحقیر و توهین هنگام برگشت از بیرون و زدن دستبند و پابند و پوشاندن لباس زندان و لخت مادرزاد کردن در مقابل دو دوربین هنگام برگشت از دادگاه وبیمارستان ها، ایجاد رعب و وحشت در کنار دلهره و اضطراب ۴۰ نفر از دوستان اعدامی هر لحظه هنگام فراخواندن نامشان حتی برای مسائل ساده مورد دلهره و اضطراب قرار میگیرند و باعث فشار های روحی شدید بر کل زندانیان میگردد. در چنین شرایطی به قول خبرگزاری فارس به عنوان تفرج گاه زندانیان سیاسی هدیه سربازان گمام امام زمان به افراد غیر عادی این ماشین کشتار دزدهای ثروت های عمومی، دستگیری های بدون حکم، شکنجه، عدم امکان استفاده از وکیل و حق دفاع هیئت منصفه با سفارش قاتلین بالفطره توسط دادگاه های فاشیستی غیر مستقل و فرمایشی به اعدام  و حبس های طولانی محکوم می شوند. بزرگترین سیاست مهندسی شده اطلاعات بکار گرفته می شود در این سیاست رذیلانه و ضد بشری دوستان عقیدتی بهایی به عنوان هم وطن و شهروندان عادی  به گروگان گرفته شده اند که هیچ اعتقادی به مبارزه سیاسی نداشته و با صراحت به این موضوع معترفند. این آدم های متین و بدون تعهد به دور از ترحم و جنجال با روحیه همزیستی مسالمت آمیز با قاتلین بستگان خود بوده و هیچ اعتقادی به مبارزه سیاسی ندارند در کنار افرادی مبارز و فعال قرار می گیرند که نمی خواهند در چنین گورستانی زنده بگور بشوند و در مقابل جنایت و شکنجه، خودسری و قانون شکنی مزدوران رژیم اعتیاد، فحشا و گرسنگی مبارزه و مقاومت می کنند. این حالت دمسازی و مماشات وسازش با شرایط جهنمی دشمن کلیه مبارزات دسته جمعی را تضعیف کرده و به آن آسیب می رساند. اداره اطلاعات از طریق ستون های پنجم خود و اصلاح طلبان و حداقل دو جاسوس خود که هم دست کامل اصلاح طلبان در زندان از طریق سرویس دهی امکانات شناخته شده ارتباطی می باشد از شرایط ایجاد شده نهایت سوءاستفاده را به نفع رژیم توسط بیکاری و گرانی می کند اما توحش و بربریت جمهوری اسلامی به قدری بالا است که حتی داد و قال این دوستان دلباخته را نیز در آورده  و در شرایطی با رهبری مبارزین با آن ها همسویی و هم گامی می کنند. اما اغلب تحت تاثیر سوءاستفاده اصلاح طلبان مردم فروش قرار میگیرند. در دور قبل که مهدی محمودیان آزاد شد و با انداختن چند فرد بازداشتی اطلاعاتی در سلول انفرادی هم‌راه با او، از آن‌ها فیلمبرداری و نشان داده شد که در برنامه ۲۰:۳۰ شبکه دو جمهوری اسلامی که در اختیار اطلاعات می باشد سعی کردند جهنم و ماشین ولایت فقیه را بهشت و گلستان نشان دهند. در جدیدترین اقدام اطلاعات توسط رحیم الیاسی که به زندانبان فروخته شده بود با کمک جاسوسان داخلی و اصلاح طلبان  و هدایت برنامه ریزی شده این جاسوسان با ترتیب دادن یک جشن ساختگی و از قبل برنامه ریزی شده با سوءاستفاده از نادانی و سازشکاری افراد مماشات طلب و فرستادن آن توسط رحیم الیاسی به بیرون با وثیقه ۴۰ میلیونی و تبلیغات گسترده خبر گزاری فارس این قتلگاه را تفرجگاه نشان دادند، در حالی که رژیم به وثیقه های کمتر از یک میلیارد قانع نمی شود. رژیم با خوردن هم از توبره و هم از آخور به این هم بسنده نکرده و با دست آویز قرار دادن این کار خود چندین دستگاه پارازیت به دستگاه های قبلی اضافه کردند. و با افزودن انواع جدید اذیت و آزار مانند بستن درب اصلی تهویه هوای سالن،  جلوگیری از رد و بدل شدن هوا بیرون و داخل سالن ۱۲ و سپس شکستن قفل درب و بستن قفل جدید و دست آخر فرستادن گارد ۱۰۰ نفری و سرکوبگر به داخل سالن و سپس دزدیدن نماینده سالن سمکو خلقتی. زندانیان سالن ۱۲ در مقابل برخورد غیر انسانی با دوستان عقیدتی و خیانت آشکار اصلاح طلبان به مقابله با تجاوز رژیم به حقوق قانونی برخواسته و در طول این دو هفته با شعار هایی مانند "سال سال خونه دیکتاتور سرنگونه"، "مرگ بر خامنه ای" و " مرگ بر دیکتاتور" پوزه دشمنان مردم را به خاک مالیدند و هم چنین با فراخوان مجمع عمومی فوق العاده علی رغم کارشکنی شدید اصلاح طلبان  که به حمایت مستمراز سیاست های رژیم جمهوری اسلامی و بی تفاوتی برخی از زندانیان موفق به سازماندهی سه روز اعتصاب و اعتراضات خانواده زندانیان شدند که با هم‌راهی اکثریت زندانیان توام بود.
به دنبال این مسئله اصلاح طلبان حکومتی مانند معتمدی مهر، زیدآبادی و باستانی در دفاع از جمهوری اسلامی و حسن کلید، گام به گام به مبارزه با زندانیان سیاسی برخواسته اند. در مجمع اول که مخالفت آنها با اعتصاب رای نیاورد با جمع کردن عده ای مماشات جو و فرصت طلب دعوت به مجمع دوم کردند  که زمان اعتصاب را از شنبه به یک شنبه موکول کنند. بدنبال تشدید فشار رژیم از ۴۰ ،۵۰ روز قبل و بدنبال دزدیده شدن سمکو خلقتی و انداختن او به سلول انفرادی در چهارشنبه ۹ بهمن که با توطئه‌ای رذیلانه با بهانه ملاقات با خانواده او را از سالن بیرون برده به انفرادی منتقل کردند. بلافاصله با دعوت ۳ نفر به برای مقابله با این عمل ننگین جمهوری اسلامی در روز پنج شنبه مجمع عمومی دیگری توسط نیروهای رادیکال صورت گرفته و مجمع عمومی همان روز تشکیل شد، مسعود باستانی و معتمدی مهر از اصلاح طلبان در مقابل پیشنهاد انقلابی ندادن آمار و... تا آزادی سمکو با دو پیشنهاد مذاکره  توسط شورا و نوشتن نامه اعتراضی به مقابله برخواستند. متاسفانه با توجه به حضور نیروهای جدید اداره اطلاعات در مقابله با حرکت های دست جمعی و با دادن ملاقات حضوری به دوستان بهایی و نیز تقلیل حکم ۵ تن از آن ها و با توجه به برخی مماشات‌ها و ندادن رای به عدم ارایه آمار، پیشنهاد نوشتن نامه اعتراضی تصویب شد. زندانیان رادیکال اما با توجه به همسویی و حمایت از حقوق صنفی دوستان بهائی و در حین وحدت کامل با آنها مبارزات خود را به سطح آنان تنزل نداده و به مبارزه مستقل خود در تمامی عرصه ها ادامه می دهد.
حرف پرمعنای آقای زیدآبادی را که گفت اگر ۹۹/۹ در صدر رژیم سرکوبگر باشند ما دنبال ۰/۱ درصد آن هستیم و هم چنین حرف درخشان معتمدی مهر به مردانی ( رئیس زندان) که شما ما را با تروریست ها و آدمکشان یکی نگیرید نشان‌گر این است که طبیعت مبارزه انقلابی و تمام انقلاب ها است که  مبارزه طبقاتی و افتضاح حاکمیت هرچه عمیقتر باشد به همان اندازه مردم دوستان و دشمنان و افراد بی خاصیت و منافع طلب را بیشتر خواهند شناخت و بر روی ویرانه های کاخ ستم بناهای داد و عدل خواهند ساخت و تمامی ظالمان و بهره کشان را به زباله دانی تاریخ خواهند انداخت.

پیش به سوی اتحاد بیش‌تر برای فشار بیش‌تر
پیش به سوی اعتراضات گسترده‌تر با شعار
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
14/11/1392