۱۳۹۱ فروردین ۲۳, چهارشنبه

بیانیه 41

                                                      

شاهرخ زمانی کارگر نقاش و عضو هییت باز گشایی سندیکای نقاشان و تزئینات ساختمانی و عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری را بدون هیچ دلیل و مدرکی دستگیر کرده، بر علیه او پرونده سازی کردند. علی رغم اینکه در پرونده ساخته شده نیز هیچ مدرک و دلیلی برای محاکمه او وجود ندارد.طبق اعترافات قاضی پرونده حملبر که در دادنامه به صورت واضح نوشته است که شاهرخ زمانی تمامی اتهامات را رد کرده است . پس او کاملا" بیگناه است. اما کاملا" غیر قانونی، شاهرخ را بنا به اعترافات شخص دیگری(متهم ردیف چهارم) محاکمه کرده و با اتهامات دروغین به 11 سال زندان محکوم نمودند.اکنون در زندان تبریز با ایجاد جو و فضای نامناسب و خطر ناکی برای او و دیگر زندانیان سیاسی و کارگری زندان را به جهنم واقعی تبدیل کرده اند. ما بدون هیچ قید و شرطی خواهان آزادی فوری شاهرخ زمانی و دیگر زندانیان کارگری و سیاسی هستیم . در این راستا از تمامی کارگران ، تشکل ها ، نهادها و آزادیخواهان و جوانان می خواهیم از هر طریق ممکن بر جمهوری اسلامی جهت آزادی زندانیان فشار بیاورند.



جمهوری اسلامی خالق تراژدی در زندان مرکزی تبریز است .

با توجه به اخباری که از زندان مرکزی تبریز جسته و گریخته به بیرون درز می کند زندان تبریز یک جهنم با شعله های پنهان است . آتش این جهنم واقعی که مسئول برپایی آن جمهوری اسلامی است نه تنها دامن تمامی زندانیان را گرفته و تعدادی از آنها را ذره ذره  به نابودی می کشاند در همین حال از طریق بسیاری از زندانیان که اکنون در این جهنم جمهوری اسلامی به سر می برند به بیرون از زندان به سطح گسترده و وسیعی از جامعه برده می شود آنگاه دیگر مبارزه کردن با محصولات کاشته جمهوری اسلامی در این جهنم غیرممکن خواهد شد . سرمایه داری با پیش کشیدن شعار ((توجیه اقتصادی ندارد )) در مقابل طرح های سالم سازی و مبارزه با عوامل و اثرات زیان بخش در جامعه از خدمات اجتماعی هر روز و هر چه بیشتر سر باز می زند و جمهوری اسلامی در این رابطه از تمامی دیگر حکومتهای سرمایه داری سبقت گرفته و با کم کردن و دزدیدن منابع مالی اندکی که برای ارایه خدمات لازم به زندانیان در نظر گرفته شده باعث وارد شدن ضربات مهلکتری بر پیکر جامعه می گردد .

در حالی که زندان تبریز یکی از ضد انسانی ترین و کثیف ترین زندانهای جهان است در همین حال بند سه گانه متادون در حد و یا حتی بدتر از تاریکخانه ها و فراموش خانه های قرون وسطی می باشد .

در بند 15 متادون 480 نفر زندانی به سر می برند ،این بند که نسبت به بندهای 13 و 14 وضعیت بهتری دارد  37 نفر زندانی گرفتار به ایدز و 50 نفر مبتلا به هپاتیت را در خود جای داده است .

اکنون بند مالی زندان مرکزی تبریز را به بهانه ی بازسازی بند مالی در بندهای 3 گانه و  بند 9 تقسیم کردند اما این فقط یک بهانه است . در این تقسیم بندی 21 زندانی سیاسی را به بند 9 و شاهرخ زمانی و چند نفر از دوستانش را به بند 15 متادون منتقل کردند . در ادمه تقسیم زندانیان، محمدرضا هوتن کیان را به بند 14 متادون که بی نهایت بد و در واقع بدترین بند زندان است فرستاده اند .

به دنبال عوض شدن رئیس زندان که نام او استادی است و عوض شدن رده های مختلف مسئولین ،فشار بر زندانیان سیاسی و انتقال آنها به بندهای متادون سرعت بیشتری گرفته است و تهدیدها و فشارها افزایش یافته است.

چند روز پیش 20 نفر از زندانیان بند مالی در اعتراض به انتقالشان به بند محکومین یک روز دست به اعتصاب غذا زدند و این نیز بهانه برای وارد کردن فشار بیشتر به آنها قرار گرفت .

در روند اعمال انتقال و فشارهای وارده، زندانیان از خانواده هایشان خواستند که به نزد رئیس زندان بروند و با او در این رابطه و قطع این طرح و حذف فشار ها صحبت کنند .خانواده ها با رئیس زندان صحبت کردند در نهایت رئیس زندان گفته است طرح انتقال توسط رئیس قبلی و وزارت اطلاعات شروع شده و من نمی توانم مانع اجرای طرح شوم حتی استادی به مادر شاهرخ گفته است که دستور انتقال شاهرخ به بند 15 متادون توسط وزارت اطلاعات آمده است و فقط آنها می توانند این دستور را لغو کنند .

محمدرضا هوتن کیان را به همراه 26 نفر که دچار ایدز هستند به بند 14 متادون فرستاده اند . در بند 14 حدود 400 زندانی هستند که 180 نفرشان زمان ورود به زندان معتاد نبودند ولی اکنون معلوم نیست بقیه زندانیان این بند در حد بالایی تزریقی هستند در بند هفته ای فقط 3 روز هواخوری یک ساعته است بقیه اوقات همه زندانیان مجبورند در فضای آلوده، با استرس دائمی به سر برند.

وضعیت محمدرضا هوتن کیان از تمامی زندانیان سیاسی بدتر است ،بر اثر ضرب و شتم او بینی اش را شکسته اند و بدون مداوا رها شده است آلت تناسلی اش  را سوزنده اند که مداوای زخم های فوق بدون مراجعه به بیمارستان غیر ممکن است .در بین زندانیان صحبت دائمی است که مسئولین زندان می خواهند جاوید هوتن کیا را از این طریق بکشند .

چند روز پیش زندانیان یک نفر از بین خود به نام امیر آخری را جهت صحبت با رئیس زندان که آن زمان رضازاده بود انتخاب کردند ولی رضازاده به هیچ عنوان حاضر به صحبت کردن با نماینده زندانیان نشد ،زندانیان از خانواده هایشان خواستند به صورتهای جمعی و فردی به دیدن رئیس زندان رفته و در مورد وضعیت و اعمال خطرناک که برعلیه زندانیان در حال اجرا است صحبت کنند در آن زمان رضازاده هیچ کس را برای صحبت نپذیرفت و اکنون استادی نیز هر چند حاضر به دیدن خانواده ها شد ولی به بهانه ی اینکه این طرح متعلق به رئیس قبلی و وزارت اطلاعات است زیر بار عدم اجرای آن نمی رود .

مسئولین زندان ، قوه قضاییه و وزارت اطلاعات آگاهانه و به عمد با تقسیم حدود 700 زندانی سالم در بندهای سه گانه متادون اقدام به ایجاد و پخش بیماری مسری در میان زندانیان سالم کرده که از این طریق در سطح گسترده تری از جامعه منتشر خواهد شد این خود جنایت علیه بشریت است که باید مورد اعتراض شدید فعالین  طرفدار سلامت جامعه و محیط زیست واقع شود ما به نوبه خود خواهان محاکمه آمرین و عاملین اجرای چنین طرحی هستیم .

دلایل مستند ما برای محاکمه این افراد به عنوان جنایت کاران علیه بشریت ضمن وجود گزارشات مختلف از کانال های گوناگون ، خود وضعیت موجود زندان است که می توان در صحبت با زندانیان کم و کیف طرح های جنایت کارانه را  به دست آورد و بهتر از آن بازدید متخصصین بهداشت و درمان و بهداشت روان و نمایندگان محیط زیست و نهادهای جهانی از زندان است که می توانند صدها سند مستند به دست آورند ما فقط به نمونه های بسیار کوچکی از آنها اشاره می کنیم :

فضای زندان به خصوص بندهای سه گانه کاملا" به انواع بیماریها و عامل گسترش بیماریها آلوده است ،بیشتر معتادین به طور دائمی خود را در اطاق ها و راهروها خراب می کنند با توجه به اینکه خود زندانیان مجبور به نظافت هستند و مسئولین زندان نیز هیچ وقت ابزار و مواد نظافت و ضدعفونی کننده نمی دهند یا بسیار ناچیز در اختیار زندانیان قرار می دهند هیچ زمانی نظافت بندها در حد قابل قبول انجام نمی شود.

تعدادی از معتادان ضمن اعتیادشان دچار بیماریهای شدید دیگری هستند که هیچ وقت توان و روحیه مراقبت از خود را ندارند از جمله بیماریها می توان گفت دارای زخمهای عمیق در نقاط مختلف بدن خود هستند که به طور دائم خونابه و چرک از زخمهایشان جریان دارد آنها به تمامی نقاط بند می روند و همه جا از در و دیوار تا کف را آلوده می کنند حتی بعضی از انها خود را روی زمین کشان کشان به این سو و ان سو جا به جا می کنند و زخمشان به همه جا مالیده شده همه جا را به انواع میکروب آلوده می کنند .

همین چرک و خونابه و سرنگهای تزریق آلوده که دست به دست  گشته و چندین بار مورد استفاده قرار گرفته توسط برخی از زندانیان به عنوان وسیله ای برای تهدید دیگر زندانیان مورد استفاده قرار می گیرد .

در چنین فضای آلوده ای وسایل نظافت و حمام بسیار محدود است مثلا" برای هر 150 نفر یک چشمه حمام است که آن هم به طور متوسط 6 ساعت در روز اب دارد و توالت بسیار کم است یک زندانی برای یک بار توالت رفتن برخی مواقع باید 40 تا 60 دقیقه در صف بایستد و با چنین حجم استفاده از توالت اصلا" زمانی برای شستشوی آن باقی نمی ماند جالب است که بیشتر مواقع نیز لوله های توالت مسدود می شود و فاضلابشان به بیرون زده و تمامی محیط را آلوده تر می کند .

غذای زندان بسیار کم و غیر قابل خوردن است و از آن مقدار کم نیز در رده های مختلف مسئولین می دزدند و همچنین در چنین محیط آلوده ای غذا نیز هر چه بیشتر آلوده می شود. این چنین زندانیان از چندین زاویه در تهدید آلودگی قرار دارند .

تحت فشار چنین فضای آلوده و فشارهای عدم رسیدگی به پرونده ها و درخواستها و نیازهای زندانیان و فشارهای روزافزون مسئولین زندان ، قوه قضاییه  و وزارت اطلاعات ،افزایش ناامنی در جامعه علیه خانواده های زندانیان و عدم تأمین نیازهای اولیه خانواده ها ،بیشتر زندانیان دچار روان پریشی،ناامیدی، کینه نسبت به بقیه وشدیدا" پرخاشگر شده اند . بیماریهای روانی نیز به مشکلات بهداشتی و غذایی و ازدحام بیش از حد زندانیان اضافه شده و فضای زندان را آماده نزاع های دائمی فردی و جمعی نموده است که همیشه نتایج وحشت باری ایجاد می کند جو و فضا چنان ملتهب است که خود مسئولین و نگهبانان زندان هیچ وقت جرئت نمی کنند از درب بند ها به داخل بندها بروند و همیشه به طور کاملا" مسلح چند قدم دورتر از میله های درب بند ایستاده و حرف هایشان را می زنند .

در همین حال زندانبانان و مسئولین قضایی و مأموران وزارت اطلاعات خود را در مقام تماشاگران دعواها و حرکات روان پریشی زندانیان قرار داده و به حاصل تراژدی های خود به عنوان نمایش تفریحی نگاه کرده و مانند حکمرانانی که از نبرد گلادیاتورها لذت می بردند مسرور می شوند .

ما چنین وضعیتی را حاصل اقدامات عمدی و سیستماتیک نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی می دانیم که در بیرون از زندان نیز به نوعی دیگر علیه جوانان و مردم کشور اجرا می کنند . ضمن اینکه از تمامی فعالین و انقلابیون می خواهیم از طریق روابط خود با نهادها ی جهانی اقدام به مبارزه و کم کردن چنین ستم هایی شوند اعلام می کنیم در حین مبارزه و کم کردن اثرات آنها تنها راه ریشه کن کردن زندان و چنین وضعیتی از طریق سرنگونی جمهوری اسلامی سرمایه داری ممکن خواهد شد .

بنابراین  باید کارگران و جوانان را برای به دست گرفتن ابتکار عمل و استفاده از بحرانهای در حال افزایش که دامن جمهوری اسلامی را گرفته است آماده کنیم باید با استفاده از تمامی ابزارها و تسهیلات موجود اقدام به سازماندهی کرده و طبقه کارگر را برای وارد کردن ضربات نهایی بر پیکر حکومت سرمایه داری  ضد انسانی جمهوری اسلامی آماده کنیم .

پیش بسوی اتحاد بیشتر، برای فشار بیشتر!!
پیش بسوی اعتراضات گسترده و متحدانه با شعار :


کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

24/1/1391



۱۳۹۱ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

بیانیه 40


وضعیت وخیم بند متادون، اعتصاب غذا در بند مالی زندان تبریز

همان طور که در بیانیه ی شماره ی 39 آمده بود، در پی انحلال بند مالی و انتقال تدریجی زندانیان آن به بندهای دیگر شاهرخ زمانی کاگر زندانی در تاریخ 14 فروردین ماه به بند 15 متادون زندان مرکزی تبریز متقل شده است. زندانیان این بند همگی معتاد بوده و در وضعیت اسفباری به سر می برند. در این بند 37 زندانی مبتلا به ایدز و 50 زندانی مبتلا به هپاتیت ثبت شده اند. این آمار البته آماری است که ماموران زندان خود ارائه می دهند و احتمال این که آمار مبتلایان به این بیماری های خطرناک بسیار بیشتر از این میزان باشد بالاست. جمهوری اسلامی با وجود مافیای ورود مواد مخدر به زندان در بدنه ی دستگاه قضایی و ماموران زندان و هم چنین نگه داری زندانیان آلوده به این بیماری های خطرناک با سایر زندانیان در شرایط کاملا غیر انسانی و غیر بهداشتی، خود عامل اصلی شیوع این بیماری ها در زندان و به تبع آن در جامعه بوده و با این عمل کلکسیون جنایات خود را تکمیل تر می کند. عوامل حکومت فاشیستی سرمایه داری حاکم در ایران، شاهرخ زمانی کارگر زندانی را نیز که بدون هر گونه سند و مدرکی به یازده سال زندان محکوم شده است به این بند بسیار خطرناک منتقل کرده اند تا بلکه مقاومت او را در هم بشکنند و او را وادار کنند تا از خواسته های به حق خود دست بکشد.
هم چنین با منحل کردن بند مالی از طرف ماموران زندان و انتقال تدریجی زندانیان این بند به سایر بندها امروز تعداد بیست نفر از زندانیان این بند به طور اعلام نشده دست به اعتصاب غذا زده و از دریافت جیره ی غذایی خود امتناع کرده اند. این در شرایطی است که طبق آئین نامه ی زندان های همین رژیم زندانیان باید به تفکیک جرایمشان در بندهای جداگانه نگه داری شوند.
بدین ترتیب اوضاع در زندان تبریز به شدت ملتهب بوده و این زندان در آستانه ی اتفاقاتی قرار دارد که مسولیت تام و تمام آن بر عهده ی عوامل اطلاعاتی-امنیتی رژیم و ماموران زندان است.
ما ضمن اعلام اعتراض شدید خود به این وضعیت غیر انسانی تحمیل شده به زندانیان و حمایت مجدد از خواسته های دوازده گانه ی آن ها که در نامه ای به تاریخ یازده اسفند ماه منتشر شده است، از تمامی فعالین کارگری و سیاسی می خواهیم تا با عمل متحد خود در مقابل توطئه های رژیم برای تنگ تر کردن هر چه بیشتر فشار به مردم علی الخصوص کارگران و زندانیان کارگری با شعار کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، رژیم را عقب رانده و به یاری فعالین کارگری در بند بشتابند.

پیش به سوی اتحاد بیشر برای فشار بیشتر

پیش به سوی مبارزات متحدانه و گسترده با شعار:

کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد

کمیته جمایت از شاهرخ زمانی

1391/1/16

۱۳۹۱ فروردین ۱۴, دوشنبه

بیانیه 39


انتقال شاهرخ زمانی به بند متادون زندان تبریز

صبح امروز 14 فروردین مامورین زندان اقدام به منحل کردن بند مالی زندان مرکزی تبریز کرده و زندانیان این بند را به بندهای 12 محکومین و متادون زندان تبریز منتقل کردند. بیست زندانی سیاسی این بند به بند 12 محکومین و سایر زندانیان به بند متادون منتقل شدند. اما ماموران بند 12 محکومین از پذیرش شاهرخ زمانی کارگر زندانی خود داری کرده و وی به بند متادون منتقل شده است. زندانیان بند متادون همگی متادون مصرف کرده و معتاد به انواع مواد مخدر هستند و زندانیان آلوده به انواع بیماری های خطرناک از جمله ایدز و هپاتیت در این بند وجود دارد. این بند به لحاظ بهداشتی در وضعیت فوق العاده نا مناسبی قرار دارد و عملا امکان اولیه ای برای زندگی در آن وجود ندارد. این اقدام مسئولین زندان برای سخت تر کردن شرایط زندان برای شاهرخ زمانی و ایزوله کردن و جدا کردن او از هم خرجی ها و رفقایش برای تضعیف روحیه و مقاومت وی است.
این اقدامات در حالی انجام می شود که دستگیری و سپس حکم صادره برای وی یعنی یازده سال حبس تعزیری از اساس فاقد هرگونه سند و مدرک محکمه پسند و خلاف قانون است.
شیوه های ضدبشری و در نهایت درجه ارتجاعی به کار گرفته شده از طرف ماموران رژیم و دستگاه های سرکوبگر اطلاعاتی-امنیتی آن برای آزار هر چه بیشتر زندانیان پیش از این سابقه داشته و همواره در قبال زندانیان مقاوم به کار گرفته شده است.
ما تمامی فعالین کارگری و سیاسی را برای اقدام متحد در قبال این گونه اقدامات فاشیزم مذهبی و حکومت قرون وسطایی ولایت فقیه فرا می خوانیم و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط شاهرخ زمانی فعال کارگری دربند هستیم.
جمهوری اسلامی امروز و در دوران پایانی عمر ننگین خود با وحشیت تمام به فعالین کارگری و مدنی یورش برده تا هرگونه بارقه ای از مقاومت را در جامعه از بین ببرد. پاسخ این یورش همانا مبارزه ی منسجم و سازمان یافته در محل کار و زندگی با راه اندازی هسته های مقاومت و کمیته های انقلابی است. چاره ی کار تنها در مبارزه ی متحدانه و متشکل است.

پیش به سوی مبارزه ی متحدانه علیه سرمایه داری اسلامی

پیش به سوی مبارزه ی متشکل با شعار:

کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

1391/1/14


۱۳۹۱ فروردین ۱۳, یکشنبه

بیانیه 38


فضای متشنج زندان مرکزی تبریز، آبستن حوادث است!!!

 

شاهرخ زمانی کارگر نقاش و عضو هییت باز گشایی سندیکای نقاشان و تزئینات ساختمانی و عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری را بدون هیچ دلیل و مدرکی دستگیر کرده، بر علیه او پرونده سازی کردند. علی رغم اینکه در پرونده ساخته شده نیز هیچ مدرک و دلیلی برای محاکمه او وجود ندارد.طبق اعترافات قاضی پرونده حملبر که در دادنامه به صورت واضح نوشته است که شاهرخ زمانی تمامی اتهامات را رد کرده است . پس او کاملا" بیگناه است. اما کاملا" غیر قانونی، شاهرخ را بنا به اعترافات شخص دیگری(متهم ردیف چهارم)  محاکمه کرده و با اتهامات دروغین به 11 سال زندان محکوم نمودند.اکنون در زندان تبریز با ایجاد جو و فضای نامناسب و خطر ناکی برای او و دیگر زندانیان سیاسی و کارگری زندان را به جهنم واقعی تبدیل کرده اند. ما بدون هیچ قید و شرطی خواهان آزادی فوری شاهرخ زمانی و دیگر زندانیان کارگری و سیاسی هستیم . در این راستا از تمامی کارگران ، تشکل ها ، نهادها و آزادیخواهان و جوانان می خواهیم از هر طریق ممکن بر جمهوری اسلامی جهت آزادی زندانیان فشار بیاورند.
مقامات قضایی، مسنولین سازمان زندانها و امنیتی جمهوری اسلامی سرمایه داری در زندان مرکزی تبریز با دست زدن به اعمالی بی شرمانه سعی در آزار و اذیت هر چه بیشتر زندانیان دارند و هر روز زندانیان را بیشتر تحت فشار قرار می دهند سعی آنها این است که با سو استفاده از خود زندانیان عرصه را بر آنها تنگ نمایند و با ایجاد جو تفرقه بین زندانیان به اهداف پلید خود دست یابند . طبق اخبار رسیده از زندان مرکزی تبریز مسئولین زندان حدود 4 نفر از زندانیان عادی را با دادن وعده و وعید بر علیه زندانیان سیاسی مراقب گذاشته اند تا تمامی اعمال آنها از جمله چه کسانی با هم ارتباط دارند ، چه حرفهای بین آنها گفته می شود، نوع غذایی که می خورند ،در چه ساعتی کجا رفتند و چه کاری انجام دادند  و حتی توالت رفتن آنها را گزارش می دهند .با توجه به گزارشات آنها تا کنون چندین بار شاهرخ زمانی و برخی دیگر از زندانیان را رئیس زندان و دیگر مسئولین زندان خواسته اند و گفته اند که چرا در فلان تاریخ با فلان شخص حرف زدی ؟ چرا از حقوق بشر و آزادی های دیگر با زندانیان صحبت می کنی و ...؟
همچنین با توجه به شواهد موجود تلفن ها کاملا" تحت کنترل هستند . از جمله کسانی که شرایط زندان را برای زندانیان سخت تر کرده است آرمین ذوالجناح از زندانیان عادی است ،وی ضمن اینکه با دستورات و هدایت و رهبری جعفری معاونت حفاظت اطلاعات زندان و نجار قاضی مستقر در زندان گزارشات را کتبی و شفاهی ارایه می دهد ،طرح های توطئه آمیز سران زندان ،قوه قضاییه و وزارت اطلاعات را نیز در زندان پیاده می کند. تعدادی از زندانیان عادی را به عنوان کمک به او سپرده اند که تیمی کامل تشکیل داده است و با شدت مشغول تبلیغات و توطئه و تفرقه افکنی در داخل زندان هستند و با شاخک هایی که دارند از بیرون زندان نیز بر علیه فعالین ملی آذربایجان و فعالین کارگری اطلاعات جمع آوری کرده به مقامات فوق گزارش میدهند .
یکی از برنامه های توطئه آمیز و مشترک سازمان زندانها و وزارت اطلاعات و قوه قضاییه در زندان مرکزی تبریز تحریک و شوراندن زندانیان عادی علیه زندانیان سیاسی  به بهانه ی اینکه شما باعث می شوید سران زندان با توجه به حرفهای شما همه ی زندانیان را تنبیه کرده و یا از برخی تسهیلات ما را محروم نمایند.
سو استفاده توطئه آمیر از زندانیان عادی با تهدید آنها و دادن وعده و وعید های گوناگون آنقدر گسترده و چندش آور شده است که بین مسئولین مختلف زندان نیز اختلافات فاحشی روی داده، تا حدی که برخی می خواهند استعفا دهند و برخی را می خواهند کنار بگذارند و این اختلافات به حدی بالا گرفته که به درگیریهای فیزیکی بین مسئولین زندان منجر شده است . برخی از مسئولین اعلام کرده اند سواستفاده از زندانیان برای تفرقه افکنی در میان زندانیان و خبرچینی و گزارش دهی آنقدر زیاد شده که جو زندان به شدت متشنج و در حد انفجار است و احتمال بسیار قوی وجود دارد که در آینده نزدیک اتفاقات ناگواری رخ بدهد .
سران زندان به همین دلیل تصمیم دارند زندانیان بند مالی را که نسبت به بقیه بندها وضعیت بهتری دارند اما اکنون دچار جو متشنج است را میان بقیه بندها به خصوص بند سه گانه و 9 تقسیم کنند و بند مالی را کاملا" تخلیه کنند البته بر سر این موضوع نیز اختلاف نظر دارند .
با توجه به موارد فوق در آینده نزدیک باید منتظر اتفاقاتی در زندان مرکزی تبریز بود .
در این راستا از هم اکنون تکیه وحمایت از خواسته های 12 ماده ای زندانیان، زندان مرکزی تبریز باید از اهم وظایف ما باشد . ما ضمن حمایت همه جانبه از مطالبات فوق اعلام می داریم حمایت معنوی و عملی از خواسته های فوق وظیفه تمامی نیرو های فعال و انقلابی است.
  مطالبات عبارتند از :
بیانیه
به امید روزی که هیچ زندانی وجود نداشته باشد!!!

ما جمعی از زندانیان محبوس در زندان مرکزی تبریز ضمن اعتراض و محکوم کردن عملکرد قوه قضائیه ، سازمان زندانها و ضابطین قضایی در رابطه با حقوق قانونی داخلی و بین المللی زندانیان اعلام می داریم، از جهات مختلف به لحاظ فضا،بهداشت و درمان، رسیدگی به شکایات، حفظ امنیت جانی و روانی و... در بی حقوقی کامل به سر می بریم ،بار ها طی نامه های فردی و زمانهای نیز طی نامه های جمعی و اعتراضات از مسئولین در خواست رسیدگی ، رعایت قوانین و نظارت بر اجرای آنها شده ایم، اما هرگز توجه نکردند.لذا در این راستا به نمایندگی از کل زندانیان خواسته های قانونی و انسانی خود را در اعتراض به این اوضاع به اطلاع مسئولین و کلیه جهانیان می رسانیم.

1- داشتن جا و فضای مناسب طبق استاندارد تعریف شده در آیین نامه ی داخلی زندان ، فعلا" در زندان تبریز راهروهای زندان تا کنار توالتها پر بوده و بند سه گانه به جای 300 نفر 800 نفر ، و در بند معتادین به جای 250 نفر 750 نفر ،و در بند مالی به جای 100 نفر 200 نفربه سر می برند ، زندانیان روی هم رفته هر 4 نفر با یک پتو می خوابند .

2- ما خواهان برخورداری از بهداشت و درمان مناسب هستیم ، اکنون کلیه ی بندها در کثیف ترین وجه ممکن به لحاظ حیوانات موذی : موش ،سوسک و شپش ،پتوهای بشدت کثیف ... هستند. برای هر 100 تا 150 نفر یک توالت و یک حمام می باشد .هر ماه یک بار مریض های رو به مرگ به بهداری برده شده و بدون مداوای مؤثر به امان خدا ول می شوند به طوری که هر ماه به طور متوسط یک نفر بر اثر بیماری می میرد .

3- خواستار داشتن تغذیه و هواخوری مناسب طبق آیین نامه داخلی زندان هستیم. غذای زندان با بدترین کیفیت و کمترین مقدار بقدری کثیف و غیر قابل خوردن می باشد که اغلب زندانیان نیمه گرسنه اند و یا خودشان اقدام به تهیه غذا و پخت و پز می کنند ،به اعتراف برخی از مسئولین رده پایین امکانات ارائه شده به اندازه یک بیستم اندازه تعیین شده در آیین نامه زندان می باشد.

4- ما خواهان عدم وارد کردن مواد مخدر به زندان و قطع کشتار معتادین با متادون هستیم. در تمامی بندهای زندان مخصوصا" بند معتادین ،بندسه گانه . بند 9 مواد مخدر آزادانه و علنی خرید و فروش و استعمال می شود، به طوری که در موارد زیاد افراد سالم پس از ورود، معتاد شده و برای تهیه مواد حتی تن به خودفروشی می دهند .

5-ما خواستار نقض قانون ضدانسانی دیه بوده و خواهان پرداخت پولهای افراد انسان دوست برای آزادی زندانیان دیه هستیم. درحال حاضر اغلب پولهای جمع آوری شده برای آزادی زندانیان دیه توسط مسئولین خورده شده در نتیجه زندانیان فوق نجات نیافته همچنان بلاتکلیف هستند .

6- ما خواهان نقض حکم ضد بشری قصاص و اعدام هستیم. هم اینک در زندان مرکزی تبریز بیش از صد نفر با میانگین سنی 17 تا 25 سال در انتظار حکم اعدام می باشند .

7- ما خواستار نقض قانون برده داری مهریه در خرید و فروش زنان و آزادی کلیه زندانیان در این مورد هستیم. 60% افراد محکوم زندانی در بند 8 مالی مربوط به مهریه بوده و بنا به گفته مسئولین در کل استان تعداد این افراد به 7600 نفر می رسد .

8- ما خواهان تفکیک زندانیان سیاسی و عادی بر اساس نوع جرمشان و پایان دادن به شکنجه روحی زندانیان سیاسی هستیم. شرایط برای زندانیان سیاسی زندان مضاعف است در واقع برای آنها زندان در زندان است، که به طور آگاهانه و سازمان یافته از طرف وزارت اطلاعات، سازمان زندانها ، قوه قضائیه، مسئولین بندها و... اعمال می گردد.

9- ما خواستار پایان دادن به کلاسهای احکام اجباری ،نماز جماعت و مراسمات دینی هستیم.مسئولین به بهانه جمع آوری امتیاز برای زندانیان جهت استفاده از عفو مشروط، مرخصی و ملاقات حضوری موارد فوق را به زندانیان تحمیل می کنند،تا بتوانند اراده ی زندانیان را خرد کرده آنان را به آلت دست مسئولین زندان تبدیل کنند.

10-ما خواهان اجرای عادلانه عفوهای عمومی ،موردی ،مشروط و مرخصی مطرح شده در قانون هستیم. در این رابطه در این زندان خودسری و قانون شکنی رایج می باشد که زندانیان حتی ساکن تبریز تقاضای انتقال به جاهای دیگر مانند مرند ، اهر و... را می نمایند .

11-ما خواستار لغو جرایم در رابطه با مشروبات ، اعتیاد و آزادی زندانیان مربوط به موارد فوق هستیم.

12- پرداخت دستمزد و حقوق کامل به زندانیان کارگر که در کارگاه های خیاطی ، کفاشی ، کیف دوزی و... در داخل زندان کار می کنند. هم اکنون مسئولین زندان و سازمان زندانها از کار اجباری زندانیان سود های سر سام اوری می برند بطوری که بسیاری از زندانیان نا چار به کار کردن در کارگاه های داخل زندان هستند و در ازای یک روز کامل کار شدید به آنها فقط 400 تا 700 تومان دستمزد می دهند یعنی یک استاد کار خیاط ،کفاش ، ... ماهی 21هزار توان و شاگرد و وردست در کارهای فوق ماهی 12هزار تومان در یافت می کند.

رساندن این نامه به مراکز ذی صلاح از عهده ما خارج است، بنابراین از تمامی دوستان و مردم آزادیخواه می خواهیم این نامه را به مراکز فوق از جمله عفو بین الملل ، دفاتر مختلف حقوق بشر ، مراکز دفاع و حمایت از زندانیان و ... برسانند



جمعی از زندانیان سیاسی و عادی زندان مرکزی تبریز


11/12/1390



پیش بسوی اتحاد بیشتر، برای فشار بیشتر!!!

پیش بسوی اعتراضات گسترده و متحدانه با شعار :

کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

13/1/1391

۱۳۹۱ فروردین ۱۱, جمعه

بیانیه 37

مادر صمدی ذکریا، مادرِ رضا شهابی درگذشت


مطابق اطلاعیه ی شماره ی 24 کمیته ی مطلع شدیم که "مادر صمدی زکریا" ، مادر رضا شهابی کارگر زندانی در شامگاه چهارشنبه دوم فروردین 1391 در بخش اورژانس بیمارستانی در شهرستان شبستر و به دلیل ایست قلبی درگذشت.

مطابق این اطلاعیه مادر زکریا که از بیماری قلبی رنج می کشیده بعد از دستگیری رضا شهابی و مدتها به علت دوری و بی خبری از رضا بارها دچار مشکلات قلبی شده  و دائما نگران وضعیت رضا بوده است.

روش ضد انسانی جمهوری اسلامی در برخورد با فعالین کارگری نه تنها خود آن ها بلکه خانواده و اطرافیانشان را نیز به شدت آزار می دهد که جدید ترین نمونه ی آن فوت مادرِ رضا شهابی کارگر مبارز است.
کمیته ی حمایت از شاهرخ زمانی ضمن تسلیت به رضا شهابی و خانواده ی وی این نوع برخورد با فعالین کارگری را به شدت محکوم کرده و از تمامی فعالین کارگری و سیاسی می خواهد تا در صفوف منسجم و متحد هرچه بیشتر علیه سیستم سرمایه داری اسلامی حاکم بر ایران مبارزه کنند.
بیایید با اتحاد عمل آزادی تمامی فعالین کارگری را به دست آوریم.



پیش بسوی اتحاد بیشتر، برای فشار بیشتر!!!

پیش بسوی اعتراضات گسترده و متحدانه با شعار :

کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

1391/1/5

۱۳۹۱ فروردین ۸, سه‌شنبه

بیانیه 36


اعمال فشارهای مضاعف بر زندانیان


مقامات قضایی، امنیتی و هم چنین مسولان زندان تبریز هر روز فشار بر کارگر زندانی شاهرخ زمانی را بیشتر می کنند. به طوری که امروز 8/1/1391 وی را تهدید به انتقال به بند 9 جرائم عمدی و هر گونه ارتباط بین او و هم خرجی هایش یعنی محمد جراحی، جمهور اوزگوچ و نیهات تونجر را ممنوع کرده اند. گفتنی است بند 9 زندان تبریز خطرناک ترین بند زندان تبریز است که زندانیان آن همگی دارای جرائمی مانند سرقت مسلحانه و قتل بوده و احکام بالای 10 سال دارند و مصرف مواد مخدر در آن رواج زیادی دارد. هم چنین با ایجاد اختلاف بین زندانیان فعالین ملی و زندانیان کرارگری قصد دارند زندان در زندان برای شاهرخ زمانی ایجاد کنند.
جمهوری اسلامی در تمامی طول 33 سال گذشته با اعمال  و قوانین ضدانسانی و ارتجاعی خود همواره در راستای استثمار هر چه بیشتر طبقه ی کارگر گام برداشته است و امروز هم فشارهای مضاعفی را بر زندانیان کارگر و فعالین کارگری در زندان ها وارد می کند بلکه از این طریق مقاومت آن ها را در هم شکند.
ما ضمن محکوم کردن این تهدیدها خواستار رفع هرگونه فشار مضاعف بر روی زندانیان سیاسی و به خصوص شاهرخ زمانی هستیم.
هم چنین از فعالین ملی می خواهیم تا با هوشیاری خود مانع هرگونه تفرقه افکنی مقامات رژیم بین زندانیان شوند، چرا که همگی زندانیان از طرف یک حکومت و یک دشمن مشترک تحت ظلم و آزار و شکنجه قرار گرفته اند.
واضح است که جمهوری اسلامی تن به مطالبات ما نخواهد داد مگر این که به طور سازمان یافته علیه او مبارزه کنیم. ما از تمامی کارگران، فعالین کارگری، دانشجویان، معلمان، دانش آموزان و جوانان انقلابی می خواهیم با ایجاد هسته های انقلابی در محل کار و زندگی علیه حکومت سرمایه داری اسلامی به پا خیزند.
پیش بسوی اتحاد بیشتر، برای فشار بیشتر!!!

پیش بسوی اعتراضات گسترده و متحدانه با شعار :

کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

     8/1/1391

۱۳۹۱ فروردین ۷, دوشنبه

محکومیت مجدد نیما پوریعقوب به 91 روز حبس تعزیری

طبق رای صادره در تاریخ 4 اسفند ماه 1390 از طرف شعبه ی 104 دادگاه عمومی تبریز، نیما پوریعقوب فعال چپ دانشجویی دانشگاه آزاد تبریزو یکی از چهار متهم پرونده ی فعالین کارگری و دانشجویی تبریزاز بابت اتهام " توهین به آیت الله سیستانی" به تحمل 91 روز حبس تعزیری محکوم شده است.
نیما پوریعقوب در تاریخ 19 خرداد ماه سال گذشته در تبریز بازداشت و پس از 92 روز در تاریخ 17 شهریور ماه با قرار وثیقه ی 100 میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شد. شعبه ی یکم دادگاه انقلاب تبریز پیش تر وی را به 6 سال حبس تعزیری محکوم کرده بود.
دیگر متهمین این پرونده شاهرخ زمانی، محمد جراحی و ساسان واهبی وش به ترتیب به یازده و پنج سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده اند، که شاهرخ زمانی و محمد جراحی هم اکنون در زندان تبریز دوران محکومیت خود را می گذرانند و ساسان واهبی وش چندی پیش با پایان دوران محکومیتش از زندان آزاد شد.
کمیته ی حمایت از شاهرخ زمانی ضمن محکومیت حکم صادره این احکام را ناشی از ناتوانی حاکمیت در برخورد با نارضایتی عمیق به وجود آمده در جامعه می داند و خواستار لغو فوری تمامی احکام ناعادلانه ی صادره علیه فعالان چپ و کارگری و آزادی بی قید و شرط تمامی فعالین کارگری است.



زندانی سیاسی، کارگر زندانی آزاد باید گردد

۱۳۹۰ اسفند ۲۸, یکشنبه

سال نو مبارک


درسال جدید پیش بسوی مبارزه متشکل 

سالهاست که هر چه می گذرد مشکلات زندگی برای انسانها بخصوص طبقه کارگر بیشتر و سخت تر می شود .گرانی و تورم بیشتر می شود ،قدرت خرید و ارزش دستمزدها کمتر می گردد .هر سال چندین بار تورم های از 20% تا50% گریبان مردم را می گیرد و در انتهای سال نمایندگان رنگارنگ مدافع منافع سرمایه داری با سر و صدا و هیاهو به اندازه یک چهارم در صد تورم و گرانی سال جاری  حداقل دستمزدها را اضافه کرده و آنگاه انعام و پاداش های هنگفت خود را دریافت کرده به تعطیلات نوروزی رفته ، به ریش ما کارگران می خندند .هر سال تعداد اخراج ها بیشتر و سفره کارگران خالی تر می شود ، فشار بر خانواده های کارگری ،جدائی ها و فروپاشی خانواده ها بیشتر می شود . هر سال تعداد بیشتری از اعضاء و کودکان برای جبران هزینه های زندگی به اجبار از تحصیل و بازی دست کشیده وارد بازار کار می شوند . هر سال بر اثر رشد هر چه بیشتر تعداد بیکاران فشار بر کارگران شاغل بیشتر می شود و طبعا" سود سرمایه افزایش بیشتری می یابد . هر سال برای حفظ زندگی و تأمین نیازهای خانواده به عنوان نیازهای عید دعوا و اختلاف و قهر و آشتی و رشد نفرت کور و فشارهای روحی و روانی بین اعضاء خانواده بیشتر می شود .هر سال روزهای انتهای سال کارگران با دست خالی هر کدام به تنهای به این می اندیشیدند که یک سال گذشت و تمامی طرح ها و نقشه هایی که اول و طی سال داشتم همه بر باد رفت و با دست خالی و سرافکنده در مقابل بچه ها به خانه می روم .(البته ما زندانیان به خاطر وجود دم و دستگاه سرکوب گر از همین عید و دیدار خانواده حتی با سرافکندگی نیز محروم هستیم.) هر سال بسیاری از خواسته های عادی و پیش پا افتاده کودکان و جوانان به آرزوهای دست نیافتنی تبدیل می شوند. هر سال بر میزان فقر و فلاکت ، اعتیاد و فحشا،محدودیت آزادی های اجتماعی ، تبعیض های ملی و جنسیتی، کودکان کار و خیابان افزوده می شود . 

هر سال به تعداد کودکانی که سر چهارراهها با دست فروشی یا پاک کردن شیشه ماشین ها یا تکدی گری دوران کودکیشان نابود می شود یا در کارگاههای تاریک و نمور به عنوان کارگران ارزان و مطیع استثمار افزوده می شود . نها آ    

هر سال برای حل مشکلات خود ،کارگران ، زنان ، فعالین ملی و... تشکل می سازنداما بشدت توسط نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی سرکوب می شوند و تعدادی دستگیر،شکنجه و زندانی می شوند .

هر سال جمهوری اسلامی سرمایه داری ،نهاد های ضد انسانی آن مانند قوه قضائیه، انواع پلیس و خدم وحشم سرمایه  هارتر و وحشی تر شده، بیشتر از قبل اقدام به چپاول و جنایت می کنند .

هر سال بر ستم و تبعیض بین ملتها می افزایند و با ایجاد اختلافات ساختگی و فریب خلقها فشار بر آنها را بیشتر می کنند .صدها فعال ملی و مدنی را با اتهامات واهی و دروغین ازجمله جاسوسی محاکمه و زندانی می کنند.

ما اعتقاد داریم آزادی کامل  حق تمامی ملیت هاست. برای تعیین راه درست مبارزه جهت کسب حقوق ملی پاسخ اینکه آیا در ایران خلقی علیه خلق دیگردر تلاش است ؟ بسیار مهم و تعیین کننده است. ما اعتقاد داریم چنین نیست .عده ای  با بهانه قرار دادن اختلافات زبانی ، نژادی ویکپارچگی، همه ملیت ها را به زنجیر کشیده اند، از آزاد ی خلقها ، استفاده از زبان مادری وکسب استقلال به زور سرنیزه جلو گیری می کنند تا همه خلقها را یک جا استثمار نمایند در مقابل این عده قلیل چه باید کرد ؟ ما اعتقاد داریم  تمامی ملیت ها تا حد نهایت (جدایی کامل) حق دارند سرنوشت خود را خود تعیین کنند.

استثمار و ستم مضاعف علیه دختران و زنان به طور روزافزون بیشتر می شود .

دختران و زنان در ایران هر چه فریاد می زنند ،دوشادوش و حتی پیشاپیش  پسران و مردان بر علیه ظلم و ستم مبارزه می کنند نه تنها استثمار و ستم بر علیه زنان کم نمی شود بلکه هر روز با قوانین جدید ضدزن آپارتاید جنسیتی افزایش می یابد طرح های جدید از جمله ازدواج موقت ،تفکیک جنسیتی و ... کمبودها و نواقص استثماری سرمایه داری را به کمک قوانین دینی تکمیل می کنند تا حاصل و بازده استثمار طبقاتی را در روند زندگی اجتماعی زنان تحت لوای قوانین مدنی و مذهبی لباس مشروعیت بپوشانند .

آنچه گفته شد در سالی که گذشت یعنی سال 1390 بر اثر فشارهای اجرای طرح حذف یارانه ها ، بحرانهای سرمایه داری و همچنین براثر تحریم ها چندین برابر شد.

هر سال با این همه فشار و مشکلات وارد سال نو می شویم و آن را با شادی های کم و بیش می گذرانیم و پس از اتمام تعطیلات نوروزی دوندگی را با آرزوها و طرح های جدید شروع می کنیم اما در انتهای سال جدید آنچه به دست می آوریم مشکلات و فشارهای مضاعف شده انتهای سال قبل است(هر سال دریغ از پارسال ) و این دور تسلسل را همچنان بدون تغییر کیفی در فکر و عمل خود ادامه می دهیم. چرا؟

چرا از خود نمی پرسیم برای نجات از این دور تسلسل اسب اعصاری چه باید کرد ؟

چرا برای نجات خود همچنان راههای امتحان شده و شکست خورده گذشته را بدون تغییر تکرار می کنیم ؟
بیایید امسال از خود در تمامی دید و بازدیدها درتمامی گردش ها ، مهمانیها ،گفتگوها ،شادیهامان و در تمامی بازیها، چند دقیقه در کنار هم که هستیم از هم دیگر بپرسیم در مقابل این فشارها و مشکلات چه باید کرد ؟

ما فکر می کنیم تنها چاره ی کار برای پیروز شدن در شرایط موجود ایران مبارزه متشکل است.

کارگران ،جوانان ،دانشجویان ،زنان و معلمان و دانش آموزان و فعالین خلقها:

 با تمامی مشکلاتی که دارید شاد باشید،بخوانید ،برقصید و بازی کنید و جمهوری اسلامی سرمایه داری ارتجاعی را با بازی ها ،خواندن و رقصیدن خود به ترس و وحشت بیاندازید و در میان بازیها و تفریحات خود از هم دیگر بپرسیدبرای نجات از تکرار مشکلات و مضاعف شدن فشارها چه باید کرد ؟

پیشنهاد ما این است :
دوستانی که از همدیگر شناخت خوبی  دارید در محل زندگی و کار  مانند کوچه و خیابانی که خانه دارید ،در درون  تیم های ورزشی  که بازی می کنید ،در مدرسه ،دانشگاه ،اداره ای که در آن مشغول کار هستید ،در کارگاه یا کارخانه ای که کار می کنید اقدام به ایجاد تشکلهای پایه ای و انقلابی خود کنید و از طریق بحث و گفتگو در جلسات خود برای مشکلات ریز و درشت خود و هم طبقه ایها راه حل های عملی پیدا کنید و برای اجرایی کردن آنها برنامه ریزی کنید .از حل مشکلات کوچک شروع کنید تا بتوانید مسیر را برای  حل مشکلات بزرگتر هموار  نمایید .فکر می کنیم با توجه به وضعیت کنونی این تنها راهی است که می توان در جهت و مسیر متشکل شدن قدم گذاشت با وجود تشکل های کوچک ولی پایه ی در محل  کار و زندگی زمینه و بستر برای نوع دیگر تشکل ها هموار میگردد.

امیدواریم و آرزو می کنیم امسال را با سئوال چه باید کرد و پیدا کردن راه شروع مبارزات برنامه ریزی شده شروع کنیم و در انتهای سال آینده به جای مشکلات بیان شده دارای توازن قوا و هژمونی طبقاتی برای تحمیل مطالبات ریز و درشت خود به جمهوری اسلامی سرمایه داری داشته باشیم .

به امید چنان روزی


هر روزتان نوروز          نوروزتان پیروز


امضا کنندگان:

20نفر از زندانیان کارگری و فعالین ملی آذربایجان

 در زندان مرکزی تبریز
27/12/1390