ه‍.ش. ۱۳۹۴ اسفند ۲۴, دوشنبه

دست فروشی، سرمایه‌داری، فعالین مدنی:


منطق سرمایه‌داری حکم میکند که در دوره رکود، وقتی که صاحبان سرمایه نمیتوانند کالاهای تولید شده را از طریق بازارِ رسمی بفروش رسانند، از سپاه ذخیره کار(بیکاران) استفاده میکند و با دستفروشی سعی در فروش هرچه بیشتر کالاها و خروج از رکود دارد، اما بلافاصله پس از خروج از رکود می بایست پلیس سرمایه‌داری با دستفروشان برخورد کند، چرا که شاید میزان فروش کالا و گردش مالی دستفروشان قابل مقایسه با بازار نباشد اما به هر حال رقابتی با بازار برقرار میکنند که میتواند سود بازار را کاهش دهد.
اما یکی از دلایل مهم و مغفول مانده برخورد پلیس با دستفروشان، خروج بورژوازی ایران از رکود قبل از تصویب برجام است که حالا در دوره پسا برجام برای افزایش هرچه بیشتر رشد اقتصادی، دستفروشان که اغلب از جوانان و مهاجران از روستاها و شهرهای کوچک به مرکز هستند، باید در خدمت تولید ملی قرار بگیرند و همینطور باید تأمین کننده نیروی کار(ارزان) شرکتهای خارجی و چند ملیتی باشند که این شرکتها پروژه‌های مختلفی را در ایران در دست اجرا دارند.
اما دوستان(فعالین مدنی) برای حمایت از دستفروشانی که مورد برخورد پلیس قرار گرفته‌اند و معترض هستند، کمپین بشردوستانه راه می‌اندازند و به جای اینکه با تحلیل اقتصاد سیاسی پدیده دستفروشی از دستفروشان معترض ضمنِ یک مبارزه اقتصادی روزمره علیه استثمار سرمایه‌داری، حمایت کنند، از دستفروشان معترض ضمنِ پشتیبانی از هرگونه اعتراض اجتماعی حمایت میکنند (نامش را هم فعالیت مدنی گذاشته‌اند)!!!

اینان (فعالین مدنی) که قصد دفاع از هرگونه اعتراض اجتماعی را دارند و منطقشان این است که: "ضمن پذیرش نقاط منفی، اما نقاط مثبتی هم میتوان یافت و بر آن تکیه کرد!" حال سوال من این است که این فعالین مدنی در همان حین که از دستفروشان معترض تحت عنوان فعالیت بشردوستانه حمایت میکنند، اگر کاسبان معترض بازار هم حرکتی علیه دستفروشان راه بیاندازند و اعلام دارند که دستفروشان موجب ورشکستگی‌شان شده و اشکهایشان هم از اشکهای دستفروشان درشتتر باشد، این فعالین محترم مدنی چطور مساله را حل میکنند؟! همزمان از هر دو معترض حمایت میکنند یا برای مغازه داران از انصاف و بخشندگی سخن میگویند که مثلاً شما که درآمدتان خوب است اجازه دهید یک چیزی هم گیر دستفروشان آید!!!

رضا حاجیان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر