۱۳۹۲ آبان ۱۴, سه‌شنبه

محمد جراحی و رضا شهابی صدای ما كارگران هستند!


ناصر اصغری 

محمد جراحی، كارگر زندانی و عضو «كمیته پیگیری ایجاد تشكل‌های كارگری» روز ١٤ مهر نامه ای خطاب به كارگران ایران و دنیا نوشت و در آن به اذیت و آزار خود توسط مأموران شكنجه جمهوری اسلامی در سیاه چال‌های این رژیم اشاره كرده بود.اتحادیه آزاد کارگران ایران» هم روز ٢٨ مهر با صدور بیانیه ای درباره وضعیت رضا شهابی، از فعالین شناخته شده جنبش كارگری و عضو هیأت مدیره سندیكای كارگران كارگران شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و دیگر كارگران دربند، خواهان آزادی فوری همه كارگران زندانی شده است.

محمد جراحی بیش از دو سال است كه به بهانه های واهی، كه در اصل بخاطر فعالیت برای ایجاد تشكل‌های كارگری، در زندان و در بدترین شرایط در غل و زنجیر است. او در زندان دچار بیماری تیرویید شده است و می گوید هنگامی كه او را به بیمارستان برده بودند با دستبد و زنجیر به پا از توهین و بد رفتاری زندانبان و ماموران همراه چنان اذیت شده كه دیگر راضی به مراجعه به بیمارستان نیست.
رضا شهابی هم كه سالهاست با چنین شیوه هایی شكنجه می شود، اخیرا برای چندمین بار روانه بیمارستان شده است. بیانیه «اتحادیه آزاد» می گوید كه بر اساس نظر پزشکان در صورت عدم معالجه، وی بمرور زمان با فلج بخشی از بدنش مواجه خواه شد.
واضح است كه جمهوری اسلامی به عمد دارد این فعالین كارگری را این چنین زیر فشار می گذارد كه فعالیت برای مطالبه كردن حقوق كارگران هزینه بردار باشد! این شیوه قرون وسطائی كه الحق برازنده جمهوری اسلامی است، شكم هیچ كارگر گرسنه ای را سیر نخواهد كرد. كودك هیچ كارگری را كه بر اثر نداری از ادامه تحصیل باز مانده است، روانه مدرسه نخواهد كرد. فقط و فقط بر خشم و تنفر ما كارگران از رژیم جهل و جنایت اسلامی خواهد افزود.
ما كارگران مطالبات زیادی داریم. خواهان دستمزدی هستیم كه كفاف یك زندگی انسانی را بدهد. دستمزدی كه توسط نمایندگان خود ما و در تشكل‌هایی كه توسط خود ما ایجاد شده اند تعیین شده باشد. خواهان آزادی ایجاد تشكل‌های كارگری و قطع دست دولت در امور این تشكل‌ها هستیم. خواهان آزادی كلیه زندانیان سیاسی هستیم. خواهان برابری كامل حقوقی و سیاسی زنان و مردان در همه سطوح زندگی هستیم. خواهان برابری كامل حقوقی و سیاسی برای تمام افرادی كه در این جامعه زندگی می كنند، چه متولد ایران باشند چه متولد كشور دیگری اما اكنون در ایران كار و زندگی می كنند، می باشیم. ما خواهان حق برابر شهروندی برای كلیه شهروندان این كشور هستیم. ما خواهان آزادی پوشش هستیم. ما خواهان برداشته شدن همه موانع فرهنگی بر سر راه تفریح و شادی جوانان هستیم. خواهان بیمه بیكاری مكفی هستیم. خواهان حق بازنشستگی مكفی و انسانی برای تمام شهروندان بازنشسته این جامعه هستیم. خواهان جدائی دین از دولت هستیم. خواهان این هستیم كه مذهب امر خصوصی افراد تلقی شود و كسی حق نداشته باشد كس دیگری را به زور وادار به بجا آوردن آداب و رسوم مذهبی كند. كسی حق نداشته باشد كودكی را تحت عنوان رسم و رسوم مذهبی اذیت و آزار كند و یا مانع شادی و تفریح او شود. ما خواهان دنیای شاد و بدون هر گونه تبعیض برای كودكان هستیم. ما كارگران شایسته بهترین و مرفه ترین زندگی هستیم، چرا كه تمام ثروت این جامعه، حاصل كار و زحمت و رنج ماست.
اینها و دهها مطالبه كوچك و بزرگ دیگر، مطالبات ما كارگران هستند كه بدون توجه به آنها، با هر درجه سركوب و زندانی كردن فعالین كارگری، فراموش نمی شوند و بطور دائم توسط فعالینی از همین جنبش به جامعه و از جمله به دولتی كه بر این جامعه حكومت می كند، و همچنین به تمام محافل و مجامع بین المللی اعلام خواهند شد. رضا شهابی، محمد جراحی، بهنام ابراهیم زاده، شاهرخ زمانی، رسول بداقی و دهها و صدها زندانی سیاسی دیگری كه حتی نام بسیاری از آنها را هم خوب نمی دانیم، صدای ما كارگران هستند و درست به همین خاطر آنها را تنها نخواهیم گذاشت و برای آزادیشان یك دم تلاش و مبارزه خواهیم كرد. هر چه كارگران توجه شان به موقعیتشان بیشتر جلب شود، هر چه بی حقوقی شان بیشتر محرز شود، اهمیت رهبران نامبرده را بهتر و بیشتر متوجه خواهند شد. و كارگران درست به همین دلیل از جمهوری اسلامی كه رهبران و دوستان آنها، رضا شهابی و محمد جراحی را دستگیر و اذیت و آزار می كند، متنفرند و منتظر فرصتی هستند كه برای همیشه از شر این بختك اسلامی خلاص شوند.
٢١ اكتبر ٢٠١٣

۱ نظر: